تبلیغات
آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی

آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی

نارساخوانی


نارساخوانی یك ناتوانی در خواندن است كه با مشكلاتی در زبان نوشتاری علیرغم آموزش قراردادی و هوش مناسب، فرصتهای اجتماعی و فرهنگی مناسب مشخص می شود. مشكلات ممكن است در خواندن، دیكته و نوشتن آشكار شود.


ویژگیهای كودكان دارای اختلال خواندن

1- بیشتر این كودكان پسر هستند تعداد پسران چهار برابر تعداد دختران است.

2- دركلاسهای درس غالباً مشكلات رفتاری دارند.

3- دامنه توجهشان كوتاه است.

4- در تمركز مشكل دارند.

5- اغلب مسایل هیجانی دارند.

6- كلمه به كلمه می خوانند.

7- حافظه دیداری و شنیداریشان ضعیف است.

8- فاقد تمیز و تشخیص كافی شنیداری هستند.

9- در مدرسه سازگاری شخصی مناسب ندارند.

10- رشد اجتماعی كافی ندارد.


سنجش و تشخیص

متن های انتخابی توسط دانش آموز خوانده شود و درصد میزان بازشناسی لغات در متن و همچنین درك و فهم متن مشخص شود می توان قرار گذاشت كه در یك متن صدكلمه ای تعداد خطاها را جمع كنیم عدد به دست آمده درصد مشكل را مشخص خواهد كرد. خطاهای خواندن را به نسبت تعداد كل كلمه ها درصدیابی می كنیم به عنوان مثال ناتوانی در بازشناسی كلمه، ناتوانی در ارزش بیانی كلمه، ناتوانی در ارزش بیانی كلمه، ناتوانی در عدم فهم معنای جمله و ناتوانی در ادراك شنیداری و امثال آن.


روش اجرا

دانش آموز متن را حضور درمانگر با صدای بلندی می خواند درمانگر ضمن مشاهدات بالینی صدای دانش آموز را ضبط می كند تا در فرصتی دیگر درصد و نوع ناتوانی ها را مشخص كند. این بخش دقیقترین بخش مربوط به كار درمان است زیرا طراحی برنامه درمان بر اساس این تشخیص صورت می گیرد.

پس گاهی لازم است كه درمانگر برای تشخیص دقیق نوع مشكل از دانش آموز بخواهد تا برخی از كلمات متن را دوباره بخواند تا بهتر علت ناتوانی او را تجزیه و تحلیل كند. بنابراین درمانگر فعالانه باید برخورد كند تا به نتایج قابل اطمینان برسد. گاهی لازم است كودك بدون صدا بخواند و سرانجام به پرسشهای مربوط به متن جواب دهد تا میزان درك او سنجیده شود.

مثال:

طبق انجام آزمونهای خواندن مشخص شد كه دانش آموز مشكلات زیر را داراست:

1- اشكال در تلفظ حروف

2- حذف برخی از صداها. كردند ß كدند.

3- اشكال در تشخیص تلفظ نسبتاً نزدیك برخی حروف تلفظ م با ن

4- اشكال در بخش كردن كلمه ها

5- اشكال در صداكشی كلمه های یك بخشی و چندبخشی

6- اشكال در تركیب صداها و ساختن كلمه: م ر د ß مرد.


درك درست و تلفظ درست صداها

برای اینكه كودك صداها را درست درك و تلفظ كند باید تمرینهای مختلفی را انجام داد ابتدا آزمونی كوتاه كه از تمام صداها در ابتدای كلمه –انتهای كلمه و میان به عمل می آوریم و بعد میزان مشكلات مربوط به صداها را یادداشت می كنیم:

- صداهایی كه برای تلفظ آن در ابتدای كلمه مشكل دارد.

- صداهایی كه برای تلفظ آن در وسط كلمه مشكل دارد.

- صداهایی كه به شنیدن آنها حساس نیست.

-گنجایش حافظه شنیداری: (اگر نتوانست كلماتی را كه گفته ایم بیان كند علامت – می گذاریم و اگر توانست علامت + می گذاریم.)

- گنجایش توالی شنیداری: (كلمات را به ترتیبی كه ما گفته ایم بیان كنند) اگر بیان كرد + در غیر این صورت – می گذاریم.

- تمرینهای مربوط به درك درست صداها و تلفظ درست صداها: برای اینكه كودك صداها را درست درك و تلفظ كند تمرینهایی برای ترمیم حساسیت شنوایی می توان انجام داد.

- استفاده از وسایل صداساز

- صدای حیوانات را برای او پخش می كنیم و به آنها گوش دهد و صدای هر كدام را تشخیص دهد نام ببرید.

- صداهای مختلف مثل گریه، خنده، سرفه، باران، برخورد توپ به زمین و... را در یك نوار ضبط كرده و از دانش آموز می خواهیم به آنها گوش داده و صدای هركدام را تشخیص دهد.

- استفاده از قوطیهای پلاستیكی و ریختن حبوبات در هر كدام و تشخیص آنها با توجه به صدایی كه ایجاد می كنند.

- توصیه به خانواده كه با او آهسته سخنی بگویند و موقع گفتن دیكته فقط یكبار جمله را بگویند.

بعد از انجام این تمرینات صداهایی را كه دانش آموز در درك یا تلفظ آن اشكال دارد شناسایی كرده و تعدادی واژه انتخاب می كنیم كه دربرگیرنده همان صداها باشد این واژه ها باید سه گروه باشند، گروهی كه صدا در اول كلمه و گروهی صدا در و گروهی صدا در آخر كلمه قرار گیرد.

این واژه ها را در نوار ضبط كرده از كودك می خواهیم به آنها گوش دهد و واژه ها را تكرار كند و یا خودمان واژه ها را تلفظ كنیم و از كودك بخواهیم كه آنها را تكرار كند. برای نمونه واژه های مربوط به صدای چ ارائه می شود.

چای                         پرچم                        پچ پچ

چنار                         مورچه                     سویچ

چانه                         بیچاره                      ماچ

...                             ...                             ...

1- صدایی كه می خواهیم به كودك آموزش بدهیم صدای چ است. ابتدا به كودك می گوییم كه من كلماتی را برای تو می خوانم خوب گوش كن و هرگاه به واژه ی برخورد كردی كه حرف چ داشت به من علامت بده (در مورد علامت خودمان با كودك قراردادی می بندیم. مثلاً در این جا به او می گویم كه هر موقع به این حرف حرف رسیدی دست راستت را بالا ببر).

مثلاً می گوییم: فرش- خاك- چادر- زیبا- چنار- قوری- گچ

2- كلمات بی معنی را تلفظ می كنیم. هر موقع به صدای مورد نظر رسیدی علامت بده.

مو- پو- زو- چو- دا- مر- چر

3- وسیله ی در دستمان می گیریم و نام آن را غلط تلفظ می كنیم و از كودك می خواهیم اشتباه ما را تصحیح كند. مثلاً چسب را دست می گیریم و می گویم اسب و یا چادُر را می گوییم مادُر.

4- كلماتی را حفظ می كنیم و از كودك می خواهیم تكرار كند.

5- كلماتی را ناقص تلفظ می كنیم و از كودك می خواهیم بقیه اش را بگوید مثلاً می گوئیم (چا) او باید بگوید نه، در، قو.

6- صداهای یك كلمه را با فاصله می گوییم آنگاه كودك آن را كامل كند. مثلاً: آ- لو- چه او بگوید آلوچه.

7- از كودك می خواهیم كه او صداهای كلمه را با فاصله بگوید و ما كلمه كامل را بگوییم.

8- تصاویری تهیه می كنیم كه صداهای آخر آنها یكسان باشد از كودك می خواهیم پس از نام بردن هر كلمه صدای آخر را تكرار كند. مثل: برنج- گنج- كاج، مچ- پارچ- كوچ

9- تصاویری تهیه می كنیم كه صدای اول نام آنها یكسان باشد از كودك می خواهیم ضمن نام بردن كلمات صدای اول آنها را تكرار كند. مثل: گوش- گوسفند- گندم، چنار- چمدان- چادر

10- چند تصویر به كودك نشان می دهیم كه در تلفظ نام آنها دو كلمه وجود داشته باشد كه صدای اولشان مشابه است و از كودك می خواهیم آن دو كلمه را پیدا كند.

نهنگ- چنگال- گل- چوب- قندان

11- چند تصویر به كودك نشان می دهیم كه در این گروه از كلمات دو كلمه وجود داشته باشد كه صدای آخرشان مشابه است و از كودك می خواهیم آن دو كلمه را پیدا كند.

سویچ- ارگ- گچ- سطل

12- بعد از تمرینات تصاویر، تمرینهای شفاهی را شروع می كنیم از تصویر استفاده نمی كنیم فقط به طور شفاهی كلمات را بیان می كنیم تمام تمرینات بالا را به صورت شفاهی انجام می دهیم.

13- تعدادی تصویر به كودك نشان می دهیم و از او می خواهیم داستانش را برای ما نقل كند. دانش آموز را تشویق می كنیم كه در نقل داستان واژه ها را درست تلفظ كند.

14- حروف الفبا را به او نشان می دهیم و او باید آنها را تلفظ كند این كار تا جایی ادامه یابد كه مطمئن شویم حروف را به خوبی می شناسد.

15- حروف الفبا را روی كاغذ یا تابلو نوشته و به شكل نامنظم حروف را تلفظ می كنیم و دانش آموز آنها را نشان دهد.

16- هر كدام از حروف را روی كارت مقوایی نوشته و هربار از بین آنها چند حرف را به كودك می دهیم و او باید با حروف كلمه بسازد. مثلاً حروف ر-ا-ز. كه می تواند واژه های زار-راز را بسازد.

17- درمانگر چند صدا را تلفظ می كند و دانش آموز باید با تركیب آنها یك كلمه بسازد. مثلاً: ش ا د ß شاد

18- تقلید صدای حیوانات مختلف توسط دانش آموزان می تواند برای فهم صداها بسیار مفید باشد.

19- تقلید راه رفتن حیوانات، مثل اردك، خرگوش، گربه و... می تواند تعادل حركتی ایجاد كند.

20- چند كلمه را درمانگر با صدای رسا می خواند. دانش آموز باید پس از شنیدن هر كلمه آن را تكرار كند و سپس بگوید كه با كدام صدا شروع می شود: جارو- تور- پدر- گچ- كار- صندوق- لامپ.

21- چند كلمه را درمانگر با صدای رسا می خواند. دانش آموز پس از شنیدن هر كلمه باید صدای آخر كلمه را بگوید: مربا- حمید- برق- پوچ- رازی- برنج

22- درمانگر چند كلمه را می خواند. دانش آموز باید صدای وسط كلمه را بگوید.

میخ- زیر- كلم- آجر- نقد

23- دانش آموز در یك نقطه می ایستد و چشمانش را با دستمال می بندد آنگاه مربی به طور دایره وار دور او حركت می كند و كلمه ای را تلفظ می كند. دانش آموز باید جهت صدا را تشخیص دهد.

24- پس از موفقیت در تمرینهای قبلی، بخش كردن و صداكشی باید انجام گیرد.

راهنمایی های به خانواده ها در جهت بهبود مشكلات كودكان نارساخوان:

- كودك خود را با كودكان دیگر مقایسه نكرده و او را مورد سرزنش قرار ندهید.

- به كودك با توانایی های دیگری كه دارد اعتماد به نفس بخشید تا احساس ارزشمندی كند.

- زمانی را برای آموزش انتخاب كنید كه فرزند احساس آرامش كند.

- هرگاه یك جلسة آموزشی با فرزندانتان داشتید سعی كنید آن را با فعالیتی به اتمام برسانید كه فرزند شما در آن مهارت دارد و از آن لذت می برد.

- به كودك در تصحیح اشتباهات و خطاهایش كمك كنید.

- باید آگاه باشید كه بسیاری از كودكان معانی لغات را در داستان نمی دانند لذا باید مكث كنید و معانی را برای كودك بگویید.

- كودكتان را به كتابخانه ببرید و آنها را تشویق كنید كه كتابهای مورد علاقه شان را انتخاب كنند.

- با هم تلویزیون تماشا كنید و درباره آنچه كردید، بحث كنید.

- تلاش كودك را تحسین كنید به خاطر داشته باشید كه چقدر سخت است كه او مجبور است سعی كند كه در خواندن و نوشتن موفق شود.

راهنمایی هایی به آموزگاران در جهت كمك به دانش آموزان نارساخوان:

- از تصاویر و كتابهای حافظه استفاده كنید.

- از الفبای چوبی برای آموزش استفاده كنید (از كودك بخواهید چشمهایش را ببندد تا شكل آنها را احساس كند)

- درباره حروف صحبت كنید و داستانهایی در مورد حروف بسازید.

- او را در جلوی كلاس بنشانید تا بتوانید به او كمك كنید.

- او را با دانش آموزان دیگر مقایسه نكنید.

- به نحوه مداد دست گرفتن كودك توجه كنید و او را در صحیح گرفتن مداد یاری كنید.

- از او نخواهید كه در جمع با صدای بلند نخواند.

- برای تلفظ صحیح لغات به كودك كمك كنید.

 

 

 




طبقه بندی: کودکان با نارساییهای ویژه یادگیری،
[ سه شنبه 9 شهریور 1389 ] [ 08:59 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

قفل زبان کودکان را چگونه بگشاییم ؟

 

لکنت زبان نوعی اختلال گفتار است که مشکلاتی را دربرقراری ارتباط با سرعت مناسب و به طور پیوسته و روان ایجاد می‌کند. در واقع لکنت عبارت است از: تکرار، کشش و یا قفل شدن غیرارادی کلمه یا بخشی از کلمه که فرد قصد بیان آن را دارد. در اینجا معمولاً همراه با تلاش برای بیان درست کلمات، تغییراتی نیز در سرو گردن به شکل پلک زدن، شکلک درآوردن، لرزش فک، لب‌ها و یا کج کردن سردیده می‌شود. در این موردبادکتر"رزیتا داوری"- فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان- گفت وگویی انجام داده‌ایم تا برای مادرانی که کودکشان مبتلاً به این اختلال است، راهگشا باشد.

 

* لکنت به طور معمول در چه زمانی شروع می‌شود؟


- شروع لکنت به طور شایع در سنین 7- 2 سالگی است. معمولاً بعد از 12 سالگی ابتلا به لکنت زبان دیده نمی‌شود، مگر در مواردی که سانحه مغزی جدی اتفاق افتاده باشد.

لکنت در زمانی که کودک با سرعت زیاد در حال یادگیری زبان است به شکل تدریجی شروع می‌شود.

 

* آیا لکنت زبان شیوع بالایی دارد؟

- میزان شیوع لکنت در جمعیت کلی حدود یک درصد و در پسران سه برابر دختران است. در خانواده‌هایی که پدر یا مادر سابقه لکنت داشته باشند، احتمال ابتلا در فرزندان سه تا پنج برابر بیشتر از خانواده‌هایی است که در آنها مشکلی وجود ندارد. موفقیت‌های آموزشی، شغلی و اجتماعی می‌توانند تا حدودی تحت تأثیر لکنت قرار گیرند. با وجود این در طول تاریخ، افراد برجسته و موفق زیادی وجود داشته‌اند که بیشتر عمرشان را با این اختلال گفتاری همراه بوده‌اند. از جمله این افراد می‌توان وینسون چرچیل، سرایوسکی سینوتون، چارلز داروین، ناپلئون اول و تئودور روزولت را نام برد.

 

 

* چرا کودک من لکنت دارد؟

- واقعیت آن است که لکنت زبان براساس متغیرهایی شامل عوامل ژنتیکی و عوامل محیطی که روی هم تأثیر متقابل دارند به وجود می‌آید. بعضی کودکان برای ابتلا به لکنت زمینه آسیب‌پذیری موروثی دارند.

اضطراب و تنش، باعث تشدید لکنت می‌شود ولی به نظر نمی‌رسد که در ایجاد آن نقشی داشته باشد.

عواملی که سبب بروز اختلال می‌شوند کاملاً با عواملی که سبب تداوم و وخامت آن می‌گردند متفاوتند و این عوامل ثانوی را می‌توان تحت کنترل قرار داد.

 

*آیا لکنت می‌تواند پس از یک حادثه غیر منتظره یا ضربه ناگهانی شروع شود؟

- در اغلب موارد شروع لکنت مانند بهبودی آن تدریجی است. لکنت به ندرت پس از یک ضربه ناگهانی شروع می‌شود و بیشتر کودکان که این حوادث یا ضربه‌های غیرمنتظره را تجربه می‌کنند به لکنت مبتلا نخواهند شد.

 

*پیش آگهی لکنت زبان و سیر آن چگونه است؟

- به طور کلی 50 تا 80 درصد تمام کودکان مبتلا به لکنت و بیشتر موارد خفیف به طور خود به خود بهبود می‌یابند. از میان کودکانی که لکنت زبان‌شان تا بزرگسالی ادامه می‌یابد، فقط یک سوم موفقیت‌های شغلی و تحصیلی‌شان تحت تأثیر قرار می‌گیرد. البته در سنین دبستان ممکن است کودک دچار اشکال در برقراری ارتباط با همسن و سالان و مشکلات تحصیلی بر اثر اجتناب از صحبت کردن در کلاس شود.

اگر کودک در محدوده سنین پیش دبستانی است و لکنت او به تازگی شروع شده، احتمال موفقیت و بهبودی بالاست کودکان سنین دبستانی مدت زیادی است که دچار اختلال هستند، احتمال کمی وجود دارد که روانی گفتار به طور کامل به حالت طبیعی برگردد. بنابراین شناسایی و مداخله زود‌رس در این اختلال اهمیت زیادی دارد.

 

* آیا باید کودک مبتلا به لکنت را مثل سایر کودکان تربیت کنیم؟

- تمام قوانین مسوولیت‌ها، تشویق‌‌ها و محدودیت‌هایی را در مورد سایر کودکان به کار می‌برید، برای فرزند مبتلا نیز اجرا کنید. او باید خود را ما نند بقیه همسن‌ و سالان خود ببیند با این تفاوت که فقط گاهی لکنت پیدا می‌کند. البته در مواردی باید دقت بیشتری داشته باشیم، گاهی انتظارات خارج از توان از وی داشتن، باعث افزایش فشار و تنش و در نتیجه تشدید لکنت او می‌شود. در کودکی که لکنت دارد، اختصاص دادن زمان کافی برای صحبت کردن، وی احساس بهتری را در او ایجاد می‌کند و می‌توان لکنت او را کاهش داد.

 

* برای کمک به کودک، ما به عنوان والدین چه کارهایی می‌توانیم انجام دهیم؟

- با آرامش کامل به آنچه کودک می‌گوید گوش دهید نه به اینکه چگونه می‌گوید.

- بگذارید خودش حرفش را تمام کند، شما جمله او را کامل نکنید.

- هنگام صحبت کردن با او تماس چشمی داشته باشید.

- کودک زمانی که خودش آغاز به صحبت می‌کند راحت‌تر از زمانی است که از او سوالی پرسیده می‌شود.با او در مورد فعالیت‌هایی که به آنها علاقه‌مند است صحبت کنید و در فواصل چند لحظه سکوت کنید تا اگر مطلبی دارد بیان کند.

- برای پاسخ دادن به سوال به کودک فشار نیاورید.

- پس از اینکه صحبتش تمام شد، با آرامش و با به کار بردن تعدادی از لغات خودش به او پاسخ دهید.

هرگز هنگام صحبت کودک از عباراتی چون «زودباش، الآن صحبت نکن، کار دارم» استفاده نکنید.

- هرگز به او نگویید که چه کار کند تا لکنت نداشته باشد. عباراتی نظیر «یواش، آهسته، نفس عمیق بکش، آرام‌تر صحبت کن» از این قبیل‌اند.

- حداکثرروزی 15دقیقه را به صحبت آرام با کودک اختصاص دهید. مثلاً برای او کتاب بخوانید.

- کودک را در فعالیت‌هایی که به خوبی از عهده آن‌ها بر می‌آید شرکت دهید و توانایی‌های او را تشویق کنید.

- کودکانی که لکنت دارند، معمولاً وقتی در گروه قرار می‌گیرند و همراه سایرین مطالبی را بیان می‌کنند یا شعر یا آوازی را از بر می‌خوانند، مشکلی ندارند، این موقعیت‌ها را برای کودک فراهم کنید.

- کودک را در بهترین شرایط بدنی نگه دارید، بیماری جسمی به احتمال زیاد باعث افزایش لکنت می‌شود.

 

کدام یک از مداخلات والدین می‌توانند باعث تشدید لکنت زبان گردند؟

- کامل کردن جملات کودک

- دستپاچه کردن و وادار کردن او به تکمیل جملاتش

- قطع کردن نابجای گفتار کودک

- انتقاد مکرر و اصلاح تلفظ صداها و کلمات کودک

- شتاب زدگی در زندگی روزمره

- درخواست این که در حضور دوستان، بستگان و یا همسایه ها چیزی را تعریف کند.

 

* برای درمان لکنت زبان کودکان به چه درمان‌گرانی باید مراجعه کنیم؟

لکنت و درمان آن یکی از حوزه‌های تخصصی کار گفتار درمان‌گران است. در مواردی که فشارهای روانی موجود در روابط بین فردی، خانواده و ... در تشدید لکنت دخیل هستند، لازم است مشاوره روانشناختی یا روانپزشکی صورت گیرد و در صورت نیاز مداخلات دیگری نظیر روان درمانی فردی، خانواده درمانی و در موارد خاص درمان دارویی نیز صورت گیرد.

 

 

*آیا دارو درمانی در درمان لکنت کمک‌کننده است؟

- دارو درمانی در درمان خود اختلال تأثیری ندارد، مگر اینکه دارو را در مورد اختلالات همراه با این مشکل که روی آن تأثیر منفی می‌گذارند، به کار ببریم.

 

*طول مدت برنامه درمانی چقدر است؟

- در موارد خفیف بخصوص در کودکان پیش‌دبستانی تنها چند هفته و در موارد شدید گاهی تا 18 ماه به طول می‌انجامد.


منبع:روزنامه کیهان

 

 




طبقه بندی: کودکان با اختلالات تکلمی،
[ یکشنبه 10 مرداد 1389 ] [ 07:51 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

داستان زن فقیر

یک روز زنی با لباسهای کهنه و مندرس و نگاهی مغموم. وارد خواربار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست تا کمی خواربار به او بدهد. به نرمی گفت که شوهرش بیمار است و نمی تواند کار کند و شش بچه شان بی غذا مانده اند.
صاحب مغازه با بی اعتنائی نیم نگاهی اندااخت و محلش نگذاشت و با حالت بدی سعی کرد او را بیرون کند.
زن نیازمند درحالی که اصرار میکرد گفت:
آقا ... شما را به خدا قسم میدهم به محض اینکه بتوانم پولتان را می آورم.
صاحب مغازه گفت که نسیه نمی دهد.
مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را می شنید به مغازه دار گفت: ببین این خانم چه میخواهد ... خرید این خانم با من.
خوارو بار فروش گفت : لازم نیست ... خودم می دهم ... لیست خریدت کو؟
زن گفت : اینجاست ...
صاحب مغازه گفت : لیست ات را بگذار روی ترازو ... به اندازه وزنش هرچه خواستی ببر...!
زن با خجالت یک لحظه مکث کرد از کیفش تکه کاغذی درآورد و چیزی رویش نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت ...
همه با تعجب دیدند که کفه ترازو پائین رفت ...
خواربار فروش باورش نمی شد ...
مشتری از سر رضایت خندید ...
مغازه دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه دیگر ترازو کرد ... کفه ترازو برابر نشد ... آن قدر چیز گذاشت تا بالاخره کفه ها برابر شدند ...
در این وقت خواربار فروش با تعجب و دلخوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته است ...
کاغذ لیست خرید نبود ... دعای زن بود که نوشته بود :
" ای خدای عزیزم ... تو از نیاز من باخبری ... خودت آن را برآورده کن "





طبقه بندی: داستان های كوتاه،
[ یکشنبه 3 مرداد 1389 ] [ 07:47 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

آیا هر كودكی كه در صحبت كردن مشكل دارد، دچار لكنت زبان است؟

علائم ناروانی كلام و تفاوت آن با لكنت :

1- تكرار مكرر حروف و كلمات

همه ی ما ( بخصوص كودكان كه سخن گفتن را یاد می گیرند)  بعضاً به هنگام صحبت ، حروف ، كلمات و یا جملاتی را تكرار می كنیم . بنابراین تكرار مكرر كلمه ای ، برای كودك چهار ساله ، چندان غیرطبیعی نیست . بعضی اوقات ، ممكن است كلمات آغازین ( شروع جمله ) به صورت خیلی كشیده ادا شود . مثل « اَه » - « دَ » - « مَن » . و یا این كه به هنگام شروع صحبت ممكن است بخشی از كلمات ، معمولاً بخش اول آنها ، تكرار شود .

اگر كودك شما این چنین تكرار كردن كلمات را در موقعیت های مختلف و با كلمات متنوع و بیش از حد عادی از خود نشان می دهد ، ممكن است تا حدی با مشكل گویایی مواجه شده باشد . البته باید توجه داشت كه برای كودكان ، تكرار بخشی از كلمات ( معمولاً سیلاب اول كلمات ) ، یك مرحله گذرا در روند صحبت كردن است ، این كار بسیار شبیه به مرحله انجام حركات ناموزونی است كه كودكان وقتی  می خواهند راه رفتن یا دویدن را یاد بگیرند از خود نشان می دهند. در هر حال تكرار مكرر كلمات ، یكی از نشانه های اولیه ای است كه گفتار درمان در بررسی احتمال وقوع لكنت به آن توجه دارد.

2 - طولانی ادا كردن كلمات

در بعضی از مواقع ، كودكان به جای تكرار كلمات یا صداها ، ممكن است صدای حرف اول كلمه ای را به طور قابل ملاحظه ای كش دهند و طولانی ادا نمایند ؛ مثلاً « م » كلمه مادر را بكشند « مادر» .

این دو علامت اولیه ، یعنی تكرار كلمات و حروف و كشیده ادا كردن صداها ، ممكن است بعضی اوقات تقریباً در همه كودكان مشاهده شود. اما اگر این نوع رفتارهای كلامی بیش از حد عادی ، یعنی به دفعات فراوان و در موقعیت های مختلف در كودك مشاهده شد و احساس كردید كه این امر بر توانمندی كودك در برقراری ارتباط كلامی با دیگران تأثیر گذاشته است ، آن وقت لازم است كه به طور جدی در فكر اصلاح گویایی كودك خود باشید .

3- لرزشهای عضلات دستگاه گویایی

گاهی ممكن است متوجه شوید كه كودك به هنگام صحبت ( آنگاه كه به نظر می رسد در ادای كلمه ای دچار گیر و وقفه زبان می شود ) فك و عضلات كوچك اطراف دهانش حالت تكان یا لرزش پیدا می كند ؛ این قبیل لرزشهای عضلات دستگاه گویایی ممكن است ضعیف یا شدید باشد . این لرزش های عضلانی معمولاً با اختلال گویایی و عدم روانی كلامی همراه است . در این حالت دهان كودك در یك موقعیت خاص دچار تنش و وقفه می گردد و برای لحظاتی كودك قادر به تولید صدایی نیست . لذا كارشناسان گفتار درمانی در بررسی وضعیت گویایی كودك ، به چگونگی احتمال وقوع  و استمرار این قبیل لرزشهای عضلانی در دستگاه گویایی كودك توجه خواهند داشت .

4- تغییر در تن و آهنگ صدا

اگر كودك شما احتمالاً دچار اختلال گویایی شده باشد ( لكنت زبان ) وقتی كه سعی می كند كلمه ای را كه در آن دچار گیر زبان شده است تلفظ نماید ، ممكن است قبل از ادای كلمه ، تن و آهنگ صحبت او در تلفظ حرفی كه به صورت كشیده بیان می شود ، بالا برود. این تغییر غیر عادی صدا ، ممكن است به تدریج بیشتر شده ، یا صدای كودك به طور ناگهانی بلند شود . در هر دو حالت كودك سعی می كند كلمه ای را كه احتمالاً در تلفظ آن دچار گیر و وقفه شده ، ادا كند. توجه داشته باشید كه این قبیل رفتارهای كلامی كودك حاكی از نیاز او به كمك شماست .

5- تقلا و تنش

كودك شما ممكن است تلاش و تقلای فراوانی برای بیان و یا به عبارتی رها كردن كلمه ای كه در تلفظ آن دچار وقفه زبان گردیده ، از خود نشان دهد و یا وقتی كه می خواهد كلمات خاصی را ادا كند دچار اضطراب شده ، دستگاه گویایی او مثل لبها ، زبان و گلو ، و همچنین سینه اش به طور غیر طبیعی دچار تنش فوق العاده شود و البته در موقعیت ها و شرایط دیگری ممكن است تنش كودك در بیان همان كلمات ، چندان قابل ملاحظه نباشد و غیر عادی به نظر نرسد .

بی تردید میزان تقلای كودك در روانی كلامی ، از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می كند. این امر گاهی ممكن است كاملاً آشكار و قابل توجه و در مواقعی نیز بسیار اندك و تقریباً غیر محسوس باشد. همچنین احتمال دارد كه تقلای غیرعادی كودك در صحبت كردن ، برای مدت زمان طولانی از بین برود . در هر حالت ، وجود تنش و تقلای غیرعادی در صحبت های كودك ، احتمال وقوع یك مشكل جدی و طولانی در روانی كلامی او را بیشتر می كند.

6- لحظه ترس

ممكن است به هنگام صحبت كردن كودك و مواجه شدن او با كلمه ی به اصطلاح ترس آور ( كلمه ای كه كودك احتمال می دهد در بیان آن دچار گیر و وقفه شود ) امواجی از ترس را در چهره او مشاهده نمایید ؛ اگر چنین است به احتمال زیاد كودك شما با تجارب ناخوشایندی از گیر زبان مواجه شده ، در این جهت تقلاهای فراوانی توأم با عكس العمل های هیجانی برای رها نمودن كلمه ای كه در تلفظ آن دچار وقفه شده و یا برای گریز از وقوع احتمالی گیر مجدد زبان از خود نشان داده است . كودك شما بعضاً ممكن است علاوه بر ترس ، به خاطر این كه نمی تواند كلمه خاصی را به راحتی تلفظ نماید ، ناراحت شود و گریه كند. او ممكن است در موقعیت های مشخصی از بیان كلماتی خاص دچار ترس و اضطراب شود و یا این كه بعضی اوقات اساساً از صحبت كردن هراس داشته باشد . اگر شما بتوانید زمانی كه هنوز ترس كودكتان از بیان كلمات ، اندك و گذراست به گونه ای بایسته به او كمك نمایید ، مطمئناً از قوت گرفتن و استمرار ترس كودك در صحبت كردن ، پیشگیری خواهید كرد.

7- اجتناب و گریز

تجارب ناخوشایند تقلاهای غیرعادی كودك در هنگام صحبت كردن و ترس از تلفظ كلمات موهوم ممكن است به زودی موجب شود كه كودك شما به طرق مختلف از صحبت كردن و بیان صحیح كلمه ای خودداری نماید. او ممكن است تلفظ و بیان یك كلمه را تا زمانی كه اطمینان حاصل كند كه می تواند به سهولت و روانی آن را ادا كند به تأخیر بیندازد . در این حالت ، ممكن است به خوبی متوجه دفعات و میزان مكث های كودك به هنگام صحبت كردن باشید. گاهی از اوقات ، كودك شما ممكن است از حرف زدن اجتناب ورزد یا این كه به هنگام صحبت كردن ، از كلمات جانشین و یا بی ارتباط به موضوع و یا صداهای غیرمفهوم استفاده كند. همچنین ممكن است به هنگام صحبت كردن و در همه اوقات برای این كه خودش را آماده كند تا كلمات یا جملات مورد نظرش را جور كرده ، بیان نماید ، تأنی و مكث های ظاهراً طبیعی در بیان كلمات و جملات از خود نشان دهد . اما به تدریج این قبیل مكث های به ظاهر عادی ، به تأخیرها و وقفه های غیرطبیعی در بیان مطالب تبدیل خواهد شد . اگر كودك شما حتی زمانی كه دقیقاً می داند چه مطلبی را می خواهد بگوید ، صحبت نمی كند ، به احتمال قوی نگران صحبت كردن خود است و با این كار می خواهد تا آنجا كه ممكن است از حرف زدن خودداری نماید.

اگر چه در اینجا علائم و نشانه های هشدار دهنده لكنت زبان به طور جداگانه مورد بحث واقع گردید ، باید توجه داشت كه این علائم در غالب موارد توأماً ظاهر می شوند. مثلاً واكنش های هیجانی مثل ترس ، و اجتناب از صحبت كردن غالباً همراه با تنش و تقلاهای فوق العاده ی كودك در صحبت كردن ، قابل ملاحظه است و لرزش های عضلات دستگاه گویایی عمدتاً به لحاظ شدت اضطراب و تنش روانی كودك ظاهر می شود .

علائم وقفه زبان ، علائم واكنش كودك

علائم هفت گانه ای كه بدان اشاره شد از دو جهت با مكث های عادی كودكان تفاوت دارد . در مورد دو علامت اول (یعنی تكرار مكرر حروف یا كلمات ، و كشیده صحبت كردن یا طولانی ادا نمودن كلمات ) باید متذكر شد كه بسیاری از كودكان در صحبت كردن خود ، بدون این كه به طور چندان قابل ملاحظه ای از محاوره عادی فاصله داشته باشند دچار این نوع  اختلالات گویایی می گردند. البته این نوع اختلالات گویایی( تكرار مكرر حروف و یا كشیده صحبت كردن ) در بعضی از كودكان كاملاً محسوس و قابل توجه است. لذا اگر مشاهده نمودید كه كودك شما در موقعیت های گوناگون و به دفعات متعدد دچار این قبیل اختلالات گویایی می شود ، باید این اختلالات را به عنوان علائمی از آغاز لكنت زبان تلقی كنید و اقدامات لازم را در جهت تشخیص دقیق و اصلاح آن به عمل آورید.

پنج علامت بعدی یعنی لرزش عضلات دستگاه گویایی ، بلند كردن تن صدا ، تقلا و تنش ، لحظه ترس و خودداری از صحبت ، وقتی محسوس خواهد بود كه كودك شما در صدد نشان دادن واكنش در برابر وقفه های گویایی خودش باشد . این قبیل رفتارهای واكنشی كودك به طور خیلی جدی مانع جریان طبیعی كلام شده ، صحبت كردن او را مختل می نماید. این رفتارها حاكی از آن است كه كودك شما سعی می كند در برابر گیرها و وقفه های گویایی خودش كاری بكند . كودك ممكن است متوجه نباشد كه رفتارهای واكنشی او در برابر كنش ها یا اختلالاتی است كه به طور غیرارادی بروز پیدا می كند . گرچه بعضی از رفتارهای واكنشی كودك مثل تنش روانی عضلانی و گریز از صحبت كردن ، ممكن است در آغاز ظاهراً مفید به نظرش برسد، در درازمدت كاملاً مضر بوده ، اختلال كلامی كودك را بیشتر و شدیدتر می كند و میزان ترس او از كلمات را افزایش می دهد .

وجود این علائم و رفتار كودك حاكی از آن است كه كودك شما ممكن است به تدریج دچار لكنت زبان جدی شود ، مگر آنكه در این مرحله شما بتوانید كمك مؤثری به او بنمایید. اگر تاكنون كاری در ارتباط با اختلال كلامی كودك خود انجام نداده اید ، بهتر است او را برای انجام آزمایش های لازم به یكی از مراكز گفتار درمانی یا نزد فرد متخصص آسیب شناسی زبان و گفتار و یا یك گفتار درمانگر مجرب كه در زمینه لكنت زبان تبحر دارد، ببرید . ایشان ممكن است بخواهند برای مدتی نحوه صحبت كردن كودك را زیرنظر قرار دهند و یا این كه با تشخیص دقیق نوع اختلال گویایی كودك ، برنامه درمانی مناسبی را در نظر بگیرند.

اگر مایل هستید كه برای مدتی نحوه صحبت كردن كودك خود را به طور دقیق زیر نظر بگیرید ، بهتر است به چند نكته بسیار مهم توجه داشته باشید . همان طوری كه در زمینه های مختلف رشد قابل ملاحظه است ، رشد زبان ( سخن گفتن ) كودك نیز در روندی كاملاً منظم صورت نمی گیرد. لذا شما باید انتظار داشته باشید كه در بعضی از موقعیت ها ( در مقایسه با شرایط و موقعیت های دیگر ) كودك شما ممكن است اختلال بیشتری در صحبت كردن نشان بدهد.

بنابراین با توجه به اوقات فراوانی كه كودك شما بسیار روان و سلیس صحبت می كند ، از نشان دادن واكنشهای هیجانی در مواقعی كه كودك دچار مشكل گویایی می شود ، خودداری نمایید . سعی نكنید هر وقت كه كودك دهانش را باز می كند، او را نظاره نمایید. بیش از هر چیز ، به صحبت های او دقیقاً گوش بدهید و سعی كنید در مورد دفعاتی كه كودك دچار اختلال تكلمی می شود و نیز كاهش یا افزایش اختلال گویایی ، او به طور صحیح قضاوت نمایید.

زمانی كه كارشناس آسیب شناسی زبان و گفتار و یا گفتار درمانگر از شما می خواهند كه به موارد خاصی در صحبت كردن كودك توجه كنید ، سعی كنید این كار را با دقت و كاملاً بی طرفانه و بدون دخالت دادن احساس پدری و مادری انجام دهید. این كار ممكن است مشكل باشد ، اما شما می توانید مشاهده مستقل و عاری از احساسی خاص را تجربه كنید و آن را بیاموزید.

 




طبقه بندی: کودکان با اختلالات تکلمی،
[ جمعه 1 مرداد 1389 ] [ 03:04 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]


كودك تیز هوش می خواهد از همه چیز سر در بیاورد  !

همه ما رنگ مو، رنگ چشم، قد،... و هوشمان را از والدین خود به ارث می بریم. اگر پدر و مادر زندگی سالمی داشته باشند، احتمال اینكه توانمندی های ذهنی كودكشان تظاهر پیدا كند خیلی بیشتر خواهد بود.
 پدری كه لقمه حرام وارد زندگی اش نشده، حق و ناحق نمی كند، سیگار نمی كشد و مراقب تغذیه اش است یا مادری كه به این نكات توجه می كند و در محیطی زندگی می كند كه از آرامش روانی و روحی برخوردار است، طبعا نطفه ای كه از آنان بوجود می آید سالمتر خواهد بود؛ چون در معرض تاثیرات زیان آور محیطی قرار نگرفته اند و نطفه از یك فرد دچار تنش و اضطراب بوجود نیامده است.
چنین پدر و مادری كه به خداوند و معاد و به هدف زندگی سالم واقفند نه تنها برای خود بلكه برای فرزندانشان نیز ارزش قائل اند. چنین والدینی طبعا فرزندان خود را نیز به زندگی سالم تشویق می كنند.
چنین كودكانی بموقع می خوابند و سر وقت بیدار می شوند. سرگرمی های مضر ندارند و از ابتدا می آموزند كه به انسان های دیگر احترام بگذارند. اینكار به آنان اجازه می دهد كه نیروهای فكری شان را آزاد سازند. كودكان تیزهوش از جمله نعمتهایی هستند كه در جامعه ما متولد می شوند، رشد می كنند و نقش مهمی در توسعه كشور دارند.
برای آشنایی بیشتر با ویژگی های این كودكان و نحوه تربیت آنان گفت وگویی با دكتر فربد فدایی روانپزشك ترتیب دادیم تا از اطلاعات ایشان در این زمینه بهره ببریم.
با تشكر از فرصتی كه در اختیارمان گذاشتید .
برای شروع خواهش می كنم «هوش» را از نظر علمی تعریف كنید .
اكثر صاحب نظران در تعریف هوش می گویند: توانایی در حل مسایل و انطباق آن با شرایط تغییر یابنده محیطی افراد باهوش كسانی هستند كه می توانند مسایل و مشكلات جاری را براحتی حل و فصل كنند و خود را با محیط بگونه ای انطباق دهند كه كارها را بخوبی به پیش ببرند.
حدود 90 درصد مردم جامعه دارای ضریب هوشی بین 90 تا 110 هستند كه به این هوش طبیعی گفته می شود. به هوش بین 70 تا 90 درجه نیز هوش مرزی می گویند؛ یعنی مرز بین هوش طبیعی و عقب ماندگی ذهنی. پایین تر از آن نیز عقب ماندگی ذهنی است كه درجه های خفیف، متوسط و شدید دارد.
افراد دارای هوش مرزی می توانند دوره ابتدایی را در مدارس عادی منتهی با سختی سپری كنند. اما گذر آنها از دوره ابتدایی به دوره متوسطه كار دشواری است. كودكان دارای عقب ماندگی خفیف ذهنی كه دارای هوش بر بین 07-05 هستند، می توانند در مدارس استثنایی دوران ابتدایی را با زحمت پشت سر بگذارند. اما بیشتر از آن قادر به پیشرفت نمی باشند.
خوب اینها بخش های نه چندان خوب قضیه است، اما قسمتهای خوبی هم وجود دارد؛ یعنی به تعداد افراد دچار هوش مرزی و عقب مانده ذهنی، ما افراد باهوش و هوشمند و نابغه داریم.
 یعنی كسانی كه ضریب هوشی شان بین 021-011 است. افراد باهوش كسانی هستند كه هوششان از حد عادی مقداری بالاتر است. هوش بحر بین 031-021را «سرآمد» و از 130 به بالا را «باهوش» می گویند.
چه رابطه ای بین هوش و نبوغ وجود دارد ؟
- برای داشتن نبوغ درجه حداقلی از هوش بالا ضروری است و آن درجه 130 است. اما نه به این مفهوم كه همه افراد «باهوش»، نابغه اند.
ممكن است فردی با هوش بر 160، نابغه نباشد. بالاترین هوش بری كه در بین افراد نابغه و نام آور جهان حدس زده شده است بالاتر از 180 می باشد و آن متعلق به شاعر و نویسنده و طبیعیدان آلمانی بنام «یوهان ولفگانگ گوته» است. لئوناردو داوینچی نیز هوش بحری در حدود 140 داشته كه البته نابغه نیز بشمار می رفته است.
در بین هنرمندان ایرانی براساس ارزیابی های انجام شده، هوش بر حافظ و سعدی نیز بیش از 140 تخمین زده شده است.
در واقع هوش افراد بطور مستقیم از حدود 4 سالگی به بعد قابل سنجش است. یك متخصص با انجام پرسش ها و كارهای عملی درمی یابد كه كودك متناسب با گروه سنی خودش یادگیری و كارآیی فكری دارد یا نه. اگر سن عقلی و سن تقویمی یكی باشد در این صورت هوش بر طبیعی است. فرمول خاصی برای اینكار وجود دارد:


100*سن تقویمی÷سن عقلی=هوش بهر
به این ترتیب كودك 6 ساله ای كه قادر به انجام كارهای یك كودك 8 ساله است. براساس فرمول بالا دارای سن عقلی 8 سال می باشد و هوش بحرش او را در رده افراد باهوش قرار می دهد:
125=100*25/1=6÷8
بعضی از محققان می گویند: داشتن هوش بالا برای فرد مطلقا به این معنی نیست كه او در جامعه از موفقیت برخوردار باشد. آنان معتقدند كه همراه با ضریب هوشی و «هوش بحر» كه به آن «آی كیو» گفته می شود بهره عاطفی -«ای كیو»- نیز باید در نظر گرفته شود.
 منظور آنان این است كه یك كودك یا یك فرد بزرگسال قادر باشد در برابر دشواریها مقاومت كند و با صبوری بتواند منافع آینده خودش را به منافع كوتاه مدت برتری بدهد. به عقیده محققان، كسانی كه از چنین ویژگی هایی برخوردارند، در جامعه و در زندگی موفق ترند. هر چند كه ممكن است در كارهای علمی پیشرفت زیادی نداشته باشند.




طبقه بندی: کودکان تیز هوش،
[ یکشنبه 27 تیر 1389 ] [ 05:13 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]
داداشی
 
وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد .
به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از ۲ ساعت دیدن فیلم و خوردن ۳ بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد" .
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم " ، و گونه منو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال ... قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم و گونه منو بوسید .
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، توی کلیسا ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه از کلیسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟ متشکرم"
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خیلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمیدونم .
سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه ، دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود :
" تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم. من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتی ام ... نیمدونم ... همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.
ای کاش این کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر می کردم و گریه !
اگه همدیگرو دوست دارید ، به هم بگید ، خجالت نکشید ، عشق رو از هم دریغ نکنید ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنید ، منتظر طرف مقابل نباشید، شاید اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه
 
 
جنوبی ها



طبقه بندی: داستان های كوتاه،
[ شنبه 26 تیر 1389 ] [ 07:22 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

 تعریف عقب ماندگی ذهنی و طبقه بندی آن

 

ترد گلد نقص روانی را چنین تعریف کرده است

حالتی از رشد و تحول ذهنی از نوع وحدی  که قادر نیست خود را با محیط بهنجار و همنوعان خود  به  گونه ای  سازش  دهد  که  بی نیاز از سرپرستی،کنترل یا حمایت خارجی ، به زندگی خود ادامه دهد .

به  نظر دول  در تعریف  درست عقب ماندگی ذهنی باید به شش ملاک روشن وتلویحی توجه شود .

1- بی  کفایتی  اجتماعی   2–  ناشی  از زیر هنجاری  ذهنی 3- که به لحاظ  تکوینی  تثبیت شده 4 –  که  به  پختگی  رسیده   5 – دارای  خاستگاه  سرشتی  است  6 – ضرورتا“ علاج ناپذیر است .

کانر دو طبقه از اشخاص مبتلا به نقص ذهنی را برحسب موقع و منزلت بزرگسالان تعریف کرد .

نوع  اول  عقب ماندگی  شامل  افرادی است  که در پتانسیل های  هیجانی  و شناختی خود  عمیقا“ ناقص هستند .

نوع  دوم  شامل افرادی می شود که محدودیتهای هوشی   آنها  به  طور قطع  مرتبط  با معیارامر فرهنگی خاصی است که آنها رااحاطه کرده است.

تعریف بر اساس نمره آزمونهای هوشی

غالب  صاحبنظران کوشیده اند  برای تعیین  افراد زیرهنجارمعیارهای کمی ارائه دهند که رایج ترین ملاک عینی نمراتی است  که ازاجرای  آزمونهای هوشی مانند استنفورد بینه و وکسلربدست می آید . دراین ملاک،سادگی، سهولت  ارتباط و گروههای هنجاری مطرح می شوند .

هوشبهر 70 به عنوان  نمره  برش  گروه عقب مانده  مورد قبول واقع شده است .

اگر چه  این  رویکرد در سطح وسیعی مرسوم شده است ولی انتقاداتی برآن وارد کرده اند. نقادان به این واقعیت که هوشبهرفرد اساسا“تحت تاثیرعوامل غیرهوشی مانند معلولیت های  زبان وموانع انگیزشی قراردارد و اینکه گاه  هوشبهر فرد با گذشت زمان تغییرمی کند اشاره کرده اند.

اغلب تعریفهای عقب ماندگی یاناشی ازیک مدل آسیب شناختی است یا ناشی ازیک مدل آماری . مدل اول متاثر از جهت گیری پزشکی است که به عملکرد ناقص فیزیولوژیک و علائم مرضی بیماری  و یا  نقص  توجه  دارد در مدل آماری عقب ماندگی به مثابه حدود انحراف از پیوستار توانایی هوشی تعریف می شود .

این تعریف از مدل آماری پیروی می کند اما دارای  برخی ویژگی های مدل آسیب شناختی هم هست .

در سال 1973 انجمن آمریکایی نقص ذهنی عقب ماندگی را به شرح زیر تعریف کرد.

عقب ماندگی ذهنی  ناظر است  بر  عملکرد عمومی هوش که به  طور معنی دار پایین تر ازحد متوسط  است وبه طورهمزمان ، همراه  با نواقصی دررفتارسازشی است وطی دوران رشد وتحول ظاهرشده است.

”عقب ماندگی ذهنی”ناظراست برسطحی از کنش رفتاری بدون توجه به آسیب شناسی آن .  اصطلاح عقب ماندگی توصیف رفتارکنونی است و بر تشخیص دلالت نمی کند .

عملکرد  هوش  را می توان از طریق  آزمونهای میزان شده تعیین کرد .

” به طورمعنی دار زیر میانگین ” ناظر است بر کارکردی که بیش از دو انحراف  معیار پایین تر از میانگین باشد .

”رفتارسازشی”به مثابه حساسیت یامیزانی تعریف می شود که فرد بدان وسیله با معیارهای استقلال شخصی ، مسئولیت  اجتماعی که  از سن وگروه فرهنگی اوانتظارمی رود مواجه می گردد.

 

”درجریان رشد”مهارتهای حسی – حرکتی ،ارتباط ،کمک به خود و اجتماعی شدن ، متاثر ازفرایند نضج توسعه می آید تاخیردر کسب این مهارتها ، معرف نقص  بالقوه در رفتار سازشی  است و از جمله ملاک های عقب ماندگی ذهنی محسوب می شود .

در قانون انگلستان به بی کفایتی اجتماعی فرد عقب مانده تاکید  شده  است . طبق  این  قانون  چها رگروه عمده به عنوان اشخاص عقب مانده مشخص شد .

1- آنهایی که از بیماری روانی رنج می برند .

2- آنهایی که به زیر هنجاری شدید دچار هستند .

3- کسانی که زیر هنجار محسوب می شوند .

4- افرادی که به اختلالهای روان رنجوری مبتلا هستند .

در تعریف عقب ماندگی ذهنی دو روش تصوری عمده وجود دارد .

1- مدل زیستی – طبی –ازنظرطرفداران این رویکرد وجود  تغییرات  اساسی  در مغز برای  تشخیص عقب ماندگی ذهنی اهمیت بنیادی دارد.

2- مدل اجتماعی وانطباقی– طرفداران این عقیده روی عملکرد اجتماعی  و توانایی  کلی  برای  سازگاری  با موازین مقبول تاکید می کنند .

ویژگیهای عقب ماندگی ذهنی در DSM- III  R

1- عملکرد  هوشی کلی به طور قابل ملاحظه ای پایین ترازحد طبیعی بوده وهمراه است با

2- نقص  یا  اختلال  قابل   ملاحظه   در کارکرد انطباقی و

3- شروع قبل از 18 سالگی

این تعریف مشابه تعریف AAMDاست.

 فهرست اصطلاحها وواژه ها

سازمان بهداشت جهانی اصطلاح زیرهنجاری را توصیه می کند که مشتمل بردوطبقه مشخص است .عقب ماندگی ذهنی و نقیصه عقلی.

اصطلاح  ضعف  عقلانی  به  معنی  انواع  خفیف عقب ماندگی ذهنی استفاده می شود .

اصطلاح اولیگوفرنی در روسیه و کشورهای همجوار و ممالک اسکاندیناوی و اروپای غربی رایج است .

اصطلاح بی عقلی درروانپزشکی جدید کاربردی ندارد مگر در موارد نادری که به  مراحل انتهایی بیماریهای دژنراتیو اطلاق می شود .

دلایل  دشواری  مشکل طبقه بندی کودکان عقب مانده ذهنی

1- تنوع وتعداد عقب ماندگیها با شماره آنها برابر است

2- عقب ماندگی ممکن است به علتهای گوناگون ایجاد شود.

3- شدت و ضعف و متنوع  بودن در عقب ماندگان ذهنی

افراد عقب مانده براساس کلاسهای گوناگونی  تقسیم شده اند. روانشناسان  ،  روانپزشکان  و متخصصان  تعلیم  و تربیت  و درمان هر کدام تقسیم بندی خاصی را مطرح کرده اند .

گروه بندی روانشناسان

این گروه بندی بیشتر بر اساس درجه هوش و تفاوتی که  بین سن عقلی و سن زمانی فرد وجود دارد انجام شده است انجمن روانشناسان آمریکا عقب ماندگی ذهنی را به  سه گروه تقسیم کرده است .

الف – عقب مانده های شدید – هوشبهر کمتر  از 50

ب – عقب مانده های متوسط – هوشبهربین 51تا 70

ج – عقب مانده های سطحی یا مرزی – هوشبهر بین 71 تا 85

 میلانی فر در کتاب روانشناسی  کودکان و  نوجوانان استثنایی عقب ماندگان ذهنی را درسه گروه و کودکان مرزی و عادی ضعیف را در دو گروه   معرفی کرده است .

1- گروه عقب مانده های عمیق (ابله،تهی مغز)

این افراد 3 تا 5 درصد عقب مانده ها را تشکیل می دهند.

هوشبهر این  افراد  از 25  تجاوز  نمی کند و تواناییهای آنان از نظر ذهنی در هر سنی باشند از یک کودک 3 ساله تجاوز نمی کند .

 

ناهنجاریهای حسی وحرکتی وبد شکلی های سر و صورت و کوتاهی اندام در آنان دیده می شود صورت آنان نا متقارن وجمجمه انان بزرگتر یا کوچکتر از حد عادی است و000

وابستگی  شدید  برای  انجام دادن کارهای ساده  و رفع احتیاجات اولیه خود وبه  همین  لحاظ به آنان کودکان وابسته یا پناهگاهی می گویند .

2 -گروه عقب مانده های شدید (سبک مغز ،کم خرد،سفیه)

هوشبهر این افراد بین 26 تا 50 است . توانایی های آنان در سنین  گوناگون  همانند کودکان 3تا7 ساله است. افراد این گروه 10 تا 20 درصد کودکان عقب ماند ه را تشکیل می دهد .

آنان قادر به فراگیری انجام امور ساده می باشند و می توانند  تا  اندازه ای از خود  مراقبت کنند  وازعهده خوردن غذا و پوشیدن  لباس و نظافت خود بر می آیند .

به علت  این که  تربیت پذیر هستند  و وابستگی نسبی نشان می دهند به آنها کودکان نیمه وابسته هم می گویند.

3 - گروه عقب مانده های  متوسط  (کودن – کند ذهن)

هوشبهر کودکان این  گروه  بین 51 تا 70 است و سن عقلی آنان از حد کودکان 10 ساله تجاوز نمی کند . افراد  این گروه  75 تا 85  درصد  کودکان عقب مانده را تشکیل می دهد . در نیروی قضاوت و استدلال نارسایی مشهود است .تاخیردرراه رفتن و لکنت زبان دارند . دایره لغات آنان محدوداست .                                                                                   

4 - گروه مرزی (ساده لوح یا کم استعداد )

دارای هوشبهر بین 71 الی 80 هستند و از لحاظ توانایی حداکثرتا حد کودکان 12 ساله عادی هستند .افراد این گروه دارای  ضعف قوای  فکری  هستند  و توانایی  قضاوت و استدلال مطلوب را ندارند .

5 - گروه عادی ضعیف یا ساده

دارای هوشبهر بین 81 تا 90 هستند . اندکی کند ذهن و کند انتقال هستند و از عهده  فهم و ادراک و بیان مفاهیم عالی و پیچیده  بر نمی آیند . افراد این گروه با تمرین در کارهای عملی و حرفه ای می توانند  موفق  شوند  و به  سازگاری شغلی و اجتماعی  برسند و می توانند  در شرایط مطلوب دوره راهنمایی را به پایان برسانند .

گروه بندی  عقب ماندگان ذهنی  از نظر آموزشی  و تربیتی  و درمانی

از نظر آموزشی به کودکی عقب مانده گفته می شود  که  به علت محدودیت استعداد وتواناییهای ذهنی به روشهای خاص آموزشی نیازمند است .

الف – عقب مانده های ذهنی درمان ناپذیر یا افراد پناهگاهی

ب – عقب مانده های ذهنی درمان پذیر

افراد دسته  دوم  خود  به آموزش پذیر  و تربیت پذیر تقسیم می شوند .

عقب مانده های درمان نا پذیر و ویژگیهای آنان

عقب مانده های عمیق هوشی که  بیشتر به علل ارثی و مادر زادی به ناهنجاریهای متعدد مبتلا شده اند  در این گروه جای می گیرند . هوشبهر آنان زیر 25 است .دارای معلولیتهای چند گانه اند.اکثرا“ ظاهری غیرعادی دارند ودر بالاترین سن  و موقعیت  در  حد  کودک  3 ساله  رفتار می کنند .

عقب مانده های درمان پذیر

این گروه که اکثریت بسیارزیاد عقب مانده ها را دربرمیگیرد درجات متفاوتی از نارساییها وناهنجاریهای هوشی را دارا می باشند .

این افرادبه دودسته آموزش پذیروتربیت پذیر تقسیم می شوند .

افرادی که هوشبهر آنان بین56تا70 یا 50 تا 75 است آموزش پذیر خوانده می شوند . این افراد از لحاظ  قدرت  فراگیری و استفاده از حواس دارای تاخیر هستند  از نظر دانستن لغات ضعیف بوده و مفاهیم را خوب درک نمی کنند و از جنبه عاطفی واکنشهای لازم را بدست نمی آورند . تمرکز دقت در اینان محدود است .

افراد این گروه درصورت  برخورداری از  برنامه های آموزشی در سه زمینه ظرفیت رشد دارند :

1- آموزش پذیری در سطوح دروس ابتدایی

2- آموزش پذیری درتطابق اجتماعی تا کودک بتواند  به استقلال نسبتا“ مناسبی در جامعه دست یابد .

3- به دست آوردن شغلی که با آن بتواند دربزرگسالی به طورکامل یا نسبی مخارج خود را تامین کرده و از خود نگهداری کند .

عده زیادی از افراد آموزش پذیر در مدارس  معمولی   به تحصیل اشتغال دارند که دلایل آن عبارت است از :

هزینه فراوان و بالای موسسات  نگهداری  و آموزش

تعصب خانواده ها مبنی بر اینکه کودکانشان همراه با عقب مانده ها تحصیل نکنند.

اعتقاد بسیاری از مربیان که آموزش کودکان آموزش پذیر و کودکان دیر آموز نباید از هم جدا باشد .

تنها عیب این روش  آموزشی این است   که کودکان آموزش پذیردرمدارس عادی ، خیلی زود متوجه کمبودهای خود می شوند.با   این حال   لازم  است   برنامه های  آموزشی  و روشهای آن وزمان اجرای برنامه هازیر نظر مشاوران مخصوص که دراین رشته تخصص دارند اجرا شود .

افراد  این  گروه  دارای هوشبهر بین 26 تا 50 هستند و تواناییهای تحصیلی آنان از یک کودک 7ساله تجاوزنمی کند.عقب ماندگی آنان درخلال نوزادی و خردسالی مشخص می شود .

این افراد  می توانند اعمال ساده مربوط به خود را با آموزش فرا گیرند ودراثرتربیت می توانند ادرار و مدفوع خود را کنترل کنند .

از زمانهای قدیم عقب ماندگی های ذهنی را  از نظر پزشکی به دو دسته تقسیم می کردند .

1- عقب ماندگی های اصلی یا ارثی که وراثت عامل اصلی عقب ماندگی تلقی می شود

2- عقب ماندگیهای ثانوی یا محیطی که عوامل محیطی در ایجاد عقب ماندگی تاثیر داشت .

1- عقب ماندگی به علت عوامل ارثی

2 – عقب ماندگی به علت اتفاقات دوران بارداری

3- عقب ماندگی به علت حوادث زایمانی و دوران بعد از زایمان

4 – عقب ماندگی به علت عوامل محیطی ، اجتماعی و فرهنگی

1- عقب ماندگی ذهنی خفیف :میزان هوشبهر از 50-55تاحدود 70

2 - عقب ماندگی ذهنی متوسط : میزان هوشبهر از 35- 40تا50-55

3- عقب ماندگی ذهنی شدید: میزان هوشبهر از 20تا 25 تا 35- 40

4 - عقب ماندگی ذهنی عمیق : میزان هوشبهرزیر 20تا25

عقب ماندگی ذهنی با شدت نامشخص

این عقب ماندگی برابر با عنوان آموزش پذیر است . حدود 85  درصد افراد عقب مانده در این  گروه  قرار دارد . کمترین اختلال را در زمینه های   حسی -  حرکتی  از  خود  نشان می دهند درسطح بالاترسنی،از کودکان عادی متمایز می گردند .

این عقب ماندگی معادل عنوان تربیت پذیر است. افراد این گروه 10 درصد کل جمعیت عقب مانده های ذهنی را تشکیل مید هد

عقب ماندگی ذهنی شدید

این  گروه  حدود  3تا 4  درصد عقب مانده های ذهنی را تشکیل می دهند .

حدود 1تا2درصد عقب ماندگان ذهنی را تشکیل می دهند

عقب ماندگی ذهنی با شدت نامشخص

این تشخیص زمانی انجام می شود که یک  احتمال کلی برای عقب ماندگی موجود باشد ولی هوش فرد را نتوان  با آزمونهای هوشی استاندارد اندازه گرفت مانند افرادی که اختلال شدید دارند .

 

 




طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ چهارشنبه 23 تیر 1389 ] [ 07:49 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

گزینش کودکان تیزهوش :

در وهله اول بر اساس گزارش مربیان و پرسشنامه تكمیل شده توسط والدین، تعدادی از كودكان كه در سطح آموزشی بهتری هستند انتخاب می شوند.
در وهله دوم با انجام آزمونهای گروهی، تعدادی از افراد مذكور كه به احتمال قوی از هوش بالایی برخوردارند برگزیده می شوند.
در مرحله سوم باانجام تستهای دقیق هوشی و رعایت سایر مواردو مصاحبه با اولیای كودك و مربیان و آگاهی از خصوصیات دیگر دانش آموز نظیر خلاقیت، استعداد در فراگیری درس ،نیروی ابتكار تیزهوشان واقعی برگزیده می شوند.
راه دیگر این است كه از خانواده های دارای فرزندان متعدد دعوت شود فرزندان خود را به مراكز خاص معرفی كنند تا از طریق تنظیم پرسشنامه انجام مصاحبه و تستهای مربوط و زیر نظر گرفتن اینگونه كودكان، تیزهوشان انتخاب شوند.
راه دیگر انتخاب كودك تیزهوش، شناخت آنان در كلاسهای كودكستان است.
پس به طور كلی شناخت و گزینش كودكان تیزهوش در سه طریق انجام می گیرد:

۱- انتخاب از بین شاگردان مدارس در سطوح مختلف.
۲- معرفی كودك از طریق والدین برای انجام آزمون و انتخاب قبل از مدرسه.
۳- گزینش از بین كودكان كودكستانی.


گزینش کودکان تیزهوش :

در وهله اول بر اساس گزارش مربیان و پرسشنامه تكمیل شده توسط والدین، تعدادی از كودكان كه در سطح آموزشی بهتری هستند انتخاب می شوند.
در وهله دوم با انجام آزمونهای گروهی، تعدادی از افراد مذكور كه به احتمال قوی از هوش بالایی برخوردارند برگزیده می شوند.
در مرحله سوم باانجام تستهای دقیق هوشی و رعایت سایر مواردو مصاحبه با اولیای كودك و مربیان و آگاهی از خصوصیات دیگر دانش آموز نظیر خلاقیت، استعداد در فراگیری درس ،نیروی ابتكار تیزهوشان واقعی برگزیده می شوند.
راه دیگر این است كه از خانواده های دارای فرزندان متعدد دعوت شود فرزندان خود را به مراكز خاص معرفی كنند تا از طریق تنظیم پرسشنامه انجام مصاحبه و تستهای مربوط و زیر نظر گرفتن اینگونه كودكان، تیزهوشان انتخاب شوند.
راه دیگر انتخاب كودك تیزهوش، شناخت آنان در كلاسهای كودكستان است.
پس به طور كلی شناخت و گزینش كودكان تیزهوش در سه طریق انجام می گیرد:
۱- انتخاب از بین شاگردان مدارس در سطوح مختلف.
۲- معرفی كودك از طریق والدین برای انجام آزمون و انتخاب قبل از مدرسه.
۳- گزینش از بین كودكان كودكستانی.

خصوصات اخلاقی تیزهوش ها :

اغلب تصور می شود كسانی كه باهوشترین هستند، بهترین نیز می باشند.
به عبارت دیگر فكر می كنیم كه صفات اخلاقی همانند انصاف، شرافت، محبت و عدالت با تیزهوشی همراه هستند.
با وجود این، فسادی كه در برخی از شخصیتهای بزرگ در هر جامعه ای دیده می شود این ایده را در ما به وجود می آورد كه درباره برتری اخلاقی افراد نابغه دچار تردید بشویم.

آدم كشها و جنایاتی كه به وسیله برخی از افراد سرشناس تاریخی كه از استعداد و خلاقیت برخوردار بوده اند این حقیقت را تأیید می كند كه افرادمستعد و نابغه نیز می توانند از نبوغشان در كارهای جنایی استفاده كنند.
اما آیا این نقایص اخلاقی كه در این شخصیتها وجود دارد به منزله آن است كه افراد نابغه به عنوان یك گروه دچار معایب اخلاقی باشند؟
لازم به توضیح است كه در بین افراد نابغه تفاوتهای زیادی وجود دارد و نمی توان همه آنها را یكسان دانست.
اغلب مطالعات نشان می دهند كه افراد تیزهوش از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد معمولی برتر هستند.
اكثر این كودكان در سنین اولیه به مفاهیم انتزاعی خوب و بد، درست و نادرست، عدالت و ظلم، علاقه مند می شوند.
آنان به ویژه به مسائل اجتماعی و روشهایی كه می توان آنها را حل كرد اشتیاق از خود نشان می دهند.
فرد نابغه ای كه اصول اخلاقی را رعایت نمی كند جنبه استثنایی دارد و نمی توان آن را یك امر كلی تلقی كردو تعمیم داد.
آنچه در مورد افراد نابغه درست تر است این است كه آنان از بهترین تواناییها برخوردارند و قادرند از طریق آن به افراد و جوامع كمك كنند تا مسائل اخلاقی خود را برطرف نمایند.
تقریباً در هر تعریفی كه از تیزهوش به عمل آمده است ، این افراد را به صورت غولهای اخلاقی معرفی كرده اند.

سایت شمیم




طبقه بندی: کودکان تیز هوش،
[ یکشنبه 20 تیر 1389 ] [ 09:54 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

اختلال كمبود توجه همراه با بیش فعالی ADHD

« تعریف و شناخت اختلال ADHD»


از جمله ی مسائل یاد شده دانش آموزان دارای اختلال « کمبود توجه همراه با بیش فعالی» « ADHD » است حال اگر مربیان ، والدین و مدیران محترم شناخت بیشتری از این اختلال داشته باشند می توانند با برنامه ریزی های مدرن تر و منظم تر و ارائه ی راهکارهای مناسب در جهت کمرنگ تر کردن مشکلات آموزشی، اجتماعی ، عاطفی و .... اینگونه دانش آموزان گام بردارند.
این اختلال که رایج ترین اختلال در دوران كودكی است اغلب تا دوران بزرگسالی ادامه می یابد. کودکان مبتلا به این اختلال بدون اینکه فکر کنند، مدام به اطراف حرکت می کنند. آنها ممکن است خواست ها و انتظارات اطرافیانشان را درک کنند، ولی به دلیل اینکه قادر به توجه کافی نیستند ، نمی توانند مدتی آرام بنشیند و تمرکز کنند، توانایی پیروی کردن از دستورهای آنان را ندارند. اغلب خارج از نوبت صحبت می کنند ، سخن دیگران را قطع می کنند، درگیر چیزی می شوند که مخاطره آمیز است ، نسبت به محرومیت تحمل کمی دارند،زود بر افراخته می شوند ، حالت ریاست مأبی دارند ، در پیروی از قوانین مشکل دارند ، مطرود اجتماع و گروه همسن خود هستند ، خودباوری ضعیفی دارند ، در تحصیل ناموفق هستند و به حدکافی خود پذیرشی ندارند .


اختلال .ADHD دارای سه علامت مهم است که بطور پایدار و ثابت و همیشگی دیده می شوند ، این نشانه ها عبارتند از :
1- کمبود توجه
2- بیش فعالی ، پرتحرکی
3- نوع ترکیبی کمبود توجه و بیش فعالی

1- کمبود توجه


- عدم توانایی در تمرکز و توجه کافی هنگام انجام کارها و فعالیت های روزانه مثل انجام تکالیف درسی و وظایف خانگی
- به نظر می رسد هیچ توجهی به صحبت های طرف مقابل ندارد .
- در اتمام کارها حتی کارهایی که خودش هم دوست دارد ، مشکل دارد و آنها را نیمه تمام ول می کند .
- احتمال ابتلا به مشکلات شنوایی وجود دارد .
- ناتوانی در پیروی از فرمان ها و دستورالعمل های ارائه شده .
- ناتوانی در طبقه بندی و سازمان دادن برنامه ها و امور.
- عدم تمایل به انجام کارهایی که نیازمند فعالیت فکری و تمرکزند .
- گم کردن و یا جاگذاشتن مدام اشیاء ، اسباب بازی ها و وسایل مدرسه.
- حواس پرتی
- داشتن رفتار تکانشگری
- این نوع اختلال بیشتر در پسران است و به نسبتدرپسران چشم آبی و مو بور بیشتر است (جندقی 1992 )


2- بیش فعالی ، یا پر تحرکی


- ناتوانی در آرام نشستن ، مدام وول می خورند
- دویدن ، جهیدن ، پریدن و بالا رفتن بیش از اندازه از میز و صندلی و ....
- ناتوانی در انجام بازی های ملایم و آرام .
- پر جنب و جوشی زیاد در هنگام انجام کار
- تند حرف زدن و قطع كردن سخنان دیگران
- دائماً می خواهد جلب توجه کند .
- شتاب در پاسخ دادن به سؤالات و پاسخ دهی نامناسب
- بی صبری
- داشتن رفتار پرخاشگرانه
- خواب نا آرام
- این نوع اختلال بیشتر در پسران است .


3- نوع ترکیبی :کمبود توجه – بیش فعالی


که داشتن علائم کمبود توجه و بیش فعالی به طور زمان در آنها دیده می شود .
باید در نظر داشته باشید که کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه – بیش فعالی به طور غیر عمدی و کاملاً نا خودآگاه این علائم را از خود نشان می دهند و هیچ کنترلی بر رفتار و اعمال خود ندارند و این علائم ناشی از اختلالات روان گسیختگی ، اختلالات عاطفی و یا عقب ماندگی های ذهنی شدید نیست . حال اینکه اکثر کودکان در مقایسه با بزرگ ها از نظر جسمانی فعال ترند اما هدفمند عمل می کنند ولی فعالیت کودکان ADHD فاقد نظم و هدفند . یک کودک طبیعی اگر ترغیب شود می تواند . بنشنید و تمرکز کند ولی برای یک کودک ADHD انجام چنین عملی غیر ممکن است .
پس عامل ممیزه ی حرکتی در کودکان ADHD کیفیت اتفاقی آن است نه افراطی بودن آن .
این علائم فوق معمولاً از سه سالگی شروع می شود اما تا زمانی که کودک پا به مدرسه نگذارد تشخیص آن بسیار مشکل است . شیوع اختلال ADHD به طور کلی تقریباً در 5 درصد کودکان دبستانی دیده می شود و شیوع آن در پسران 5 برابر دختران است .
در مطالعات جدید به یکی از باورهای قدیمی در مورد کودکان ADHD که مربوط به حافظه بود پاسخ داده شده است ، سالهای زیادی اعتقاد بر این بود که چنین کودکانی حافظه ی ضعیفی دارند مطالعاتی که توسط برخی پژوهشگران ( کاپلان – دوبی – گرافورد و همکاران 1998 – میلر مورگان و همکاران 1996 ) صورت گرفت مدارک مستندی را مبنی بر اینکه آنها حافظه ی دراز مدت دست نخورده ای دارند و عملکرد ضعیف آنها در آزمونهای حافظه به احتمال زیاد منعکس کننده ی مهارت های توجهی ضعیف در آنها معرفی کرده اند .
عقیده ی بی اساس دیگر این است که کودکان ADHD ممکن هوشبر بسیار بالایی داشته باشند ، مطالعات اخیر پیرامون هوشبر کودکان ADHD به این نتیجه نهایی یافته اند که هوش این کودکان از توزیع بهنجار متفاوت نیست به این معنی که پیوستار هوشی آنها از سرآمد تا عقب مانده ی ذهنی را شامل می شود . ( به نقل از کاپلان ، گرافورد و همکاران ،2000 )


« تشخیص و علل »


تشخیص ADHD باید صرفاً موقعی داده شود که اطلاعات مربوط به کودک با دقت جمع آوری شده و کودک مزبور به وسیله ی یک پزشک ، یک روانشناس با تجربه مورد مطالعه ی دقیق قرار گرفته باشد ، همچنین این بررسی باید برای مدتی ادامه یافته باشد . برای تعیین چگونگی رفتار کودک در مدرسه ، جویا شدن نظر معلم و مدیر مدرسه دراین باره ضروری است . قبل از تشخیص بیش فعالی همراه با کمبود توجه باید کلیه ی عوامل ممکن دیگر مانند عوامل عاطفی ،اضطراب محیطی و .... مورد توجه قرار می گیرند و از این حیطه مستثنی شوند .
در حال حاضر ، علل ADHD ، با وجود اینکه یک اختلال رایج و متداول است ولی ناشناخته است ، این احتمال وجود دارد که این اختلال ناشی از مجموعه ای پیچیده از عوامل از جمله وراثت ، عوامل محیطی ، بدکاری نواحی گوناگون مغز و سطح فعالیت انتقال دهندگان عصبی باشد .
انجمن روانشناسان آمریکا به والدین توصیه می کنند که به هیچ عنوان کودکان زیر دو سال را جلوی تلویزیون ، کامپیوتر ، ..... ننشانند و به کودکان بالای دوسال هم اجازه ندهند که بیش از 2 ساعت در طول روز تلویزیون تماشا کنند .
گروهی دیگر ازتحقیقات نشان می دهد که 45 درصد از کودکان ADHD حداقل به یک اختلال دیگر نیز مبتلا هستند ( افورد ، 1991 ) .


مهم ترین اختلالاتی که معمولاً با بیش فعالی کودکان توأم است عبارتند از : ( تای نن 2005 )


الف - اختلالات اضطرابی : تقریباً 25 درصد کودکان بیش فعال ، علائمی از اختلالات اضطرابی از خود نشان می دهند . این علائم عبارتند از : ترس ، وحشت ، پریشانی ، نگرانی شدید و .... که اغلب با علائم جسمانی متنوعی مثل شدت ضربان قلب ، حالت تهوع ، درد معده ، سرگیجه و سردرد همراه می شود . از دیگر اختلالات اضطرابی که به طور معمول با ADHD همراه می شود ، اختلال وسواس فکری – عملی ، سندرم تارت ، تیک های عصبی ، تیک های گفتاری و اختلالات زبان است
ب – اختلالات خلقی : تقریباً 18 درصد کودکان مبتلا به بیش فعالی ، تجاربی از افسردگی داشته اند . آن ها ممکن است احساس انزوا ، ناکامی ، کاهش عزت نفس کنند و چنانچه مدرسه می روند ، با افت تحصیلی و کاهش روابط دوستی و اجتماعی روبرو می شوند .
ج – ناتوانی های یادگیری : نزدیک به 25- 20 درصد کودکان بیش فعال دچار ناتوانی یادگیری اند . رایج ترین این اختلالات ناتوانی در خواندن و نوشتن است . هرچند کودکان بیش فعال الزاماً در یادگیری ناتوان نیستند ، اما چون قدرت توجه و تمرکز آن ها کاهش یافته ، در انجام وظایف درسی – مدرسه ای خود دچار مشکلات فراوانی می شوند .
د- نافرمانی و مخالفت ( لجبازی ) : حدود 35 درصد کودکان مبتلا به بیش فعالی دچار رفتارهای مخالفت آمیز و نافرمانی اند . آنان با رفتارهای خشن و گاه پرخاشگرانه خود مدام درصدد سرپیچی از دستورها و خواست های دیگران ( والدین ، آموزگاران ، مربیان ، اعضای خانواده ) اند ( بک آردل ، آبراین و کلوین 1995 )


« درمان و راهبردهای آموزشی»


تصمیم گیری در مورد نوع درمان به اثری که نشانه ها برروی سازگاری کودک در خانه ، مدرسه و باهمتایان دارد و یا در مورد افراد بزرگ تر تأثیری که بر ارتباط میان فردی و عملکرد شغلی آنها می گذارد بستگی دارد . اگر نشانه ها و مشکلات مرتبط خفیف باشند ، رویکردهای رفتاری برای درمان مفیدترند ، اگر نشانه ها ، زندگی فرد را به طور قابل ملاحظه ای تحت تأثیر قرار داده باشند ، درمان دارویی نقطه ی اتکا است .
رایج ترین درمان برای کودکان دارای اختلال کمبود توجه با بیش فعالی ADHD استفاده از داروهایی است که تحریک کننده ی سیستم عصبی مرکزی می باشند مثل « میتل فندیت » « دکسترو آمفتامین » « پمولین »
از جمله درمان های غیر دارویی این اختلال ، آموزش روشهای برخورد والدین با کودکان ADHD است كه اصطلاحاً «PMT» نامیده می شود ، در این جلسات گروهی كه برای والدین كودكان ADHD گذاشته می شود والدین با ویژگی های این اختلال و شیوه های مقابله ای درست با لجبازی و علائم دیگر آن آشنا می شوند ، کما اینکه تحقیقات نشان داده است که جلسات « PMT » بدون درمان دارویی تأثیر چندانی ندارد ، چون والدین هر چقدر هم روشهای برخورد با کودک ADHD را هم بدانند بدون کمک دارو ، کودک مبتلا به بیش فعالی ، تمرکز لازم را برای اجرای کارها و دستورات و تکالیف را کسب نمی کند .
روش دیگر درمان رژیم های غذایی خاص فاقد رنگ ، طعم دهنده های مصنوعی و مواد شیمیایی خاص ( مانند سانسیلات های موجود در زرد آلو، انواع توت ها ، گوچه فرنگی،.... ) است . یک آلرژیست در کالیفرنیا به نام بنجامین فینکلو اظهار داشته است که 50-30 درصد کودکان بیش فعال که توسط او درمان شده اند از رژیم غذایی فاقد مواد فوق استفاده نموده است .
برخی از پژوهشگران عقیده دارند که موثر ترین درمان ADHD ترکیبی از درمان دارویی و رفتاری است. این موضوع کاملا مشخص است که پاسخهای کودکان به داروهای محرک و درمان رفتاری کاملا فردی یا تابع ویژگی های فردی آنهاست یک مقدار از داروهای محرک یا سطحی از درمان رفتاری ممکن است برای یک کودک موثر و برای دیگری غیر مؤثر باشد.
در مورد کودکان ADHDآنچه که مهم است نحوه ی برخورد معلمان با این کودکانست و در حقیقت کلید اصلی موفقیت یا عدم موفقیت این دانش آموزان در امر تحصیل است و روش تدریسی که معلمان بکار می برند باید در آن میزان عیب جویی و انتقاد از این دانش آموزان را تا حد امكان کاهش دهند، میزان توجهشان به این کودکان باید مناسب بوده و کم و زیاد نشود ، باید همکاری مداوم و لازم در برنامه ی اصلاحی کلاس داشته باشند، یک رابطه ی عاطفی بسیار سازنده و مثبت بین خود و دانش آموز ADHD به وجود بیاورند و همزمان با مشاور ، مدیر ، والدین کودک ، روانشاس و روانپزشک کودک در ارتباط باشند.
در مورد تدریس ، مسلماً باید در موقعیّت هایی ارائه شود که توجّه آنها به معلّم باشد و در هر بار آموزش فقط یک تکلیف تحصیلی تعیین گردد و تکالیف طولانی و زمان بر باید به بخش های کوچکتر تقسیم شود تا حجم فشار به فراخنای توجهشان کاهش یابد ، دستور انجام کار و هر تکلیف باید مرحله به مرحله به دانش آموز ADHD ارائه گردد و پس از آن باید خواست که آن را تکرار کنند تا از فهمیدن مطلب توسط آنها اطمینان حاصل شود.
به نظر می رسد « اقتصاد ژتونی » قوی ترین ، فوری ترین، و اختصاصی ترین روش درمانی برای معلمان است . در این روش هم پس از مشخص کردن رفتار هدف در کودک نوع تقویت را هم مشخص می کنند و پس از آن معلم در مقابل رفتار هدف بلافاصله ژتون را ارائه دهد در این جا لازم است فهرست پاداش ها با کمک خود کودک و بنا به توجهات او اولویت بندی شود .
دومین روش درمانی « قرار داد وابستگی » است در واقع در این تكنیك رفتار مطلوب و پیامد وابسته به عملکرد به صورت کلامی تصریح می شود و به امضای طرفین قرار داد ( معلم- دانش آموز ADHD ) می رسد . ( در قبال انجام تکالیف مورد نظر پاداش رفتن به پارک و یا بازی با کامپیوتر و غیره ، ... در صورت عدم اجرا حذف آنهاست. ) در اجرای این تکلیف باید سعی شود که تکالیف مناسب با تقویت کننده ها باشد و تقویت کننده ها به تاخیر نیفتندو پاداش تکراری نباشند.
حدود 70-60 درصد کودکان ADHD دچار لجبازی و پرخاشگری هستند که اگر این اختلال درمان نشود لجبازی و پرخاشگری روز به روز بیشتر می شود و تا به حدی می رسد که در دوران نوجوانی به شخصی بی توجه به قوانین اجتماعی و در نهایت « بزهکار » می شوند .
باهمه ای این نقاسیر لازم به نظر می رسد که برای دوری از همه ی عواقب جبران نا پذیر در مورد کودکان ADHD برنامه های تشخیصی و درمانی بصورت بسیار دقیق و منظم اجرا شود تا از هزینه هایی که در آینده به جامعه و شخص تحمیل می شود جلوگیری بعمل آید و یا حتی المقدور کاهش یابد .

منابع و مأ خذ

1- کاکاوند علیرضا: روان شناسی آموزش کودکان استثنائی، نشر روان 1385
2- مارک سلیکوتیز: نارسا خوانی و سایر مشکلات یادگیری، ترجمه ی عصمت فاضلی ، نشر یسطرون 1383
3- چویل و موریس: روانشناسی بالینی كودك ، ترجمه ی محمد رضا نائینیان و همکاران، انتشارات رشد 1378
4- ساموئل کرک و جیمز چالفانت : اختلالات یادگیری تحولی و تحصیلی، سیمین رونقی و همکاران ، سازمان آموزش و پرورش 1377
5- دکتر تبریزی : اختلالات دیکته و ریاضی ، انتشارات فراروان 1385
6- ماهنامه های آموزشی - تربیتی پیوند
7- ماهنامه ی تعلیم و تربیت استثنایی



 




طبقه بندی: کودکان با اختلالات رفتاری،
[ جمعه 18 تیر 1389 ] [ 04:44 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

ویژگی های کودک استثنایی

کودک استثنایی را می توان به عنوان فردی تلقی کرد که به طریقی از گروه بهنجار متفاوت است با توجه به تعریف فوق تعداد زیادی از کودکان استثنایی خواهند بود .

از نظر آموزشی ، کودکی استثنایی در نظر گرفته می شود که نیازمند برنامه آموزشی ویژه باشد .

حال جهت آشنایی با این دسته از کودکان به گروه ها و طبقه بندی کودکان استثنایی می پردازیم .

  گروه های کودکان استثنایی

1- تفاوت های هوشی : شامل کودکانی می شود که از نظر هوشی برترند و (کودکان سرآمد ) و یا کودکانی که در یادگیری کند پیش می روند (کودکان کم توان ذهنی )

2- تفاوت های ارتباطی : شامل کودکانی است که در زبان و گفتار دارای نقص هستند و کودکان دارای ناتوانی های یادگیری

3- تفاوت های حسی : کودکانی که دارای نقایص بینایی یا شنیداری هستند .

4- تفاوت های رفتاری : کودکانی با آشفتگی هیجانی یا سازش نایافته اجتماعی را شامل می شود .

5- تفاوت های جسمانی : مشتمل بر ناتوانی های غیر حسی که بر کودکانی که از نظر بدنی و حرکتی دارای معلولیت هستند دلالت می کند .

6- معلولیت های شدید و چندگانه (چند معلولیتی ) : شامل کودکانی با نقایص مرکب (فلج مغزی و عقب ماندگی ذهنی یا نابینا و ناشنوا یا ... )

تعریف ناتوانی یادگیری ( اختلالات یادگیری )

ناتوانی یادگیری به معنای وجود اختلال در یک یا چند فرایند روان شناختی پایه بوده که به فهم یا استفاده از زبان نوشتاری و یا گفتاری مربوط می شود و می تواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن و هجی کردن یا انجام محاسبات ریاضی ظاهر شود . این اصطلاح شرایطی چون معلولیت های ادراکی ، آسیب دیدگی مغزی ، نقص جزئی در کارکرد مغز ، نارساخوانی و آفازی رشدی را در بر می گیرد . از سوی دیگر اصطلاح یادشده آن عده را که به واسطه معلولیت های دیداری ، شنیداری یا حرکتی ، همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیت های محیطی ، فرهنگی و اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده اند را شامل نمی شود .

انواع ناتوانی های یادگیری

کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یک یا چند مورد از زمینه های زیر دچار مشکل باشند : اختلال در زبان گفتاری ، اختلال در زبان نوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب . به عبارتی ممکن است کودکی در همة زمینه های فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد. شمار دانش آموزان دارای اختلال یادگیری بین 4 تا 12 درصد تخمین زده شده است .

در یک گروه بندی کودکان دارای ناتوانی یادگیری به ناتوانی یادگیری تحصیلی و ناتوانی یادگیری تحولی طبقه بندی می شوند . الف) ناتوانی یادگیری تحصیلی شامل اختلال در خواندن نارسانویسی و اختلال در ریاضی می باشد .

ب) ناتوانی یادگیری تحولی که عبارتند از اختلالات حافظه ، ادراک ، دقت و توجه ، زبان شفاهی ، تفکر و ... .

 ویژگی های کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری

1- شباهتهای این کودکان با کودکان عادی بسیار بیشتر از میزان تفاوتهای آن ها با این کودکان است ، بنابراین در بررسی ویژگی های کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری باید به دنبال توصیف برخی از ویژگی های خاص بود .

2- مبتلایان به ناتوانی یادگیری معمولاً در زمینه ای دچار مسأله و مشکل هستند که این مشکل در یادگیری تحصیلی جلوه می کند . ریاضیات ، خواندن ، بیان نوشتاری و ... زمینه هایی هستند که به عنوان محمل ظهور ناتوانی یادگیری تلقی می گردند .

3- ناتوانی در تغییر وضع موجود علی رغم تلاش و ارادة او نیز به شکل گیری تصویر منفی از خود منجر می گردد و تنها با ارائه یک سیستم خدمات مشاوره ای سازمان یافته می توانیم بهداشت روانی چنین کودکانی را حفظ کنیم و از بروز عواقب بعدی جلوگیری نماییم .

4- بهترین راه توصیف این کودکان توصیف ویژگی های خاص این کودکان است

الف) ناتوانی در خواندن از رایج ترین زمینه اختلالات یادگیری است و می تواند ناشی از عادت خواندن ، بازشناسی کلمه یا درک ، بازگویی و تولید سمبل های نوشتاری به آوایی و ... باشد .

ب) ناتوانی در یادگیری ریاضیات می تواند ناشی از عدم توانایی در تمیز اشیاء از جهت اندازه ، دسته بندی کردن آنها ، درک علایم ریاضی و .... باشد .

ج) مشکل مربوط به زبان می تواند به طور عمده مربوط به درک زبان و بیان آن باشد .

5- اختلال ادراکی زمینه دیگری است که باید به آن اشاره کرد و در زمینه های ادراک بینایی ، شنوایی ، لامسه ، بویایی و ... ظهور می کند .

6- اختلال حرکتی از دیگر ویژگی های این کودکان است که در زمینه های عدم هماهنگی عصب عضلانی ، فعالیت بیش از اندازه ، فعالیت کمتر از میزان طبیعی ، نبود کنترل عضلانی و ... بروز می کند .

7- کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری در روابط اجتماعی خود دچار مشکل هستند .

8- اغلب این کودکان در فرایندهای حافظه ، دقت و توجه دارای نقایصی می باشند .

9- ویژگی کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری فراگیر نیست و گروه های کوچکتری را در بر می گیرد که ممکن است تنها بخشی از این ویژگی ها را داشته باشند .

علل بروز اختلالات یادگیری

علل بروز اختلالات یادگیری نسبتاً مبهم هستند ، با این حال در پژوهش های مختلف تأثیر عوامل زیر در بروز این اختلالات ذکر شده اند هر چند همواره تأثیر متقابل عوامل مورد نظر بوده است .

الف) عوامل فیزیولوژیک :

بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی می باشد .

ب) عوامل ژنتیکی

شواهدی در دست است که نشان می دهد اختلالات یادگیری احتمالاً در برخی خانواده ها بیش از دیگران دیده می شود . مطالعات انجام شده بر روی دوقلوها به گونه ای حاکی از نشانه های عمل ژنتیکی است . از جمله این مطالعات می توان به یافته های " واکر " ، "کول " و " ولف"  اشاره کرد که به پیوند اختلالات یادگیری با الگوهای خانوادگی پی برده اند .

ج) عوامل بیوشیمیایی

گفته شده است که اختلالات گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالات یادگیری می شوند . برخی از عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آنها نام برده است عبارتند از : هایپوگلیسمی ، عدم توازن استیل کولین و کم کاری تیروئید

عوامل آموزشی

به اعتقاد برخی متخصصان تدریس ناکافی و ناصحیح می تواند در بسیاری از اختلالات یادگیری عامل به حساب بیاید . به نظر می رسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری هرگز تحت آموزش کافی و مناسب قرار نگرفته اند .

روش های بازپروری و آموزشی کودکان با نارسایی های ویژه در یادگیری

1- روش ادراکی حرکتی : طرفداران این روش (کپارت ، گتمن ، برچ ) معتقدند که یادگیری حرکتی مبدأ یادگیری است و فرایندهای ذهنی پس از رشد متناسب سیستم حرکتی و سیستم ادراکی و همچنین پیوندهای ارتباطی میان یادگیری حرکتی و ادراکی به وجود می آید . کپارت  یکی از مشهورترین پیشتازان در این روش اعتقاد دارد که یادگیری های حرکتی بر هوش و تحصیلات مؤثر است .

وی یادآور می شود که پیش نیاز تمامی رفتارها اساساً حرکتی است .

کپارت معتقد است که رشد ذهنی کودک با  کنترل حرکات شروع می شود و مراحلی چون کشف منظم ، ادراک مسائل ، تکمیل و ترکیب دریافتهای حسی و در پایان تشکیل مفاهیم را طی می کند . او می گوید هر مرحله از مرحله پیشین کامل تر و پیچیده تر است و کودکان عادی این مراحل را به سادگی و با ترتیب درست طی می کنند . اما در مورد دانش آموزان با نارسایی های ویژه ممکن است در مراحل رشد انقطاعی رخ دهد . برنامه ریزی آموزشی روانی برای بازسازی روند رشد کودک با نارسایی های ویژه در یادگیری بر اساس نتایج آزمون هایی چون آزمون ادراکی حرکتی کپارت ، آزمون ادراک بینایی فراستیگ ، آزمون توانایی زبانی روانی ایلینوی و آزمون تشخیص شنیداری وپمن صورت می پذیرد .

 

2- روش چند حسی :

مربیان و متخصصان بسیاری برای ترمیم و تقویت یادگیری های کودکان با نارسایی های یادگیری به استفاده از حواس مختلف این کودکان و تحریک آن ها پرداخته اند . از جمله روش های معروف چند حسی می توان به روش " تعقیب حسی " دکتر فرنالد اشاره کردکه در آن توازن و تعادل برای استفاده از مسیر بینایی ، شنوایی و حس لامسه به صورت همزمان مد نظر بوده است . علت نامگذاری آن تعقیب با انگشتان به حواس بینایی و شنوایی برای یادگیری اضافه می گردد .

3- روش سازماندهی مجدد اعصاب مرکزی

این روش توسط دلاکاتو برای ترمیم و اصلاح نارسایی های کودکان با نارسایی های یادگیری پیشنهاد شده است . وی معتقد است با این روش که مبتنی بر شناخت و سپس اصلاح فعالیت های حاصل از مغز و اعصاب می باشد می توان مشکل کودکان با نارسایی های یادگیری را که اغلب از نامنظمی سیستم اعصاب مرکزی ناشی می شود ، مرتفع ساخت .

رشد سیستم عصبی در افراد طبیعی که به تدریج ادامه می یابد ، دارای نظم قابل پیش بینی است . در انسان ، این رشد از مراحل پایین که از مشخصات حیوانات پست تر است شروع می شود و تا مراحل بالاتر که صرفاً مختص انسان است ادامه می یابد . اگر به دلایلی ، مرحله ای از مراحل پیچیده رشد سیستم عصبی دچار وقفه شود ، این تأخیر در مراحل بعدی رشد عصبی با فقدان فعالیت در مرحله رشد نیافته مشخص می گردد و ممکن است به صورتهایی همچون تأخیر در تکلم ، لکنت زبان ، نارساخوانی و ... بروز نماید . روش های ترمیمی دلاکاتو شامل تمرینات مختلف با تأکید برخزیدن ، چهار دست و پا رفتن ، حرکات تقاطعی دست و پا می باشد . وی معتقد است با برقراری نظم مجدد در سیستم اعصاب مرکزی و جبران مرحله رشد نیافته در آن ، علائم مرضی نارسایی های ویژه در یادگیری نیز از میان می رود  و یادگیری فرایند طبیعی خود را باز می یابد .

4- روش تغییر رفتار

باید بخاطر داشت که روش های تغییر رفتار ، بیشتر برای کسانی بکار گرفته می شود که مشکل اساسی آنان نابهنجاری های رفتاری است اما در بسیاری از موارد نارسایی های یادگیری ، تکنیک ها و روش هایی از تغییر رفتار چون " شرطی شدن فعال "، "بازی نقش ها " ، " الگوهای رفتاری " و " اقتصاد امتیازی " را نیز می توان در پیوند یا همراه روش های ویژه آموزشی و تربیتی به کار برد .

مرکز آموزش و توانبخشی مشکلات یادگیری

به مرکزی اطلاق می شود که در آن دانش آموزان با مشکلات ویژه یادگیری در کنار تحصیل در مدارس عادی برای رفع مشکلات خاص یادگیری از خدمات ویژه پاره وقت بهره مند می شوند . این مرکز در هر استان زیر نظر مدیریت آموزش و پرورش استثنایی به فعالیت می پردازند .

دانش آموز دیرآموز (مرزی ) و تفاوت این دانش آموزان با کودکان ناتوان در یادگیری

دانش آموزان دیرآموز برخلاف دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری که از هوش عادی یا بالاتر از عادی برخوردارند دارای هوش متوسط پایین تا مرزی می باشند . بدین ترتیب نمره هوش دانش آموز دارای اختلال یادگیری 85 یا بالاتر از آن می باشد . در صورتی که نمره هوشی دانش آموز دیرآموز بین 70 تا 85 می باشد . علاوه بر نمره هوشی دانش آموزان دیرآموز دارای کنش های شناختی پایین و ضعف در کلیه دروس نسبت به دانش آموزان هم سن و سال خود می باشد در حالی که دانش آموزان ناتوان در یادگیری دارای کنش های شناختی متوسط یا بالاتر بوده و معمولاً در یک یا دو درس دارای مشکل می باشند .

ویژگی های کودکان دیرآموز در مدارس :

1- این دانش آموزان در کلاس معمولاً در تمامی دروس نمرات ضعیفی کسب می کنند .

2- برخی از این دانش آموزان در یک یا چند پایه از تحصیلات مردود می شوند .

3- اغلب این دانش آموزان دارای توجه و تمرکز پایینی می باشند و خیلی زود دچار حواسپرتی می شوند . معمولاً مدت توجه این دانش آموزان به درس نیز کوتاه می باشد .

4- معمولاً این دسته از دانش آموزان در پاسخ دهی به سؤالات دارای تأخیر و کندی می باشند .

5- این دانش آموزان معمولاً گرایش به انجام فعالیت هایی دارند که عینی و ابتدایی هستند.

6- معمولاً این دسته از دانش آموزان بیش فعال و تکانشی هستند و در مقابل ناملایمات تحمل کمی دارند .

7- از دیگر ویژگی های این کودکان اعتماد به نفس پایین و ترس می باشد .

8- نوسانات خلقی نیز از دیگر ویژگی های این دانش آموزان است و معمولاً خلق غیر قابل پیش بینی دارند .

توصیه های آموزشی برای کودکان دیرآموز

لازم به یادآوری است که کودکان دیرآموز معمولاً در کنار دانش آموزان عادی و در مدارس عادی ادامه تحصیل می دهند . جهت بهبود وضعیت تحصیلی این دانش آموزان توصیه هایی شده است که به مهمترین آن ها اشاره می کنیم :

1- هیچ گاه نگذارید که کودک شکست بخورد .

2- با ارائه بازخورد مناسب او را از درستی پاسخ آگاه کنید .

3- پاسخ های صحیح را سریع تقویت کنید .

4- سطح مناسب کودک را بدست آورید .

5- از آموزش قدم به قدم (از ساده به مشکل ) بهره گیرید .

6- امکان تکرار و تمرین را برای تثبیت یادگیری فراهم آورید .

7- بین دفعات تکرار یک موضوع فاصله قرار دهید .

8- با ارائه محرک در ابتدای آموزش به یادگیری کمک کنید .

9- تجربیات موفقیت آمیز را فراهم آورید .

10- کودک را در فعالیت ها شرکت دهید .

11- به علایق کودک توجه کنید .

12- تفاوتهای فردی را مورد توجه قرار دهید .

13- از تشویق بیشتر استفاده کنید .

14- مدت زمان آموزش باید کوتاه و تعداد دفعات آن باید زیاد باشد .

15- وظایف یادگیری را با اشیاء و موقعیت های زندگی مرتبط کنید .

16- خانواده باید بطور مؤثر همکاری کند و معلم از این همکاری استقبال کند .

17- کلاس های این کودکان باید دارای دانش آموزان کمتری باشد .

18- به شخصیت کودک احترام بگذارید و از خشونت بپرهیزید .

19- به کودک اجازه دهید اشتباهات خود را اصلاح کند .

20- از اعمال و بازده کار ارزشیابی مستمر داشته باشید .

21- در آموزش به کودکان صبور باشید .

22- هرگز این کودکان را با دیگران مقایسه نکنید .

23- فعالیت های حرکتی (ورزش ) را مورد توجه قرار دهید .

 

 

 




طبقه بندی: کودکان با نارساییهای ویژه یادگیری،
[ شنبه 5 تیر 1389 ] [ 02:52 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 12 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

خواهشمند است مطالب ،مقالات تحقیقات و ... خود را در خصوص روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی را در قالبword2003 به نشانیhsh.1357@yahoo.com ارسال تا با نام خود در وبلاگ قرار گیرد.
با تشكر
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

.



قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگفا

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ