تبلیغات
آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی

آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی

با كودكان استثنایی خود چگونه رفتار كنیم؟

كوچولوهای كم‌توان‌

سخن از كودكان استثنایی، سخن از تفاوت‌هاست، سخن از ایفای مسوولیت‌هاست، سخن از احیای انسان‌هاست، سخن از تكلیف‌ها و انتظارهاست، سخن از شناخت ویژگی‌ها و توانایی‌هاست، سخن از قابلیت‌هاست و سرانجام سخن از رفع موانع و هموار كردن طریق رشد و شكوفایی استعدادهاست. كلمه استثنایی، واژه‌ای جامع و كلی است كه به معنای دقیق كلمه شامل همه انسان‌ها می‌شود، زیرا خلقت انسان از دیدگاه الهی، خلقتی ویژه و استثنایی است.

از نظر آموزشی، امروزه واژه استثنایی به كودكانی اطلاق می‌شود كه از جهات مختلف ذهنی، جسمی، عاطفی و اجتماعی تفاوت قابل ملاحظه‌ای با دیگر كودكان همسال خود دارند، به نحوی كه به لحاظ همین تفاوت‌های محسوس قادر نیستند از برنامه‌های درسی عادی كه اصولا برپایه ویژگی‌ها و توانایی‌های مشترك بیشتر كودكان در سنین مختلف تنظیم شده است، به طور بایسته و شایسته بهره‌مند شوند، بنا بر این تعریف، واژه كودكان استثنایی، كودكان تیزهوش، عقب‌مانده ذهنی، نابینا، ناشنوا، ناسازگار، معلولین جسمی  حركتی و ناتوان در یادگیری خاص و نظایر آن را شامل می‌شود.

واژه معلول به كسانی اطلاق می‌شود كه به علت نقص جسمی، ذهنی یا اختلال رفتاری شدید، مشكلات و مسائل خاص دارند و به توجه فوق‌العاده نیازمندند. در واقع اصطلاح معلول دارای شمول محدودتری است. به دیگر سخن، هر كودك معلول، استثنایی نیز است، اما هر كودك استثنایی لزوما معلول نیست؛ بنابراین نباید واژه‌های استثنایی و معلول به طور مترادف به كار رود.

بچه‌های عجیب

به طور كلی از نظر آموزشی به این گروه‌ها استثنایی گفته می‌شود:

1 - كودكان كم‌توان یا عقب‌مانده ذهنی یا كودكان آهسته گام.

2 - كودكان مبتلا به اختلال در یادگیری خاص.

3 - كودكان سازش نایافته یا ناسازگار.

4 - كودكانی كه دارای اختلالات گویایی‌اند.

5 - كودكانی كه دچار نارسایی‌های شنوایی‌اند.

6 - كودكانی كه دچار نارسایی‌های بینایی‌اند.

7 - كودكانی كه به بیماری‌های مزمن خاص از قبیل بیماری قند، صرع و غیره دچارند.

8 - كودكانی كه دچار نقص عضو یا فلج مغزی یا حركتی‌اند (معلولین جسمی  حركتی)‌.

9 - كودكانی كه دارای معلولیت‌های مضاعف‌اند.

10 - كودكان تیزهوش و پراستعداد.

با كودكان استثنایی خود چگونه رفتار كنیم؟

كوچولوهای كم‌توان‌

سخن از كودكان استثنایی، سخن از تفاوت‌هاست، سخن از ایفای مسوولیت‌هاست، سخن از احیای انسان‌هاست، سخن از تكلیف‌ها و انتظارهاست، سخن از شناخت ویژگی‌ها و توانایی‌هاست، سخن از قابلیت‌هاست و سرانجام سخن از رفع موانع و هموار كردن طریق رشد و شكوفایی استعدادهاست. كلمه استثنایی، واژه‌ای جامع و كلی است كه به معنای دقیق كلمه شامل همه انسان‌ها می‌شود، زیرا خلقت انسان از دیدگاه الهی، خلقتی ویژه و استثنایی است.

از نظر آموزشی، امروزه واژه استثنایی به كودكانی اطلاق می‌شود كه از جهات مختلف ذهنی، جسمی، عاطفی و اجتماعی تفاوت قابل ملاحظه‌ای با دیگر كودكان همسال خود دارند، به نحوی كه به لحاظ همین تفاوت‌های محسوس قادر نیستند از برنامه‌های درسی عادی كه اصولا برپایه ویژگی‌ها و توانایی‌های مشترك بیشتر كودكان در سنین مختلف تنظیم شده است، به طور بایسته و شایسته بهره‌مند شوند، بنا بر این تعریف، واژه كودكان استثنایی، كودكان تیزهوش، عقب‌مانده ذهنی، نابینا، ناشنوا، ناسازگار، معلولین جسمی  حركتی و ناتوان در یادگیری خاص و نظایر آن را شامل می‌شود.

واژه معلول به كسانی اطلاق می‌شود كه به علت نقص جسمی، ذهنی یا اختلال رفتاری شدید، مشكلات و مسائل خاص دارند و به توجه فوق‌العاده نیازمندند. در واقع اصطلاح معلول دارای شمول محدودتری است. به دیگر سخن، هر كودك معلول، استثنایی نیز است، اما هر كودك استثنایی لزوما معلول نیست؛ بنابراین نباید واژه‌های استثنایی و معلول به طور مترادف به كار رود.

بچه‌های عجیب

به طور كلی از نظر آموزشی به این گروه‌ها استثنایی گفته می‌شود:

1 - كودكان كم‌توان یا عقب‌مانده ذهنی یا كودكان آهسته گام.

2 - كودكان مبتلا به اختلال در یادگیری خاص.

3 - كودكان سازش نایافته یا ناسازگار.

4 - كودكانی كه دارای اختلالات گویایی‌اند.

5 - كودكانی كه دچار نارسایی‌های شنوایی‌اند.

6 - كودكانی كه دچار نارسایی‌های بینایی‌اند.

7 - كودكانی كه به بیماری‌های مزمن خاص از قبیل بیماری قند، صرع و غیره دچارند.

8 - كودكانی كه دچار نقص عضو یا فلج مغزی یا حركتی‌اند (معلولین جسمی  حركتی)‌.

9 - كودكانی كه دارای معلولیت‌های مضاعف‌اند.

10 - كودكان تیزهوش و پراستعداد.

براساس بررسی‌ها و آمارهای مجامع علمی و فرهنگی بین‌المللی نظیر یونسكو و برخی كشورهای غربی، در حدود 10 تا 15 درصد از كودكان مدرسه‌رو (18  7 سال یا 17  6 سال)‌ هر كشور بنابر تعریفی كه ارائه شد، استثنایی‌اند و به توجه خاص آموزشی نیاز دارند؛ به عنوان مثال در سال 1994، دفتر آموزش كودكان معلول در آمریكا اعلام كرد كه حدود 12 درصد از كودكان، از تولد تا 19 سالگی به نحوی دچار معلولیت‌اند و به آموزش ویژه نیاز دارند.

در واقع برخلاف آنچه عمدتا در اذهان تداعی می‌شود، آموزش و پرورش استثنایی لزوما به معنای جداسازی و انتقال كودك از مدرسه عادی به مدرسه استثنایی نیست، بلكه آموزش استثنایی برنامه‌ای تنظیم شده براساس ارزیابی‌های مستمر و جامع برای كودك از تولد تا پایان زندگی و همراه با خانواده، مدرسه و اجتماع است.

بنابراین ایجاد كلاس‌ها و مدارس خاص برای كودكان استثنایی هدف نیست، بلكه برخاسته از یك ضرورت آموزشی است؛ زیرا با حضور دو سه نفر كودك استثنایی در یك كلاس معمولی 40 یا 50 نفری، معلم قادر نخواهد بود آن گونه كه شایسته است به تفاوت‌های فردی توجه داشته باشد، بخصوص زمانی كه تفاوت موجود میان این دو سه نفر كودك استثنایی با دیگر كودكان قابل ملاحظه باشد، اگر معلم بخواهد توجه بیشتری به این كودكان، كه نیاز بیشتری دارند، مبذول دارد ناگزیر است از وقت آموزش و هدایت دانش‌آموزان دیگر بكاهد و به‌عكس.

حقیقت آن است كه رشد فرهنگی و اعتلای ارزش‌های هر ملتی بستگی به میزان توجه آنها به حقوق حقه همه افراد جامعه به طور اعم و افراد استثنایی به طور اخص دارد. لذا باید شیوه‌ای اتخاذ شود كه این كودكان استثنایی به تناسب ویژگی‌های خود از برنامه‌های آموزشی برخوردار شوند. در نیل به این هدف است كه وقتی مدرسه عادی از نیروی انسانی مجرب (روان‌شناسان، كارشناسان و معلمان)‌ برنامه‌های فوق‌العاده راهنمایی و مشاوره‌های خاص آموزشی برخوردار نیست، كودكان استثنایی ناگزیر روانه مدارس خاص می‌گردند؛ مدارسی كه دارای معلمان آموزش ویژه استثنایی، برنامه ویژه آموزشی و پرورشی و وسایل و لوازم خاص آموزشی‌اند.

با نگاه كلی به وضعیت خاص كودكان استثنایی به تعبیری كه پیشتر بدان اشاره شد و با توجه به نیازهای خاص آنان اعم از نیاز به نیروی انسانی مجرب و ورزیده و وسایل آموزشی و كمك آموزشی و با در نظر گرفتن شرایط جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی كشور، توزیع این كودكان در شهرها و روستاهای دور و نزدیك و پذیرفتن ضرورت آموزش و پرورش استثنایی برای تعلیم و تربیت این كودكان عمدتا 2 راه بیشتر به نظر نمی‌رسد. اول آن كه كودك یا كودكان استثنایی در هر نقطه و مدرسه‌ای كه هستند بمانند و امكانات، اعم از كارشناسان متخصص، معلمان ویژه، وسایل و تجهیزات آموزشی و كمك آموزشی در آن محل فراهم شود. اگر این طریق مقدور نباشد ناگزیر باید تدبیری دیگر اندیشید. واقعیت این است كه به سبب كمبود نیروی انسانی مورد نیاز و تجهیزات آموزشی، بسختی می‌توان در سطوح مختلف كشور چنین امكانی فراهم كرد. در این مورد، حتی كشورهای غربی نیز دچار تنگناها و محدودیت‌های مختلف‌اند.

طریق دوم، استفاده از حداكثر امكانات، اعم از نیروی انسانی متخصص و مجرب، وسایل و تجهیزات آموزشی، متمركز كردن آنها در چندین مدرسه خاص و فرستادن كودكان استثنایی به آن مدارس است؛ البته می‌توان این روش را به اشكال مختلف از قبیل دایر كردن برنامه فوق‌العاده آموزش استثنایی در مدارس عادی ایجاد كلاس‌های نیمه وقت و تمام وقت در مدارس و تاسیس مدارس روزانه و شبانه‌روزی اجرا كرد. این شیوه از آموزش و پرورش كودكان استثنایی شامل همه كودكان استثنایی اعم از تیزهوش، نابینا، ناشنوا و عقب‌مانده ذهنی است؛ البته تفصیل برنامه‌های آموزشی هر یك از گروه‌های استثنایی، بویژه آموزش و پرورش دانش‌آموزان تیزهوش و تجاربی كه در كشورهای مختلف در این زمینه كسب شده است، نیاز به بحث جداگانه‌ای دارد. در هر حال قدر مسلم این است كه هدف، ارائه موثرترین برنامه آموزشی متناسب با ویژگی‌های زیستی، شناختی و عاطفی هر دسته از كودكان استثنایی و در چارچوب امكانات و مقدورات جامعه است.

تاریخچه آموزش استثنایی جهان‌

ریشه‌های تاریخی آموزش و پرورش استثنایی را به گونه‌ای كه امروز مطرح است، می‌توان اوایل سال‌های 1800 میلادی در میان تلاش‌های تنی چند از پزشكان محقق یافت. از ایتارد، پزشك اندیشمند فرانسوی كه پزشكی حاذق و صاحب‌نظر در بیماری‌های گوش و تعلیم و تربیت كودكان ناشنوا بود می‌توان به عنوان یكی از پیشگامان آموزش و پرورش استثنایی نام برد. از جمله معروف‌ترین كارهای ایتارد، تلاش وی در تربیت ویكتور، كودك 10 ساله‌ای است كه در یكی از جنگل‌های فرانسه پیدا شد. وی با زندگی اجتماعی آشنایی نداشت و آثاری از رشد زبان در او مشهود نبود. ادوارد سگن، شاگرد ایتارد  كه سال 1848 به آمریكا مهاجرت كرد  از اولین كسانی است كه با روش ابداعی خود سعی در تعلیم و تربیت كودكان عقب‌مانده ذهنی داشت. در كنار تلاش‌های ایتارد و سگن، زحمات چشمگیر خانم ماریا مونته سوری قابل توجه است. وی تحت‌تاثیر عمیق فعالیت‌ها و روش‌های سگن، به عنوان مربی كودكان عقب‌مانده ذهنی و حامی‌ آموزش و پرورش پیش‌دبستانی برای همه كودكان شهرت یافت. به دنبال كوشش‌های قابل ملاحظه ایتارد، سگن و مونته سوری، این پیشگامان نهضت تعلیم و تربیت استثنایی، شاهد تلاش‌های گسترده دیگر محققان و متخصصان در كشوهای مختلف جهان و تاسیس مراكز، مدارس و كلاس‌های ویژه برای كودكان استثنایی هستیم، به گونه‌ای كه امروز همه كشورهای جهان به آموزش و پرورش استثنایی به عنوان یك ضرورت فرهنگی و اجتماعی می‌نگرند و بخش قابل توجهی از امكانات آموزش و پرورش عمومی آنها به كودكان و دانش‌آموزان استثنایی اختصاص می‌یابد.

در هر حال اگر بر این باور باشیم كه ستون‌های تمدن هر جامعه بر نظام آموزش و ساختار آموزش و پرورش آن استوار است، بدون تردید سلامت، جامعیت و كارآمدی نظام آموزش و پرورش آن جامعه نیز در گروی وسعت، گستردگی، تنوع و كیفیت برنامه‌های جامع آموزش استثنایی و درصد كودكان و دانش‌آموزانی است كه به عنوان استثنایی یا دارای نیاز ویژه مورد تشخیص و شناسایی واقع شده و خدمات آموزشی موثری در مدارس عادی یا كلاس‌های خاص به ایشان ارائه می‌شود.

محققان تعلیم و تربیت و كارشناسان بصیر نظام‌های آموزشی، عمدتا بر این باورند كه پیشرفت‌های حاصل در آموزش و پرورش عادی در زمینه‌هایی همچون شناخت ویژگی‌های شناختی و رفتاری دانش‌آموزان، مسلح شدن به روش‌های موثر كنترل رفتار و آموزش و پرورش، بهره‌گیری از آزمون‌های معتبر هوشی و روانی و انجام مطالعات بالینی و تجربی، مرهون انجام تحقیقات درباره كودكان استثنایی و یافته‌های حاصل از روان‌شناسی و آموزش و پرورش استثنایی است. بدون تردید پیشرفتهای حاصل در قلمروی روان‌شناسی و آموزش استثنایی در ابعاد مختلف، سبب‌شناسی و پیشگیری از معلولیت‌ها، شناخت ویژگی‌ها در مراحل مختلف رشد، روش‌های آموزشی و توانبخشی و مشاوره و راهنمایی در سایه همراهی و همكاری متخصصان و پژوهشگران رشته‌های تخصصی دیگر همچون روان‌شناسی رشد، روان‌شناسی بالینی، روان‌شناسی مرضی، روان‌شناسی تربیتی، جامعه‌شناسی و آسیب‌شناسی اجتماعی، بهداشت عمومی، ژنتیك و آزمایش‌های ژنتیكی، پزشكی، روانپزشكی، طب اطفال، مغز و اعصاب، گوش پزشكی، چشم پزشكی، ارتوپدی، تربیت بدنی، فیزیوتراپی، كار درمانگری، گفتار درمانگری، هنر و فناوری آموزشی و مشاوره و راهنمایی مقدور و میسور بوده است. به همین سبب است كه محققان روان‌شناسی و آموزش كودكان استثنایی می‌‌توانند طرح‌های تحقیقاتی خود را با توجه به زمینه‌های مورد اشاره طراحی، تدوین و اجرا كنند. از سوی دیگر فارغ‌التحصیلان و پژوهشگران این رشته نیز می‌توانند با پژوهش‌های بنیادی و كاربردی خود به غنای رشته‌های مرتبط بیفزایند.

آموزش استثنایی در ایران

در جامعه ما، تاریخچه برنامه آموزش و پرورش استثنایی به دهه اول قرن چهاردهم شمسی مربوط می‌شود. در این دوران، اولین مدرسه ناشنوایان در تهران توسط مرحوم جبار باغچه‌بان و نخستین مدرسه ویژه نابینایان در تبریز به وسیله یك كشیش آلمانی به نام كریستفل تاسیس و به دنبال آن در چند شهر دیگر مدارس مشابهی از سوی افراد خیر و آگاه بنیاد نهاده شد. در این مورد می‌توان از تاسیس مدرسه شبانه‌روزی نابینایان در تهران در سال 1328 و چندین مدرسه استثنایی دیگر همچون ابابصیر، خزائلی و غیره نام برد. در سال 1347 دفتری به نام دفتر آموزش كودكان و دانش‌آموزان استثنایی در وزارت آموزش و پرورش ایجادشد. درواقع مسوولیت این دفتر، شناخت و جایگزینی مطلوب و آموزش و پرورش كلیه كودكانی است كه به علت تفاوت‌های قابل ملاحظه ذهنی، جسمی و عاطفی قادر به استفاده ازبرنامه‌های عادی آموزش و پرورش نیستند.

در پی آغاز فعالیت این دفتر، مراكز و مدارس متعددی در نقاط مختلف كشور برای تعلیم و تربیت كودكان استثنایی شروع به كار كردند. مطابق گزارش‌های رسمی وزارت آموزش و پرورش، 10 سال پس از تاسیس این دفتر، یعنی در سال 1357 حدود 8000 دانش‌آموز استثنایی تحت پوشش دفتر مزبور مشغول تحصیل بودند. با توجه به پیشرفت‌های روزافزون فناوری آموزشی، بالا رفتن آگاهی اغلب اولیای كودكان استثنایی و ایجاد نگرش مثبت در آنان برای تعلیم و تربیت فرزندان خود، تاثیر قابل توجه مدارس استثنایی در تعلیم و تربیت كودكان استثنایی، بویژه ورود تنی چند از دانش‌آموزان نابینا و ناشنوا به موسسات آموزش عالی، همچنین تلاش روزافزون و متعهدانه دلسوزان كودكان استثنایی در پرتوی انقلاب اسلامی و با تصویب مجلس شورای اسلامی، سازمان آموزش و پرورش استثنایی با هدف‌های جامع و فراگیر در سال 1370 تاسیس شد و كار خود را آغاز كرد. با تاسیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی، تحول چشمگیری در شناسایی هرچه سریع‌تر و آموزش و توانبخشی كودكان و نوجوانان استثنایی در سطح كشور به وجود آمد و امید می‌رود این سازمان بتواند دست‌كم مطابق وظایف و مسوولیت‌هایی كه مجلس محترم برای آنان پیش‌بینی كرده است، توفیقات چشمگیری داشته باشد.

اقدامات بایسته

برای پر كردن شكاف‌های بزرگی كه متاسفانه در قلمروی تعلیم و تربیت كودكان استثنایی وجود دارد، اقدامات زیر لازم به نظر می‌رسد:

الف)‌ تهیه ابزارهای لازم برای مطالعه میزان هوش، نوع شخصیت و همچنین سنجش ویژگی‌های حسی و حركتی كودكان، پیش از آن كه به موسسات آموزشی راه یابند.

ب)‌ مطالعه همه كودكانی كه به مدرسه راه می‌یابند با روش‌های علمی و تشكیل پرونده خاص برای هریك كه حاكی از وضعیت ذهنی، جسمی و رفتاری دانش‌آموز باشد.

ج)‌ ایجاد، تقویت و گسترش دوره‌های تخصصی برای تحقیق درباره كودكان استثنایی و تربیت معلمان و كارشناسان تعلیم و تربیت كودكان استثنایی به میزان مورد نیاز در سطوح كارشناسی، كارشناسی ارشد و دكتری.

در این ارتباط باید یادآورشد پس از تصویب و اجرای برنامه‌های روان‌شناسی وآموزش استثنایی در مقطع كارشناسی و كارشناسی ارشد بتازگی برنامه دكتری روان‌شناسی و آموزش كودكان استثنایی نیز به وسیله شورای عالی برنامه‌ریزی وزارت فرهنگ و آموزش عالی به تصویب رسید و دانشگاه‌های واجد شرایط كشور در مقطع دكتری نیز در رشته روان‌شناسی و آموزشی كودكان استثنایی فعال خواهند بود.

د)‌ تاسیس موسسات آموزشی و توانبخشی خاص برای كودكان استثنایی با تدوین برنامه‌هایی كه در كلاس‌های مشترك و با روش‌های آموزش و پرورش انفرادی درباره كودكانی باویژگی‌های متفاوت و قابل اجرا باشد.

ه)‌ تدوین برنامه جامع اطلاع‌رسانی برای آگاه‌ كردن والدین این قبیل كودكان و جلب توجه آنان به این كه هرچه كودكان استثنایی زودتر شناسایی شوند، آسان‌تر و بهتر می‌توان به یاری آنان شتافت.

 




طبقه بندی: متفرقه،
[ دوشنبه 28 دی 1388 ] [ 06:36 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خواهشمند است مطالب ،مقالات تحقیقات و ... خود را در خصوص روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی را در قالبword2003 به نشانیhsh.1357@yahoo.com ارسال تا با نام خود در وبلاگ قرار گیرد.
با تشكر
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

.



قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگفا

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ