تبلیغات
آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی

آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی

شانگان آرسکوگ-اسکات (Aarskog-Scott syndrome) بیماری ارثی نادر با مشخصات قامت کوتاه ، اختلالات صورت ، اسکلتی و ناهنجاریهای دستگاه تناسلی می باشد. این سندرم یکی از علل عقب ماندگی ذهنی است . از جمله ناهنجاریهای این سندرم هیپرتلوریسم ، پل بینی عریض ، پره‌های پهن و بر آمده بینی ، شلی مفاصل ، جدابودن لبه داخلی پلکها و دست‌ها و پاهای کوچک است.

 

انتقال ژنتیکی این بیماری وابسته به X مغلوب است لذا اصولا این بیماری نادر در مردها بیشتر دیده می شود.

 

تشخیص احتمالی با معاینه بالینی است. تشخیص افتراقی مهم آن کودکان مادران الکلی می باشد. تشخیص قطعی با تستهای ژنتیکی است.

 

پیش آگهی بسته به فنوتیپ بیمار متفاوت است و می تواند ضعیف تا خوب باشد.

 

مانند سایر بیماریهای ژنتیکی درمان دشوار است ولی برخی از عوارض اسکلتی و عضوی با جراحی قابل اصلاح است.




طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ سه شنبه 21 دی 1389 ] [ 03:34 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

سیتومگالوویروس

 

 

سیتومگالوویروس (CMV) یکی از اعضاء خانواده هرپس ویروسها است که به نام هرپس ویروس انسانی نیز شناخته می‌شود.

        

* معرفی ویروس

 

این ویروس که بزرگترین عضو خانواده هرپس ویروسها به شمار می‌رود دارای DNA دو رشته‌ای حاوی بیش از kbp۲۴۰ و قابلیت کدگذاری بیش از ۲۰۰ فرآورده پروتئین اساسی است که عملکرد بسیاری از این پروتئین‌ها هنوز بخوبی شناخته نشده‌است. مشابه سایر هرپس ویروسها کپسید ویروس توسط یک پوسته خارجی حاوی دو لایه لیپید احاطه شده که حاوی پروتئینهای کد شده ویروسی هستند و اهمیت بسیاری از نظر طراحی واکسنهای ضد ویروس دارند. از نظر پاتولوژی مشخصه کلاسیک شناخت CMV در بافتها، وجود سلولهای بزرگ (سیتومگالیک) و حاوی انکلوزیونهای داخل هسته‌ای می‌باشد که در زیر میکروسکوپ نمای شبیه چشم جغد owl’s eyes را ایجاد می‌کنند و مشاهده آنها قویاً به نفع عفونت فعال CMV است. CMV تمایل به آلوده سازی سلولهای منونوکلوئر و لنفوسیت دارد و در موارد منتشر بیماری شواهد عفونت را در اغلب ارگانها می‌توان مشاهده نمود.

 

در ایمنی علیه CMV ایمنی هومورال و سلولر هر دو نقش دارند. بنظر می‌رسد گلیکوپروتئینهای G و H پوسته خارجی ویروس در تحریک ایمنی هورمورال نقش اساسی داشته باشند ولی پاسخ‌های ایمنی هومورال اگرچه درکنترل عفونت شدید مؤثر هستند قادر به مهار درگیری جفت و جنین نمی‌باشند. تولید سلولهای آسیتوتوکسیک از طرف میزبان بر علیه CMV و درگیری MHC/I نقش مهمی در کنترل عفونت دارند. هر یک از گونه‌های پستانداران با CMV خاص خود آلوده می‌شوند لذا انسان‌ها تنها میزبان CMV انسانی هستند. در کشورهای درحال توسعه اغلب کودکان در سالهای کودکی با CMV تماس پیدا می‌کنند و تقریباً ۱۰۰٪ بزرگسالان شواهد سرمی مثبت سابقه تماس با ویروس را نشان می‌دهند. در حالیکه درکشورهای توسعه یافته فقط ۵۰٪ بزرگسالان شواهد سرمی آلودگی را نشان می‌دهند.

 

* انتقال بیماری

 

انتقال ویروس از روشهای زیر صورت می‌گیرد:

 

مادر به جنین (از طریق جفت یا حین زایمان) و شیر مادر ، فرزند به والدین ، انتشار در مهدکودک‌ها ، پیوند بافت و عضو ، انتقال خون

 

مهمترین مشکلی که در درگیری با CMV ایجاد می‌شود در درجه اول آلودگی جنین در حین بارداری و سپس عفونتهای فعال در مبتلایان به نقص ایمنی و پیوند عضو است. در صورتی که مادری در حین بارداری به عفونت فعال مبتلا شود حدود ۴۰-۳۰ درصد خطر انتقال به جنین وجود دارد ولی در صورتی که مادری قبل از بارداری آلوده شده باشد فقط ۵/۰-۲/۰ درصد خطر انتقال به جنین وجود خواهد داشت. در کل ۲- ۵/۰ درصد از نوزادانی که در تمام جهان مبتلا می‌شوند به CMV مبتلا هستند و CMV شایعترین علت عفونت مادرزادی (congenital infection) محسوب می‌شود.

 

* علائم بیماری

 

از بین نوزادان مبتلا ۱۵٪ در هنگام تولد شواهد درگیری با CMV را نشان می‌دهند که این علائم عبارتند از:

 

IUGR ، تظاهرات جلدی شامل (پتشی و پورپورا) ، آتروفی سربرال ، هپاتواسپلنومگالی ، کوریورتینیت ، اختلالات خونی ، میکروسفالی ، کاهش شنوائی حسی- عصبی و تقریباً تمام این کودکان درجاتی از عقب ماندگی ذهنی و درگیری مغزی را دارا می‌باشند.

 

در مورد سایر اثرات CMV بر سیستم باروری نیز مطالعاتی انجام شده‌است. نقش CMV به عنوان علت ایجاد کننده سقط جنین بخوبی شناخته شده است؛ همچنین بعنوان یکی از علل سقط مکرر خصوصاً در مبتلایان به HIV/AIDS و نقص ایمنی مطرح می‌باشد ولی نقش آن به عنوان علت ایجادکننده ناباروری در زنان و مردان اثبات نشده و هنوز تحت مطالعه و بررسی قرار دارد. همچنین از CMV در طراحی روشهای جلوگیری از بارداری به عنوان ناقل ژن مختل کننده باروری در حیوانات استفاده شده‌است.

 

* تشخیص

 

در حال حاضر مهمترین توصیه در مورد مردان و زنان مراجعه کننده جهت درمان ناباروری، انجام آزمایشات غربالگری از نظر وجود سابقه تماس با CMV می‌باشد. در این آزمایشات آنتی‌بادیهایی علیه CMV از قبیل IgG و IgM سرمی اندازه‌گیری می‌شود. وجود سطوح بالای IgG نشان دهنده تماس قبلی با ویروس می‌باشد ولی در صورتی که IgM بالا باشد مطرح کننده عفونت اخیر و فعالیت ویروس بوده و تا تبدیل سرمی IgM به IgGفرد نباید اقدام به بارداری نماید. در خانمهای باردار مشکوک به عفونت فعال، از سایر تستهای تشخیصی به منظور اثبات عفونت فعال مادر و همچنین از آمنیوسنتز و PCR مایع آمنیوتیک خصوصاً درهفته‌های ۲۱ الی ۲۳ بارداری به منظور اثبات درگیری جنین می‌توان استفاده نمود.

* درمان

 

بهترین درمان شناخته شده تاکنون گانسیکلوویر(Gancyclovir) می‌باشد که در درمان عفونتهای فعال خصوصاً در افراد مبتلا به نقص ایمنی بسیار مفید می‌باشد ولی با توجه به عوارض گانسیکلوویر و عدم اطمینان از بی خطر بودن آن در بارداری، استفاده از گانسیکلوویر در زنان باردار فعلاً توصیه نمی‌شود. در حال حاضر بهترین توصیه‌ها همچنان بررسی وضعیت سرمی افراد قبل از بارداری و در صورت سرونگاتیو بودن، آزمایش مجدد در ماههای ۲ الی ۴ بارداری از نظر ابتلا به عفونت CMV، می‌باشد.

 




[ یکشنبه 19 دی 1389 ] [ 12:26 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

نگاهی به سندرم داون

اگر شما هم پس از تولد نوزادتان متوجه توانایى شناختى كمتر از حد متوسط، دست و پاى كوتاه، ماهیچه هاى ضعیف، چشم هاى بادامى ، نیم رخ مسطح ، گوش هاى كوچك و گردن كوتاه او شدید، به هیچ وجه نگران نشوید چرا كه نوزاد مبتلا به «سندرم داون» شما مى تواند با هوشیارى و مراقبت صحیح به زندگى نیمه مستقل خود دست یابد. عارضه ژنتیكى «سندرم داون» به علت وجود تمام یا بخشى از یك كروموزوم اضافى به وجود مى آید و از هر ۸۰۰ كودك، یك نفر به آن مبتلا مى شود كه با كاهش توانایى شناختى ، رشد جسمانى ضعیف و تغییر چهره فرد همراه است. اگرچه «سندرم داون» قابل پیشگیرى نیست، اما در صورت آگاهى صحیح مى توان آن را در دوران باردارى یا قبل از تولد نوزاد تشخیص داد و در نتیجه كمك بزرگى به فردمبتلا براى رساندن او به استقلال نسبى كرد.

* «سندرم داون» چیست
خصوصیات ژنتیكى هر فرد در هنگام لقاح به وسیله ۴۶ كروموزوم از والدین به وى منتقل مى شود و به صورت مساوى ۲۳ كروموزوم از مادر و پدر به ارث مى رسد، اما گاهى نوزاد یك كروموزوم اضافى دریافت مى كند و در واقع ۴۷ كروموزوم به وى منتقل مى شود. این ماده اضافه ژنتیكى در رشد جسمانى و عقلانى كودك تأخیر ایجاد مى كند. متأسفانه كسى به طور قطع علت این اتفاق را نمى داند و تاكنون هیچ روشى نیز براى پیشگیرى از آن شناخته نشده است.

 


اگر شما هم پس از تولد نوزادتان متوجه توانایى شناختى كمتر از حد متوسط، دست و پاى كوتاه، ماهیچه
 هاى ضعیف، چشم هاى بادامى ، نیم رخ مسطح ، گوش هاى كوچك و گردن كوتاه او شدید، به هیچ وجه نگران نشوید چرا كه نوزاد مبتلا به «سندرم داون» شما مى تواند با هوشیارى و مراقبت صحیح به زندگى نیمه مستقل خود دست یابد. عارضه ژنتیكى «سندرم داون» به علت وجود تمام یا بخشى از یك كروموزوم اضافى به وجود مى آید و از هر ۸۰۰ كودك، یك نفر به آن مبتلا مى شود كه با كاهش توانایى شناختى ، رشد جسمانى ضعیف و تغییر چهره فرد همراه است. اگرچه «سندرم داون» قابل پیشگیرى نیست، اما در صورت آگاهى صحیح مى توان آن را در دوران باردارى یا قبل از تولد نوزاد تشخیص داد و در نتیجه كمك بزرگى به فردمبتلا براى رساندن او به استقلال نسبى كرد.

* «سندرم داون» چیست
خصوصیات ژنتیكى هر فرد در هنگام لقاح به وسیله ۴۶ كروموزوم از والدین به وى منتقل مى شود و به صورت مساوى ۲۳ كروموزوم از مادر و پدر به ارث مى رسد، اما گاهى نوزاد یك كروموزوم اضافى دریافت مى كند و در واقع ۴۷ كروموزوم به وى منتقل مى شود. این ماده اضافه ژنتیكى در رشد جسمانى و عقلانى كودك تأخیر ایجاد مى كند. متأسفانه كسى به طور قطع علت این اتفاق را نمى داند و تاكنون هیچ روشى نیز براى پیشگیرى از آن شناخته نشده است.

* انواع سندرم داون
مبتلایان به سندرم داون برخلاف دیگران
۳ نوع كروموزوم شماره ۲۱ دارند، بنابراین به صورت معمول ۳ نوع سندرم داون وجود دارد.

۱- «تریزومى ۲۱ معمولى » : دراین عارضه همه سلول ها، یك كروموزوم ۲۱ اضافى دارند و حدود ۹۴ درصد مبتلایان به سندرم داون دراین دسته قرار دارند.

۲- «ترانس لوكیشن»: دراین عارضه ، كروموزوم اضافى ۲۱ به یك كروموزوم دیگر مى چسبد و اصولاً والدین این كروموزوم را بدون هیچ نشانه اى به همراه دارند. فقط ۴ درصد از مبتلایان به سندرم داون در این دسته قرار دارند.

۳- «تلفیقى»: تعدادى از سلول هاى مبتلایان به این عارضه داراى كروموزم اضافى ۲۱ است و ۲ درصد از كل مبتلایان سندرم داون به این نوع عارضه ژنتیكى مبتلا هستند.

* تأثیر سن مادر
ذكر این نكته ضرورى است كه سن مادر مى تواند عاملى تأثیرگذار در ابتلاى نوزاد به سندرم داون باشد. در سنین
۲۰ تا ۲۴ سالگى احتمال ابتلا به سندرم داون ۱/۱۴ درصد است و باردارى در سن ۴۰ سالگى احتمال ابتلا به این عارضه را به ۱/۶ مى رساند و این احتمال در سن ۴۹ سالگى ۱/۱۱ درصد است. بنابراین اگر چه احتمال ابتلا به سندرم داون در نوزادان با بالا رفتن سن باردارى افزایش مى یابد، اما شواهد نشان مى دهد ۸۰ درصد كودكان مبتلا به سندرم داون از مادران داراى سن كمتر از ۳۵ سال متولد شده اند. براین اساس هم اكنون براى مادران باردارى كه سن آنها بیش از ۳۰ یا ۳۵ سال باشد، آزمایش هاى ژنتیكى براى تشخیص وجود سندرم داون انجام مى شود. درمجموع احتمال تولد نوزاد داراى عارضه سندرم داون در سن ۲۰سالگى یك در هزار و ۷۰۰تولد، در سن ۲۵ سالگى یك در هزار و ۴۰۰ تولد، درسن ۳۰ سالگى یك در ۹۰۰ تولد، در سن ۳۵ سالگى یك در ۴۰۰ تولد، در سن ۴۰ سالگى یك در ۱۰۰ تولد و در سن ۴۵ سالگى یك در ۳۵ تولد است.

* تأثیر سندرم داون بر كودك
این عارضه به شیوه هاى مختلف بر توانایى هاى شناختى كودكان تأثیر مى گذارد، اما بیشتر این كودكان مبتلا به عقب
 ماندگى ذهنى خفیف تا میانه هستند. آنها برخلاف آنچه تصور مى شود ، قادر به آموختن و پرورش مهارت ها، البته با سرعتى متفاوت از دیگران، هستندو به همین دلیل بسیار مهم است كه آنها را با كودكان دیگر ، حتى با شرایطى مشابه ، مقایسه نكنید؛ چرا كه این كودكان توانایى هاى زیادى دارند.

* پرورش قدرت شناختى
پرورش قدرت شناختى در كودكان مبتلا به سندرم داون تقریباً متفاوت است. هم
 اكنون هنوز امكان شناسایى توانایى هاى این كودكان در هنگام تولد وجود ندارد و تشخیص بهترین راه هاى آموزش هر كودك، پس از تولد مشخص مى شود، در نتیجه میزان موفقیت آنها در مدرسه بسیار متفاوت است و این امر تأكیدى بر لزوم سنجش توانایى هر كودك به صورت جداگانه است. اختلال گفتارى و تأخیر در بیان مطالب و گفته ها از آشكارترین مشكلات كودكان مبتلا به سندرم داون است و در این زمینه اصولاً جلسات گفتار درمانى مؤثر خواهد بود. این كودكان همچنین مشكلات شنوایى دارند كه موجب اختلال در برقرارى ارتباط آنها با دیگران مى شود و به این منظور نیز استفاده از سمعك و وسایل تقویت صدا بسیار مفید است.
ارزیابى قدرت زبانى كودكان مبتلابه عارضه سندرم داون ، آموزش مستمر زبان اشاره به آنها، نقاشى و به كارگیرى اشیا براى انتقال مفهوم نیز مى تواند به زندگى هرچه بهتر این كودكان كمك كند. دراین زمینه برخى كشورهاى اروپایى چون آلمان و دانمارك مبتلایان به سندرم داون را از سایر دانش
 آموزان جدا نمى كنند، بلكه دراین كشورها برنامه استفاده از دو معلم در كلاس درس اجرا مى شود و معلم دوم به صورت اختصاصى گروه دانش آموزان مبتلا به ناتوانى هاى ذهنى و جسمى را كنترل مى كند.

* مشكلات سلامت مبتلایان به سندرم داون
مشكلات سلامت مبتلایان به سندرم داون متفاوت است . بعضى از این كودكان هیچ مشكل خاص سلامتى ندارند، اما عده
 اى از آنها به بیمارى هایى مبتلا مى شوند كه نیازمند توجه و نگهدارى دقیق است. به عنوان مثال نیمى از كودكان مبتلا به سندرم داون از نارسایى قلبى مادرزادى رنج مى برند و مستعد ابتلا به فشار خون ریوى هستند . این مشكلات با كاردیوگرافى اطفال شناسایى و به كمك دارو یا جراحى برطرف مى شوند. همچنین نیمى از كودكان مبتلا به سندرم داون مشكلات شنوایى و بینایى دارند و مشكلات بینایى آنها معمولاً تنبلى چشم، نزدیك یا دوربینى و احتمال ابتلا به آب مروارید است. از دیگر مشكلات طبى معمول در مبتلایان به سندرم داون مى توان به اختلالات غده تیروئید، ناهنجارى روده، مشكلات تنفسى ، چاقى، حساسیت زیاد به عفونت و احتمال زیاد ابتلا به سرطان خون اشاره كرد.

* طول عمر و درمان مبتلایان به سندرم داون
در دهه هاى اخیر ، متوسط عمر افراد به سندرم داون از
۲۵سال، افزایش چشمگیرى یافته و همچنین علت مرگ این افراد تغییر كرده است. مطالعات محققان آمریكایى در سال ۲۰۰۲ نشان مى دهد متوسط عمر این افراد با درنظرگرفتن متغیرهاى مختلف به ۴۹ سال افزایش یافته است.
به علاوه تاكنون هیچ درمانى براى سندرم داون شناسایى نشده است، اما فیزیوتراپى،
 گفتاردرمانى و برنامه هاى ویژه آموزشى نقش مهمى در ارتقاى سطح توانایى مبتلایان دارد. اگر مادرى كودك مبتلا به سندرم داون داشته باشد، احتمال این كه دیگر فرزندانش نیز با این عارضه متولد شوند، زیاد است . هرچند دراین بین مادر مبتلا به عارضه نمى شود و احتمال ابتلا براى دیگر نوزادان با افزایش تعداد باردارى ها كمتر مى شود.
همچنین اگرچه جلوگیرى از ایجاد عارضه ژنتیكى سندرم داون غیرممكن است، اما تشخیص درست نوزادانى كه در معرض خطر این بیمارى قرار دارند، در سال هاى اخیر افزایش یافته است. به عنوان مثال در بسیارى از كلینیك هاى پیش از زایمان، مادران باردار
۱۴ هفته پس از بسته شدن نطفه، آزمایش هاى سه گانه خون مى دهندو نتایج این آزمایش ها به همراه سن احتمالى مادر هنگام تولد نوزاد براى سنجش خطر ابتلا به این عارضه در نوزاد محاسبه مى شود.

* والدین چه كار كنند
ترس، شكست و گناه نخستین احساسى است كه به والدین داراى فرزند مبتلا به سندرم داون غالب مى شود. دراین شرایط مشورت با خانواده هاى دیگرى كه داراى فرزند مبتلا به این عارضه هستند، مى تواند به والدین براى غلبه براین احساس تلخ كمك كند. بنابراین بهتر است به آینده امیدوار شوید و راه هایى براى مقابله بامشكلات پیدا كنید. متخصصان توصیه مى كنند كه باید كودكان مبتلا به سندرم داون را از همان ابتدا با كمك و زیر نظر پزشك متخصص نگهدارى كرد و دراین بین مراكز خصوصى گفتار درمانى و فیزیوتراپى بسیار مؤثر خواهند بود.
امروزه بسیارى از كودكان مبتلا به سندرم داون به سن مدرسه مى رسند و از فعالیت
 هاى بسیارى كه متناسب با سن آنهاست بهره مند هستند و تعدادى از آنها نیز به دانشگاه رفته اند، حتى بسیارى از آنها توانسته اند به یك زندگى نیمه مستقل دست یابند

 




طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ سه شنبه 14 دی 1389 ] [ 11:23 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

ویژگیهای تحصیلی تیزهوشان

تیزهوشان معمولاً خواندن را پیش از مدرسه رفتن یاد می گیرند.
بیشتر دانش آموزان تیزهوش از نظر درسی دو یا سه سال جلوتر از همسن های خود هستند.
برخی از آنان در یك درس به خصوص بسیار برجسته هستند.
سرعت پیشرفت تحصیلی دركودكان تیزهوش از لحاظ كمی و كیفی بیشتر از كودكان عادی است.
چون تیزهوشان یك یا دو سال تحصیلی از همسالان خود جلوتر هستند به همین دلیل نسبت به همكلاسی های خود كوچكتر و ضعیف جثه تر جلوه می كنند.
حدود
۴۰ درصد كودكان تیزهوش قبل از ۵ سالگی و تقریباً ۱۰ درصد قبل از ۴ سالگی قادر به خواندن هستند.تیزهوشان معمولاً خواندن را پیش از مدرسه رفتن یاد می گیرند.
بیشتر دانش آموزان تیزهوش از نظر درسی دو یا سه سال جلوتر از همسن های خود هستند.
برخی از آنان در یك درس به خصوص بسیار برجسته هستند.
سرعت پیشرفت تحصیلی دركودكان تیزهوش از لحاظ كمی و كیفی بیشتر از كودكان عادی است.
چون تیزهوشان یك یا دو سال تحصیلی از همسالان خود جلوتر هستند به همین دلیل نسبت به همكلاسی های خود كوچكتر و ضعیف جثه تر جلوه می كنند.
حدود
۴۰ درصد كودكان تیزهوش قبل از ۵ سالگی و تقریباً ۱۰ درصد قبل از ۴ سالگی قادر به خواندن هستند.
تیزهوشان خواندن را به سادگی فرا می گیرند.
تعداد زیادی از این كودكان قبل از اینكه وارد مدرسه شوند، خواندن را پیش والدین و یا پیش خود می آموزند.
كودكان تیزهوش نشان داده اند كه در خواندن پیشرفته تر از كارهایی هستند كه با دست، سروكار دارد، مثل نویسندگی و هنر.
آنان همچنین درخواندن بیش از ریاضیات استعداد دارند.
بر خلاف تصور عموم كه اعتقاد دارند دانش آموزان تیزهوش از مدرسه خوششان نمی آید و نسبت به آن حالتی خصمانه دارند، ثابت شده است كه اغلب این كودكان مدرسه را دوست دارند و عاشق یادگیری هستند.

آنچه گفته شد در مورد همه افراد تیزهوش صادق نیست.


بسیار اتفاق افتاده است كه یك كودك تیزهوش در مدرسه ناشناخته می ماند یا به سبب دارا بودن خصوصیاتی نظیر كنجكاوی، یا اطلاعات و شوخ طبعی غیرعادی مورد بی مهری معلمان قرار می گیرند و یا به خاطر اینكه فعالیتهای رایج در مدرسه در او انگیزه ای را به وجود نمی آورند، بی علاقه و كسل می شود.
این یك حقیقت تأسف بار است كه به سبب اینكه كاركنان مدرسه از نیاز كودكان تیزهـوش غافـل می ماننـد و یا اینكـه نمی خواهنـد برنامـه هـای مدرسـه را بـا نیازهای كودك هماهنگ سازند، در نتیجه تعداد زیادی از استعدادهایشان هدر می‌شود.
به طور كلی كودكان تیزهوش قدرت آموزش پذیری بسیار بیشتری از افراد عادی دارند.
این آموزش پذیری در زمینه تحصیلات مدرسه ای، فراگیری هنرها، استعدادهای فنی و قدرت استدلال انتزاعی دیده می شود.

لازم به یادآوری است که :

برتری تحصیلی به تنهایی نمی تواند نشانه تیزهوشی باشد.
چه بسا افرادی كه در دروس مختلف نمره های بالا به دستمی آورند لیكن این نمره ها به دلیل استفاده زیاد از حافظه و یادگیریهای سطحی آنان است.

حالا یک سوال :

آیا كودكی كه باهوشتر است درمدرسه نمره های بهتری كسب می كند و شاگر ممتاز كلاس خود می شود؟
یا اینكه هوش الزاماً با موفقیت در تحصیل ارتباطی ندارد و نمی توان دانش آموزان ممتاز، متوسط یا ضعیف را از روی هوشبهری آنها مشخص كرد؟
در این زمینه تا كنون پژوهشهای بسیار انجام شده است.
بیشتر آنان نشان می دهند كه میان هوش و موفقیت در تحصیل همبستگی بالایی وجود دارد.
البته عواملی كه سبب می شوند میان هوش و موفقیت در تحصیل همبستگی كامل وجود نداشته باشد زیاد است.

از جمله می توان به عوامل زیر اشاره کرد :

۱- ضابطه نمره دادن در میان معلمان ثابت و یكسان نیست.
۲- ظاهر دانش آموز، نحوه سخن گفتن و رفتار او با معلم و مسئولان مدرسه و خط انشای او در ورقه امتحان و در نمره او اثر می گذارد.
۳- دانش آموزان از نظر انگیزش و پشتكار در یادگیری و همچنین از نظر شخصیت و نحوه برخورد با درس و مدرسه با هم اختلاف دارند.
مثلاً بعضی از آنها با وجود هوش خوب، از اعتماد به نفس لازم برخوردار نیستند.
۴- وضع نامناسب جسمی مانند ضعف بینایی، بعضی از دانش آموزان را از موفقیت در تحصیل باز می دارد و مانع یادگیری مطلوب می شود.
۵- محیط نابسامان خانوادگی مانند اختلاف میان زن و شوهر و یا اختلاف میان پدر و مادر و فرزندان، درس خواندن را برای بعضی از دانش آموزان مشكل و گاهی غیرممكن می كند.
۶- اعتبار و پایایی بعضی از آزمونهای هوش در حد متوسط یا ضعیف است و به همین سبب نتایجی كه از هوش آزمایی به دست می دهند قابل اعتماد نیست .
به این ترتیب دانش آموزانی كه بهره هوشی آنها یكسان است ممكن است بر اثر یكی یا چند تا از این عوامل در درسهای مدرسه نمره های كاملاً متفاوتی به دست‌ آورند.

پس :

به طور كلی هوشبهر بالاتر سبب موفقیت بیشتر درتحصیل می شود، مگر آنكه عواملی مانند انگیزش كم برای یادگیری، افسردگی، اختلال شخصیت یا ناراحتی های خانوادگی در كار یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموز خلل به وجود آورند.

سایت شمیم

 




[ دوشنبه 15 آذر 1389 ] [ 04:49 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

کودکان با آسیب دیدگی گفتاری وتکلمی

        

 تعریف تکلم ،زبان و اندامهای تکلمی


تکلم یا گفتار، شکلی از زبان است  که  در آن با استفاده از نشانه ها ی کلامی  یا علائم  قراردادی  مقاصد و عواطف فرد به دیگری منتقل می شود .

اما  اصطلاح  زبان  معمولا“   به   تمام  اشکال  و  انواع ارتباطات  انسانی  اطلاق می گردد  که  برای بازگونمودن افکارواحساسات گوناگون  از طرق  مختلف  مانند نوشتن،    گفتن، خواندن ، به کارگیری دستورو قواعد زبان،تغییرات قیافه ، اداها ، هنرو000 به کار می رود.


 تقسیم بندی اندامهای گفتاری

1- اندامهای تنفسی شامل ششها،نایژه هاونای است

2- اندام های واج ساز    این  اندام ها  در  محفظه غضروفی موسوم به حنجره قرار دارند که نقش آنها تولیدواج ، حالت بی واجی ، تولید نجواوحالت انسداد است .

3- اندامهای تلفظی شامل حفره حلق،دهان و بینی است .

علاوه بردستگاههای گفتاری ،مغزانسان به ویژه ناحیه بروکا  و  ورنیکه  از  حساسیت    خاصی   در  تکلم برخورداراست.

آسیب  به منطقه خاصی در کنارقطعه پیشانی  نیمکره چپ با نوعی اختلال تکلم به نام آفازیای بیانی  مرتبط است .

همچنین آسیب به قشر مخ  درنیمکره چپ  و درقطعه آهیانه ای با نوعی اختلال تکلم به نام آفازیای دریافتی ارتباط دارد.


 تعریف اختلال تکلم

تکلم غیرعادی یا ناهنجار،گفتاری  است که  با  بیان و گفتارعامه  جامعه  تفاوت فاحش دارد که این تفاوت منجر به جلب توجه دیگران شده و نیز ارتباط را مختل می کند وباعث ناراحتی وخستگی متکلم و شنونده می شود .

 

 تعریف اختلال زبان

عبارتست از دریافت ، فهم وبیان  کلمات گفتاری یا نوشتاری به صورت غیرعادی یا ناهنجار

طبقه بندی اختلالات تکلمی

1-  اختلال  در  تلفظ   کودکان   با  این  اختلال معمولا“ صداها را به یکدیگر تبدیل می کنند.

2- اختلال درصدا- اختلال کیفی صداازگرفتگی آن   تا تو دماغی صحبت کردن راشامل می شود.

3- اختلالات  زبانی شامل  دو اختلال  آفازیا   وتاخیردررشد زبان است .

4- خاموشی انتخابی   ناشی  از فقدان   تعادل عاطفی می باشد .

5- تکلم کودکانه توجه  بیش از حد به  نیازها  وخواسته های کودک ویا تقلید گفته های کودکانه وی ،  والدین  باعث  تقویت  تکلم  کودکانه  در فرزندشان می شوند.

6- لکنت  زبان   لکنت زبان  تنها   نشانه ای  ظاهری   و مرضی از وجود مشکلی است که کودک با آن  مواجه می باشد .


انواع لکنت زبان

1- لکنت زبان کلونیک   تکرارتشنج آمیز یک واج یا هجا قبل از اینکه کلمه یا جمله ادا شود.

2- لکنت زبان تونیک   بازماندن عضلات گویایی به مدت چند ثانیه تا یک دقیقه

3- مکررگویی صرف

4- برخورداری ازحافظه شنوایی

5- داشتن فراخنای دقت طبیعی

6- نداشتن بیماری مزمن

7- فقدان ضایعات مغزی

8- غلبه طرفی

9- سالم بودن زمینه های ارثی خانوادگی


علل اختلالات ارتباطی

برای اینکه رشد تکلم و زبان روندطبیعی خودرا  طی کند باید عوامل زیر مهیا باشد.

1-برخورداری ازهوش کافی

2- سالم بودن دستگاه گویایی

3- شنوایی طبیعی یانزدیک به طبیعی


  مراحل شناسایی و تشخیص

1- گرفتن شرح حال

2- ارزیابی هوش

3- سنجش شنوایی

4- بررسی سیستم اعصاب مرکزی

5- بررسی ویژگیهای فضای خانوادگی و ارتباط آن با اختلالات تکلمی

6- ارزیابی دقیق تکلم

 

 برآورددرصدشیوع

مشکلات تلفظی                                 3%

لکنت زبان                                  7 /0 %

اختلالات صدا                               2 /0%

شکاف کام                                    1 /0%

فلج مغزی                                     2/0%

تاخیردررشدتکلم                              3/0%

نقص شنوایی                                  5/0%

تاخیرزبانی                                       1%

مجموع                                            6

 

 




طبقه بندی: کودکان با اختلالات تکلمی،
[ پنجشنبه 20 آبان 1389 ] [ 06:49 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

پیشگیری از عقب ماندگی ذهنی

 

در مورد عقب ماندگی ذهنی نیز ، پیشگیری  بهتر از درمان  می باشد . برای  اجرای  پیشگیری در مورد عقب ماندگی های ذهنی نیز باید موارد زیر رعایت شود :

بررسی های اپیدمیولوژیک عقب ماندگی ذهنی

بررسی های اتیولوژیک عقب ماندگی ذهنی

آموزش بهداشت عمومی جهت پیشگری از عقب ماندگی ذهنی

آزمایش آمینوستتسیس،جلوگیری ازازدواجهای   فامیلی،جلوگیری از بیماریهای زمان بارداری و حوادث  زایمانی و بعد از زایمان ، آموزش بهداشت همگانی ، بالا بردن  سطح  اجتماعی  و اقتصادی  خانواده ها  ،  ایجاد  انگیزه های محیطی  و رابطه  عاطفی مناسب  با  کودک   و ...

وقتی  اختلال  یا  حالت  مربوط  به عقب ماندگی ذهنی مشخص شد لازم است برای هر  چه   کوتاهتر ساختن   دوره  بیماری اقدامات  لازم  را انجام  داد . این اقدامات ،پیشگیری ثانوی تلقی می شود .

در پیشگیری  ثانوی  سعی می شود با روش بیماریابی  و تشخیص  زود رس  و  اجرای درمان  صحیح  و پیگیری  مداوم درمانی از بروز بیماری یا شدت آن کاست .

آزمایش  ادرار  برای   تشخیص   زود رس پ.کی.یو  و  گالاکتوسمی  نمونه ای  از این پیشگیری می باشد.

این پیشگیری وقتی اجرا می شود که میزان عقب ماندگی و نیز تواناییهای آنان شناسایی گردد و بر حسب این که کودک  عقب مانده در کدام طبقه و جایگاه قرار می گیرد نسبت به درمان و آموزش و پرورش و توانبخشی او اقدام می شود .

 

  تکنیکهای روان درمانی

   بسیاری از کودکان عقب مانده در استفاده از زبان دچار نقص هستند . به همین دلیل ، تکنیکهایی ابداع شده است که ضرورت ارتباط کلامی را به حداقل می رساند . یکی ازتکنیکهای غیرکلامی،یازی درمانی است .

  به سبب این که بازی بخش طبیعی ، یکی از فعالیت های آشنا و ذاتا“جالب است لذا در رابطه با کودکان آشفته ای که توانایی هوشی آنان ازعقب ماندگی معتدل تا پیش افتادگی  فرق  می کند  به  طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد .

در روان درمانی با کودکان و بزرگسالان عقب مانده ،  شماری  از متخصصان  از رسانه های هنری به  عنوان  کمک بهره برده اند. در بین این رسانه ها معمولا“ از شکلهای هنری بصری متنوع ، نقاشی  با قلم مو،موسیقی و رقص استفاده می شود .

 

  تکنیکهای کلامی روان درمانی

  پالایش

همانطور که نمایش هنری و بازی می تواند  به آرامش هیجانی منجر شود همانطور هم کودکان در بروز کلامی  احساسات  خود ،  در توضیح تخیلات و خاطراتی که موجب دردسر آنها شده است و درمیان هرآنچه به آنها تحمیل شده است احساس آرامش کنند .

کاربرد بازی نقش در بیماران عقب مانده بسیار جالب  است  شرکت در بازی نقش موجب  بهبود  نوجوانان  در   پیش بینی ارزیابی از خود  توسط دیگران و آنطور که به نظردیگران می رسند می گردد.

تا سالهای اخیر مشهورترین نوع روان درمانی،درمان گروهی بوده است . در روان  درمانی  گروهی ، معمولا“ یک درمانگر در فواصل  منظم  با 6 تا10   کودک به طورهمزمان ملاقات می کند .

مزیت های درمان گروهی عقب ماندگان ذهنی

1- دارای یک رویکرد اقتصادی است

2- جهان عینی  کوچکی از روابط انسانی بنا     می کند .

3- موقعیت گروه درمانی فرصتی جهت  کار مستقیم بر روی مسایل واقعی فراهم می آورد .

4- درمان گروهی   ثابت  می کند   اشخاص دیگری نیز دچار مشکل هستند .

5 - در گروه درمانی ،کودکی را که از تماس نزدیک هیجانی ترسیده است می توان بتدریج جذب کرد .

6- فرصت  خوبی  برای  آموزش   درمانگر تدارک می بیند .


مسایل و مزایای خاص گروه درمانی

مشکل عمده ای که  در موقعیت  گروهی   به چشم می خورد ، مسله گزینش اعضای گروه است . معمولا“بهتر است گروه از نظر سن و سطح ذهنی ،گروهی همگن باشد ،درحالی که از نظر جنسی همگنی ضرورت ندارد .

رویکرد  فیدبک شنیداری- دیداری پین کارد و دیگران که جهت بهبود ادراک  از خود   کودکان   استفاده    می شود و با  این وسیله مهارتهای افراد عقب مانده بهبود می یابد .

نوع دیگر روان درمانی  گروهی عبارت است از انگیزش  مجدد ، این رویکرد از یک  روش  متوالی دقیقا“  تدوین شده  به قصد   بیدارسازی علاقه به محیط و ایجاد مهارتهای اساسی اجتماعی پیروی می کند

برای  برخی از کودکان ،  استفاده  مکمل  از داروهای روان- فعال در یک  برنامه درمانی و کنترل رفتاربسیارموثر است . داروهایی که به طور گسترده وبسیار طولانی ودر دوزهای بالا مورد استفاده  قرار می گیرند  ، اعتراض ناپذیرند .

در برخی از کودکان و  بزرگسالان  عقب مانده این پتانسیل وجود دارد که در رایطه با  آنها شیمی درمانی و  روان درمانی را بتوان  ترکیب  کرد  و نتایج خوبی بدست آورد .

 




طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ پنجشنبه 6 آبان 1389 ] [ 06:44 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

کودکان ناشنوا و مدارس

چند سالی است که به دلیل توسعه طرح آموزش تلفیقی دانش آموزان دارای ناتوانی خاص (نابینایی، ناشنوایی، جسمی و حرکتی) مردم ما بخصوص همکاران فرهنگی و دانش آموزان مدارس و اولیای آنها شاهد حضور دانش آموزان ناشنوا و کم شنوا در مدارس عادی و تحصیل در کنار همسالان سالم خود می باشند.
    چگونه ناشنوایی سبب ایجاد مشکلات گفتاری در افراد ناشنوا می شود؟
    - نوزاد ناشنوا در هنگام تولید صداها و آواها بازخورد کمی دریافت می کند. (صدای غان و غون خود را نمی شنود)
    - تقویت های کلامی که از بزرگترها دریافت می کند ناکافی است.
    -به اندازه کافی نمی تواند مدل های زبانی بزرگسالان را بشنود.
    درجات نقص شنوایی و پیامدهای آن بر درک گفتار و زبان
    نقص شنوایی جزئی (27 الی40:)db فرد ممکن است در شنیدن گفتار ضعیف باشد بخصوص گفتاری که در دوردست انجام می شود .این افراد به کمک سمعک می توانند تا حد زیادی بر مشکل خود فایق آیند.
    نقص شنوایی ضعیف (41 الی 55 :)db فرد می تواند مکالمات را در فاصله 3 تا 5 پا به صورت رو در رو درک کند و در کلاس درس اگر صدا ضعیف بوده یا در مقابل دید او نباشد 50 درصد آنچه را که گفته شد نمی فهمد دارای اشکالات تلفظی نیز هست. این افراد هم می توانند به کمک سمعک تا حدود زیادی بر مشکل خود غلبه کنند و برای آموزش صحیح حروف و کلمات نیاز به گفتاردرمانی دارند.
    نقص شنوایی آشکار (51 الی70:) db فرد ناشنوا صحبت های بلند را می فهمد و در بحث گروهی دچار مشکل می باشد. دارای اختلال گفتاری نیز هست و در زمینه استعمال زبان و درک مفاهیم دچار مشکل می باشد. گنجینه لغاتش محدود است. این افراد هم به کمک باقیمانده شنوایی خود از طریق سمعک و گفتار خوانی (لب خوانی) و گفتار درمانی در امر آموزش عادی می توانند موفق باشند.
    نقص شنوایی شدید (71 الی db90:) در این شرایط فرد ناشنوا ممکن است صداهای بلند را در فاصله 1 پایی بشنود. صداهای محیط را از هم تمیز دهد و حروف مصوت (آ. اَ،اِ، ای و...) را تشخیص دهد اما در تشخیص حروف صامت (بی صدا) دچار مشکل است و دارای نقایص زبانی و گفتاری می باشد.
    این افراد هم به کمک سمعک و روش گفتارخوانی در آموزش عادی می توانند موفق باشند.
    نقص شنوایی خیلی شدید (91 db به بالا:) فرد ناشنوا صداهای بلند را می تواند بشنوداما ارتعاشات را بهتر از تن صدا می شنود، برای ایجاد ارتباط بر راه های بصری (زبان اشاره و لب خوانی) متکی است؛ زبان و گفتار او دچار نقص است این افراد در مدارس ویژه موفق تر از مدارس عادی عمل می کنند.
    مشکلات یادگیری تحصیلی در ناشنوایان
    طبق نتایج به دست آمده از تست های هوشی بخصوص تست های غیرکلامی کودکان ناشنوا هیچ تفاوت هوشی با کودکان شنوا ندارند و فقط در زمینه پیشرفت تحصیلی اندک تفاوت بین آنها مشاهده می شود.
    مهمترین مشکل تحصیلی آنها مربوط به توانایی خواندن و بخصوص درک و فهم مطالب خوانده شده می باشد. آنان بیشتر در درک مفاهیم مشکل دارند و این به دلیل کمبود خزانه لغات آنها می باشد (یکی از دلایل پیشرفت دانش آموزان ناشنوا در مدارس عادی به دلیل افزایش یافتن خزانه لغات آنها در نتیجه محاوره و ارتباطات کلامی و درسی در جمع همسالان شنوای خود می باشد.)
    عدم توانایی آنان در درک مفاهیم انشانویسی و همچنین عدم توانایی در حفظ مطالب علمی با حجم زیاد در دروسی مانند تاریخ، علوم، اجتماعی و... نیز مشاهده می شود و آنها معمولامطالب بیشتر از دو خط را نمی توانند حفظ کنند چرا که نمی توانند در ذهن خود جایگاهی برای آنها پیدا کنند (به دلیل کمبود گنجینه لغات)
    عوامل میزان موفقیت آموزش کودکان ناشنوا در کلاس های عادی
    1- میزان نقص شنوایی
    2- زمان از دست دادن شنوایی؛ پیش از سن زبان آموزی، گفتار و زبان دچار آسیب دیدگی قابل توجهی می شود. پس از سن زبان آموزی، در درس های مربوط به یادگیری زبان و گفتار پیشرفت بهتری دارند.
    3- تحصیلات والدین
    4- رسیدگی فوق العاده والدین و همکاری دائم آنها با مدرسه
    5- هوش کودک
    چند راهکار به معلمان مدارس عادی در برخورد با کودک ناشنوا در کلاس
    1- قرار دادن دانش آموز فعال و جدی و کم حرف در کنار دانش آموز ناشنوا تا اندکی از بار معلم در کلاس کاسته شود و دانش آموز ناشنوا بتواند از نوشته ها و مطالب او استفاده کرده واشتباهات خود را اصلاح کند.
    2- توجه به محل نشستن دانش آموز به طوری که چهره معلم در نور باشد و به صورت دانش آموز نور بتابد (در محل آفتاب نباشد) چرا که آنها از توانایی بصری خود فوق العاده استفاده می کنند. دانش آموز در جایی در کلاس بنشیند که معلم همانجا روبروی او قرار دارد و دانش آموز بتواند چرخش کند و با نگاه خود معلم را تعقیب کند. (چرا که او فقط با نگاه به معلم و لب خوانی می تواند از صحبت های معلم استفاده ببرد.)
    3- به حداقل رساندن عوامل سمعی و بصری که باعث حواس پرتی می شود. مثل نور مزاحم آفتاب، سر و صداهای راهروها و کلاس ها که از طریق سمعک به گوش او منتقل شده و موجب آزار او می شود.
    4- اگر معلم به طور طبیعی صحبت کند و شمرده و رو در رو (چهره به چهره) عمل گفتارخوانی توسط کودک ساده تر خواهد بود.
    5- معلم باید توجه داشته باشد که دیدن چهره و حرکات بدنی او به وسیله دانش آموز ناشنوا بسیار اهمیت دارد ولی معمولارو به تخت سیاه هنگام تدریس صحبت کردن، عادت اغلب دبیران است و اگر این عادت به حداقل برسد؛ بهتر است چرا که اغلب دانش آموزان ناشنوا با چشمان خود صحبت های معلم را درک می کنند نه با گوش خود.
    6-تشویق کردن آنها به شرکت در فعالیت های گروهی؛ چون آنها از صحبت های ناقص خود و عدم درک صحبت های همسالان خود ناراحتند.
    7- از آنها در پاسخدهی به سوالات کتبی و شفاهی، جملات ساده و کوتاه بخواهیم چرا که آنها توانایی بیان جملات بلند و مشکل را ندارند.
    8- اغلب بچه های ناشنوا در کلاس عادی تقلیدکنندگان خوبی هستند؛ مطلبی را نفهمیده به همراه جمع می خندند و یا دست خود را بلند می کنند و به این نحو می خواهند مشکل خود را لابه لای حرکات بچه ها پنهان کنند. معلم باید اطمینان پیدا کند که دانش آموز منظور و مقصود او را درک کرده است.
    9- مطالب مهم آموزشی را تکرار یا روی تخته به زبان ساده بنویسد.
    10- تا حد امکان آموزش ها را بصری کنید و به صورت عکس، فیلم، نقشه و... همراه کنید.
    11- تشویق آنان به مطالعه کتب داستانی و قصه. (جهت افزایش خزانه لغات)
    علایمی که معلم کلاس عادی باید به آن توجه کند
    1- هر کودکی که رفتارهایی که نشانگر اختلالات رفتاری، آشفتگی های عاطفی یا عقب ماندگی های ذهنی است را نشان می دهد در درجه اول باید به متخصص شنوایی ارجاع شود.
    2- کودکانی که دچار مشکلاتی در زمینه درک زبان محاوره ای و یا گویایی هستند باید جزء کسانی شمرده شوند که دچار مشکلات شنوایی هستد.
    3- کودکی که بی توجه به نظر می رسد یا در خود فرو رفته، ممکن است دچار نقص شنوایی باشد چنین کودکی چون قادر به شنیدن و درک سخنان معلم نیست نمی تواند از دستورات وی پیروی کند.
    4- کودکی که دچار نقص شنوایی خفیف است ممکن است اغلب گیج و حواس پرت باشد، بخصوص در مواقعی که صداهای اضافی در داخل یا خارج کلاس وجود دارد.
    
    




طبقه بندی: کودکان کم شنوا و ناشنوا،
[ جمعه 9 مهر 1389 ] [ 06:17 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

برخی اختلالات رفتاری در كودكان

 

كاربر محترم شما می توانید این مطلب را در سه قسمت بخوانید.

بررسی های مختلف نشان می دهد كه بچه ها در سنین بزرگسالی نیز همان خصوصیات دوران كودكی را حفظ می كنند. ما در اینجا برای آشنایی شما خوانندگان عزیز به چند مورد از رایج ترین اختلالات رفتاری اشاره می كنیم :

جویدن ناخن

این واكنش درهمه ی گروههای سنی دیده می شود ولی بیشتر در سنین كودكی و اوائل بلوغ اتفاق می افتد . بسیاری از كودكان فقط مواقعی كه درفشار روحی قرار می گیرند ( مانند عصبانیت ، زمان امتحان یا هنگام مشاهده فیلمهای مهیج ) ناخن خود را می جوند ولی بعضی ها هم بدون دلیل خاصی مرتباً به این كار اقدام می كنند.

ناخن جویدن عكس العملی است كه اغلب اوقات با انگشت مكیدن كاملاً تفاوت دارد ؛ زیرا برخلاف انگشت مكیدن یك عادت نیست ، بلكه وسیله ای است كه كودك برای پایین آوردن فشاردرونی خود به كار می برد. گاهی هم واكنشی است در مقابل خصومتی كه ازجانب افراد محبوبی مانند مادر در طفل برانگیخته شده است.

به رغم اختلاف نظر درعلت بروز این اختلال ، غالب محققان برآنند كه درمانهایی از قبیل تلخ كردن و بستن ناخن ، یا تمسخر و تهدید شخص ، چندان مفید نیستند بلكه درمان باید شامل درك مشكلات و كمك به شخصی باشد كه ناخن خود را می جود تا بتواند سازش شخصیتی كافی و راه های مناسب تری برای خالی كردن فشار روحی خود پیدا كند.

 

مكیدن شست

معمولاً شروعِ عادتِ مكیدن شست دركودكان از 3-4 ماهگی است . وقتی كودك كوچك تر است اغلب بلافاصله بعد ازغذا خوردن شست خود را می مكد . بعضی از كودكان به محض آن كه پستانك را از دهانشان بیرون بیاورند، شروع به مكیدن شست خود می كنند ولی بعدها قبل از شیر خوردن هم انگشت خود را به دهان می برند و بالاخره در مواقع دیگر روز هم این عمل مشاهده خواهد شد . در سنین بالاتر ( 3- 5/3 سالگی ) بیشتر كودكان  شبها به مكیدن شست خود می پردازند.

بهترین طریقه درمان این عادت آن است كه به طورغیرمستقیم كودك  به كارهای دیگری كه مورد علاقه اوست وادار شود تا به تدریج این عادت از سر او بیفتد.

شب ادراری

شب ادراری یا تخلیه بی اراده ی ادرار پس از سه چهار سالگی یكی از شایعترین  نشانه های مشكلات هیجانی بچه ها در دوران كودكی است. این تخلیه ممكن است روزها نیز اتفاق افتد ولی اغلب موارد در شبهاست . تخلیه ادرار معمولاً با خواب هایی كه در آنها كودك ، خود را در وضعیت مناسبی برای ادرار كردن می بیند ، همراه است ولی بلافاصله بیدار می شود و رختخواب را خیس می یابد.

شب ادراری ممكن است نتیجه یك دسته از عوامل جسمی یا روانی باشد ؛ ولی عوامل روانی در بچه ها نقش مهمی را به عهده دارند:

1-    اظهار غیرمستقیم  نیاز تشویق ،

2-    كوشش برای نشان دادن احتیاج به كمك و یا توجه پدر و مادر،

3-    تمایل به لذت حاصل از ادرار كردن ،

4-    اظهار خصومت نسبت به والدین ،

5-    بعضی از امراض عصبی ،

6-    اختلال در مثانه و خواب بسیار عمیق،

7-    عدم تكامل بدنی و یا ناپختگی عاطفی،

 

درمان شب ادراری

یكی از راه های درمان شب ادراری ، درمان با بازتاب های شرطی است ، اما تا چه حد عاقلانه خواهد بود كه ما این مشكل را در كودك به زور از بین ببریم . كودك به دلیل دچار بودن به واكنش های شرطی ضعیف تر به شب ادراری مبتلا نمی شود، بلكه برای آن شب ادراری دارد كه دچار مشكلات هیجانی است .

در درمان شب ادراری ، اولاً باید سابقه كامل خانوادگی كودك را گرفت، او را مورد معاینه كامل جسمی قرار داد و شخصیت كودك را بررسی كرد. ثانیاً تمام روش های درمانی بایستی در جهت تسكین و از بین بردن مشكلات هیجانی كودك باشد.

بسیاری از كودكان قبل از برقراری رابطه عاطفی با پزشك ، درباره شب ادراری خود صحبت نمی كنند. گاهی ممكن است پس از رفع مشكلات محیطی زندگی كودك ، بدون توسل به روان درمانی ، در علائم مشكل ، پیشرفتی حاصل شده و بیمار بهبود یابد .

در موارد شب ادراری شدید اگر مشكل منازعه ای بین كودك و والدین باشد، دادن دارو، محدود كردن مایعات و دادن پاداش به كودك ، خود جزء این مشكلات می شود . برای مثال مادری كه از شب ادراری كودكش ناراحت است ، مسلماً مایعات كمتری به او خواهد داد.

به طور خلاصه می توان گفت كه استفاده از این وسایل و روشها فقط زمانی موفقیت آمیز است كه رابطه خوبی بین والدین و كودك وجود داشته باشد.

 




طبقه بندی: کودکان با اختلالات رفتاری،
[ شنبه 27 شهریور 1389 ] [ 07:44 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]
انفجار پس از سکوت

 

لکنت زبان نوعی اختلال گفتاری است که مشکلاتی را در برقراری ارتباط با سرعت مناسب و به طور پیوسته و عادی ایجاد می کند و به شکل های مختلف از جمله تکرار کلمه، قفل شدن غیرارادی و کشش بروز می نماید. این اختلال از سنین 2 سالگی و پیش از ورود به مدرسه شروع می شود و شروع آن پس از 12سالگی معمولاً دیده نمی شود. لکنت معمولاً از تقابل عوامل موروثی و محیطی به وجود می آید و در برخی افراد که به ندرت دیده می شود ناشی از ضربه های ناگهانی، مشکلات مغزی نیز می تواند باشد. لکنت زبان به دلیل دارا بودن علائم عیان و آشکار در گفتار فرد باعث می شود که پس از مدتی ارتباطات و خود پنداره او را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین خانواده باید هم در گفتار خود تغییراتی را ایجاد کنند و هم نسبت به درمان آن در اولین فرصت ها اقدام کنند.

 

 متاسفانه بسیاری از پدران و مادران نه تنها این مسئله را جدی تلقی نمی کنند بلکه گمان می کنند با تذکرهای پیامی و مستقیم و نصیحت و اندرز می توانند این علائم را بهبود بخشند. از آنجایی که یکی از علل لکنت زبان  انقباض و گرفتگی عضلات است پیش از هر چیز باید شرایطی را فراهم نمود که کودک بتواند با آرامش خیال و انبساط خاطر و عضلاتی شل و راحت سخن بگوید. لذا والدین باید حتی الامکان هرگونه اضطراب عمومی را در محیط خانواده به پایین ترین سطح خود برسانند و از هر گونه ابزار آرامش بخش در هنگام مواجهه با کودک دارای این اختلال استفاده کنند. گاه لحن تهدیدآمیز و تحقیرآمیز یک پدر یا مادر باعث می شود که کودک حس کند مورد پذیرش قرار نمی گیرد و در اثر این تشویش درونی لکنت تشدید شده داشته باشد.

در برخی موارد که کودکان تازه تکلم را آغاز می کنند به دلیل انتظارات بالای خود و یا اطرافیان دچار نوعی لکنت زبان می شوند که به مرور زمان از بین خواهد رفت

 البته منظور این نیست که در رابطه با این کودکان از شیوه های تربیتی بازدارنده و به جا استفاده نکنیم بلکه این کودکان هم مثل بقیه در روند تربیت به تشویق و بازدارنده های مناسب برای تنظیم رفتار خود نیاز دارند و اگر فقط شرایط خوب و مثبت حتی در قبال رفتارهای منفی او فراهم کنیم توقع و انتظار نابجایی را در او پدید می آوریم که با ورود به اجتماع و جمع همسالان جز ناکامی و سرخوردگی پیامد دیگری ندارد وممکن است لکنت او را نیز دو چندان نماید.  در باب درمان این مسئله می توان تاکید جدی بر تسریع آن داشت. البته در برخی موارد که کودکان تازه تکلم را آغاز می کنند به دلیل انتظارات بالای خود و یا اطرافیان دچار نوعی لکنت زبان می شوند که به مرور زمان از بین خواهد رفت اما در صورت ادامه و یا تشدید آن حتماً باید با گفتار درمان گران مشوت نمود. در مواجهه با کودک هیچ گاه بر چسب لکنتی بودن را به او نزنید و این موضوع را با اهمیت و جدی تلقی نکنید.

 

همچنین عباراتی مثل « چرا هول میشی؟، اگر آرام تر باشی اینطوری نمیشی،» و یا کامل کردن جملات ناتمام کودک می تواند اضطراب او را برای ادای کلمات و جملات بیشتر کند. والدین باید در نظر داشته باشند همانطور که ایجاد لکنت تدریجی و آرام بوده برای درمان نیز به روندی آهسته و صبورانه نیاز است و هر گونه امید و پشتکار و تکرار در روال درمان لکنت موثر است. اگر کودک شما پس از یک خواب ترسناک و یا یک حادثه هراسناک مثل تصادف دچار لکنت می شود در این مواقع گفت و گو و صحبت با کودک در مورد حادثه نکته مهمی تلقی می شود. از او بخواهید احساساتش را بیان کند. این موضوع نباید به یادآوری مجدد و افراطی حادثه منجر شود. بلکه تخلیه  و برون ریزی احساسات می تواند او را سبک تر و مسیری را برای گذرا و موقتی بودن علائم هموار سازد.

 

                                                                           

چند توصیه برای آنانکه همچنان پس از کودکی، لکنت را به همراه دارند.


1- بدون ترس و اضطراب از وقوع لکنت، حساسیت خود را کاهش دهید.

2- به خود مسلط باشید و از نظرات دیگران نسبت به تکلم خود نترسید.

3- در هنگام صحبت بدون توجه به حرکات مخاطب و میزان خوشایندی و یا استقبال او، تمرکز خود را برشمرده صحبت کردن و آهسته ادا کردن کلمات قرار دهید.

4- افکاری را که باعث می شود قدرت ادای کلمات را به صورت مناسب در شما کاهش دهد کشف و تصحیح کنید.

5- سعی در انکار لکنت خود نکنید و آن را به عنوان یک ویژگی بپذیرید.

6- گاه در تکلم خود به قطع یا تکرار عمدی کلمات بپردازید تا احساس کنترل بیشتری در تکلم به شما ارائه دهد.

7- از کلمات سخت و دشوار دوری نکنید. بلکه در هنگام ادای آنها آهسته تر رفتار کنید.

8- در هنگام صحبت تصور کنید که در جلو آینه هستید. کاملاً شل و آزاد و راحت صحبت کنید. 

 

 

 




[ پنجشنبه 25 شهریور 1389 ] [ 09:57 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

سهم من از دنیا چیه؟

تعداد زیادی از خانم ها در طی دوران بارداری و بخصوص پس از زایمان دچار علائمی از افسردگی می شوند. در بسیاری از افراد نیز به دلیل تغییرات هورمونی پس از زایمان این افسردگی و حالات خلقی بهبود یافته و مادر به سلامتی نزدیک تر می شود. علاوه بر این علل ایجاد کننده تغییرات خلقی می توان به عوامل دیگری نیز به عنوان پیش زمینه های به وجود آورنده افسردگی در مادران اشاره نمود. علت افسردگی و اضطراب مادر هر چه که باشد تاثیرات منفی فراوانی را می تواند به همراه داشته باشد و معمولاً این گونه مادران در صورتی که درمان نشوند پس از چند سال به علت کج خلقی، پرخاشگری، لجبازی و خلاصه بدقلقی فرزندشان به مراکز مشاوره مراجعه می نمایند.

تحقیقات نشان می دهد که حالات خلقی مادر در دوران بارداری نیز می تواند تاثیرات منفی را بر کودک در دوران های بعدی رشد داشته باشد بر اساس پژوهشی احتمال بروز رفتارهای خشونت آمیز در 16 سالگی در میان نوجوانانی که مادرشان در بارداری افسرده بوده اند 4 برابر است و احتمال افسردگی پس از زایمان در مادرانی که در نوجوانی دارای روحیات پرخاش جویانه بوده اند بیشتر است.

 

کارشناسان بر این باورند افسردگی مادر صمیمیت و شادابی را در خانواده با مشکل روبرو می کند و همین موضوع باعث می شود کودکان این خانواده ها مشکلات رفتاری بیشتری نسبت به همسالان خود داشته باشند.

 

 

مادران افسرده انرژی کافی برای مراقبت از فرزندشان ندارند و ممکن است در رفع نیاز فرزندشان تلاش زیادی نداشته باشند همچنین کودکان به صورت ناخودآگاه رفتارهای کج خلقی و بی حوصلگی مادر خود را تقلید نموده و در رفتارهای خود به کار می برند. پژوهش ها نشان داده که نوعی وابستگی نابهنجار و اضطرابی نیز در کودکان مادران افسرده دیده می شود.

کودکان این مادران حکم هایی همچون «تو مهم نیستی و یا نمی توانی دوست داشتنی باشی» را در ارتباط مستقیم و غیرمستقیم با والدین دریافت می کنند و این حکم ها می تواند نقش های منفی را در رشد و زندگی آتی فرزند ایفا کند.

 چرا که این مادران توانایی حمایت و محبت و توجه کافی نسبت به فرزند خود ندارند و در بحث از دلبستگی های ایمن و ناایمن "دلارام با یاد او" توضیح داده ایم که دلبستگی ناایمن در کودکان توسط مادرانی ایجاد می شود که نسبت به نیازهای کودکان خود توجه کافی نداشته و در اسرع وقت اقدام نکرده اند. این کودکان در هنگام جدایی و بازگشت مادر رفتارهای نامناسب نشان می دهند و در مناسبت های مختلف زندگی از رشد عاطفی و اجتماعی مفید برخوردار نیستند.

 

رفتارهای هیجانی کودکان با چگونگی تعبیر کردن نشانه های هیجانی دیگران ارتباط نزدیکی دارد. آنها در ماه های ابتدایی زندگی حالت و احساس خود را با والدین هماهنگ می کنند و به آسانی می توان آستانه پایین تحریک پذیری و حالات عصبی مادر را عامل مهم و موثری را در یادگیری خلق منفی در کودک دانست.

 

 کودکان این مادران حکم هایی همچون «تو مهم نیستی و یا نمی توانی دوست داشتنی باشی» را در ارتباط مستقیم و غیرمستقیم با والدین دریافت می کنند و این حکم ها می تواند نقش های منفی را در رشد و زندگی آتی فرزند ایفا کند. کلیه حالات هیجانی و احساس در فرد در روابط متقابل مادر و کودک آموخته می شود و مادری که به جهت نوسان خلقی و افسردگی دارای هیجان های تنظیم شده نیست نمی تواند به آموزش مهارت های هوش هیجانی در کودک خود بپردازد.

رفتارهای هیجانی کودکان با چگونگی تعبیر کردن نشانه های هیجانی دیگران ارتباط نزدیکی دارد.

تاثیرات حالات روحی مادر بر فرزند حتی می تواند بر عملکرد تحصیلی کودکان در سنین مدرسه نیز ایفای نقش داشته باشد. چه اینکه تحقیقات می گویند دانش آموزان و فرزندان مادرانی که از سلامت روان کافی برخوردار نیستند از افت تحصیلی بیشتری بهره می برند!

 

 شهید مطهری می گوید: مرد چون باران کوهسار است و زن همانند چشمه و فرزندان گل و گیاه کنار این چشمه اند. باران کوهسار، چشمه را لبریز می کند و در نتیجه گل و گیاه از چشمه بهره مند می شوند. بنابراین حمایت های کامل و ظریفانه مرد نسبت به همسرش از دوره بارداری تا تولد و شیرخوارگی و رشد کودک موجب نشاط و بی نیازی همسر  می شود و احساس محبوبیت زن باعث اقدام بی دریغ او در جهت توجه کافی و وافی نسبت به فرزندان خواهد شد.

 




طبقه بندی: متفرقه،
[ شنبه 20 شهریور 1389 ] [ 07:39 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 12 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

خواهشمند است مطالب ،مقالات تحقیقات و ... خود را در خصوص روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی را در قالبword2003 به نشانیhsh.1357@yahoo.com ارسال تا با نام خود در وبلاگ قرار گیرد.
با تشكر
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

.



قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگفا

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ