تبلیغات
آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی

آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی

 استفاده از وسایل کمک آموزشی کامپیوتر در آموزش کودکان استثنایی

هر یک ازکودکان استثنایی با توجه به میزان معلولیت یا توانمندی ها، دارای نیازهای خاصی در زمینه ی استفاده از ابزارهای آموزشی کامپیوتری میباشند‍‍.از این رو در ادامه به بررسی ابزارهای کامپیوتر محور خاص هر یک از کودکان استثنایی پرداخته می شود:


ادامه مطلب

طبقه بندی: متفرقه،
[ جمعه 17 تیر 1390 ] [ 05:51 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

آثار تخریبی خود شیفتگی

انسان خودشیفته کسی است که بیش از حد تعادل و به شکلی بیمارگونه به خود توجه دارد. این گونه افراد، بشدت دچار اضطراب هستند و بدترین درد برایشان این است که کسی به آنها توجه نکند، بنابراین برای جلب توجه دیگران، دست به هر کاری می زنند. خودشیفتگی هیچ پشتوانه ای ندارد و معمولاً متکی بر توهمات و خیالات فرد است. افراد خود شیفته تصور می کنند بسیار آدم های مهم و بزرگی هستند و جالب اینجاست که می خواهند دیگران را هم وادار کنندکه این تصورات باطل را بپذیرند.
انسان خود شیفته، پیوسته خودش و دیگران را گول می زند و برای بزرگ جلوه دادن خود، دائم دروغ می گوید و امتیازات مالی و معنوی عجیب و غریبی را به خود نسبت می دهد و گاه در این کار به قدری اغراق می کند که خودش هم دروغ هایش را باور می کند.
ریاکاری یکی از بزرگ ترین ویژگی های انسان های خود شیفته است. این افراد به این حقیقت دست نیافته اند که مهر و علاقه و عشق دیگران به انسان، حاصل صداقت و درستکاری است و چون پس از چندی، چهره واقعی آنها برای دیگران روشن می شود و دیگر همان توجه و احترام پوشالی اولیه را هم نسبت به آنها نشان نمی دهند، دچار اضطراب، نگرانی و رنج دائم می شوند. انسان خودشیفته دچار عقده حقارت و خود کم بینی است، لذا سعی می کند با بزرگ جلوه دادن خود، این کمبودها را پنهان یا انکار کند. انسان خود شیفته بشدت از دیدن و پذیرفتن واقعیت ها می گریزد و در دنیایی خیالی که برای خودساخته و پادشاه آن است، به سر می برد. انسان خود شیفته به هیچ وجه شریک مناسبی برای کار و زندگی نیست و ارتباط با او کمترین اعتبار و ثباتی ندارد.
انسان های خود شیفته فقط صدای خودشان را می شنوند و افکار خودشان را قبول دارند. آنها به هیچ وجه نمی توانند انتقاد از خود را بپذیرند و پیوسته از دیگران توقع دارند که از آنها تعریف و تحسین کنند. شور و نشاط زندگی در یک انسان خود شیفته وجود ندارد، زیرا او فقط خودش را می بیند و از دیگرانی که عاجزانه، تحسین و توجه آنها را طلب می کند، غافل است. او پیوسته با این تصور بی پایه دست به گریبان است که همه افراد دنیا باید به آرا و نظرات او گردن بنهند و او را قبول داشته باشند و تعصب عجیبی هم درباره عقاید خود دارد و به هیچ وجه زیر بار عقایدی که با او موافق نباشند نمی رود. فرد خودشیفته، بشدت بیمار است، اما اگر کسی جرأت کند و این حرف را به او بزند، بلافاصله به نفهمی متهم می شود.
یک فرد خودشیفته، دیگران را نیز دچار آسیب های روانی جدی می کند.
زندگی با چنین فردی، به خصوص برای کودکان، بسیار دشوار و آسیب رسان است. از آنجا که انسان خودشیفته، معمولاً نمی پذیرد که بیمار است، باید به اطرافیان او یادداد که حتی الامکان، خود را از تأثیر القائات او دور نگه دارند و قوی باشند. واقعیت این است که انسان تا «مجبور نباشد» با یک فرد خود شیفته زندگی نمی کند و اگر به هر علتی، چنین مشکل آزار دهنده ای برای شما پیش آمده است، سعی کنید از بحث با او بپرهیزید، زیرا جز خردشدن اعصاب و کلافگی، نتیجه ای نخواهد داشت. با آدم خود شیفته، جز «مدارا» چاره ای ندارید. مدارا به معنی تحمل اجباری و پذیرفتن ضعف نیست. مدارا حاصل یک روح بلند و شناخت دقیق از طبیعت انسانی است. مدارا، در واقع سازگاری همراه با آگاهی با شرایطی است که گاه بر انسان تحمیل می شود.
زندگی و کار با انسان های خود شیفته، امری نا ممکن است، مگر این که بیماری خود را بپذیرند و دنبال درمان باشند، اما مشکل کار اینجاست که افراد خودشیفته به قدری توهمات پوچ خود را باور کرده اند که از هیچ پزشکی کمک نمی گیرند. اگر توان لازم برای کنار آمدن با یک فرد خود شیفته را ندارید، جداً از مشارکت با او، در هر زمینه ای پرهیز کنید، چون خودتان هم بشدت آسیب خواهید دید. باید برای انسان خودشیفته دعا کرد که خداوند به او آگاهی و معرفت کافی را بدهد که خود به این عیب بزرگ پی ببرد و دنبال درمان آن باشد.




طبقه بندی: متفرقه،
[ شنبه 14 خرداد 1390 ] [ 07:03 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

«خودشیفتگی» و «خودکامی»

 

ریشه واژه «خودشیفتگی» و «خودکامی» در لغت، به اسطوره یونانی که «تارسیوس» بود، برمی گردد. «تارسیوس» مرد جوان خوش سیمائی بود که بسیار مجذوب خودش شد; به نحوی که کنار آب می نشست و ارتباطی با کسی نداشت، سرانجام عاشق عکس خود در آب شد و پنداشت که بهشتی است. بنابراین کوشید که او را بگیرد، ولی چون موفق نشد، مایوس گردید و در پایان، از این اندوه، جان سپرد! این در واقع، تعریف ویژگی فرد خودشیفته است. انسانی که فقط به خویشتن می اندیشد. به قول یکی از روانشناسان صاحبنام: «تمام نیروی روانی او به خودش معطوف است.»

خودشیفتگی، نوعی اختلال هیجانی بسیار اغراق آمیز است و مبتلایان به این اختلال، با سایرین همدل نیستند! ولی نیاز دارند مرتب از سوی آنان مورد تمجید واقع شوند. هرچند خودشیفتگان و خویش کامان، تصویری مبالغه آمیز از خویش دارند، اما از پنداره بسیار آسیب پذیری برخوردار بوده و بیشتر با هویت خویشتن ناآشنایند. این اختلال کمتر از سایر اختلال های شخصیتی رخ می نماید و احتمال ابتلا» به آن به طور تقریبی، یک درصد است. برخی از مطالعه ها نشان می دهند که این اختلال، بیشتر در مردان جوان، روی می دهد. آسیب پذیری در عزت نفس، شخص مبتلا به خودشیفتگی را نسبت به انتقاد یا شکست، خیلی حساس می کند. گرچه امکان دارد این موضوع را آشکارا بروز ندهند، ولی خرده گیری از ایشان، سبب دل آزاری، احساس حقارت، کم ارزشی، تهی بودن و پوچی در آنان می شود. اینان در برابر توهین، غضب یا هجوم متقابل و گستاخی نشان می دهند که بیشتر وقت ها چنین تجربه هائی به انزوای اجتماعی و یا تحقیر می انجامد.

رابطه ها و عملکرد اینگونه اشخاص بیشتر مواقع، با مشکل روبه رو می گردد. درمان اختلال مذکور، از طریق روان درمانی و گفتگو بین روانپزشک و بیمار، امکان پذیر است. شاید همگی ما در دورانی از زندگی خویش با کسانی روبه رو بوده ایم که خویشتن را در بسیاری جهات برتر از سایرین می دانستند و پیوسته حس خودبزرگ بینی و مهم بودن داشته و می گفتند: «من تاکنون هرگز ناکام نبوده ام»، «می توانم با قدرت بیانم، روی همه نفوذ داشته باشم»، «دست به هرچه می زنم، به طلا تبدیل می شود»، «به قدری جذاب هستم که همه، بی اختیار متوجه من می شوند» و من، من، من... اینها جمله ها و فرازهائی هستند که در زبان انسان خودشیفته جاری می شود.

خودشیفتگی، یکی از اختلال های روانشناختی به حساب می آید. این اختلال، ممکن است در دوره خردسالی همه افراد وجود داشته باشد. بی شک انتظار می رود که با گذراندن دوران رشد و بالندگی، این اختلال، کم کم از بین برود. همگی ما در روزگار کودکی خود و در چند هفته نخست زندگی، پیش از آنکه مادر و یا پرستارمان را بشناسیم، دچار حالت خودشیفتگی می گردیم. در سنین یک تا سه سالگی نیز باز همان حالت های خودکامی در تمام کودکان مشاهده می شود. کودک در این سنین، حس می کند که همه چیز منحصر به او است و تمامی جهان و هر چیزی که در اطراف است، باید در تملکش باشند. چنین حالت های خودکامی در کودک با افزایش سن و شناخت بیشتر او نسبت به جهان و نیز وقوف بر این موضوع که دیگران به طور لزوم مانند او نیستند و هرکسی آرزوها، پندارها و دیدگاه های خود را دارد، تغییر می کند. اما چنانچه این دگرگونی و تحول در کودک به وجود نیاید، شخصیت و هویتش در دوران بزرگسالی همچنان خودشیفته باقی می ماند. دانشمندان روانشناسی درباره علت ها و عامل های خودشیفتگی چنین می گویند: «ارزش نهادن بیش از اندازه و در کانون توجه واقع شدن در طی دوران رشد، عامل هائی هستند که این بحران را پدید می آورند، محدودیت رابطه های اجتماعی و محرومیت از فرصت هائی که آدمی قادر باشد با همسالان خود همگامی داشته باشد، به پایداری این اختلال می انجامند. در ضمن، ناامنی، بیم طرد و عدم تایید از جانب اطرافیان، از سایر عامل هائی هستند که سبب می گردند توجه شخص معطوف خود شود.» همچنین در مورد سایر عامل های تشدید خودشیفتگی می افزایند: «توانائی های تخصصی، برتری در ویژگی ها جسمی، موفقیت های پیاپی و در نتیجه تشویق و ترغیب های بی حد نیز، انسان را به سمت خودپرستی می کشاند.»

در این اختلال، تمام انرژی روانی فرد، فقط متوجه خودش است. به نحوی که قادر نیست عشق و محبت خویشتن را درباره سایرین هم به کار گیرد. اینان فقط می توانند با کسانی که همانند و همفکر ایشان هستند، ارتباط برقرار کنند. چنانچه از ایشان خرده گرفته شود و یا در انجام امری با شکست روبه رو گردند، به سرعت واکنش نشان می دهند. از افراد، بهره کشی می کنند و در رابطه بین فردی، استثمارگر هستند. نسبت به ظاهرشان حساسند و از اطرافیان خود انتظار تعریف و تمجید زیادتری دارند. برای این اختلال، یک علت مشخص شده وجود دارد و آن، این است که فرد خودشیفته به احتمال زیاد در همدلی و رابطه عاطفی با مادر خویش، دچار مشکل بوده و یا کینه از سوی پدر و مادرش، به خصوص مادر، در همان اوایل زندگی، معطوف شده است. وجود ناهمگونی و به هم ریختگی در رابطه این افراد، گذشته از رابطه خانوادگی و زناشوئی، رابطه بین فردی و شغلی را هم دربرمی گیرد.

دکتر «محمود ساعتچی»، روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی، پیرامون مشکل های این افراد در محیط کار و خانواده چنین می گوید: «اگر ویژگی های گوناگون فرد خودشیفته را نیک بنگریم، درمی یابیم که آثار منفی شخص خودشیفته در محیط کار، بسیار متنوع و گسترده است. او هدف زندگی خویش را، ارضا» نیازهای خود می داند. به نیازهای دیگران توجهی ندارد; هرچند که در ظاهر، تظاهر می کند، اما اینگونه نیست. به همین علت در محیط کار، تمام همکارانش با گذشت زمان، سرانجام به جائی می رسند که او را دوست داشتنی نمی یابند; از همگامی با او، دوری می گزینند و تلاش می ورزند که کمتر با او برخورد داشته باشند; به سبب آنکه فرد خویشتن کام در مرحله های متفاوت رشد و بالندگی شخصیت از دیدگاه «فروید»، در نخستین مرحله رشد شخصیت خود یعنی «نهاد»، متوقف شده است. پس برپایه اصل کسب لذت و اجتناب از درد، عمل می کند. در صورتی که چنین فردی، مدیر یک واحد باشد، به رشد و ارتقا» مهارت های شناختی، هیجانی و حرکتی افراد تحت نظر خویش، اعتنائی ندارد و تمام تلاش خود را معطوف آن می سازد که از توان، استعداد و مهارت های آنان در راه کسب امتیاز و شهرت برای خود سود جوید.» دکتر ساعتچی می افزاید: «وضع افراد مزبور در خانواده هایشان هم به همین سبک است.

یعنی همسرشان به منزله وسیله ای تلقی می شوند که نیازهای زیستی، اجتماعی و فرهنگی او را ارضا» کنند و در نهایت، همسر برایشان ارزش جدی ندارد. رابطه خانوادگی این اشخاص به طور معمول، مشوش بوده و درگیری های لفطی، مشاجره ها و عدم تفاهم در خانواده آنان زیاد به چشم می آید. به عبارت دیگر، آثار و پیامدهای زندگی این قبیل افراد در خانواده سبب ایجاد پریشان فکری، اعتمادبه نفس پائین و بسیاری دیگر از اندیشه ها و نگرش های منفی در بین اعضا» خانواده می گردد.» ممکن است این اختلال، بسیار مزمن و دیردرمان باشد و افزون بر اختلال های دیگر، فرد را تهدید کند. افسردگی و اضطراب بیمارگونه، در بیشتر موقع ها گرایش به مواد مخدر و... را در پی خواهد داشت. برای کمک به این بیماران، انواع شیوه های درمانی روانشناسی همچون روان درمانی فردی، گروهی و محیط درمانی بکار بسته می شود. البته اگر فرد خودشیفته در برابر این راه کارها ایستادگی کند، هیچ یک از این راه ها برای او مفید واقع نمی شوند. این افراد حتی ممکن است در برابر پزشک معالج هم از خود مقاومت شدیدی نشان دهند از بین همه این شیوه های درمانی، گروه درمانی بیشتر سودمند است.

در این روش، شماری از خودشیفتگان در نشستی با روانشناس، دیدار کرده و روانشناس با بررسی نارسائی های مشترک آنان، برایشان برنامه های ویژه درمانی درنظر می گیرد. این بیماران در ارتباط با برخورد مستقیم با هم، بهتر می توانند به خود و سایرین یاری رسانند. انسان های خودشیفته، کسانی هستند که ارزش های فردی و اجتماعی را تنها در برابر خواسته خود می دانند و رفتارشان را صحیح و به حق می شمارند و پیوسته سایرین را مقصر قلمداد می نمایند. خودشیفتگان هرگونه خوب بودن دیگران را نادیده گرفته و یا آن را شرطی می بینند. شخصیتی که خویشتن کام است، اطراف خود، عده ای از افراد تاییدکننده را گرد می آورد تا مدام او را تحسین کنند و در بازی های روانی که ایجاد می کند، نقش مقابل را به گونه ای مناسب ایفا» کند. پس همان طور که گفته شد، شیوع عارضه شخصیتی خودشیفته، ریشه در دوران کودکی هرکس دارد و عوارض اجتماعی آن بعد از رشد کودک می تواند به شرح زیر باشد:

در رابطه با دیگران، فاقد هرنوع ارتباط مثبت و مستمر است.

در ارتباط های شخصی، هدف، بهره بری از سایرین می باشد.

انتظار دریافت هرنوع خدمات و لطف بدون ارائه پاسخ متقابل را دارد.

دارای عزت نفس کم و گسیخته شدنی است.

پیوسته در جستجوی جلب تحسین و ارزش نهادن برای تظاهر می باشد.

خیال پردازی یا هدف های غیرواقعی و در پی کمال گرائی رفتن، از صفت های فرد خودشیفته است.

زمانی که مورد انتقاد قرار می گیرد، بسیار عصبانی می شود واکنش خیلی تند و خصومت آمیزی از خویش نشان می دهد.

همواره از دیگران، استفاده ابزاری می کند تا به هدف های شخصی خود دست یابد.

خویشتن را بسیار بااهمیت می داند.

راجع به کامیابی هایش در رابطه های بین فردی، زندگی خصوصی و حرفه ای، به شدت دچار توهم های فراوان می شود.

همیشه ازسایرین،توقع برخوردهای خوب و دلپذیر دارد.

پیوسته از مردم انتظار توجه و پشتیبانی دارد.

خیلی حسود است.

فرد مبتلا به این اختلال شخصیتی، به طور معمول توسط دیگران اینگونه شناخته می شود: «خیلی خود را مهم می داند و به قول معروف برای خودش کلاس می گذارد.» شخصیت خودشیفته نمی تواند برتری سایرین را تحمل کند، نسبت به خرده گیری ها، حساس است و در مقابل آنها واکنش تندی نشان می دهد. افرادی از این قبیل، به طور معمول کمال طلب هستند. همواره دلشان می خواهد در کانون توجه باشند و دوست دارند همه مدام تحسین شان کنند.

چنین حسی در این افراد آنقدر قوی است که گاه سبب می شود آنان دردسرها و حتی بحران های خودساخته ای تدارک ببینند تا زمینه ای برای خودآرائی و اثبات لیاقت هایشان فراهم آورند. از دیدگاه بقیه مردم اینگونه به نظر می آید که این افراد، تمام دنیا را مدیون خود می دانند و خیال می کنند همه باید قدردان آنان باشند. و نکته آخر اینکه; در این اختلال، علاوه بر ژنتیک و محیط، ردپای رخدادهای دوران کودکی هم مشهود است




طبقه بندی: متفرقه،
[ جمعه 2 اردیبهشت 1390 ] [ 11:08 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

سهم من از دنیا چیه؟

تعداد زیادی از خانم ها در طی دوران بارداری و بخصوص پس از زایمان دچار علائمی از افسردگی می شوند. در بسیاری از افراد نیز به دلیل تغییرات هورمونی پس از زایمان این افسردگی و حالات خلقی بهبود یافته و مادر به سلامتی نزدیک تر می شود. علاوه بر این علل ایجاد کننده تغییرات خلقی می توان به عوامل دیگری نیز به عنوان پیش زمینه های به وجود آورنده افسردگی در مادران اشاره نمود. علت افسردگی و اضطراب مادر هر چه که باشد تاثیرات منفی فراوانی را می تواند به همراه داشته باشد و معمولاً این گونه مادران در صورتی که درمان نشوند پس از چند سال به علت کج خلقی، پرخاشگری، لجبازی و خلاصه بدقلقی فرزندشان به مراکز مشاوره مراجعه می نمایند.

تحقیقات نشان می دهد که حالات خلقی مادر در دوران بارداری نیز می تواند تاثیرات منفی را بر کودک در دوران های بعدی رشد داشته باشد بر اساس پژوهشی احتمال بروز رفتارهای خشونت آمیز در 16 سالگی در میان نوجوانانی که مادرشان در بارداری افسرده بوده اند 4 برابر است و احتمال افسردگی پس از زایمان در مادرانی که در نوجوانی دارای روحیات پرخاش جویانه بوده اند بیشتر است.

 

کارشناسان بر این باورند افسردگی مادر صمیمیت و شادابی را در خانواده با مشکل روبرو می کند و همین موضوع باعث می شود کودکان این خانواده ها مشکلات رفتاری بیشتری نسبت به همسالان خود داشته باشند.

 

 

مادران افسرده انرژی کافی برای مراقبت از فرزندشان ندارند و ممکن است در رفع نیاز فرزندشان تلاش زیادی نداشته باشند همچنین کودکان به صورت ناخودآگاه رفتارهای کج خلقی و بی حوصلگی مادر خود را تقلید نموده و در رفتارهای خود به کار می برند. پژوهش ها نشان داده که نوعی وابستگی نابهنجار و اضطرابی نیز در کودکان مادران افسرده دیده می شود.

کودکان این مادران حکم هایی همچون «تو مهم نیستی و یا نمی توانی دوست داشتنی باشی» را در ارتباط مستقیم و غیرمستقیم با والدین دریافت می کنند و این حکم ها می تواند نقش های منفی را در رشد و زندگی آتی فرزند ایفا کند.

 چرا که این مادران توانایی حمایت و محبت و توجه کافی نسبت به فرزند خود ندارند و در بحث از دلبستگی های ایمن و ناایمن "دلارام با یاد او" توضیح داده ایم که دلبستگی ناایمن در کودکان توسط مادرانی ایجاد می شود که نسبت به نیازهای کودکان خود توجه کافی نداشته و در اسرع وقت اقدام نکرده اند. این کودکان در هنگام جدایی و بازگشت مادر رفتارهای نامناسب نشان می دهند و در مناسبت های مختلف زندگی از رشد عاطفی و اجتماعی مفید برخوردار نیستند.

 

رفتارهای هیجانی کودکان با چگونگی تعبیر کردن نشانه های هیجانی دیگران ارتباط نزدیکی دارد. آنها در ماه های ابتدایی زندگی حالت و احساس خود را با والدین هماهنگ می کنند و به آسانی می توان آستانه پایین تحریک پذیری و حالات عصبی مادر را عامل مهم و موثری را در یادگیری خلق منفی در کودک دانست.

 

 کودکان این مادران حکم هایی همچون «تو مهم نیستی و یا نمی توانی دوست داشتنی باشی» را در ارتباط مستقیم و غیرمستقیم با والدین دریافت می کنند و این حکم ها می تواند نقش های منفی را در رشد و زندگی آتی فرزند ایفا کند. کلیه حالات هیجانی و احساس در فرد در روابط متقابل مادر و کودک آموخته می شود و مادری که به جهت نوسان خلقی و افسردگی دارای هیجان های تنظیم شده نیست نمی تواند به آموزش مهارت های هوش هیجانی در کودک خود بپردازد.

رفتارهای هیجانی کودکان با چگونگی تعبیر کردن نشانه های هیجانی دیگران ارتباط نزدیکی دارد.

تاثیرات حالات روحی مادر بر فرزند حتی می تواند بر عملکرد تحصیلی کودکان در سنین مدرسه نیز ایفای نقش داشته باشد. چه اینکه تحقیقات می گویند دانش آموزان و فرزندان مادرانی که از سلامت روان کافی برخوردار نیستند از افت تحصیلی بیشتری بهره می برند!

 

 شهید مطهری می گوید: مرد چون باران کوهسار است و زن همانند چشمه و فرزندان گل و گیاه کنار این چشمه اند. باران کوهسار، چشمه را لبریز می کند و در نتیجه گل و گیاه از چشمه بهره مند می شوند. بنابراین حمایت های کامل و ظریفانه مرد نسبت به همسرش از دوره بارداری تا تولد و شیرخوارگی و رشد کودک موجب نشاط و بی نیازی همسر  می شود و احساس محبوبیت زن باعث اقدام بی دریغ او در جهت توجه کافی و وافی نسبت به فرزندان خواهد شد.

 




طبقه بندی: متفرقه،
[ شنبه 20 شهریور 1389 ] [ 06:39 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

 داستان زیبا و تکان دهنده

یكی از دوستانم به نام پل یك دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت كرده بود. شب عید هنگامی كه پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد كه دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می كرد. پل نزدیك ماشین كه رسید پسر پرسید: " این ماشین مال شماست ، آقا؟"

پل سرش را به علامت تائید تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان این است كه برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این كه دیناری بابت آن پرداخت كنید، به شما داده است؟ آخ جون، ای كاش..."

البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزویی می خواهد بكند. او می خواست آرزو كند. كه ای كاش او هم یك همچو برادری داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد:

" ای كاش من هم یك همچو برادری بودم."

پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با یك انگیزه آنی گفت: "دوست داری با هم تو ماشین یه گشتی بزنیم؟"

"اوه بله، دوست دارم."

تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی كه از خوشحالی برق می زد، گفت: "آقا، می شه خواهش كنم كه بری به طرف خونه ما؟"

پل لبخند زد. او خوب فهمید كه پسر چه می خواهد بگوید. او می خواست به همسایگانش نشان دهد كه توی چه ماشین بزرگ و شیكی به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بی زحمت اونجایی كه دو تا پله داره، نگهدارید."

پسر از پله ها بالا دوید. چیزی نگذشت كه پل صدای برگشتن او را شنید، اما او دیگر تند و تیـز بر نمی گشت. او برادر كوچك فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روی پله پائینی نشاند و به طرف ماشین اشاره كرد :

" اوناهاش، جیمی، می بینی؟ درست همون طوریه كه طبقه بالا برات تعریف كردم. برادرش عیدی بهش داده و او دیناری بابت آن پرداخت نكرده. یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد ... اونوقت می تونی برای خودت بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو، همان طوری كه همیشه برات شرح می دم، ببینی."

پل در حالی كه اشكهای گوشه چشمش را پاك می كرد از ماشین پیاده شد و پسربچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند. برادر بزرگتر، با چشمانی براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند  

ای کاش منم ثروتمند بودم  ( ثروتمند ) تا میتونستم بهشون.... کمک کنم..............اره ولی نمیتونم

 




طبقه بندی: متفرقه،
[ دوشنبه 17 خرداد 1389 ] [ 04:58 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

رشد جسمی

 

نگاه اجمالی

رشد جسمی(Physical Development) یکی از مهمترین فرایندهای رشدی است . این رشد زمینه‌ را برای بدست آوردن توانائیها و مهارتهای دیگر فراهم می‌آورد. در واقع در نقش تاثیر‌گذاری در رشد حرکتی بدست ‌آوردن مهارتها و رشد شناختی و...دارد. این قسمت از رشد شامل رشد مغز ، رشد عضلات ، رشد استخوانها ، رشد دندانها ، رشد اندام درونی ، رشد اندام بیرونی و ... می‌شود.

 

رشد مغز

مغز از چند میلیارد نورون (Neuron) تشکیل شده است که باهم سیستم عصبی را تشکیل می‌دهند. رشد سیستم اعصاب بیش از تولد و تا سه تا چهار سالگی بسیار سریع است . البته رشد دوران جنینی شامل بوجود آمدن سلولهای عصبی جدید می‌شود و در مرحله رشد پس از تولد کمتر سلول عصبی تازه‌ای بوجود می‌اید. اندازه‌ گیریها نشان می‌دهد که رشد مغز انسان تا چهارده سالگی بسیار سریع است و از 4 تا 8 سالگی از سرعت آن کاسته می‌شود. سپس به کندی رشد می‌کند تا اینکه در 16 سالگی ، مغز به اندازه کامل خود می‌رسد. از لحاظ وزنی مغز نوزاد در حدود 350 گرم است. در حالیکه وزن مغز انسان بالغ بین 1400 تا 1600 گرم است. اگرچه در موارد استثنایی مغزهای کمتر از 1400 گرم نیز دیده شده است.

 

رشد عضلات

عضلات در تنظیم فعالیتهای اعضای اصلی بدن مانند قلب ، دستگاه گوارش و غدد داخلی نقش بسیار مهمی دارند. همچنین عضلات عهده‌دار حفظ نیروی بدن و هماهنگی فعالیتهای مختلف هستند. هنگام تولد ، بافتهای عضلانی هنوز تکامل نیافته‌اند و به همین دلیل نوزاد ضعیف و ناتوان بوده و در فعالیتهایش ناهماهنگی وجود دارد. پس از تولد همانند مغز ،‌ بافت عضلانی دیگری بوجود نمی‌آید. ولی همان بافتها از لحاظ بزرگی و شکل تغییر می‌کنند. عضلات همچنین از لحاظ طول ، عرض و ضخامت نیز رشد می‌کنند و همگام با این رشد بر وزنشان نیز افزوده می‌شود. این افزایش بقدری است که وزن عضلات یک فرد بالغ چهل برابر وزن عضلات در موقع تولد است. عضلات تا پنج سالگی به صورت معمولی رشد می‌کنند، ولی پس از پنج سالگی جهش در عضلات دیده می‌شود، بطوریکه 75% از افزایش وزن کودک در این سنین در نتیجه رشد عضلات است. پس از این رشد عضلات به کندی صورت می‌گیرد، تا اینکه در دوران بلوغ رشد عضلات برای مدتی با سرعت زیاد انجام می‌گیرد.

 

رشد استخوانها

رشد استخوانها شامل رشد و تغییر تعداد استخوانها و تغییر در نحوه پیوند آنها می‌باشد. از نظر تعداد استخوان ، کودک هنگام تولد دارای تقریبا 2700 قطعه استخوان است، تا اینکه در آغاز بلوغ این تعداد به 350 قطعه می‌رسد. ولی بتدریج از رشد استخوانها کاسته می‌شود. بطوریکه استخوان‌بندی فرد بالغ 206 قطعه است. برای مثال در مچ دست کودک دو ساله 2 تا 3 قطعه ، در 6 سالگی 6 تا 7 قطعه استخوان وجود دارد. در حالیکه بین 12 تا 15 سالگی تعداد استخوانهای مچ دست به 8 قطعه می‌رسد.

 

از لحاظ پیوند بین استخوانها به دلیل نرمی استخوانها در سالهای اول زندگی ، این پیوند ضعیف است و خوب به هم نچسبیده‌اند. حتی در بعضی نقاط استخوان وجود ندارد، بلکه در آن مکانها ماده غضروفی وجود دارد که بعدا به استخوان تبدیل خواهند شد. چون استخوانهای کودک نرم هستند، او می‌تواند بدن خود را به وضعیتهای شگفت‌اوری درآورد. همچنین در این سنین استخوانهای کودک به آسانی به شکلهای نادرست در‌ می‌آیند. برای مثال اگر نوزاد بیشتر به پشت بخوابد، پشت جمجمه‌اش پهن می‌شود و اگر روی شکم بخوابد، سینه‌اش زیادتر از حد طبیعی مسطح می‌شود.

 

رشد دندانها

انسان دو رشته دندان دارد که شامل دندانهای شیری و دندانهای ثابت است. این دو از چند لحاظ باهم تفاوت دارند.

تعداد دندانهای شیری 20 و دندانهای ثابت 32 است. همچنین دندانهای شیری کوچکتر از دندانهای ثابت بوده و دندانهای ثابت دارای کیفیت بهتر و در نتیجه دوام بیشتری هستند. رشد دندانها فرایند مداومی است که از سه ماهگی (زمان بوجود آمدن دندانهای شیری در لثه) شروع می‌شود و در 21 تا 25 سالگی با درآمدن دندان عقل پایان می‌پذیرد.

 

درآمدن دندانهای شیری همراه با درد است که معمولا اشتهای کودک را مختل و او را عصبانی می‌کند. اما دندانهای ثابت بدون ناراحتی در ‌می‌آیند. از لحاظ زمانی اولین دندان شیری بین 6 تا 8 ماهگی ظاهر می‌شود. کودک در سال اول زندگی بین 4 تا 6 دندان دارد و در دو سالگی این تعداد به 16 دندان می‌رسد. دندانهای ثابت نیز از حدود 6 تا 7 سالگی شروع به در آمدن می‌کنند. بطوریکه کودک 7 ساله یک تا دو عدد و کودک 8 ساله ده عدد و ... دندان ثابت دارد.

 

با این حال زمان در‌ آمدن دندانها متغیر است و به عواملی از قبیل وراثت ، سلامت ، تغذیه و جنس بستگی دارد. نکته مهم در در آمدن دندانها مرتب و ردیف بودن دندان‌های شیری است. اگر دندانها نامنظم باشند، ممکن است وضع آرواره را به هم بزنند و این اختلال شکل قسمت پایین صورت را تغییر می‌دهد و سبب می‌شود دندانهای ثابت نیز بطور نامنظم در‌آیند.

 

منبع:دانشنامه رشد

 




طبقه بندی: متفرقه،
[ یکشنبه 16 خرداد 1389 ] [ 12:24 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

سندرم کلاین فلتر

 

در کاریوتایپ   کروموزومی  این افراد،جفت کروموزوم جنسی  xy  به  صورت سه  تایی xxy   دیده می شود .  تعداد  کروموزوم های آنان 4 عدد می باشد و کروموزوم اضافی نیز کروموزوم جنسی X است.

این  سندرم  خیلی  نادر  است  و تنها 1 درصد عقب مانده ها را در بر می گیرد . احتمالا" بین 700 تا 750 زایمان  پسر زنده  یک نفر ممکن است مبتلا به این سندرم باشد.

وزن آنان هنگام تولد کمتر از 5/2کیلوگرم است و تمایلات جنسی در این افراد یا وجود ندارد یا خیلی کم است وازنظر جنسی عقیم هستند .

در کاریوتایپ   کروموزومی  این افراد،جفت کروموزوم جنسی  xy  به  صورت سه  تایی xxy   دیده می شود .  تعداد  کروموزوم های آنان 4 عدد می باشد و کروموزوم اضافی نیز کروموزوم جنسی X است.

این  سندرم  خیلی  نادر  است  و تنها 1 درصد عقب مانده ها را در بر می گیرد . احتمالا" بین 700 تا 750 زایمان  پسر زنده  یک نفر ممکن است مبتلا به این سندرم باشد.

وزن آنان هنگام تولد کمتر از 5/2کیلوگرم است و تمایلات جنسی در این افراد یا وجود ندارد یا خیلی کم است وازنظر جنسی عقیم هستند .

از نظر هوشی ،هوشبهر کلامی آنان کمتر از حد  طبیعی  است در حالی که هوشبهر عملی آنان طبیعی به نظرمی رسد.

اکثرا" هوشبهر عادی  یا اندکی  پایینتر از طبیعی دارند .از نظر سازگاری  به  علت اشکال  در روابط اجتماعی و جنسی دچار اختلالهای  شدید  روانی  از  نوع   تضاد،  احساس حقارت ، اعتیاد  و بزهکاری می شوند.

گاهی مبتلایان به این سندرم 4 کروموزوم جنسی دارند  که  ممکن  است  در این  حالت  (xxxy) اعضای تناسلی هردوجنس در فرد دیده می شود

این افراد دارای سابقه جنایی ، تجاوزهای جنسی و آتش سوزی  بوده  و اغلب  از  نظر اجتماعی نامناسب و مستعد ترک تحصیل هستند.

دارای قدی بلند ، باریک،پشت خمیده ،دارای بیضه ها و  آلت تناسلی  کوچک و آتروفی شده و بچه گانه حتی در زمان بلوغ هستند . همچنین دارای پستانهای بزرگ بوده و  موهای  صورت آنان رشدی ندارد و صدایشان مردانه نیست .

 

درمان

درمان  جایگزینی با تستوسترون موجب رشد مطلوب خصوصیات جنسی  ثانوی ، از جمله رشد بیشتر مو، بزرگ شدن آلت تناسلی و کلفت شدن صدا می شود .

مبتلایان به این سندرم  که  اغلب  قیافه ای کاملا" زنانه  دارند ، با  نمودارکرموزومی X0مشخص می شوند .بیماری خاص زنان است و کاریوتایپ X0=45می باشد از این رو در این افراد تخمدان دیده نمی شود .

کاریوتایپ X0ممکن است در نتیجه از  دست دادن دومین  کروموزوم  جنسی  در اولین  میتوزی تخم بارورشده یا دراولین تقسیم میوزی دریکی ازوالدین باشد.

حدود 95تا99 درصد جنینهای مبتلا به سندرم ترنر بعد از تولد قادر به ادامه زندگی نیستند.

 

شیوع : فروانی این سندرم در ابتدای تولد 1نفر در 2500 در مواردی 1 نفردر 3000 زایمان برآورد کرده اند .

 

دارای گردنی کوتاه و پر گوشت ،قدی  کوتاه و کوچکتر از سن طبیعی و مبتلا به اختلالها و  ناهنجاریهای  انگشتان ، انحراف  ساعد و اختلالهای شنوایی ،بیماریهای قلبی مادرزادی و کلیوی هستند .رشد تخمدانها ناقص و گاهی تخمدان دیده نمی شود و اکثرا"عقیم هستند.

درمان دوره ای با هورمونهای زنانه  می تواند  فقدان رشد و تحول جنسی را بر طرف  سازد  با وجود این درمانها آنها عقیم می مانند .

سندرم xyy

نتایج   مطالعه   روی   مردانی   که  در  ندامتگاهها ، اقامتگاههای اجباری  و بیمارستانهای  روانی  به   سر    می بردند نشان می دهد که حدود  3درصد آنان دارای ترکیب کروموزومی جنسی xyyهستند .

یک نفر در 800 نفر می باشد .

اندازه قد 20درصد این افراد بلندتر از 180 سانتیمتر است وازنظرهوشی معدل هوشبهر آنان حدود 10 نمره کمتراز میانگین جمعیت می باشد.

تمایلات خشونت آمیز و رفتارهای تهاجمی و جنایی در این افراد بیشتر از مردان طبیعی است .

احتمال زندانی شدن آنان به  علت رفتارهای  خلاف قانون 6 برابر مردان عادی است .

 

علت

عدم تفکیک کروموزوم  yپدردر مراحل تقسیم سلولی است وانواع نادرترآن به صورت xyyو xxyyاست.

نمودار کروموزومی این افراد بر عکس سندرم ترنر حالت تریزومی یا 3 کروموزوم x  دارد .  این  افراد  دارای  ظاهری  کودکانه  با  میزان  قاعدگی کم ودچاردرجاتی ازعقب ماندگی ذهنی هستند .

در برخی مواقع آنان را فوق زن می نامند .

 محل شکننده روی کروموزوم xمشخص می گردد و در5/0تا 1درهزارتولدهای مذ کر روی می دهد

فنوتیپ معرف این سندرم مشتمل  بر سروگوشهای بزرگ ،صورت بلندو باریک و قدکوتاه می باشد . سطح  هوشی  متوسط  تا  عقب  ماندگی  شدید را برخوردارند .

بسیاری از کودکان مبتلا علائمی از بیش فعالی یا کمبود  توجه  و اختلالهای رشدی ویژه را دارند.

منبع : http://dearymyman.blogfa.com

 

 




طبقه بندی: متفرقه،
[ سه شنبه 11 خرداد 1389 ] [ 06:26 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

تعریف اضطراب در ریاضی

   این پدیده چیزی بیشتر از بی علاقگی نسبت به ریاضی است.اضطراب ریاضی اولین بار با اصطلاح اضطراب عدد مطرح شد. دانش آموزان دچار اضطراب از ریاضی، در  مواجهه با تكالیف ریاضی دچار تنش و استرس می شوند. هجوم افكار منفی و نگرانی محدوده حافظه فعال فرد را به خود مشغول نموده و مانع تفكر شفاف و انجام فرایندهای لازم برای عملیات ریاضی می شود. در نتیجه دانش آموز نمی تواند آنچه را كه می داند به خاطر بیاورد.پس او در ریاضیات نمی تواند توانایی خود را نشان دهد

علل مهم  در ایجاد اضطراب  از ریاضی: 

- عوامل شخصیتی مانند خجالتی بودن -پایین بودن عزت نفس - تاریخچه ی شکست های متعدد ـ پذیرفتن ریاضیات به عنوان یک حوزه ی مردانه.

- عوامل ذهنی مانند آموزش ریاضی با روش های نا مناسب(تمرین و تکرار) - تاکید بر حافظه و به یاد سپاری - تاکید بر سرعت - تاکید بر انجام تکلیف بدون درخواست راهنمایی - عدم اعتماد به توانایی ریاضی خود - فقدان تنوع در فرایندهای آموزش و عدم درک فایده های ریاضی.

- عوامل محیطی مانند تجربه های منفی قبلی - نقش والدین (اضطراب ریاضی والدین  یا توقعات نامناسب از دانش آموز) - نقش معلم - نوع و روش تدریس - کتاب های درسی و ...

روشهای غلبه بر اضطراب ریاضی

۱- دانش آموز را آگاه سازید که اضطراب ریاضی یک پاسخ هیجانی است که آن را یاد گرفته است. توجیه ُ سرکوب یا انکار اضطراب بسیار مخرب است. در حالی که او می تواند پاسخ های مناسبی را یاد بگیرد و به کار ببندد.

۲- ابتدا برای دانش آموزان فرصتهای کسب موفقیت در کلاس ریاضی را فراهم کنید و سپس اقدام به ارزیابی دانش آموز نمایید.

۳- قبل از شروع به مداخله خیلی صریح و شفاف با دانش آموز در مورد مشکلاتش در درس ریاضی صحبت کنید و برنامه ای ارایه دهید تا اعتماد دانش آموز را جلب کند. 

۴- روی نگرانی خود و دانش آموز كار كنید. خود را به جای دانش آموز بگذارید و خاطرات خود را به یاد آورید. به نشانگان اضطراب ریاضی حساس باشید و بپذیرید كه بسیاری از دانش آموزان نمی دانند واقعاٌ ریاضی را باید چگونه بخوانند و یاد بگیرند.

۵-از دانش آموز بخواهید تجارب قبلی خود در درس ریاضی و نیز احساس مربوط به آن تجربیات را روی كاغذ بنویسد. سپس روی كاغذ دیگری دلایل تمایل به موفقیت در درس ریاضی را بنویسد. به این ترتیب به او كمك می كنید تجارب منفی قبل را فراموش كند.

۶- تأكید كنید كه همه گاهی دچار اشتباه می شوند.

7- در كلاس با نشاط شاد باشید و نشان دهید كه ریاضی را دوست دارید.

۸- دانش آموزان را تشویق به سوال و یا درخواست كمك از خودتان یا همسالانشان نمایید.

۹- جلسات آموزش خصوصی طراحی كنید.

۱۰- به دانش آموز اطمینان دهید كه مانند او هستید و در مورد تجارب خود در ارتباط با اضطراب ریاضی با او صحبت كنید..

۱۱- ریاضی را برای دانش آمز معنادار سازید و در صورت لزوم به مفاهیم اولیه برگردید.

۱۲- برای دانش آموز تجارب موفقیت آمیز طراحی كنید.

۱۳- . از روش آموزشیاری همسالان استفاده كنید.

۱۴- به دانش آموز بفهمانید كه علائم و عملیات ریاضی در همه جای جهان یكسان است. پس ریاضی را می توان مانند یك زبان خارجی آموخت.

۱۵- دانش آموز را تشویق به یادداشت برداری، خط كشیدن زیر مطالب مهم و غیره نمایید

۱۶- پاسخ غلط دانش آموز را به طور غیر مستقیم تصحیح كنید.

۱۷- امتحان دادن را برای دانش آموز آسان كنید. از قبل نقاط ضعف دانش آموز را با او كار كنید. ابتدا یك موقعیت شبه امتحان طراحی كنید. و اطمینان دهید كه در تمام طول امتحان برای كمك حاضر هستید.

 




طبقه بندی: متفرقه،
[ سه شنبه 4 خرداد 1389 ] [ 08:04 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

 مهارت زندگی (قسمت دوم)

مهارت تصمیم گیری :

زندگی دردرون خود مسایل و مشکلاتی به همراه دارد که مستلزم وجودرقابت و کشمکش است. هریک از ماطی روز با مشکلاتی متعددی مواجه می شویم که نیاز به تصمیم گیری مناسب دارد. برای رسیدن به اهداف خود باید بهترین تصمیمات را بگیریم . درواقع همگی ما تجاربی از تصمیم گیری غلط داریم که به پیامدهای ناخوشایندی منتهی شده است.

برخی از تصمیمات غلط درباره موضوعات کم اهمیت هستند که پیامد آن چندان جدی نبوده یا زیاد طول نمی کشد ولی تصمیمات مهمی در زندگی وجود دارند که اگر غلط انجام شوند پیامد بد آن تا آخر عمر باقی خواهد بود . به همین جهت باید سعی کنیم از تصمیم گیری های تکانه ای و احساسی ، اجتناب ورزیم و حتی المکان پیرو تصمیم گیرهای منطقی باشیم .

در یک تصمیم گیری منطقی مراحل زیر وجود دارد :

1- مواجه شدن با تصمیم

2- خلق انتخاب ها و جمع آوری اطلاعات

3- ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده

4-متعهد کردن خود به یک تصمیم

5- طرح ریزی برای چگونگی اجرای تصمیم

6- اجرای تصمیم

7- ارزیابی پیامدهای واقعی اجرای تصمیم

عوامل شخصی موثر در تصمیم گیری :

عوامل فردی زیادی وجود دارند که بر تصمیم گیری های ما تاثیر می گذارند , مهمترین این عوامل عبارتند از :

- اعتماد به نفس , استقلال فکری و انعطاف پذیری.

- عدم ترس از خطرات .

- درک درست موقعیت و مشکل

- دانش و اطلاعات درباره مشکل یا موقعیت

- آمادگی برای مشورت بادیگران

- آمادگی برای پذیرش مسئولیت تصمیم های اتخاذ شده.

 

مهارت روابط بین فردی :

یکی از نشانه های سلامت روانی، وجودروابط سالم بین فردی است. روابط گرم و صمیمی با انسان های دیگر منبع اعتماد، راحتی و آسایش هر کدام ازماست. حمایت اجتماعی درواقع پیوندهای میان افراداست که باعث ایجادامنیت،آرامش،اهمیت و احترام درافراد می شود. برای بهره گیری ازاین شبکه ی ارتباطی باید برخی از مهارتها را آموخت. مهارتهایی که به ایجاد روابط بهترمابادیگران کمک می کند برسه دسته اند:

1- مهارتهای اصلی ارتباط بادیگران ( کلامی – غیرکلامی )

2- مهارتهای سازگاری بادیگران

3- مهارت های سازگاری بادیگران

 

  مهارت تفکر انتقادی :

یکی از انواع مهارتهای تفکر که متخصصان تعلیم وتربیت ضرورت آموزش وپرورش آن را در افراد پذیرفته و مورد تاکید قرار داده اند مهارت تفکر نقادانه است . منظور از تفکر نقادانه ، تفکر منطقی است که معطوف براین است که فرد چه تصمیمی بگیرد و چه کاری انجام دهد.

تفکر نقادانه ، تفکری است که در جستجوی شواهد ، دلایل و مدارک برای یک قضاوت و نتیجه گیری است . لازمه ی این نوع تفکر آن است که فرد به جستجو، ارزیابی ، تجزیه وتحلیل اطلاعات بپردازد ، درپی شواهد و مدارک عینی و واقعی باشد ، دیدگاه خودرابراساس شواهد و مدارک عینی تغییر دهد ، موقعیت و شرایط را به صورت کلی در نظر بگیرد و بتواند واقعیت ها را از فکرها ، حدس ها ، فرضیه ها و عقاید جدا کند.

 

مهارت تفکر خلاق

یکی دیگرازمهارتهای تفکر،تفکرخلاق است .منظورازتفکرخلاق ، توانایی تولیدوخلق افکار، فرآیندها،تجارب واهداف است. به عبارت دیگر مهارت خلاقیت ، توانایی تصوروتولید چیزی جدید می باشد.تفکرخلاق باعث می شود فردبرای مشکلات زندگی خودراه حل های متعدد ومتنوع به دست آورد ومانع از تحجر ذهن ویا دیدگاه تونلی می شود.

نکته مهم واساسی آن است که هرفردی می تواند خلاق باشد. همچنین برخلاف تصوررایج ، همه ی انسانهادارای خلاقیت هستند، نمونه ی آن کودکان می باشند که خلاقیت بسیاربالایی ازخود نشان می دهندولی ازآن جایی که این استعداد فرصت پرورش نمی یابد معمولا" رشد زیادی نمی کند. به همین دلیل ضروری است درمدارس شرایطی ایجادشودتااین توانایی واستعدادرشدوپرورش بیشتری بیابد.

 

مهارت مقابله با هیجان:

این توانایی فردراقادر می سازد تا هیجانها رادرخودودیگران تشخیص داده، نحوه ی تاثیرهیجان بررفتاررابداندوبتواندواکنش مناسبی به هیجانهای مختلف نشان دهد.

چهارنوع هیجان اصلی داریم.ترس،غم،شادی وخشم.احساسات دیگرترکیبی ازاین چهارنوع هستند. احساسات مااززمان تولدشکل می گیرند ونقش مهمی درزندگی مان ابفا می کنند. تجارب وارتباطات اجتماعی مابرگرفته ازاحساسات وهیجانات ماست. اگرباحالات هیجانی مثل غم،خشم یا اضطراب درست برخورد نشود این هیجانات تاثیرمنفی برسلامت جسمی وروانی داشته وپیامدهای منفی ایجاد می کنند.

 

مهارت مقابله با استرس:

استرس می تواند یک فردرابشکند ، فرددیگری را به مبارزه وادارد، به فردی دیگر درس جدیدی بدهد.هرتغییری درزندگی یک استرس است.این تغییرات سازگاری جدیدی را می طلبند .بنابراین هرتغییری که نظم زندگی معمول رابرهم می زند ومارامجبوربه سازگاری با شرایط جدید می کند، استرس ایجاد می کند.خواه استرس کوچکی مثل شلوغی صف اتوبوس باشدخواه استرس بزرگی مثل طلاق.

استرس چه شدید ویا چه ضعیف،مسلما" واکنش عاطفی متنوعی رادرفردبرمی انگیزد وباعث احساساتی همچون اضطراب،خشم،ترس و... می شود.

استرس ها هم فردوهم محیط راتحت تاثیرقرارمی دهند جالب است بدانید استرس تنها شامل موضوعات منفی نمی شود ، بلکه وقایع مثبت هم ممکن است استرس زاباشد. مثل ازدواج،بچه دارشدن، کارجدیدو...

باآموزش برخی مهارتهای مقابله ای می توان فشارهای روانی موجود راکنترل کرده و ازایجاد برخی فشارها جلوگیری نماییم.

سه عامل مهم درمقابله با استرس وجوددارد:

1- ویژگی های محرک تنش زا ومیزان کنترل مابریک رویداد

2- ویژگی های شخصی مثل توانمندی واعتماد به نفس بالا

3- راهبردهای مقابله ای شامل راهبردهای شناختی وراهبردهای رفتاری

 




طبقه بندی: متفرقه،
[ دوشنبه 13 اردیبهشت 1389 ] [ 06:21 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

مهارتهای زندگی ( روانی- اجتماعی) – بخش اول

مقدمه

در دیدگاه اسلام انسان موجودی اجتماعی است که درسایه ایمان به خداوند متعال و عمل به تعالیم انسان ساز اسلام ( عمل صالح ) در تعامل اجتماعی با افراد جامعه مسیر سعادت و کمال را طی می نماید.

دنیای امروز با همه پیچیدگی های خود ، انسان ها را یرای رسیدن به تعالی ، نیازمند شناخت خود و آگاهی های به روز جامعه نموده است . این آگاهی ها در واقع زیربنای دستیابی به مهارت های زندگی است .

سر آغز همه آگاهی ها ، شناخت خود است که زیر بنای شناخت خداوند متعال و ایمان به اوست . بنا به فرموده حضرت علی ( ع ) : من عرف نفسه فقد عرف ربه

مهارت خود آگاهی زیر بنای ترین و موثرترین عامل شکل گیری مهارتهای دیگر زندگی انسان است همچنان که در بیانی دیگر حضرت علی ( ع ) می فرمایند :

ای انسان درد تو در خود توست و درمان تو درخود تو ، تو فکر می کنی که همین جسم صغیر هستی در حالی که جهان اکبر در درون توست .

 

 مهارت خود آگاهی

 

ارزنده ترین خرد ورزی ، خود آگاهی است.   حضرت امام رضا ( ع ) تحف العقول

آیا تا به حال از خود پرسیده اید که من کیستم ؟ به نظر دیگران ، من چگونه فردی هستم ؟

لازمه پاسخ دادن به این سوالات داشتن خود آگاهی است . خود آگاهی به این معناست که چگونه به خود نگاه کرده و براساس این نگاه چه احساسی پیدا می کنیم .نوع خود آگاهی پیش بینی کننده احساس رضایت و یا نارضایتی ما از خودمان و زندگی است.

ویژگی های جسمانی و بدنی ، توانایی ها و مهارتها ، ویژگی های منفی و نقاط ضعف ، افکار ، احساسات ، باورها ، ارزشها واهداف هر شخص از جمله اجزای خود آگاهی هستند که باید مورد بررسی و شناسایی قرار گیرند.

خود آگاهی شامل 5 جزء است :

1- شناخت ویژگیها و صفات خودمان و یا بعبارتی خودپنداره

2- شناخت توانائیها ، استعدادها و پیشرفت هایمان

3- تصویر واقع بینانه از خودمان

4- شناخت افکار، باورها و ارزش هایمان

5- احساس رضایتمندی و نارضایتمندی از خودم و زندگی خودم

همانگونه که گفته شد یکی از اجزای خودآگاهی عزت نفس است . عزت نفس و احساس ارزشمندی از جمله مواردی است که کاملا" مرتبط با خودآگاهی است . عزت نفس قوی مانع از بروز بسیاری از مشکلات و اختلالات رفتاری در افراد می شود .

 

همدلی

 

" همدلی "  یعنی این که فرد بتواند زندگی را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد، درک کند تا بتواند انسان های دیگر را حتی وقتی با او نیز بسیار متفاوت هستند ، بپذیرد و به آنها احترام گذارد . بسیاری از رفتارهای خشن در سطح جامعه ناشی از عدم همدلی می باشد.

برای بیان همدلی توجه به اصول زیر ضروری می باشد

1- به صحبت های دیگران خوب گوش کنید.

2- به احساسات و هیجانهای فرد مقابل توجه کنید.

3- سعی کنید خود را به جای فرد مقابل بگذارید و از دیدگاه او به موضوع نگاه کنید.

4- از تکنیک انعکاس احساس استفاده کنید.

5- سعی کنید با احساس و عاطفه طرف مفابل تان هماهنگ شوید.

6- خلاصه ای از احساسات و هیجانات طرف مقابل را به او گوشزد کنید.

 

روانشناسان عقیده دارند بالاترین سطح همدلی در کودکان در سنین مدرسه شکل می گیرد . در این سنین کودک می تواند ناراحتی و اضطراب دیگران رادرک کند و دلش به حال آنها بسوزد و احساس ترحم کند .توجه به احساسات و عواطف دیگران و نگاه کردن به مسایل از زاویه فکری و احساسی آنان ، سبب تحکیم و تقویت توانایی همدلی در افراد می شود.

 

مهارت برقراری رابطه ی موثر:

 

اساس عقل پس از ایمان به خدا دوستی با مردم است . حضرت رسول اکرم ( ص )

این مهارت به فرد کمک می کند تا بتواند نظرات ، عقاید، خواسته ها ، نیازها، وهیجانهای خودراابرازو به هنگام نیاز، ازدیگران درخواست کمک وراهنمایی نماید. مهارتهای تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران در مواقع ضروری ، از عوامل مهم یک رابطه ی سالم است.

روانشناسان شیوه های ارتباطی انسان ها را به سه سبک طبقه بندی می کنند : سبک ارتباطی منفعالانه ، سبک ارتباطی جرات مندانه و سبک ارتباطی پرخاشگرانه.

هدف اصلی افراد راضی نگه داشتن دیگران به هرقیمت ممکن است. این افراد برای جلب رضایت و تائید دیگران به هرکاری تن می دهند و خود را به رنج می اندازند . هدف اصلی در ارتباط پرخاشگرانه ، برنده شدن بدون رعایت حقوق دیگران است و هدف اصلی شیوه ی ارتباطی جرات مندانه رعایت عدالت ، ترویج احترام متقابل و جلوگیری از بهره کشی و سوء استفاده از خود و دیگران است.

 

مهارت نه گفتن :

همه ما بارها در موقعیت هایی قرارگرفته ایم که گفتن کلمه نه برای مان دشوار است . ناتوانی در نپذیرفتن در خواستهای غیر منطقی دیگران می تواند در موقعیت های مختلف مشکلاتی برای ما ایجاد کند . تحقیقات روان شناسان نشان می دهد بسیاری از افراد که دچار مشکلات مختلف مانند مصرف مواد مخدر یا فرار از خانه می شوند در نه گفتن مشکل دارند .

ادامه دارد...




طبقه بندی: متفرقه،
[ شنبه 11 اردیبهشت 1389 ] [ 02:42 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

درباره وبلاگ

خواهشمند است مطالب ،مقالات تحقیقات و ... خود را در خصوص روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی را در قالبword2003 به نشانیhsh.1357@yahoo.com ارسال تا با نام خود در وبلاگ قرار گیرد.
با تشكر
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

.



قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگفا

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ