تبلیغات
آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی

آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی
شهر جهرم از نگاه تصویر


بقیه تصاویر در ادامه مطلب ...

ادامه مطلب

[ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 08:17 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

 استفاده از وسایل کمک آموزشی کامپیوتر در آموزش کودکان استثنایی

هر یک ازکودکان استثنایی با توجه به میزان معلولیت یا توانمندی ها، دارای نیازهای خاصی در زمینه ی استفاده از ابزارهای آموزشی کامپیوتری میباشند‍‍.از این رو در ادامه به بررسی ابزارهای کامپیوتر محور خاص هر یک از کودکان استثنایی پرداخته می شود:


ادامه مطلب

طبقه بندی: متفرقه،
[ جمعه 17 تیر 1390 ] [ 05:51 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

 سبب شناسی عقب ماندگی ذهنی اتفاقات دوران بارداری و زایمان

 

مطالعات نشان داده است که بین 6 تا 10 درصد ضایعات مغزی و درنتیجه عقب ماندگی ذهنی با وجود  پیشرفتهای علم پزشکی در هنگام زایمان رخ می دهد .

تولد زودرس

تولد زودرس یکی ازعوامل مساعد عقب ماندگی ذهنی است

گاهی  ضایعات  مغزی وعقب ماندگی بر نوزاد عارض  می گردد  نارسایی   رشد هوشی  در  زایمانهای زود رس و قبل از موعد بیشتراست زیراهنوزسلسله اعصاب مرکزی کودک رشد کافی ندارد و کودک به دلیل  حساس بودن  طعمه  خوبی برای میکروبها است .

بعضی از امراض مادری (مرض قند،بیماری کلیوی) و ناهنجاری دهانه رحم   موجب  تولد زودرس نوزاد می گردند

تولد نارس

برخی از نوزادان هنگام تولد در حدود 5/2کیلو گرم یا کمتروزن دارند .این کودکان ممکن است دوره 9 ماهه جنینی را در رحم مادر طی کرده باشنداما با توجه به وزن کمی که دارند  بعنوان اطفال نارس تلقی می گردند .

به نظر سچر و دیگران نوزادانی که در طی دوران حاملگی رشد  ضعیفی دارند، به طور غیر عادی احتمال دارد در هنگام  تولد دچار مشکلاتی می شوند . چنین  حوادثی  احیانا“ موجب  برخی موارد  عقب ماندگی ذهنی  و اختلالهای  یادگیری یا بیقراری می شود . از میان خطرهای  بالقوه در این زمان می توان از نارسی، نرسیدن اکسیژن به سلولهای مغز و یرقان را نام برد.

گاهی به واسطه طول مدت زایمان و پیدایش شرایط نامساعد برای  جنین ، فشارهای غیر طبیعی بر نوزاد وارد می شود و  به اختلال ذهنی او منجر می گردد .

علل زایمانهای طولانی

عدم تناسب بین جمجمه کودک و لگن  مادر مغز جنین به علت به تاخیر افتادن زایمان در حین عبور از لگن و مجرای زایمان ، صدمه دیده و ضایعات  تولید شده به عقب ماندگی ذهنی  و سایر  اختلالهای  روانی منجر می شود .

 

در برخی مواقع  استفاده از وسایل  فیزیکی و مکانیکی نظیرفورسپس اگربا دقت لازم همراه نباشد برجمجمه ومغزنوزاد فشاروارد میسازد و عوارض گوناگونی همچون نارسایی  ذهنی و اختلالهای حسی و حرکتی را سبب می شود

از بیماریهایی که بر اثر ضربه های  زایمانی یا  نقص  رشد  جنین  به  علل مختلف   اتفاق     می افتد  یکی  فلج  مغزی  است  که اکثرا“با نارسایی رشد هوشی و فلجهای گوناگون  مثل فلج دوپا یا نیمه بدن یا چهار دست وپا یا حتی فلج اعصاب و عضلات چشم همراه است. 

بیماری  صرع  و سایر اختلالهای تشنجی کودکان یکی دیگر از بیماریهایی است که احتمالا“براثرضربه های زایمانی به وجود می آید .

معمولا“ براثر فشار زیاد یا طولانی ناحیه سر صدمه دیده و گاهی نوزاد دچار بیحال و خفگی می شود

از نخستین مرحله تولد  که  آغاز سازگاری فیزیولوژیکی و بیولوژیکی با  محیط  است کودک از فعالیت لازم باز می ماند و هوای کافی ولازم به سلولهای اونمی رسد و همین وقفه  موجب  نقصان  رشد عمومی و عقب ماندگی ذهنی کودک می گردد .

محرومیت از اکسیزن ممکن است از طریق وقفه در تدارک  گردش  خون  در جفت یا فقدان تنفس خود به خودی رخ دهد

سندرم بیقراری ،  تحریک پذیری  و عدم تمرکز حواس و دقت به  عنوان  نشانه  آسیب مغزی در کودکان  جوانی  است  که تنها تعدادی از آنها به هیپوکسیا دچار شده بودند .

پرتو نگاری یا اثرات اشعه ایکس

در چند ماهه  اول  آبستنی ، پرتو نگاری انبوه  اغلب  موجب  پایان  دادن   به حاملگی  شده  یا  باعث  ابتلا نوزاد به عوارض جدی دیگر می شود.

مادرانی که در سه ماه اول حاملگی به عفونتهای شدید مبتلا می شوند با خطر فزاینده  سقط  جنین  یا  نقایص   جدی نوزادشان روبرو می شوند .

ویروسهایی که  به  جنین   می رسند  شامل ویروسهایی  است    که   موجب  سرخک،  سرخجه،آبله مرغان،آبله،آبله گاوی ، التهاب ماده خاکستری نخاع،التهاب کبد،التهاب مخ، اوریون می شوند.

از بین این ویروسها،سرخجه، سیتومگالوس تبخال موجب نقایص جنین می شوند.

بیماری سرحجه مزمن است و ویروس آن می تواند  طی  یک  دوره طولانی یعد از تولد ،حتی اگر کودک علیه آن پادتن تولید کند، درسلولهای نوزاد پرورش یابد. ویروس سرخجه موجب تخریب بر خی از سلولهای بافتها شده ونرخ رشد را در دیگر سلولها تغییر می دهد .

همچنین ممکن است  در کار  تدارک  خون برای رشد بافتهای جنین مداخله کند و باعث نقص دایمی رشد،بیماری قلبی،میکروسفالی، کری ، آب مروارید ، آب سیاه چشم و دیگر مشکلات مربوط به چشم گردد .

این بیماری یکی از علتهای مرگهای جنینی و عقب ماندگی  در گذشته های  نه چندان  دور بوده است .

عوارض سیفلیس به صورت سقط جنین ، مرده به دنیا آمدن نوزاد ، عقب ماندگی ذهنی ،کوری ،کری،التهاب استخوانها و اندامهای داخلی دیده می شود .

معالجه مناسب مادر قبل از هفته هجدهم حاملگی ، جنین را در مقابل عفونت مصون می سازد .

در صورت ابتلا مادر ، درمان شدید آنتی بیوتیک آغاز می شود .

تاکسو پلاسموسیس

یک  بیماری  عفونی  مربوط  به یک جانور تک سلولی است .جنین مبتلا به این بیماری از طریق تورم پوشش مشیمیه چشم وشبکیه آن ، آهکی شدن مغز ، هیدروسفالی، میکروسفالی ،آشفتگیهای روانی-حرکتی ، صرع، مشکلات تغذیه ،افزایش ناگهانی  درجه حرارت و افزایش  تنوس  عضلانی  بروز می یابد ،  بسیار حساس است.

حدود 85 درصد کسانی که زنده می مانند دارای عقب ماندگی ذهنی می باشند .

این ویروس به وسیله یک مادر سالم به جنین منتقل می شود وگاه باعث عقب ماندگی ذهنی هیدروسفال ، میکروفتالیما ،تشنجات  صرعی آنسفالی،کوری،بزرگی کبد وطحال و تغییرات خونی  همراه  با  پلاکت پایین خون و تخریب سلولهای قرمز آن می گردد.

ممکن است ویروس از طریق انتشار عفونت در نواحی مختلف  از جمله مغز موجب مرگ جنین یا نوزاد شود .

هر چند این ویروس می تواند از طریق جفت به جنین  منتقل  شود  اما  بیشترین  گسترش آن در دوره  بارداری  و وضع حمل معمولا“از طریق تماس مستقیم با دستگاه تناسلی است

داروهای متعددی توسط زنان حامله مصرف می شود  که از مشهور ترین  آنها می توان  آسپرین آنتی هیستامین،آرام بخش،ضد استفراغ،ملین،ضد احتناق بینی را نام برد .

مصرف  داروهای  رایج   نظیر  مپروبامات و کلردیازپوکسید که  برای کنترل و اضطراب به کار می روند ممکن است بسیار خطرناک باشند .

رشد وتکامل ذهنی و فیزیکی این کودکان در دوره بعد از تولد و دوره دورن رحمی کند بوده و موارد میکروسفالی ،چشمان مورب وبدسازیهای کاردیاک و اندامی متغیر  در بین آنان مشاهده می شود . در هنگام تولد ، میزان نقص در رشد قد ،  شدیدتر از نقص وزن است .

نیکوتین یا ماده  سمی  سیگار روی  جنین تاثیر می گذارد . هنگامی که مادر حامله ، سیگار می کشد حرکات قلب جنین به علت کم  شدن  اکسیژن   خون  تشدید  می شود  و بر قلب آن فشار وارد می گردد.

زنان سیگاری تقریبا“ همیشه بچه های  خود را زودتر از موعد به دنیا می آورند و عقب ماندگی ذهنی در نوزادانی که زودتر به دنیا می آیند بیشتر است .

استفاده از  دخانیات  در دوران بارداری به کم  شدن  وزن نوزاد و گاهی سقط آن منجر می شود .

گاهی اضطراب،عصبانیت و هیجانهای شدید و ناگهانی و پیوسته مادر در دوران بارداری باعث  ایجاد  تغییرات  و احتمالا“ اختلالهایی در کنش  غدد  داخلی مادر می شود و اثرات نامطلوبی روی جنین می گذارد .

به طور کلی هیجانهای دایمی و مستمرکه غالبا“ با تشویش و نگرانی و نارا حتیهای خانوادگی  و محیطی  همراه هستند باعث بروز نارساییهایی در جنین  شده و گاه به عقب ماندگی ذهنی منجر می گردند .

آزمایشهای حیوانی نشان می دهد که  تجارب مولد،اضطراب در دوره آبستنی، ممکن است برضربان قلب،سطح فعالیت،کم وزنی و رشد و تکامل حرکتی جنین اثر کند.

واکنش هیجانی مادردرهنگام زایمان نیز سبب جلوگیری از تولد به موقع نوزاد شده و بر آن فشار وارد می سازد .

درانسان سوء تغذیه شدید مادربه هنگام آبستنی به کم وزنی نوزاد دروقت  تولد  منتهی میشود اما  کاهش  وزن جزیی است . بدیهی است که سوءتغذیه  قبل  از تولد  به کاهش تعداد سلول در جفت انسان منجر می شود .

نوزادانی  که از طریق  جفتهای  نارسا تغذیه می شوند ،ممکن است رشد درون رحمی ناقص داشته باشند، بنابراین حتی بعد از طی دوران  معمولی  حاملگی به کم وزنی مبتلا می شوند .

گاهی  در کار جفت  نارسایی  وجود دارد وهمین نارسایی  موجب  می شود  نوزاد  دچار کم خونی گردد وسلولهای مغزی اوآسیب ببیند.

از دیگرموارد مشکل زا، خونریزی شدید داخلی، تاثیر بیهوشی عمومی برای زایمان،پیچیدگی ناف به دورگردن نوزاد،بزرگی غیرعادی نوزاد و کم حرکتی نوزاد می باشد.

در مواردی  که جنین دارای ارهاش مثبت و مادر دارای ارهاش منفی است مشکل برای جنین ایجاد می شود  ممکن است مادر علیه سلولهای خون با ارهاش مثبت ، از طریق  انتقال  خون  با ارهاش مثبت و یا در صورتی  که  خون  جنین با ارهاش مثبت به سیستم گردش خون او برسد.حساس گردد که  اغلب  به  هنگام  درد  زایمان  یا وضع حمل چنین می شود . اگر پاسخ عدم حساسیت و مصونیت کافی ایجاد  شود مادر ناقل پادتنهایی علیه سلولهای خون ارهاش  مثبت می گردد.اگرمادری قبلا“ حساس نشده باشد ،خطری کودک اول را تهدید نمی کند.

ورود پادتن های مادری در خون جنین موجب تخریب سلولهای قرمزارهاش مثبت می گرددونیزدراثرانباشت بیلی روبین  سلولهای قرمز  خون ، سبب افزایش بیلی روبین در خون می گردد .

اگر  پاسخ عدم  حساسیت و مصونیت  کافی ایجاد شود مادر ناقل پادتنهایی علیه سلولهای خون ارهاش مثبت می گردد. اگر پاسخ عدم حساسیت  و مصونیت  کافی ایجاد شود مادر ناقل پادتن هایی علیه  سلولهای خون ارهاش مثبت می گردد.

در تکنیکهای اولیه ،درمان در هنگام تولد یا حتی در جنین ،به وسیله انتقال خون از یکی به دیگری انجام می گرفت .درحال حاضر،می توان از حساس شدن مادر اجتناب کرد.

این امر توسط تجویز پادتنهایی علیه عامل ارهاش به یک مادرارهاش منفی به هنگام به دنیاآمدن اولین فرزندیکه دارای ارهاش مثبت  است  انجام می گیرد و بدین وسیله یک مصون سازی منفعل ایجاد می گردد.

اختلال فشار خون در سه ماهه آخر آبستنی در 6تا7درصد تمام آبستنیها رخ می دهد و در آمریکا  موجب 20  درصد  ازمرگهای مادری می شود و هنگامی که با خونریزی  وعفونت   همراه   شود   مسئول  بیش  از 50درصد ازمرگ ومیرهای مادری است .

در اثر این اختلال ، جنین به طور مکرر از بین می رود .پیش از تهیه انسولین  معمولا“زنان مبتلا به  دیابت  قندی   برای   حاملگی  بسیار ضعیف  بودند  و تنها عده  قلیلی   آبستن می شدند.

 یک چهارم این مادران نیز می مردند و حدود نیمی از جنین ها و نوزادان از بین  می رفتند حتی با کنترل دیابت  آبستنی  برای مادر و به ویژه  برای  کودک  همراه  با ریسک  بالایی است .

کنترل  دقیق  زنان  مبتلا  به  دیابت  به طور امیدوار کننده ای موجب  بهبود مادر و فرزند می شود .

 





[ یکشنبه 15 خرداد 1390 ] [ 07:48 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

آثار تخریبی خود شیفتگی

انسان خودشیفته کسی است که بیش از حد تعادل و به شکلی بیمارگونه به خود توجه دارد. این گونه افراد، بشدت دچار اضطراب هستند و بدترین درد برایشان این است که کسی به آنها توجه نکند، بنابراین برای جلب توجه دیگران، دست به هر کاری می زنند. خودشیفتگی هیچ پشتوانه ای ندارد و معمولاً متکی بر توهمات و خیالات فرد است. افراد خود شیفته تصور می کنند بسیار آدم های مهم و بزرگی هستند و جالب اینجاست که می خواهند دیگران را هم وادار کنندکه این تصورات باطل را بپذیرند.
انسان خود شیفته، پیوسته خودش و دیگران را گول می زند و برای بزرگ جلوه دادن خود، دائم دروغ می گوید و امتیازات مالی و معنوی عجیب و غریبی را به خود نسبت می دهد و گاه در این کار به قدری اغراق می کند که خودش هم دروغ هایش را باور می کند.
ریاکاری یکی از بزرگ ترین ویژگی های انسان های خود شیفته است. این افراد به این حقیقت دست نیافته اند که مهر و علاقه و عشق دیگران به انسان، حاصل صداقت و درستکاری است و چون پس از چندی، چهره واقعی آنها برای دیگران روشن می شود و دیگر همان توجه و احترام پوشالی اولیه را هم نسبت به آنها نشان نمی دهند، دچار اضطراب، نگرانی و رنج دائم می شوند. انسان خودشیفته دچار عقده حقارت و خود کم بینی است، لذا سعی می کند با بزرگ جلوه دادن خود، این کمبودها را پنهان یا انکار کند. انسان خود شیفته بشدت از دیدن و پذیرفتن واقعیت ها می گریزد و در دنیایی خیالی که برای خودساخته و پادشاه آن است، به سر می برد. انسان خود شیفته به هیچ وجه شریک مناسبی برای کار و زندگی نیست و ارتباط با او کمترین اعتبار و ثباتی ندارد.
انسان های خود شیفته فقط صدای خودشان را می شنوند و افکار خودشان را قبول دارند. آنها به هیچ وجه نمی توانند انتقاد از خود را بپذیرند و پیوسته از دیگران توقع دارند که از آنها تعریف و تحسین کنند. شور و نشاط زندگی در یک انسان خود شیفته وجود ندارد، زیرا او فقط خودش را می بیند و از دیگرانی که عاجزانه، تحسین و توجه آنها را طلب می کند، غافل است. او پیوسته با این تصور بی پایه دست به گریبان است که همه افراد دنیا باید به آرا و نظرات او گردن بنهند و او را قبول داشته باشند و تعصب عجیبی هم درباره عقاید خود دارد و به هیچ وجه زیر بار عقایدی که با او موافق نباشند نمی رود. فرد خودشیفته، بشدت بیمار است، اما اگر کسی جرأت کند و این حرف را به او بزند، بلافاصله به نفهمی متهم می شود.
یک فرد خودشیفته، دیگران را نیز دچار آسیب های روانی جدی می کند.
زندگی با چنین فردی، به خصوص برای کودکان، بسیار دشوار و آسیب رسان است. از آنجا که انسان خودشیفته، معمولاً نمی پذیرد که بیمار است، باید به اطرافیان او یادداد که حتی الامکان، خود را از تأثیر القائات او دور نگه دارند و قوی باشند. واقعیت این است که انسان تا «مجبور نباشد» با یک فرد خود شیفته زندگی نمی کند و اگر به هر علتی، چنین مشکل آزار دهنده ای برای شما پیش آمده است، سعی کنید از بحث با او بپرهیزید، زیرا جز خردشدن اعصاب و کلافگی، نتیجه ای نخواهد داشت. با آدم خود شیفته، جز «مدارا» چاره ای ندارید. مدارا به معنی تحمل اجباری و پذیرفتن ضعف نیست. مدارا حاصل یک روح بلند و شناخت دقیق از طبیعت انسانی است. مدارا، در واقع سازگاری همراه با آگاهی با شرایطی است که گاه بر انسان تحمیل می شود.
زندگی و کار با انسان های خود شیفته، امری نا ممکن است، مگر این که بیماری خود را بپذیرند و دنبال درمان باشند، اما مشکل کار اینجاست که افراد خودشیفته به قدری توهمات پوچ خود را باور کرده اند که از هیچ پزشکی کمک نمی گیرند. اگر توان لازم برای کنار آمدن با یک فرد خود شیفته را ندارید، جداً از مشارکت با او، در هر زمینه ای پرهیز کنید، چون خودتان هم بشدت آسیب خواهید دید. باید برای انسان خودشیفته دعا کرد که خداوند به او آگاهی و معرفت کافی را بدهد که خود به این عیب بزرگ پی ببرد و دنبال درمان آن باشد.




طبقه بندی: متفرقه،
[ شنبه 14 خرداد 1390 ] [ 07:03 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

" بیماری تای ساکس "

اولین بار توسط  وارن تای وبرنارد ساکس کشف شد.دراین عارضه سلولهای عصبی

دچارتورم شده و پرتوپلاسم مغزی از موادچربی پرمی شود و هسته سلوله  به خارج رانده

گردیده و نهایتاً تحلیل می روند.دراین بیماری اختلال درسوخت وسازتمام موادچربی

وجود دارد ورژیم غذایی دراین جا کارچندانی انجام نمی دهد درنتیجه بیماری غیرقابل

درمان ونهایتاً منجربه مرگ می گردد.

این بیماری دریکی ازسه مرحله زیرشروع می شود:

1)مرحله نوزادی (6ماهگی به بعد).

2)مرحله کودکی(3سالگی به بعد).3)مرحله نوجوانی(از6-12سالگی).

این بیماری منحصربه کودکان قوم یهوداست زیرادراین قوم ازدواجهای فامیلی رواج دارد.

"علائم"

1)بی حالی وبی توجهی نسبت به اطرافیان 2)تشنج 3)ضعف بینایی که نهایتاً به کوری

کامل می انجامد 4)کمی تونوس عضلانی که درنتیجه باعث شل شدن عضلات می گردد

5)عقب ماندگی ذهنی درسطح شدید دیده می شود.

"توضیح"

"تشخیص این بیماری قبل ازتولدازطریق تست آمنیو سنتزانجام می شود ولی دردرمان

بیماری متاسفانه کارچندانی تا به حال صورت نگرفته و منجربه مرگ کودک می شود."

وبلاگ شناخت کودکان استثنایی




طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ شنبه 17 اردیبهشت 1390 ] [ 05:56 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

«خودشیفتگی» و «خودکامی»

 

ریشه واژه «خودشیفتگی» و «خودکامی» در لغت، به اسطوره یونانی که «تارسیوس» بود، برمی گردد. «تارسیوس» مرد جوان خوش سیمائی بود که بسیار مجذوب خودش شد; به نحوی که کنار آب می نشست و ارتباطی با کسی نداشت، سرانجام عاشق عکس خود در آب شد و پنداشت که بهشتی است. بنابراین کوشید که او را بگیرد، ولی چون موفق نشد، مایوس گردید و در پایان، از این اندوه، جان سپرد! این در واقع، تعریف ویژگی فرد خودشیفته است. انسانی که فقط به خویشتن می اندیشد. به قول یکی از روانشناسان صاحبنام: «تمام نیروی روانی او به خودش معطوف است.»

خودشیفتگی، نوعی اختلال هیجانی بسیار اغراق آمیز است و مبتلایان به این اختلال، با سایرین همدل نیستند! ولی نیاز دارند مرتب از سوی آنان مورد تمجید واقع شوند. هرچند خودشیفتگان و خویش کامان، تصویری مبالغه آمیز از خویش دارند، اما از پنداره بسیار آسیب پذیری برخوردار بوده و بیشتر با هویت خویشتن ناآشنایند. این اختلال کمتر از سایر اختلال های شخصیتی رخ می نماید و احتمال ابتلا» به آن به طور تقریبی، یک درصد است. برخی از مطالعه ها نشان می دهند که این اختلال، بیشتر در مردان جوان، روی می دهد. آسیب پذیری در عزت نفس، شخص مبتلا به خودشیفتگی را نسبت به انتقاد یا شکست، خیلی حساس می کند. گرچه امکان دارد این موضوع را آشکارا بروز ندهند، ولی خرده گیری از ایشان، سبب دل آزاری، احساس حقارت، کم ارزشی، تهی بودن و پوچی در آنان می شود. اینان در برابر توهین، غضب یا هجوم متقابل و گستاخی نشان می دهند که بیشتر وقت ها چنین تجربه هائی به انزوای اجتماعی و یا تحقیر می انجامد.

رابطه ها و عملکرد اینگونه اشخاص بیشتر مواقع، با مشکل روبه رو می گردد. درمان اختلال مذکور، از طریق روان درمانی و گفتگو بین روانپزشک و بیمار، امکان پذیر است. شاید همگی ما در دورانی از زندگی خویش با کسانی روبه رو بوده ایم که خویشتن را در بسیاری جهات برتر از سایرین می دانستند و پیوسته حس خودبزرگ بینی و مهم بودن داشته و می گفتند: «من تاکنون هرگز ناکام نبوده ام»، «می توانم با قدرت بیانم، روی همه نفوذ داشته باشم»، «دست به هرچه می زنم، به طلا تبدیل می شود»، «به قدری جذاب هستم که همه، بی اختیار متوجه من می شوند» و من، من، من... اینها جمله ها و فرازهائی هستند که در زبان انسان خودشیفته جاری می شود.

خودشیفتگی، یکی از اختلال های روانشناختی به حساب می آید. این اختلال، ممکن است در دوره خردسالی همه افراد وجود داشته باشد. بی شک انتظار می رود که با گذراندن دوران رشد و بالندگی، این اختلال، کم کم از بین برود. همگی ما در روزگار کودکی خود و در چند هفته نخست زندگی، پیش از آنکه مادر و یا پرستارمان را بشناسیم، دچار حالت خودشیفتگی می گردیم. در سنین یک تا سه سالگی نیز باز همان حالت های خودکامی در تمام کودکان مشاهده می شود. کودک در این سنین، حس می کند که همه چیز منحصر به او است و تمامی جهان و هر چیزی که در اطراف است، باید در تملکش باشند. چنین حالت های خودکامی در کودک با افزایش سن و شناخت بیشتر او نسبت به جهان و نیز وقوف بر این موضوع که دیگران به طور لزوم مانند او نیستند و هرکسی آرزوها، پندارها و دیدگاه های خود را دارد، تغییر می کند. اما چنانچه این دگرگونی و تحول در کودک به وجود نیاید، شخصیت و هویتش در دوران بزرگسالی همچنان خودشیفته باقی می ماند. دانشمندان روانشناسی درباره علت ها و عامل های خودشیفتگی چنین می گویند: «ارزش نهادن بیش از اندازه و در کانون توجه واقع شدن در طی دوران رشد، عامل هائی هستند که این بحران را پدید می آورند، محدودیت رابطه های اجتماعی و محرومیت از فرصت هائی که آدمی قادر باشد با همسالان خود همگامی داشته باشد، به پایداری این اختلال می انجامند. در ضمن، ناامنی، بیم طرد و عدم تایید از جانب اطرافیان، از سایر عامل هائی هستند که سبب می گردند توجه شخص معطوف خود شود.» همچنین در مورد سایر عامل های تشدید خودشیفتگی می افزایند: «توانائی های تخصصی، برتری در ویژگی ها جسمی، موفقیت های پیاپی و در نتیجه تشویق و ترغیب های بی حد نیز، انسان را به سمت خودپرستی می کشاند.»

در این اختلال، تمام انرژی روانی فرد، فقط متوجه خودش است. به نحوی که قادر نیست عشق و محبت خویشتن را درباره سایرین هم به کار گیرد. اینان فقط می توانند با کسانی که همانند و همفکر ایشان هستند، ارتباط برقرار کنند. چنانچه از ایشان خرده گرفته شود و یا در انجام امری با شکست روبه رو گردند، به سرعت واکنش نشان می دهند. از افراد، بهره کشی می کنند و در رابطه بین فردی، استثمارگر هستند. نسبت به ظاهرشان حساسند و از اطرافیان خود انتظار تعریف و تمجید زیادتری دارند. برای این اختلال، یک علت مشخص شده وجود دارد و آن، این است که فرد خودشیفته به احتمال زیاد در همدلی و رابطه عاطفی با مادر خویش، دچار مشکل بوده و یا کینه از سوی پدر و مادرش، به خصوص مادر، در همان اوایل زندگی، معطوف شده است. وجود ناهمگونی و به هم ریختگی در رابطه این افراد، گذشته از رابطه خانوادگی و زناشوئی، رابطه بین فردی و شغلی را هم دربرمی گیرد.

دکتر «محمود ساعتچی»، روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی، پیرامون مشکل های این افراد در محیط کار و خانواده چنین می گوید: «اگر ویژگی های گوناگون فرد خودشیفته را نیک بنگریم، درمی یابیم که آثار منفی شخص خودشیفته در محیط کار، بسیار متنوع و گسترده است. او هدف زندگی خویش را، ارضا» نیازهای خود می داند. به نیازهای دیگران توجهی ندارد; هرچند که در ظاهر، تظاهر می کند، اما اینگونه نیست. به همین علت در محیط کار، تمام همکارانش با گذشت زمان، سرانجام به جائی می رسند که او را دوست داشتنی نمی یابند; از همگامی با او، دوری می گزینند و تلاش می ورزند که کمتر با او برخورد داشته باشند; به سبب آنکه فرد خویشتن کام در مرحله های متفاوت رشد و بالندگی شخصیت از دیدگاه «فروید»، در نخستین مرحله رشد شخصیت خود یعنی «نهاد»، متوقف شده است. پس برپایه اصل کسب لذت و اجتناب از درد، عمل می کند. در صورتی که چنین فردی، مدیر یک واحد باشد، به رشد و ارتقا» مهارت های شناختی، هیجانی و حرکتی افراد تحت نظر خویش، اعتنائی ندارد و تمام تلاش خود را معطوف آن می سازد که از توان، استعداد و مهارت های آنان در راه کسب امتیاز و شهرت برای خود سود جوید.» دکتر ساعتچی می افزاید: «وضع افراد مزبور در خانواده هایشان هم به همین سبک است.

یعنی همسرشان به منزله وسیله ای تلقی می شوند که نیازهای زیستی، اجتماعی و فرهنگی او را ارضا» کنند و در نهایت، همسر برایشان ارزش جدی ندارد. رابطه خانوادگی این اشخاص به طور معمول، مشوش بوده و درگیری های لفطی، مشاجره ها و عدم تفاهم در خانواده آنان زیاد به چشم می آید. به عبارت دیگر، آثار و پیامدهای زندگی این قبیل افراد در خانواده سبب ایجاد پریشان فکری، اعتمادبه نفس پائین و بسیاری دیگر از اندیشه ها و نگرش های منفی در بین اعضا» خانواده می گردد.» ممکن است این اختلال، بسیار مزمن و دیردرمان باشد و افزون بر اختلال های دیگر، فرد را تهدید کند. افسردگی و اضطراب بیمارگونه، در بیشتر موقع ها گرایش به مواد مخدر و... را در پی خواهد داشت. برای کمک به این بیماران، انواع شیوه های درمانی روانشناسی همچون روان درمانی فردی، گروهی و محیط درمانی بکار بسته می شود. البته اگر فرد خودشیفته در برابر این راه کارها ایستادگی کند، هیچ یک از این راه ها برای او مفید واقع نمی شوند. این افراد حتی ممکن است در برابر پزشک معالج هم از خود مقاومت شدیدی نشان دهند از بین همه این شیوه های درمانی، گروه درمانی بیشتر سودمند است.

در این روش، شماری از خودشیفتگان در نشستی با روانشناس، دیدار کرده و روانشناس با بررسی نارسائی های مشترک آنان، برایشان برنامه های ویژه درمانی درنظر می گیرد. این بیماران در ارتباط با برخورد مستقیم با هم، بهتر می توانند به خود و سایرین یاری رسانند. انسان های خودشیفته، کسانی هستند که ارزش های فردی و اجتماعی را تنها در برابر خواسته خود می دانند و رفتارشان را صحیح و به حق می شمارند و پیوسته سایرین را مقصر قلمداد می نمایند. خودشیفتگان هرگونه خوب بودن دیگران را نادیده گرفته و یا آن را شرطی می بینند. شخصیتی که خویشتن کام است، اطراف خود، عده ای از افراد تاییدکننده را گرد می آورد تا مدام او را تحسین کنند و در بازی های روانی که ایجاد می کند، نقش مقابل را به گونه ای مناسب ایفا» کند. پس همان طور که گفته شد، شیوع عارضه شخصیتی خودشیفته، ریشه در دوران کودکی هرکس دارد و عوارض اجتماعی آن بعد از رشد کودک می تواند به شرح زیر باشد:

در رابطه با دیگران، فاقد هرنوع ارتباط مثبت و مستمر است.

در ارتباط های شخصی، هدف، بهره بری از سایرین می باشد.

انتظار دریافت هرنوع خدمات و لطف بدون ارائه پاسخ متقابل را دارد.

دارای عزت نفس کم و گسیخته شدنی است.

پیوسته در جستجوی جلب تحسین و ارزش نهادن برای تظاهر می باشد.

خیال پردازی یا هدف های غیرواقعی و در پی کمال گرائی رفتن، از صفت های فرد خودشیفته است.

زمانی که مورد انتقاد قرار می گیرد، بسیار عصبانی می شود واکنش خیلی تند و خصومت آمیزی از خویش نشان می دهد.

همواره از دیگران، استفاده ابزاری می کند تا به هدف های شخصی خود دست یابد.

خویشتن را بسیار بااهمیت می داند.

راجع به کامیابی هایش در رابطه های بین فردی، زندگی خصوصی و حرفه ای، به شدت دچار توهم های فراوان می شود.

همیشه ازسایرین،توقع برخوردهای خوب و دلپذیر دارد.

پیوسته از مردم انتظار توجه و پشتیبانی دارد.

خیلی حسود است.

فرد مبتلا به این اختلال شخصیتی، به طور معمول توسط دیگران اینگونه شناخته می شود: «خیلی خود را مهم می داند و به قول معروف برای خودش کلاس می گذارد.» شخصیت خودشیفته نمی تواند برتری سایرین را تحمل کند، نسبت به خرده گیری ها، حساس است و در مقابل آنها واکنش تندی نشان می دهد. افرادی از این قبیل، به طور معمول کمال طلب هستند. همواره دلشان می خواهد در کانون توجه باشند و دوست دارند همه مدام تحسین شان کنند.

چنین حسی در این افراد آنقدر قوی است که گاه سبب می شود آنان دردسرها و حتی بحران های خودساخته ای تدارک ببینند تا زمینه ای برای خودآرائی و اثبات لیاقت هایشان فراهم آورند. از دیدگاه بقیه مردم اینگونه به نظر می آید که این افراد، تمام دنیا را مدیون خود می دانند و خیال می کنند همه باید قدردان آنان باشند. و نکته آخر اینکه; در این اختلال، علاوه بر ژنتیک و محیط، ردپای رخدادهای دوران کودکی هم مشهود است




طبقه بندی: متفرقه،
[ جمعه 2 اردیبهشت 1390 ] [ 11:08 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]


کودکان نابینا آموزش یا پرورش؟

 

 

امروزه باوجود پیشرفتهای علمی و فن آوریهای شگرف تمدن بشری، پیشگیری و درمان معلولیت های

 

مختلف و محو پدیده ناخوشایند نابینایی ـ به جز در مواردی بسیار معدود ـ آرزویی بیش نیست. نابینایان

 

به عنوان قشر غیرقابل اغماضی از جامعه در سطوح مختلف سنی مطرحند. كودك نابینا برای نخستین

 

 بار در فضای خانواده نفس می كشد. افراد خانواده نخستین كسانی هستند كه كودك نابینا حضور آنها

 

 را درك می كند. بنابر این پدر ومادر كودك نابینا نخستین آموزگاران و سازندگان بنای شخصیتی اویند.

 

پدر ومادری كه بطور غیرمنتظره كودك نابینایی را در آغوش می گیرند با احساسی آمیخته با ناباوری و

 

عدم قبول این واقعیت ناخواسته، اضطراب اندیشه «چه كنم» امروز و نگرانی و وحشت «چه خواهد

 

شد» فردا، روبرو می شوند. این احساس مخرب در روحیه و احساسات این طفل كوچك و معصوم اثر

 

می گذارد. احساس ناامنی را در ضمیر او تقویت می كند. اتكای به نفس را از او می گیرد و به خود

 

یاری و استقلال وی زیان می رساند. به همین جهت آموزش و راهنمایی پدر ومادر كودك نابینا در درجه

 

اول ضروری تر از خود اوست. والدین كودك نابینا، نابینایی او را فاجعه یی بزرگ می پندارند و نمی دانند

 

كه درك آنها از فرزندشان به كلی با درك وی از خودش متفاوت است. كودك نابینا ابتدا اصلاً

 

نمی دانسته كه از چه چیزی محروم شده و یا چه چیزی را از دست داده است و دیگران با او متفاوتند.

 

این ناآگاهی از خود، تا مدتها ادامه دارد. كودك نابینا در سنین پیش از دبستان آمادگی پذیرش

 

آموزشهایی را دارد كه به كسب محارتهای خودیاری منجر می شود. لیكن از آنجایی كه بیشتر مراحل

 

 یادگیری در این سنین از طریق تقلید صورت می گیرد، شایسته است دیگر حواس وی به حدی

 

تقویت شوند كه بتوانند جایگزین حس بینایی شوند. در حین تقویت حواس در هر فرصت مناسب با گفتن

 

مطالبی شیرین و جذاب محیط پیرامون او را توصیف و قابل درك نمود تا قادر به تقلید شود. همچنین باید

 

 به رشد حركتی و تقویت مهارتهای جهت یابی كودك توجه خاصی داشت. كودك در این سنین دارای

 

انرژی فراوان و هیجان بسیار، برای تحرك وبازی است و بتدریج به تفاوتهای خود با دیگران پی می برد.

 

كم كم به محدودیتهای خود می اندیشد، و احساس عدم امنیت نسبت به محیط پیرامونش در وی به

 

 وجود می آید. در این زمان باید كودك را دریافت. باید او را با محیط آشنا كرد تا احساس امنیت كند.

 

شرایط شركت او را در بازیهای گروهی با همسالانش فراهم ساخت. او را با توانمندیهای خود آشنا كرد

 

 و مقدمات بروز استعدادها و توانایی هایی را فراهم ساخت. اگر كودك رها شده و در خود فرو رود،

 

بتدریج از فرآیند رشد عقب مانده و از بستر طبیعی اجتماع منزوی می شود.

 


بدون شك نقص بینایی در احراز تجربه و كسب دانش محدودیتهایی ایجاد می
 كند، ولی این

محدودیت ها به آن اندازه نیست كه فرد نابینا را از تمام فعالیت های آموزشی، فراگیری حرفه و

 

تجربه اندوزی محروم گرداند. چه بسیارند افراد نابینا كه در آموزش بسیاری از علوم و فنون از بینایان نیز

 

بهتر عمل كرده اند. نابینایان در علوم انسانی پیشرفتی قابل توجه دارند. در موسیقی ممتاز می شوند.

 

برخی از كارها را مشتركاً با بینایان انجام می دهند. فكر و دست آنان با كمك و دید بینایان بر بسیاری از

 

مشكلات فایق می آید.


آموزش و پرورش كودكان و بخصوص نابینایان درگرو اتحاد مستمر و محكم اولیا خانه و مدرسه امكان
 پذیر

 

می گردد. متولیان امور آموزشی و پرورشی باید از وحدت رویه و وفاق كامل و تقسیم كار مناسبی

 

برخوردار باشند تا اجرای صحیح وظایفشان، به اهداف عالی هم نزدیك شود. اولیاً خانه و مدرسه

 

دانش آموز نابینا، ضمن برقراری جلسات و ملاقات های مستمر و مكرر، آموزش و پرورش فرزندشان را

 

جریان می دهند و از هر گونه وقفه یا عدم هماهنگی جلوگیری می كنند. به این ترتیب تحصیل دانش

 

آموز نابینا بی وقفه استمرار خواهد داشت، تا چشمان خاموش او بتواند فانوس راه خود و دیگران باشد

 




طبقه بندی: کودکان کم بینا و نابینا،
[ یکشنبه 7 فروردین 1390 ] [ 08:03 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

نشانگان روبرت

 

Robert sc phocomelia از حالتهای نادر ژنتیکی است که ناهنجاریهای شدیدی در استخوانهای دست و پا ایجاد می‌کند.سایر ناهنجاریها مثل عقب ماندگی ذهنی ممکن است دیده شود.


 

* تاریخچه

 

اولین بار در سال ۱۹۱۹ توضیح داده شد. در گذشته تصور می‌شد این سندرم از دو جز جدای Robert syndrome و sc یا pseudo-thalidomide syndrome ایجاد شده ولی تحقیقات انجام شده حاکی از یکسان بودن این دو سندرم است. SC حروف اول نام خانوادگی دو خانواده است که اولین بار این سندرم در آنها تشخیص داده شد. واژهٔ "pseudo-thalidomide" برای افراد با اندامهای کوتاه استفاده می‌شود زیرا تالیدومید دارویی است که مصرف آن در دوران بارداری باعث ناهنجاریهای اندامها در کودکان می‌شود.


* پرونده ژنتیکی

 

این سندرم به صورت autosomal recessive به ارث می‌رسد.موتاسیون در ژن ESCO۲ باعث ایجاد این سندرم می‌شود.این ژن پروتئینی را کد می‌کند که برای جدا شدن درست کروموزوم طی تقسیم سلولی مهم می‌باشد.قبل از تقسیم سلول همهی کروموزومها باید کپی شوند.DNAهای کپی شده دارای کروموزومهای خواهر هستند.این پروتئین نقش مهمی در ایجاد چسبی دارد که باعث نگهداری کروموزومها تا زمانی که آمادهٔ تقسیمند می‌شود.هر گونه موتاسیون در این ژن مانع ایجاد پروتئینESCO۲ با عملکرد مناسب می‌شود که باعث ایجاد چسب بین کروماتیدهای خواهری و از دست رفتنشان دور سانترومر می‌شود.


* بررسی آماری

 

این سندرم زنان و مردان را به طور یکسان تحت تاثیر قرار می‌دهد.هیچ کشور و منطقهٔ خاصی در جهان نیست که این سندرم بیشترشایع باشد.


* علائم بیماری

 

Phocomelia حالتی است که دستها و پاها حاضرند ولی بازوها(arms)و رانها(legs) وجود ندارند.در این حالت دستها و پاها مستقیما به بدن متصلند.معمولا کوتاه شدگی(hypomelia) در دستها بیشتر از پاهاست.بعضی افراد بدون استخوان قسمت فوقانی دستها و پاها به دنیا می‌آیند که به این حالت tetraphocomelia گفته می‌شود.بعضی هم شدت کمتری از کوتاه شدگی اندامها را دارند. علاوه بر این ۸۰٪ افراد با این سندرم سر کوچک دارند(microcephaly) . همینطور بیشتر افراد دارای این سندرم درجاتی از عقب ماندگی ذهنی دارند. بیشتر این افراد نقایص صورتی دارند که روی تکامل لب فوقانی(cleft lip)و کام اثر دارند. کوتاه شدگی یا عدم حضور استخوانهای تحتانی دست (اولنا و رادیوس) در حدود ۹۷٪ افراد مبتلا به این بیماری مشاهده می‌شود. اسخوان ناحیه فوقانی(هومروس)در ۷۷٪موارد درگیر می‌شود.نبودن یا کوتاه شدگی استخوان ران(فمور)در ۶۵٪موارد اتفاق می افتد.استخوانهای ناحیهٔ تحتانی پا(تیبیا و فیبولا)در ۷۷٪ از موارد دخیلند. این افراد قبل و بعد از تولد از سایر بچه‌های هم سن کوچکترند و وزن تولد کمی(۵/۱ تا ۲ کیلو گرم ) دارند.ممکن است دارای موهای نازک و پراکنده که اغلب به رنگ نقره‌ای است باشند. همچنین اکثر این افراد با شکاف لب و شکاف کام به دنیا می‌آیند. از ناهنجاریهای دیگر می‌توان به چانه و مندیبل کوچک و تکامل نیافته(micrognathia)، گردن کوتاه، مشکلات قلبی و کلیوی ، چشمهای برجسته و با فاصله و گوشهای با شکل غیر عادی اشاره کرد. ناهنجاریهای بینایی عبارتند از آب مروارید ، قرنیه کدر(corneal opacity) ، فقدان یا نقص مادرزادی پلکها. ناهنجاریهای تناسلی شامل بزرگ شدگی آلت تناسلی مردان(فالوس) ، بزرگی کلیتوریس و cryptorchism است.


* تشخیص

 

این ناهنجاری در هفتهٔ ۱۲ بارداری با تست اولتراسوند قابل تشخیص است. که در آن مشکلات تکاملی دستها و پاها مشخص می‌گردد.گاهی اوقات دیرتر قابل تشخیص است و یا حتی ممکن است نتوان آن را تشخیص داد.مشاهداتی که با اولتراسوند انجام می‌گیرد شامل شکاف لب ، فاصلهٔ زیاد چشمها ومایع اضافی در برخی ساختارهای مغز(هیدروسفالوس) ،اسپینا بیفیدا ، مقادیر زیاد مایع آمنیوتیک و مشکلات کلیوی است. همچنین در تشخیص آنالیز کروموزومهای بچه ممکن است موثر باشد.


* درمان

 

در حال حاضر هیچ درمانی برای افراد با سندرم Roberts sc phocomelia وجود ندارد. پیش بینی جریان بیماری اکثریت افراد با درجات شدید این سندرم در رحم یا طی بارداری و یا کمی بعد از تولد می‌میرند.آنهایی که زنده مانده اند نقایص رشدی کاملا مشخصی خواهند داشت.بچه‌های با شدت کمتری از این سندرم و بدون شکاف‌های صورتی بهبودی بهتری دارند.




طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ جمعه 8 بهمن 1389 ] [ 05:41 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

* كرتینیسم

 

 

بیماری کرتینیسم (Cretinism) نوعی بیماری است که به علت وجود هیپوتیروئیدی از زمان تولد روی می‌دهد.

 

وجود هیپوتیروئیدی از زمان تولد اغلب ناشی از کمبود ید در دوران جنینی است که موجب عقب افتادگی ذهنی و جسمی نوزاد می‌گردد.

 

* مکانیزم ایجاد بیماری

 

اغلب ناشی از کمبود طولانی مدت ید در دوران جنینی است و به ندرت سایر دلایل کم‌کاری تیرویید مانند آژنزی غده تیروئید . مادر نیز ممکن است دچار کم کاری تیروئیدی باشد.

 

*  علائم بیماری

 

آسیب‌های مغزی، عقب ماندگی ذهنی و جسمی (کوتاهی قد) بزرگی زبان ، هیپوتونی (کم بودن فعالیت و تحرک)و دیر بسته شدن فونتانلها (ملاج سر) ، تحلیل استخوان‌ها و کاهش متابولیسم پایه در کودکی، خستگی و خواب آلودگی، مشکلات یادگیری ، پوست خشک ، خشن و سرد ، برادیکاردی و اضافه وزن .براساس میزان کاهش بهره هوشی می‌توان بیماری را از هیپوتیروئیدی خفیف تا کرتین و کرتینوئید تقسیم کرد .

 

*  شیوع

 

تقریباً ۳۰٪ مردم جهان (حدود ۱/۶ میلیارد نفر) در معرض خطر اختلال کمبود ید (IDD) هستند. ۵۰ میلیون کودک مبتلا شده‌اند . IDD بویژه در مناطق حاره‌ای دیده می‌شود. چینی‌ها ۴۰ درصد از بیماران کرتن را در جهان شامل می‌شوند.ساکنین مناطقی که آب آشامیدنی آنها- به دلیل مقدار کم ید در سنگ بستر- دارای مقادیر بسیار کم ید می‌باشد درخطر این بیماری هستند . (پیش از افزایش منظم ید در نمک خوراکی).دریا منبع بزرگ ید است. بطور کلی هر چه فاصله از دریا دورتر باشد، کمبود ید بیشتر است. (برای مثال مقدار بسیار پایین ید در اغلب مناطق کوهستانی باعث افزایش IDD می‌گردد.)محیط دارای مواد گواتروژن- موادیکه ید را محبوس می‌کنند- دسترسی به ید خیلی پایین است.

 

*] کنترل بیماری

 

انجام غربالگری برای تشخیص زود هنگام این بیماری در کشورهای پیشرفته و ایران از هیپوتیروئیدی نوزادی جلوگیری می‌کند . این بیماری در صورت تشخیص به موقع کاملا قابل درمان می‌باشد در حالی که در صورت عدم تشخیص فرد را به یک موجود عقب مانده غیر قابل برگشت تبدیل می‌کند. درمان با تجویز هورمونهای تیروئید ( لووتیروکسین ) می‌باشد . غربالگری با نمونه گیری خون نوزاد و سنجش سطح TSH سرم انجام می‌گیرد.




طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ چهارشنبه 6 بهمن 1389 ] [ 05:47 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

*اسپینا بیفیدا یا کمر باز یا بیرون‌زدگی نخاع ( Spina_bifida) از کاستی‌های بدن انسان است.

 

کمر باز نقص مادرزادی لوله عصبی/نخاع و بیرون‌زدگی نخاع از حفره باز (بسته نشده) در ستون فقرات است.

 

این نقص مادرزادی لوله عصبی با درجات صدماتی کاملا متفاوت شکل میگیرد و میتواند کم و بیش بدون اثر بروی تکامل بچه بوده یا که عامل فلج او گردد. زمان ایجاد این نقص در جنین بین روزهای ۲۲ تا ۲۸ام بارداری است یعنی دورانی که لوله حامل عصب نخاع در جنین شکل میگیرد. کمر باز می‌تواند منجر به بی اختیاری ادرار و مدفوع شود و در حدود ۳۰٪ از این نوزادان دچار عقب ماندگی ذهنی کم تا شدید می‌شوند.

 

 

*دلایل ابتلاء

 

ژنتیکی (سابقه نقص لوله عصبی در نسل‌های قبل)، رژیم غذایی غلط، دیابت، تب شدید در اوایل بارداری، چاقی شدید، استفاده از وان آب داغ در اوایل بارداری.

 

* درمان

 

این نقص جنین را امروزه میتوان پس از تشخیص با عمل جراحی در روی جنین در شکم مادر برطرف کرد. در غیر اینصورت میبایستی عمل جراحی به دلایل بهداشتی و خطر از کار افتادن کلیه‌ها فورا پس از تولد انجام بگیرد.

 

*جلوگیری

 

نقایص مادرزادی لوله عصبی مثل «آن انسفالی» (فقدان مغز) و کمر باز با مصرف اسید فولیک کاهش می‌یابند. اسید فولیک یا فولات بطور طبیعی در غذاهایی مثل جگر (مقدار زیاد آن بخاطر سموم ذخیره شده در جگر برای دوران بارداری تجویز نمیشود)، سبزی‌ها با برگ سبز تیره (اسفناج)، شلغم، کلم، گل کلم، مارچوبه، مرکبات، لوبیا خال‌خالی، لوبیا چشم بلبلی سفید و انواع نخودها یافت می‌شود. اسید فولیک ویتامینی قابل حل در آب، در برابر اکسیژن، گرما و نور بسیار حساس است. به این دلیل در بیشتر موارد تا حد پنجاه درصد آن ضمن آماده کردن غذا (شستن / طبخ) از بین میرود. آشپزی اصیل ایرانی (پخت چندین ساعته غذاها) تا ۹۰٪ اسید فولیک را نابود می کند. به همین خاطر بهتر است مواد یاد شده در بالا خام یا تفت داده شده مصرف شوند.

 




[ سه شنبه 5 بهمن 1389 ] [ 01:51 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 12 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

خواهشمند است مطالب ،مقالات تحقیقات و ... خود را در خصوص روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی را در قالبword2003 به نشانیhsh.1357@yahoo.com ارسال تا با نام خود در وبلاگ قرار گیرد.
با تشكر
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

.



قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگفا

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ