تبلیغات
آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی

آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی
۱۵ روش برای کنترل کودکان بیش فعال
 
اگر بیش فعالی تا سن خاصی ادامه یافته و درمان نشود، حتما کودک را در بزرگسالی به سمت رفتارهای پرخطر سوق می‌دهد.
حتما دیگر همه می‌دانیم که بیش فعالی در کودکان چه بیماری‌‌ای است و کودکان بیش‌فعال چه علائمی را از خود نشان می‌دهند؛ بی‌قراری، کم توجهی، بی‌دقتی و خیلی از علائم مشابه که البته اگر تا سن خاصی ادامه یافته و درمان نشوند، حتما کودک را در بزرگسالی به سمت رفتارهای پرخطر سوق می‌دهند.

البته شاید خیلی از والدینی که چنین فرزندانی دارند، هنوز نمی‌دانند که در برابر بیش‌فعالی کودک خود چه عکس‌العملی را باید نشان دهند. راهکارهای زیر ممکن است در این مورد به شما کمک کنند:

۱) فرزند شما همان کاری را انجام می‌دهد که شما انجام می‌دهید فرزندان شما برای این‌که چگونه در دنیای بیرون رفتار کنند، از رفتار شما الگو می‌گیرند. شما باید از رفتار خودتان برای راهنمایی فرزندتان کمک بگیرید.
اگر می‌خواهید فرزندتان کلمه «لطفا» را به کار برد، خودتان نباید استفاده از این کلمه را فراموش کنید. اگر می‌خواهید فرزندتان با صدای بلند صحبت نکند، باید صدای خود را همیشه در حد معقول نگه دارید. فراموش نکنید آنچه که در عمل ثابت می‌کنید، بسیار مهم‌تر از آن است که حرفش را می‌زنید.

۲) احساستان را به فرزندتان نشان دهید صادقانه به فرزندتان نشان دهید که رفتار او چه تاثیری در شما می گذارد. احساسات فرزند شما از خود شما تاثیر می‌پذیرد. شما برای فرزندتان شبیه یک آینه هستید. او احساسات و رفتار شما را دریافت می‌کند و بازتاب می‌دهد.
در سن ۳ سالگی کودک می‌تواند احساسات خود را به صورت واقعی نشان دهد. یک مثال ساده؛ وقتی شما می‌گویید: «من از این زندگی خسته شده‌ام» و با ضمیر«من» جمله را آغاز می‌کنید، به فرزندتان این امکان را می‌دهید که زندگی را از دیدگاه شما ببیند. بنابراین در انتخاب جملاتتان بسیار دقیق باشید.

۳) فرزندتان را به کار خوب تشویق کنید وقتی فرزندتان به گونه‌ای رفتار می‌کند که شما می‌پسندید، می‌توانید او را با جملاتی مثبت تشویق کنید. وقتی فرزندتان تکالیفش را به موقع انجام می‌دهد، به او بگویید: «من به داشتن پسر یا دختری مثل تو افتخار می‌کنم».

۴ ) دوستانه در مقابل فرزندتان زانو بزنید زانو زدن روی زمین به‌طوری‌که در مقابل فرزندتان قرار بگیرید، یکی از قوی‌ترین راه‌های ارتباط مثبت با او است. وقتی به فرزندتان نزدیک می‌شوید، به او اجازه می‌دهید تا از آهنگ صدای شما آنچه را که فکر می‌کنید، دریافت کند و بر آنچه مورد نظر شماست تمرکز کند. وقتی توجه او را به خود جلب کنید، دیگر لازم نیست با اجبار او را وادار به این کار کنید.

۵ ) برای فرزندتان یک شنونده خوب باشید گوش کردن به عقاید فرزندتان یکی از راه‌های کنترل کردن آنهاست. فرزند شما برای این‌که نمی‌تواند عقاید خود را خوب مطرح کند، دچار نا‌امیدی می‌شود. شما می‌توانید با یک جمله ساده از بروز این نا‌امیدی جلوگیری کنید؛ مثل «من می‌دونم تو چه احساسی داری و کاملا درکت می‌کنم». با این جلمه به او کمک می‌کنید که بر کشمکش‌های درونی خود غلبه کند. به او ثابت می‌کنید عقاید او مورد احترام شماست.

۶) به قولتان عمل کنید زمانی‌که بر اساس قول‌هایی که داده‌اید عمل می‌کنید، چه خوب و چه بد، فرزندتان به شما اعتماد خواهد کرد و به شما احترام می‌گذارد. بنابراین وقتی به او قول می‌دهید پس از مرتب کردن اتاقش او را به پارک می‌برید، باید به قولتان عمل کنید.
یا وقتی قول می‌دهید موقعی که با شما به کتابخانه می‌آید اگر آرام باشد او را به شهر بازی می‌برید، ولی او بر خلاف نظر شما عمل می‌کند، اصلا لازم نیست به او اعتراض کنید. فقط به آنچه که قول داده بودید، عمل نکنید. همیشه عمل کردن بسیار مهم‌تر از حرف زدن در مورد چیزی است.

۷) وسایل با ارزش را از دسترس فرزندتان دور نگه دارید وقتی عینک شما وسیله جالبی برای بازی در نظر فرزندتان است، فراموش نکنید که او نمی‌داند نباید با خیلی از وسایل ضروری بازی کند. کافی است این وسایل را از دسترس فرزندتان دور کنید.

۸) مرزهای مشخص بین خودتان و فرزندتان قرار دهید قبل از این‌که در امور شخصی فرزندتان دخالت کنید، بهتر است از خود بپرسید آیا این دخالت واقعا لازم است؟ بهتر است درخواست‌ها و دستورالعمل‌ها و پاسخ‌های منفی را به حداقل ممکن برسانید تا از بروز کشمکش‌های درونی و احساسات نا‌هنجار جلوگیری کنید.

۹) فرزند شما باید بداند که با داد و فریاد کاری از پیش نمی‌برد فرزند شما با داد و فریاد چیزی را از شما می‌خواهد ولی با توجه کردن به داد و فریادهایش او را بیشتر به این کار تشویق می‌کنید.
در این مواقع به او بگویید نه! یعنی نه! و تحت هیچ شرایطی این کار را برای او انجام نمی‌دهید. اگر به او بگویید نه یعنی نه، ولی آن کا را برای او انجام دهید، او عادت می‌کند برای درخواست کوچک‌ترین چیزی ناله و شکایت کند و می‌داند در نهایت موفق می‌شود. باید از ایجاد این حس در فرزندتان جلوگیری کنید و به او یاد دهید که باید قوی باشد.

۱۰) خواسته‌هایتان را مثبت و آسان با فرزندتان مطرح کنید اگر خواسته‌ها‌یتان را واضح و ساده با فرزندتان در میان بگذارید، او می‌داند که شما از او چه انتظاراتی دارید و تفکر او را در یک مسیر مثبت قرار می دهید. برای مثال به جای استفاده از حالت منفی جمله «در را باز نگذار» از حالت مثبت«لطفا در را ببند» استفاده کنید.

۱۱) به فرزندتان مسئولیت و فرصت تجربه دهید وقتی فرزندتان رو به رشد می‌رود، مسئولیت رفتارش را به خود او واگذار کنید و به او اجازه دهید تا مراحل طبیعی رشد رفتاری را خودش تجربه کند. لازم نیست که همیشه شما مسئولیت‌هایش را به او گوشزد کنید. با توجه زیاد به فرزندتان حس مسئولیت‌پذیری را از او سلب می‌کنید. شما باید به فرزندتان فرصت دهید تا خودش به نتایج منطقی برسد.

۱۲) هر چیزی را یک بار به فرزندتان بگویید و به او فرصت حرکت دهید انتقاد دائم از فرزندتان نه تنها کاری از پیش نمی‌برد بلکه فقط باعث خستگی خود شما می‌شود. اگر می‌خواهید فرزندتان با شما همکاری کند، بهتر است با یک بازی ساده از او بخواهید کاری را که می‌خواهید، انجام دهد.
در این بازی شما از فرزندتان در انجام کاری کمک می‌گیرید، از شماره یک تا شماره ۳ بشمارید، با توجه به کاری که به او سپرده‌اید زمان بین شماره یک تا۳ را در نظر بگیرید. اهمیت بازی را به او یادآوری کنید و شروع به شمارش کنید. در این فاصله او باید آن کا را انجام دهد.

۱۳) به فرزندتان ارزش دهید و به او نشان دهید که فرد مهمی است فرزند شما دوست دارد که در امور خانواده سهیم باشد. شما می‌توانید با واگذار کردن کارهای خیلی ساده منزل یا کارهایی که فرزندتان می‌تواند به سادگی از پس آنها بر بیاید، به او فرصت دهید تا نقش خود را به‌عنوان یک فرد مهم در امور خانه بازی کند.
این باعث می‌شود که فرزندتان اهمیت نقش خود را در خانه احساس کند. هر چه کارهای بیشتری به او بسپارید، او بیشتر تلاش می‌کند. سپردن کارهای بی‌خطر منزل به فرزندتان باعث می‌شود؛
۱ ) او تبدیل به فردی مسئول شود
۲ ) اعتماد به نفس در او به وجود آید
۳ ) به خود شما هم کمک کند.

۱۴ ) به فرزندتان فرصت دهید خودش از حقوقش دفاع کند در زندگی فرزند شما موقعیت‌هایی پیش می‌آید که او باید بتواند از حقوق خود دفاع کند. شما باید این موقعیت‌ها را به صورت ساده برای او فراهم کنید تا درصورت لزوم خود او بتواند از حقوقش بدون کمک شما دفاع کند.

۱۵) لبخند را به چهره فرزندتان هدیه دهید یکی دیگر از راه‌های کاهش تنش روانی و کشمکش‌های درونی فرزندتان این است که با او شوخی کنید. می‌توانید وانمود کنید که یک هیولای ضعیف هستید که او می‌تواند شما را شکست دهد یا صدای حیوانات را تقلید کنید. یک شوخی ساده لبخند را برای شما و فرزندتان به ارمغان می‌آورد.



طبقه بندی: کودکان با اختلالات رفتاری،
[ یکشنبه 23 خرداد 1389 ] [ 07:52 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

 داستان زیبا و تکان دهنده

یكی از دوستانم به نام پل یك دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت كرده بود. شب عید هنگامی كه پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد كه دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می كرد. پل نزدیك ماشین كه رسید پسر پرسید: " این ماشین مال شماست ، آقا؟"

پل سرش را به علامت تائید تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان این است كه برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این كه دیناری بابت آن پرداخت كنید، به شما داده است؟ آخ جون، ای كاش..."

البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزویی می خواهد بكند. او می خواست آرزو كند. كه ای كاش او هم یك همچو برادری داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد:

" ای كاش من هم یك همچو برادری بودم."

پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با یك انگیزه آنی گفت: "دوست داری با هم تو ماشین یه گشتی بزنیم؟"

"اوه بله، دوست دارم."

تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی كه از خوشحالی برق می زد، گفت: "آقا، می شه خواهش كنم كه بری به طرف خونه ما؟"

پل لبخند زد. او خوب فهمید كه پسر چه می خواهد بگوید. او می خواست به همسایگانش نشان دهد كه توی چه ماشین بزرگ و شیكی به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بی زحمت اونجایی كه دو تا پله داره، نگهدارید."

پسر از پله ها بالا دوید. چیزی نگذشت كه پل صدای برگشتن او را شنید، اما او دیگر تند و تیـز بر نمی گشت. او برادر كوچك فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روی پله پائینی نشاند و به طرف ماشین اشاره كرد :

" اوناهاش، جیمی، می بینی؟ درست همون طوریه كه طبقه بالا برات تعریف كردم. برادرش عیدی بهش داده و او دیناری بابت آن پرداخت نكرده. یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد ... اونوقت می تونی برای خودت بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو، همان طوری كه همیشه برات شرح می دم، ببینی."

پل در حالی كه اشكهای گوشه چشمش را پاك می كرد از ماشین پیاده شد و پسربچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند. برادر بزرگتر، با چشمانی براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند  

ای کاش منم ثروتمند بودم  ( ثروتمند ) تا میتونستم بهشون.... کمک کنم..............اره ولی نمیتونم

 




طبقه بندی: متفرقه،
[ دوشنبه 17 خرداد 1389 ] [ 05:58 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

رشد جسمی

 

نگاه اجمالی

رشد جسمی(Physical Development) یکی از مهمترین فرایندهای رشدی است . این رشد زمینه‌ را برای بدست آوردن توانائیها و مهارتهای دیگر فراهم می‌آورد. در واقع در نقش تاثیر‌گذاری در رشد حرکتی بدست ‌آوردن مهارتها و رشد شناختی و...دارد. این قسمت از رشد شامل رشد مغز ، رشد عضلات ، رشد استخوانها ، رشد دندانها ، رشد اندام درونی ، رشد اندام بیرونی و ... می‌شود.

 

رشد مغز

مغز از چند میلیارد نورون (Neuron) تشکیل شده است که باهم سیستم عصبی را تشکیل می‌دهند. رشد سیستم اعصاب بیش از تولد و تا سه تا چهار سالگی بسیار سریع است . البته رشد دوران جنینی شامل بوجود آمدن سلولهای عصبی جدید می‌شود و در مرحله رشد پس از تولد کمتر سلول عصبی تازه‌ای بوجود می‌اید. اندازه‌ گیریها نشان می‌دهد که رشد مغز انسان تا چهارده سالگی بسیار سریع است و از 4 تا 8 سالگی از سرعت آن کاسته می‌شود. سپس به کندی رشد می‌کند تا اینکه در 16 سالگی ، مغز به اندازه کامل خود می‌رسد. از لحاظ وزنی مغز نوزاد در حدود 350 گرم است. در حالیکه وزن مغز انسان بالغ بین 1400 تا 1600 گرم است. اگرچه در موارد استثنایی مغزهای کمتر از 1400 گرم نیز دیده شده است.

 

رشد عضلات

عضلات در تنظیم فعالیتهای اعضای اصلی بدن مانند قلب ، دستگاه گوارش و غدد داخلی نقش بسیار مهمی دارند. همچنین عضلات عهده‌دار حفظ نیروی بدن و هماهنگی فعالیتهای مختلف هستند. هنگام تولد ، بافتهای عضلانی هنوز تکامل نیافته‌اند و به همین دلیل نوزاد ضعیف و ناتوان بوده و در فعالیتهایش ناهماهنگی وجود دارد. پس از تولد همانند مغز ،‌ بافت عضلانی دیگری بوجود نمی‌آید. ولی همان بافتها از لحاظ بزرگی و شکل تغییر می‌کنند. عضلات همچنین از لحاظ طول ، عرض و ضخامت نیز رشد می‌کنند و همگام با این رشد بر وزنشان نیز افزوده می‌شود. این افزایش بقدری است که وزن عضلات یک فرد بالغ چهل برابر وزن عضلات در موقع تولد است. عضلات تا پنج سالگی به صورت معمولی رشد می‌کنند، ولی پس از پنج سالگی جهش در عضلات دیده می‌شود، بطوریکه 75% از افزایش وزن کودک در این سنین در نتیجه رشد عضلات است. پس از این رشد عضلات به کندی صورت می‌گیرد، تا اینکه در دوران بلوغ رشد عضلات برای مدتی با سرعت زیاد انجام می‌گیرد.

 

رشد استخوانها

رشد استخوانها شامل رشد و تغییر تعداد استخوانها و تغییر در نحوه پیوند آنها می‌باشد. از نظر تعداد استخوان ، کودک هنگام تولد دارای تقریبا 2700 قطعه استخوان است، تا اینکه در آغاز بلوغ این تعداد به 350 قطعه می‌رسد. ولی بتدریج از رشد استخوانها کاسته می‌شود. بطوریکه استخوان‌بندی فرد بالغ 206 قطعه است. برای مثال در مچ دست کودک دو ساله 2 تا 3 قطعه ، در 6 سالگی 6 تا 7 قطعه استخوان وجود دارد. در حالیکه بین 12 تا 15 سالگی تعداد استخوانهای مچ دست به 8 قطعه می‌رسد.

 

از لحاظ پیوند بین استخوانها به دلیل نرمی استخوانها در سالهای اول زندگی ، این پیوند ضعیف است و خوب به هم نچسبیده‌اند. حتی در بعضی نقاط استخوان وجود ندارد، بلکه در آن مکانها ماده غضروفی وجود دارد که بعدا به استخوان تبدیل خواهند شد. چون استخوانهای کودک نرم هستند، او می‌تواند بدن خود را به وضعیتهای شگفت‌اوری درآورد. همچنین در این سنین استخوانهای کودک به آسانی به شکلهای نادرست در‌ می‌آیند. برای مثال اگر نوزاد بیشتر به پشت بخوابد، پشت جمجمه‌اش پهن می‌شود و اگر روی شکم بخوابد، سینه‌اش زیادتر از حد طبیعی مسطح می‌شود.

 

رشد دندانها

انسان دو رشته دندان دارد که شامل دندانهای شیری و دندانهای ثابت است. این دو از چند لحاظ باهم تفاوت دارند.

تعداد دندانهای شیری 20 و دندانهای ثابت 32 است. همچنین دندانهای شیری کوچکتر از دندانهای ثابت بوده و دندانهای ثابت دارای کیفیت بهتر و در نتیجه دوام بیشتری هستند. رشد دندانها فرایند مداومی است که از سه ماهگی (زمان بوجود آمدن دندانهای شیری در لثه) شروع می‌شود و در 21 تا 25 سالگی با درآمدن دندان عقل پایان می‌پذیرد.

 

درآمدن دندانهای شیری همراه با درد است که معمولا اشتهای کودک را مختل و او را عصبانی می‌کند. اما دندانهای ثابت بدون ناراحتی در ‌می‌آیند. از لحاظ زمانی اولین دندان شیری بین 6 تا 8 ماهگی ظاهر می‌شود. کودک در سال اول زندگی بین 4 تا 6 دندان دارد و در دو سالگی این تعداد به 16 دندان می‌رسد. دندانهای ثابت نیز از حدود 6 تا 7 سالگی شروع به در آمدن می‌کنند. بطوریکه کودک 7 ساله یک تا دو عدد و کودک 8 ساله ده عدد و ... دندان ثابت دارد.

 

با این حال زمان در‌ آمدن دندانها متغیر است و به عواملی از قبیل وراثت ، سلامت ، تغذیه و جنس بستگی دارد. نکته مهم در در آمدن دندانها مرتب و ردیف بودن دندان‌های شیری است. اگر دندانها نامنظم باشند، ممکن است وضع آرواره را به هم بزنند و این اختلال شکل قسمت پایین صورت را تغییر می‌دهد و سبب می‌شود دندانهای ثابت نیز بطور نامنظم در‌آیند.

 

منبع:دانشنامه رشد

 




طبقه بندی: متفرقه،
[ یکشنبه 16 خرداد 1389 ] [ 01:24 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

سندرم کلاین فلتر

 

در کاریوتایپ   کروموزومی  این افراد،جفت کروموزوم جنسی  xy  به  صورت سه  تایی xxy   دیده می شود .  تعداد  کروموزوم های آنان 4 عدد می باشد و کروموزوم اضافی نیز کروموزوم جنسی X است.

این  سندرم  خیلی  نادر  است  و تنها 1 درصد عقب مانده ها را در بر می گیرد . احتمالا" بین 700 تا 750 زایمان  پسر زنده  یک نفر ممکن است مبتلا به این سندرم باشد.

وزن آنان هنگام تولد کمتر از 5/2کیلوگرم است و تمایلات جنسی در این افراد یا وجود ندارد یا خیلی کم است وازنظر جنسی عقیم هستند .

در کاریوتایپ   کروموزومی  این افراد،جفت کروموزوم جنسی  xy  به  صورت سه  تایی xxy   دیده می شود .  تعداد  کروموزوم های آنان 4 عدد می باشد و کروموزوم اضافی نیز کروموزوم جنسی X است.

این  سندرم  خیلی  نادر  است  و تنها 1 درصد عقب مانده ها را در بر می گیرد . احتمالا" بین 700 تا 750 زایمان  پسر زنده  یک نفر ممکن است مبتلا به این سندرم باشد.

وزن آنان هنگام تولد کمتر از 5/2کیلوگرم است و تمایلات جنسی در این افراد یا وجود ندارد یا خیلی کم است وازنظر جنسی عقیم هستند .

از نظر هوشی ،هوشبهر کلامی آنان کمتر از حد  طبیعی  است در حالی که هوشبهر عملی آنان طبیعی به نظرمی رسد.

اکثرا" هوشبهر عادی  یا اندکی  پایینتر از طبیعی دارند .از نظر سازگاری  به  علت اشکال  در روابط اجتماعی و جنسی دچار اختلالهای  شدید  روانی  از  نوع   تضاد،  احساس حقارت ، اعتیاد  و بزهکاری می شوند.

گاهی مبتلایان به این سندرم 4 کروموزوم جنسی دارند  که  ممکن  است  در این  حالت  (xxxy) اعضای تناسلی هردوجنس در فرد دیده می شود

این افراد دارای سابقه جنایی ، تجاوزهای جنسی و آتش سوزی  بوده  و اغلب  از  نظر اجتماعی نامناسب و مستعد ترک تحصیل هستند.

دارای قدی بلند ، باریک،پشت خمیده ،دارای بیضه ها و  آلت تناسلی  کوچک و آتروفی شده و بچه گانه حتی در زمان بلوغ هستند . همچنین دارای پستانهای بزرگ بوده و  موهای  صورت آنان رشدی ندارد و صدایشان مردانه نیست .

 

درمان

درمان  جایگزینی با تستوسترون موجب رشد مطلوب خصوصیات جنسی  ثانوی ، از جمله رشد بیشتر مو، بزرگ شدن آلت تناسلی و کلفت شدن صدا می شود .

مبتلایان به این سندرم  که  اغلب  قیافه ای کاملا" زنانه  دارند ، با  نمودارکرموزومی X0مشخص می شوند .بیماری خاص زنان است و کاریوتایپ X0=45می باشد از این رو در این افراد تخمدان دیده نمی شود .

کاریوتایپ X0ممکن است در نتیجه از  دست دادن دومین  کروموزوم  جنسی  در اولین  میتوزی تخم بارورشده یا دراولین تقسیم میوزی دریکی ازوالدین باشد.

حدود 95تا99 درصد جنینهای مبتلا به سندرم ترنر بعد از تولد قادر به ادامه زندگی نیستند.

 

شیوع : فروانی این سندرم در ابتدای تولد 1نفر در 2500 در مواردی 1 نفردر 3000 زایمان برآورد کرده اند .

 

دارای گردنی کوتاه و پر گوشت ،قدی  کوتاه و کوچکتر از سن طبیعی و مبتلا به اختلالها و  ناهنجاریهای  انگشتان ، انحراف  ساعد و اختلالهای شنوایی ،بیماریهای قلبی مادرزادی و کلیوی هستند .رشد تخمدانها ناقص و گاهی تخمدان دیده نمی شود و اکثرا"عقیم هستند.

درمان دوره ای با هورمونهای زنانه  می تواند  فقدان رشد و تحول جنسی را بر طرف  سازد  با وجود این درمانها آنها عقیم می مانند .

سندرم xyy

نتایج   مطالعه   روی   مردانی   که  در  ندامتگاهها ، اقامتگاههای اجباری  و بیمارستانهای  روانی  به   سر    می بردند نشان می دهد که حدود  3درصد آنان دارای ترکیب کروموزومی جنسی xyyهستند .

یک نفر در 800 نفر می باشد .

اندازه قد 20درصد این افراد بلندتر از 180 سانتیمتر است وازنظرهوشی معدل هوشبهر آنان حدود 10 نمره کمتراز میانگین جمعیت می باشد.

تمایلات خشونت آمیز و رفتارهای تهاجمی و جنایی در این افراد بیشتر از مردان طبیعی است .

احتمال زندانی شدن آنان به  علت رفتارهای  خلاف قانون 6 برابر مردان عادی است .

 

علت

عدم تفکیک کروموزوم  yپدردر مراحل تقسیم سلولی است وانواع نادرترآن به صورت xyyو xxyyاست.

نمودار کروموزومی این افراد بر عکس سندرم ترنر حالت تریزومی یا 3 کروموزوم x  دارد .  این  افراد  دارای  ظاهری  کودکانه  با  میزان  قاعدگی کم ودچاردرجاتی ازعقب ماندگی ذهنی هستند .

در برخی مواقع آنان را فوق زن می نامند .

 محل شکننده روی کروموزوم xمشخص می گردد و در5/0تا 1درهزارتولدهای مذ کر روی می دهد

فنوتیپ معرف این سندرم مشتمل  بر سروگوشهای بزرگ ،صورت بلندو باریک و قدکوتاه می باشد . سطح  هوشی  متوسط  تا  عقب  ماندگی  شدید را برخوردارند .

بسیاری از کودکان مبتلا علائمی از بیش فعالی یا کمبود  توجه  و اختلالهای رشدی ویژه را دارند.

منبع : http://dearymyman.blogfa.com

 

 




طبقه بندی: متفرقه،
[ سه شنبه 11 خرداد 1389 ] [ 07:26 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

تعریف اضطراب در ریاضی

   این پدیده چیزی بیشتر از بی علاقگی نسبت به ریاضی است.اضطراب ریاضی اولین بار با اصطلاح اضطراب عدد مطرح شد. دانش آموزان دچار اضطراب از ریاضی، در  مواجهه با تكالیف ریاضی دچار تنش و استرس می شوند. هجوم افكار منفی و نگرانی محدوده حافظه فعال فرد را به خود مشغول نموده و مانع تفكر شفاف و انجام فرایندهای لازم برای عملیات ریاضی می شود. در نتیجه دانش آموز نمی تواند آنچه را كه می داند به خاطر بیاورد.پس او در ریاضیات نمی تواند توانایی خود را نشان دهد

علل مهم  در ایجاد اضطراب  از ریاضی: 

- عوامل شخصیتی مانند خجالتی بودن -پایین بودن عزت نفس - تاریخچه ی شکست های متعدد ـ پذیرفتن ریاضیات به عنوان یک حوزه ی مردانه.

- عوامل ذهنی مانند آموزش ریاضی با روش های نا مناسب(تمرین و تکرار) - تاکید بر حافظه و به یاد سپاری - تاکید بر سرعت - تاکید بر انجام تکلیف بدون درخواست راهنمایی - عدم اعتماد به توانایی ریاضی خود - فقدان تنوع در فرایندهای آموزش و عدم درک فایده های ریاضی.

- عوامل محیطی مانند تجربه های منفی قبلی - نقش والدین (اضطراب ریاضی والدین  یا توقعات نامناسب از دانش آموز) - نقش معلم - نوع و روش تدریس - کتاب های درسی و ...

روشهای غلبه بر اضطراب ریاضی

۱- دانش آموز را آگاه سازید که اضطراب ریاضی یک پاسخ هیجانی است که آن را یاد گرفته است. توجیه ُ سرکوب یا انکار اضطراب بسیار مخرب است. در حالی که او می تواند پاسخ های مناسبی را یاد بگیرد و به کار ببندد.

۲- ابتدا برای دانش آموزان فرصتهای کسب موفقیت در کلاس ریاضی را فراهم کنید و سپس اقدام به ارزیابی دانش آموز نمایید.

۳- قبل از شروع به مداخله خیلی صریح و شفاف با دانش آموز در مورد مشکلاتش در درس ریاضی صحبت کنید و برنامه ای ارایه دهید تا اعتماد دانش آموز را جلب کند. 

۴- روی نگرانی خود و دانش آموز كار كنید. خود را به جای دانش آموز بگذارید و خاطرات خود را به یاد آورید. به نشانگان اضطراب ریاضی حساس باشید و بپذیرید كه بسیاری از دانش آموزان نمی دانند واقعاٌ ریاضی را باید چگونه بخوانند و یاد بگیرند.

۵-از دانش آموز بخواهید تجارب قبلی خود در درس ریاضی و نیز احساس مربوط به آن تجربیات را روی كاغذ بنویسد. سپس روی كاغذ دیگری دلایل تمایل به موفقیت در درس ریاضی را بنویسد. به این ترتیب به او كمك می كنید تجارب منفی قبل را فراموش كند.

۶- تأكید كنید كه همه گاهی دچار اشتباه می شوند.

7- در كلاس با نشاط شاد باشید و نشان دهید كه ریاضی را دوست دارید.

۸- دانش آموزان را تشویق به سوال و یا درخواست كمك از خودتان یا همسالانشان نمایید.

۹- جلسات آموزش خصوصی طراحی كنید.

۱۰- به دانش آموز اطمینان دهید كه مانند او هستید و در مورد تجارب خود در ارتباط با اضطراب ریاضی با او صحبت كنید..

۱۱- ریاضی را برای دانش آمز معنادار سازید و در صورت لزوم به مفاهیم اولیه برگردید.

۱۲- برای دانش آموز تجارب موفقیت آمیز طراحی كنید.

۱۳- . از روش آموزشیاری همسالان استفاده كنید.

۱۴- به دانش آموز بفهمانید كه علائم و عملیات ریاضی در همه جای جهان یكسان است. پس ریاضی را می توان مانند یك زبان خارجی آموخت.

۱۵- دانش آموز را تشویق به یادداشت برداری، خط كشیدن زیر مطالب مهم و غیره نمایید

۱۶- پاسخ غلط دانش آموز را به طور غیر مستقیم تصحیح كنید.

۱۷- امتحان دادن را برای دانش آموز آسان كنید. از قبل نقاط ضعف دانش آموز را با او كار كنید. ابتدا یك موقعیت شبه امتحان طراحی كنید. و اطمینان دهید كه در تمام طول امتحان برای كمك حاضر هستید.

 




طبقه بندی: متفرقه،
[ سه شنبه 4 خرداد 1389 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]
 گزینش كودكان تیز هوش

در وهله اول بر اساس گزارش مربیان و پرسشنامه تكمیل شده توسط والدین، تعدادی از كودكان كه در سطح آموزشی بهتری هستند انتخاب می شوند.
در وهله دوم با انجام آزمونهای گروهی، تعدادی از افراد مذكور كه به احتمال قوی از هوش بالایی برخوردارند برگزیده می شوند.
در مرحله سوم باانجام تستهای دقیق هوشی و رعایت سایر مواردو مصاحبه با اولیای كودك و مربیان و آگاهی از خصوصیات دیگر دانش آموز نظیر خلاقیت، استعداد در فراگیری درس ،نیروی ابتكار تیزهوشان واقعی برگزیده می شوند.
راه دیگر این است كه از خانواده های دارای فرزندان متعدد دعوت شود فرزندان خود را به مراكز خاص معرفی كنند تا از طریق تنظیم پرسشنامه انجام مصاحبه و تستهای مربوط و زیر نظر گرفتن اینگونه كودكان، تیزهوشان انتخاب شوند.
راه دیگر انتخاب كودك تیزهوش، شناخت آنان در كلاسهای كودكستان است.
پس به طور كلی شناخت و گزینش كودكان تیزهوش در سه طریق انجام می گیرد:

۱- انتخاب از بین شاگردان مدارس در سطوح مختلف.
۲- معرفی كودك از طریق والدین برای انجام آزمون و انتخاب قبل از مدرسه.
۳- گزینش از بین كودكان كودكستانی.

خصوصات اخلاقی تیزهوش ها :

اغلب تصور می شود كسانی كه باهوشترین هستند، بهترین نیز می باشند.
به عبارت دیگر فكر می كنیم كه صفات اخلاقی همانند انصاف، شرافت، محبت و عدالت با تیزهوشی همراه هستند.
با وجود این، فسادی كه در برخی از شخصیتهای بزرگ در هر جامعه ای دیده می شود این ایده را در ما به وجود می آورد كه درباره برتری اخلاقی افراد نابغه دچار تردید بشویم.

آدم كشها و جنایاتی كه به وسیله برخی از افراد سرشناس تاریخی كه از استعداد و خلاقیت برخوردار بوده اند این حقیقت را تأیید می كند كه افرادمستعد و نابغه نیز می توانند از نبوغشان در كارهای جنایی استفاده كنند.
اما آیا این نقایص اخلاقی كه در این شخصیتها وجود دارد به منزله آن است كه افراد نابغه به عنوان یك گروه دچار معایب اخلاقی باشند؟
لازم به توضیح است كه در بین افراد نابغه تفاوتهای زیادی وجود دارد و نمی توان همه آنها را یكسان دانست.
اغلب مطالعات نشان می دهند كه افراد تیزهوش از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد معمولی برتر هستند.
اكثر این كودكان در سنین اولیه به مفاهیم انتزاعی خوب و بد، درست و نادرست، عدالت و ظلم، علاقه مند می شوند.
آنان به ویژه به مسائل اجتماعی و روشهایی كه می توان آنها را حل كرد اشتیاق از خود نشان می دهند.
فرد نابغه ای كه اصول اخلاقی را رعایت نمی كند جنبه استثنایی دارد و نمی توان آن را یك امر كلی تلقی كردو تعمیم داد.
آنچه در مورد افراد نابغه درست تر است این است كه آنان از بهترین تواناییها برخوردارند و قادرند از طریق آن به افراد و جوامع كمك كنند تا مسائل اخلاقی خود را برطرف نمایند.
تقریباً در هر تعریفی كه از تیزهوش به عمل آمده است ، این افراد را به صورت غولهای اخلاقی معرفی كرده اند.

سایت شمیم

 




طبقه بندی: کودکان تیز هوش،
[ جمعه 31 اردیبهشت 1389 ] [ 07:44 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]
انتظارات کودک ناشنوا از والدین
 

مطلبی که در زیر می‌خوانید درباره انتظارات کودکان ناشنوا از والدین خود است که از مجله تعلیم و تربیت استثنایی، شماره‌های 80 و 81 گرفته شده است. امید است این مقاله بتواند به والدینی که دارای فرزند ناشنوا هستند کمک کند تا رفتار درستی در قبال فرزندشان داشته باشند.
اساس یک جامعه سالم را خانواده سالم می‌سازد. هر کودکی در خانواده‌ای به دنیا می‌آید، بزرگ می‌شود و تکامل می‌یابد. این خانواده سالم است که انسان سالم پرورش می‌دهد. خانواده سالم، خانواده‌ای است که به نیازهای همه جانبه اعضای خود در گستره حیات توجه دارد و سعی می‌کند به انتظارها و نیازهای کودکان به شیوه‌های درست پاسخ دهد.
همه کودکان نیازهایی دارند، اما کودک استثنایی علاوه بر آن نیازها، دارای یک سری نیازهای ویژه است. خانواده، بیشتر نیازهای ویژه کودکان آسیب دیده‌ شنوایی را به ویژه در سال‌های پیش از دبستان برآورده می‌کند. برای برآورده‌ شدن این نیازها لازم است به نیازهای کل اعضای خانواده، فرهنگ خانواده، مذهب و پویایی‌های خانواده نیز توجه کامل شود. در سال‌‌های اخیر به دنبال گسترش روزافزون غربالگری شنوایی، لازم است مداخله بهنگام به صورت برنامه‌های ویژه‌ای برای کودکان آسیب دیده شنوایی و خانواده آنها صورت گیرد. مداخله‌های بهنگام باید شامل برنامه‌هایی برای حمایت از کودک، حمایت از والدین و حمایت از ارتباطات میان کودک و والدین باشد.
بیش از 90درصد کودکان آسیب دیده شنوایی در خانواده‌های شنوا به دنیا می‌آیند. از این رو یکی از اساسی‌ترین ارکان‌های هر نوع برنامه حمایت از والدین، ارائه اطلاعات مناسب و مورد نیاز خانواده‌ها است. همچنین باید از لحاظ هیجانی و احساس آنان را برای پذیرش واقعیت کم‌شنوایی فرزند آماده کرد. برنامه‌های مناسب مداخله و حمایت بهنگام سبب رشد شناختی، اجتماعی و سلامت عمومی کودکان کم‌شنوا می‌شود و کیفیت زندگی و تعاملات اجتماعی آنها را به میزان بسیار زیادی بهبود می‌بخشد (گروه آموزش و مهارت انگلستان، 2003؛ انجمن ملی کودکان ناشنوا، 2003). خانواده دارای کودک ناشنوا غالباً انتظاراتی از فرزند خود دارد اما داشتن انتظار از کودک، بدون توجه به مسئولیت‌ها و نقش‌های خانواده، انتظاری عبث و بیهوده است.
در مکتب اسلام، انتظارها، تکالیف، حقوق و وظایف انسانها دوجانبه و متقابل است. از این رو شایسته است هر پدر و مادری صادقانه از خود سؤال کند من چگونه پدر و مادری هستم؟‌آیا من به همه نیازهای فرزندم واقفم؟ آیا من می‌دانم فرزندم از من چه انتظارهایی دارد؟
ناشنوایی، این معلولیت پنهان به ویژه از لحاظ ناتوانی‌های ارتباطی که به همراه می‌آورد، نیاز به مداخله‌ها و توان‌بخشی ویژه‌ای دارد که در سال‌های نخست، بار این مسئولیت بیش از همه بر دوش والدین است. در این مقاله سعی شده است این نیازها از زبان یک کودک آسیب دیده شنوایی به گونه‌ای ساده ارائه شود.


الف) انتظارهای کلی و اساسی


پدر و مادر عزیز، فرزند ناشنوای شما انتظار دارد:
* در ارتباط با آموزش و پرورش او احساس مسئولیت کنید.
* به نیازها و انتظارهای او توجه کنید و پاسخ مناسب دهید.
* هرچه سریع‌تر اقدامات توان‌بخشی و مداخله‌ای لازم را برای او آغاز کنید
* از او در حد توانایی و وسعش انتظار داشته باشید.
* با او متناسب با سن، جنس و محدودیت‌هایش رفتار کنید.
* از کار با او خسته نشوید.
* او را همان گونه که هست بپذیرید.
* اعتماد به نفس او را تقویت کنید.
* توصیه‌های مربیان و متخصصان را در منزل و در همه موقعیت‌های زندگی در نظر بگیرید.
* به توانایی‌های او تکیه کنید، نه به ناتوانی‌هایش.
* به او اعتماد کنید.
* نگران آینده‌ی او نباشید و به خدا توکل کنید.
* فرصت‌ها، امکانات و شرایط مناسب را برای رشد و شکوفایی استعدادهای بالقوه او فراهم کنید.
* او را زیاد در آغوش بگیرید، نوازش کنید و مورد محبت قرار دهید.
* به وضع ظاهری و لباس او توجه کنید.
* او را لوس نکنید و ادب و تربیت او را در نظر داشته باشید.


ب) انتظارهای عاطفی و روانی


کودک ناشنوای شما انتظار دارد:
* به احساس‌ها و عواطف او توجه کنید و آنها را بپذیرید.
* در مورد احساس‌های مختلف مثل شادی، غم، حسد، کینه، محبت، تأسف، نگرانی و... با او صحبت کنید.
* سعی کنید احساس‌ها را به صورت نقاشی و با تصاویر به او نشان دهید.
* به او یاد بدهید بتواند احساسش را در چهره خود نشان دهد.
* به او نشان دهید چگونه می‌تواند بدون آسیب زدن و ایجاد ناراحتی برای دیگران، احساسش را بروز دهد.
* به او کمک کنید شیوه‌های ابراز احساسات را بشناسد (بنویسد، با کسی حرف بزند، نقاشی کند، جست و خیز کند، گریه کند و...)
* همواره به او افتخار کنید و بگویید از داشتن فرزندی مانند او احساس غرور می‌کنید.
* محیطی به دور از اضطراب برایش فراهم کنید.
* در حد اعتدال به او محبت کنید.
* اجازه دهید برای برخی موارد خودش تصمیم بگیرد و به تصمیم او احترام بگذارید.
* با او جر و بحث نکنید.
* او را مسخره، تحقیر یا سرزنش نکنید.
* او را با دیگران مقایسه نکنید.
* بین او و خواهرها و برادرهایش تبعیض قائل نشوید.
* هر موفقیت او را هرچند کوچک، مورد تشویق قرار دهید.
* به فرزندتان کمک کنید اشتباه‌ها و شکست‌هایش را جبران کند.
* قوانین خاصی برای منزل خود در نظر بگیرید و از او بخواهید به آنها احترام بگذارد.
* سعی کنید از سؤال کردن زیاد، دستور دادن و انتقاد کردن بپرهیزید.
* در فعالیت‌ها و سرگرمی‌های فرزندتان شریک باشید.
* به فرزندتان کمک کنید خود و ناتوانی خود را هرچه بیشتر بشناسد.


ج) انتظارهای مربوط به مهارت‌های حسی و حرکتی


* او را زیاد به گردش، کوه، پارک، رودخانه، و... ببرید تا طبیعت را ببیند.
* اجازه دهید زیاد آب بازی کند و او را به شنا بفرستید.
* اجازه دهید با خاک و سنگ بازی کند و دست و پایش را در ماسه و خاک فرو کند.
* اجازه دهید بدود، بالا و پایین برود یا از جایی آویزان شود.
* او را تشویق کنید با آهنگ و سرودهای کودکانه (با هر نوع وزن و آهنگی) نرمش کند.
* او را زیاد به محل بازی کودکان یا حیاط منزل ببرید و بگذارید با همسالانش بازی‌های پرتحرک کند.
* سعی کنید فرزندتان هرچه ممکن است کمتر تلویزیون نگاه کند و پشت رایانه بنشیند.
* او را به توپ بازی و فوتبال تشویق کنید و گاهی خودتان با او بازی کنید.
* او را تشویق کنید نقاشی بکشد و نمایش بازی کند.
* او را تشویق کنید خمیر بازی کند.
* گاهی او را ماساژ دهید ، نوازش کنید و موهایش را شانه بزنید.

منبع : \ettelaat newspaper..htm  



طبقه بندی: کودکان کم شنوا و ناشنوا،
[ سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 ] [ 06:23 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]
تیز هوشی

 

اولین شرطی که برای تیز هوشی درنظر گرفته شده است هوشبهر بیش از 130 است . در کنار آن آفرینندگی و توانایی فرد را دراستدلال و نیز ابتکاراودرانجام کارها باید مد نظرداشت.    پیش رسی  استعداد و تمایل به رقابت با کودکان بزرگترازخود  نیز از جمله شاخص هایی است که درکودکان تیزهوش دیده می شود .

کودک تیزهوش کسی است که بتواند با  کمک فکر و استدلال و استفاده  از فرایندهای ذهنی  برتر خود  به  داوری  درست بپردازد ودرکارهای خلاقه از استعداد خاصی برخوردار باشد

درتقسیم بندی وکسلربه کودکانی تیزهوش یا پراستعداد گفته می شود که ازهوشبهر130به بالا بهره مند باشند این کودکان 2/3 درصد افراد مورد آزمایش را در بر می گرفتند .

در برخی  از تقسیم بندی ها  کودکان   دارای  هوشبهر 140تا170 را ممتاز یا سرآمد می نامند و افراد دارای هوشبهر 170 به بالا را نابغه نامگذاری می کنند .

تعریف هالاهان و کافمن

این دوازنظر مقاصد آموزشی برای تیزهوشان  تعریفی پیشنهاد می کنند وتیزهوش به کسی می گویند که دارای تواناییهای زیر باشد .

1- برخورداری از توانایی ها وهوش زیاد

2- برخورداری از خلاقیت زیاد

3- احساس تعهد زیاد نسبت به کار

ازنظروی نیزکودکان تیزهوش وبا استعداد کسانی هستند  که  به  تشخیص  متخصصان  روانشناسی و روان سنجی ،  دارای  توانایی های برجسته اند وقادربه انجام امردرسطحی عالی می باشند .

به عقیده وی کودکان تیزهوش دارای توانایی های فوق العاده دریک یا چند زمینه ازشش زمینه زیر هستند :

1- توانایی هوش کلی

2- استعداد درسی ویژه

3- توانایی فکری آفریننده ،ابتکاری و مولد

4- توانایی رهبری

5- ذوق و استعداد هنری

6- توانایی حرکتی فوق العاده

تغییراتی در تعریف تیز هوشی

تعریف  سنتی  تیزهوشی برهوش  کلی  مبتنی است که توسط یک تست هوشی و به طور انفرادی اندازه گیری می شود .

اما درسالهای اخیرنارضایتی وسیعی دربرابر کاربرد هوشبهربه  عنوان عامل تعیین  کننده در تعریف تیزهوشان به وجود آمده است .

دلایل  این نارضایتی  عبارتست از : شناخت محدودیت هایی که در آزمونهای هوش وجود دارد . مفهوم سازی  مجدد از ماهیت هوش و تحقیقات و تفکرات جدیدی که در باره کیفیت و چگونگی هوش ارائه شده است .

  شناخت وگزینش کودکان تیزهوش

شناخت  و گزینش  کودکان  تیز هوش  درسه طریق انجام می گیرد .

1- انتخاب ازبین شاگردان مدارس در سطوح مختلف

2- معرفی کودک ازطریق والدین برای انجام آزمون وانتخاب قبل از سن مدرسه

3- گزینش از بین کودکان کودکستانی

 

 انواع تیز هوشها

1- تیزهوش های خلاق –  برتری این گونه  تیزهوشها برای  خلق  آثارهنری  و ابداع  از همان  ابتدا مشخص     می باشد.

2- تیزهوشهای  درس خوان – آنان  به  مفاهیم   مجرد  توجه بیشتری دارند وسریعترو بهتراز دیگران و بیشتر از همسن های خود مطالب درسی را یاد می گیرند .

3- تیزهوش های  حرفه ای  یا  مکانیک  – تمایل آنان  در ریاضیات  کارهای دستی ،  ارزیابی ، اندازه گیری و توزین زیاد است وبه مسایل فنی،عینی وواقعی بیشتر ازمسایل ذهنی است.

4- تیزهوش های کم پیشرفت – این تیزهوشان در یادگیری موفقیتی به دست نمی آورند و هوش خود را به کار نمی گیرند .

درجه شیوع تیزهوشی

برآورد درجه شیوع تیزهوشان به تعریفی که برای تیزهوشی انتخاب می شود بستگی دارد .موقعی که هوشبهرتنها معیارتیزهوشی شناخته می شود اغلب کودکان  تیزهوش  از خانواده هایی  می آیند که از وضع اقتصادی،اجتماعی بالایی برخوردارند.

از آنجا که تیزهوشی  با  هرگونه  تعریفی که به کاربرده می شود ، درهمه طبقات اجتماعی  و اقتصادی  دیده  می شود  اما موقعی  که از هوشبهربه عنوان تنها معیارطبقه بندی استفاده می شود  می بینیم  که  کودکان  تیزهوش  به صورتی مساوی در همه طبقات جامعه توزیع نشده اند .

نسب افراد پرهوش در مقایسه با  افراد  دیگر

نموداری که بر اساس آزمون وکسلر به دست آمده  نشان می دهد که فقط در حدود 2درصد از مردم پرهوش هستند.( 50 درصد هوشبهر 109-90، 23درصد هوشبهر109و25درصد هوشبهر کمتر از 89 دارند .)

انتظار  و اعمال   فشار اطرافیان  در خانه ومدرسه وجامعه درمورد کودکان تیزهوش گاه به حدی است که موجب اضطراب آنان می شود و مشکلات رفتاری و اختلال های روان تنی در آنان به بار می آورد .

گروه  دیگری از تیزهوشان  که  با داشتن هوش بالا به پیشرفت کافی دست نمی یابند کودکان   کم آموزی   هستند  که  به  دلیل نامناسب بودن فعالیت های آموزش مدارس و فقدان  معلمان  توانا و کارآمد نمی توانند هوش و استعدادهای عالی  خود  را شکوفا سازند .

زمینه های   شخصیتی  و  ارزیابی   ضعیف  و مفهومی که  از خویش در ذهن دارند و نیز انگیزه  کم این کودکان نیز ازعوامل دیگر کم آموزی آنان است .

تعداد  زیادی  از دختران به خاطرموانعی که از نظر اجتماعی   و یا   فرهنگی  برسد راه  انتخاب ویا پیشرفتشان دربرخی مشاغل وجود دارد ، خیلی کمتر از آنچه  شایسته  آن هستند  موفقیت  حاصل هستند .

 نا شناخته ماندن برخی تیزهوشان

تیز هوشی می تواند تا سال های طولانی حتی  تا  پایان  زندگی فرد ناشناخته باقی بماند  و کسی  به توان ذهنی  بالا ونبوغ کودک پی نبرد علت عدم شناسایی برخی ازاین کودکان نداشتن علامت بارزجسمی و نا آشنایی اطرافیان با رفتارهای کودک تیزهوش است .

برخی کودکان و نوجوانان تیز هوش به علت فقراقتصادی ، تبعیض نژادی ویاتعصب های موجود بین زن ومرد ،دچارمحرومیت هایی می شوند و در  جایی غیرازجای واقعی  خود گمارده می شوند.




طبقه بندی: کودکان تیز هوش،
[ سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 ] [ 04:31 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

 مهارت زندگی (قسمت دوم)

مهارت تصمیم گیری :

زندگی دردرون خود مسایل و مشکلاتی به همراه دارد که مستلزم وجودرقابت و کشمکش است. هریک از ماطی روز با مشکلاتی متعددی مواجه می شویم که نیاز به تصمیم گیری مناسب دارد. برای رسیدن به اهداف خود باید بهترین تصمیمات را بگیریم . درواقع همگی ما تجاربی از تصمیم گیری غلط داریم که به پیامدهای ناخوشایندی منتهی شده است.

برخی از تصمیمات غلط درباره موضوعات کم اهمیت هستند که پیامد آن چندان جدی نبوده یا زیاد طول نمی کشد ولی تصمیمات مهمی در زندگی وجود دارند که اگر غلط انجام شوند پیامد بد آن تا آخر عمر باقی خواهد بود . به همین جهت باید سعی کنیم از تصمیم گیری های تکانه ای و احساسی ، اجتناب ورزیم و حتی المکان پیرو تصمیم گیرهای منطقی باشیم .

در یک تصمیم گیری منطقی مراحل زیر وجود دارد :

1- مواجه شدن با تصمیم

2- خلق انتخاب ها و جمع آوری اطلاعات

3- ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده

4-متعهد کردن خود به یک تصمیم

5- طرح ریزی برای چگونگی اجرای تصمیم

6- اجرای تصمیم

7- ارزیابی پیامدهای واقعی اجرای تصمیم

عوامل شخصی موثر در تصمیم گیری :

عوامل فردی زیادی وجود دارند که بر تصمیم گیری های ما تاثیر می گذارند , مهمترین این عوامل عبارتند از :

- اعتماد به نفس , استقلال فکری و انعطاف پذیری.

- عدم ترس از خطرات .

- درک درست موقعیت و مشکل

- دانش و اطلاعات درباره مشکل یا موقعیت

- آمادگی برای مشورت بادیگران

- آمادگی برای پذیرش مسئولیت تصمیم های اتخاذ شده.

 

مهارت روابط بین فردی :

یکی از نشانه های سلامت روانی، وجودروابط سالم بین فردی است. روابط گرم و صمیمی با انسان های دیگر منبع اعتماد، راحتی و آسایش هر کدام ازماست. حمایت اجتماعی درواقع پیوندهای میان افراداست که باعث ایجادامنیت،آرامش،اهمیت و احترام درافراد می شود. برای بهره گیری ازاین شبکه ی ارتباطی باید برخی از مهارتها را آموخت. مهارتهایی که به ایجاد روابط بهترمابادیگران کمک می کند برسه دسته اند:

1- مهارتهای اصلی ارتباط بادیگران ( کلامی – غیرکلامی )

2- مهارتهای سازگاری بادیگران

3- مهارت های سازگاری بادیگران

 

  مهارت تفکر انتقادی :

یکی از انواع مهارتهای تفکر که متخصصان تعلیم وتربیت ضرورت آموزش وپرورش آن را در افراد پذیرفته و مورد تاکید قرار داده اند مهارت تفکر نقادانه است . منظور از تفکر نقادانه ، تفکر منطقی است که معطوف براین است که فرد چه تصمیمی بگیرد و چه کاری انجام دهد.

تفکر نقادانه ، تفکری است که در جستجوی شواهد ، دلایل و مدارک برای یک قضاوت و نتیجه گیری است . لازمه ی این نوع تفکر آن است که فرد به جستجو، ارزیابی ، تجزیه وتحلیل اطلاعات بپردازد ، درپی شواهد و مدارک عینی و واقعی باشد ، دیدگاه خودرابراساس شواهد و مدارک عینی تغییر دهد ، موقعیت و شرایط را به صورت کلی در نظر بگیرد و بتواند واقعیت ها را از فکرها ، حدس ها ، فرضیه ها و عقاید جدا کند.

 

مهارت تفکر خلاق

یکی دیگرازمهارتهای تفکر،تفکرخلاق است .منظورازتفکرخلاق ، توانایی تولیدوخلق افکار، فرآیندها،تجارب واهداف است. به عبارت دیگر مهارت خلاقیت ، توانایی تصوروتولید چیزی جدید می باشد.تفکرخلاق باعث می شود فردبرای مشکلات زندگی خودراه حل های متعدد ومتنوع به دست آورد ومانع از تحجر ذهن ویا دیدگاه تونلی می شود.

نکته مهم واساسی آن است که هرفردی می تواند خلاق باشد. همچنین برخلاف تصوررایج ، همه ی انسانهادارای خلاقیت هستند، نمونه ی آن کودکان می باشند که خلاقیت بسیاربالایی ازخود نشان می دهندولی ازآن جایی که این استعداد فرصت پرورش نمی یابد معمولا" رشد زیادی نمی کند. به همین دلیل ضروری است درمدارس شرایطی ایجادشودتااین توانایی واستعدادرشدوپرورش بیشتری بیابد.

 

مهارت مقابله با هیجان:

این توانایی فردراقادر می سازد تا هیجانها رادرخودودیگران تشخیص داده، نحوه ی تاثیرهیجان بررفتاررابداندوبتواندواکنش مناسبی به هیجانهای مختلف نشان دهد.

چهارنوع هیجان اصلی داریم.ترس،غم،شادی وخشم.احساسات دیگرترکیبی ازاین چهارنوع هستند. احساسات مااززمان تولدشکل می گیرند ونقش مهمی درزندگی مان ابفا می کنند. تجارب وارتباطات اجتماعی مابرگرفته ازاحساسات وهیجانات ماست. اگرباحالات هیجانی مثل غم،خشم یا اضطراب درست برخورد نشود این هیجانات تاثیرمنفی برسلامت جسمی وروانی داشته وپیامدهای منفی ایجاد می کنند.

 

مهارت مقابله با استرس:

استرس می تواند یک فردرابشکند ، فرددیگری را به مبارزه وادارد، به فردی دیگر درس جدیدی بدهد.هرتغییری درزندگی یک استرس است.این تغییرات سازگاری جدیدی را می طلبند .بنابراین هرتغییری که نظم زندگی معمول رابرهم می زند ومارامجبوربه سازگاری با شرایط جدید می کند، استرس ایجاد می کند.خواه استرس کوچکی مثل شلوغی صف اتوبوس باشدخواه استرس بزرگی مثل طلاق.

استرس چه شدید ویا چه ضعیف،مسلما" واکنش عاطفی متنوعی رادرفردبرمی انگیزد وباعث احساساتی همچون اضطراب،خشم،ترس و... می شود.

استرس ها هم فردوهم محیط راتحت تاثیرقرارمی دهند جالب است بدانید استرس تنها شامل موضوعات منفی نمی شود ، بلکه وقایع مثبت هم ممکن است استرس زاباشد. مثل ازدواج،بچه دارشدن، کارجدیدو...

باآموزش برخی مهارتهای مقابله ای می توان فشارهای روانی موجود راکنترل کرده و ازایجاد برخی فشارها جلوگیری نماییم.

سه عامل مهم درمقابله با استرس وجوددارد:

1- ویژگی های محرک تنش زا ومیزان کنترل مابریک رویداد

2- ویژگی های شخصی مثل توانمندی واعتماد به نفس بالا

3- راهبردهای مقابله ای شامل راهبردهای شناختی وراهبردهای رفتاری

 




طبقه بندی: متفرقه،
[ دوشنبه 13 اردیبهشت 1389 ] [ 07:21 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

مهارتهای زندگی ( روانی- اجتماعی) – بخش اول

مقدمه

در دیدگاه اسلام انسان موجودی اجتماعی است که درسایه ایمان به خداوند متعال و عمل به تعالیم انسان ساز اسلام ( عمل صالح ) در تعامل اجتماعی با افراد جامعه مسیر سعادت و کمال را طی می نماید.

دنیای امروز با همه پیچیدگی های خود ، انسان ها را یرای رسیدن به تعالی ، نیازمند شناخت خود و آگاهی های به روز جامعه نموده است . این آگاهی ها در واقع زیربنای دستیابی به مهارت های زندگی است .

سر آغز همه آگاهی ها ، شناخت خود است که زیر بنای شناخت خداوند متعال و ایمان به اوست . بنا به فرموده حضرت علی ( ع ) : من عرف نفسه فقد عرف ربه

مهارت خود آگاهی زیر بنای ترین و موثرترین عامل شکل گیری مهارتهای دیگر زندگی انسان است همچنان که در بیانی دیگر حضرت علی ( ع ) می فرمایند :

ای انسان درد تو در خود توست و درمان تو درخود تو ، تو فکر می کنی که همین جسم صغیر هستی در حالی که جهان اکبر در درون توست .

 

 مهارت خود آگاهی

 

ارزنده ترین خرد ورزی ، خود آگاهی است.   حضرت امام رضا ( ع ) تحف العقول

آیا تا به حال از خود پرسیده اید که من کیستم ؟ به نظر دیگران ، من چگونه فردی هستم ؟

لازمه پاسخ دادن به این سوالات داشتن خود آگاهی است . خود آگاهی به این معناست که چگونه به خود نگاه کرده و براساس این نگاه چه احساسی پیدا می کنیم .نوع خود آگاهی پیش بینی کننده احساس رضایت و یا نارضایتی ما از خودمان و زندگی است.

ویژگی های جسمانی و بدنی ، توانایی ها و مهارتها ، ویژگی های منفی و نقاط ضعف ، افکار ، احساسات ، باورها ، ارزشها واهداف هر شخص از جمله اجزای خود آگاهی هستند که باید مورد بررسی و شناسایی قرار گیرند.

خود آگاهی شامل 5 جزء است :

1- شناخت ویژگیها و صفات خودمان و یا بعبارتی خودپنداره

2- شناخت توانائیها ، استعدادها و پیشرفت هایمان

3- تصویر واقع بینانه از خودمان

4- شناخت افکار، باورها و ارزش هایمان

5- احساس رضایتمندی و نارضایتمندی از خودم و زندگی خودم

همانگونه که گفته شد یکی از اجزای خودآگاهی عزت نفس است . عزت نفس و احساس ارزشمندی از جمله مواردی است که کاملا" مرتبط با خودآگاهی است . عزت نفس قوی مانع از بروز بسیاری از مشکلات و اختلالات رفتاری در افراد می شود .

 

همدلی

 

" همدلی "  یعنی این که فرد بتواند زندگی را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد، درک کند تا بتواند انسان های دیگر را حتی وقتی با او نیز بسیار متفاوت هستند ، بپذیرد و به آنها احترام گذارد . بسیاری از رفتارهای خشن در سطح جامعه ناشی از عدم همدلی می باشد.

برای بیان همدلی توجه به اصول زیر ضروری می باشد

1- به صحبت های دیگران خوب گوش کنید.

2- به احساسات و هیجانهای فرد مقابل توجه کنید.

3- سعی کنید خود را به جای فرد مقابل بگذارید و از دیدگاه او به موضوع نگاه کنید.

4- از تکنیک انعکاس احساس استفاده کنید.

5- سعی کنید با احساس و عاطفه طرف مفابل تان هماهنگ شوید.

6- خلاصه ای از احساسات و هیجانات طرف مقابل را به او گوشزد کنید.

 

روانشناسان عقیده دارند بالاترین سطح همدلی در کودکان در سنین مدرسه شکل می گیرد . در این سنین کودک می تواند ناراحتی و اضطراب دیگران رادرک کند و دلش به حال آنها بسوزد و احساس ترحم کند .توجه به احساسات و عواطف دیگران و نگاه کردن به مسایل از زاویه فکری و احساسی آنان ، سبب تحکیم و تقویت توانایی همدلی در افراد می شود.

 

مهارت برقراری رابطه ی موثر:

 

اساس عقل پس از ایمان به خدا دوستی با مردم است . حضرت رسول اکرم ( ص )

این مهارت به فرد کمک می کند تا بتواند نظرات ، عقاید، خواسته ها ، نیازها، وهیجانهای خودراابرازو به هنگام نیاز، ازدیگران درخواست کمک وراهنمایی نماید. مهارتهای تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران در مواقع ضروری ، از عوامل مهم یک رابطه ی سالم است.

روانشناسان شیوه های ارتباطی انسان ها را به سه سبک طبقه بندی می کنند : سبک ارتباطی منفعالانه ، سبک ارتباطی جرات مندانه و سبک ارتباطی پرخاشگرانه.

هدف اصلی افراد راضی نگه داشتن دیگران به هرقیمت ممکن است. این افراد برای جلب رضایت و تائید دیگران به هرکاری تن می دهند و خود را به رنج می اندازند . هدف اصلی در ارتباط پرخاشگرانه ، برنده شدن بدون رعایت حقوق دیگران است و هدف اصلی شیوه ی ارتباطی جرات مندانه رعایت عدالت ، ترویج احترام متقابل و جلوگیری از بهره کشی و سوء استفاده از خود و دیگران است.

 

مهارت نه گفتن :

همه ما بارها در موقعیت هایی قرارگرفته ایم که گفتن کلمه نه برای مان دشوار است . ناتوانی در نپذیرفتن در خواستهای غیر منطقی دیگران می تواند در موقعیت های مختلف مشکلاتی برای ما ایجاد کند . تحقیقات روان شناسان نشان می دهد بسیاری از افراد که دچار مشکلات مختلف مانند مصرف مواد مخدر یا فرار از خانه می شوند در نه گفتن مشکل دارند .

ادامه دارد...




طبقه بندی: متفرقه،
[ شنبه 11 اردیبهشت 1389 ] [ 03:42 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 12 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

خواهشمند است مطالب ،مقالات تحقیقات و ... خود را در خصوص روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی را در قالبword2003 به نشانیhsh.1357@yahoo.com ارسال تا با نام خود در وبلاگ قرار گیرد.
با تشكر
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

.



قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگفا

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ