تبلیغات
آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی

آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی


كودك تیز هوش می خواهد از همه چیز سر در بیاورد  !

همه ما رنگ مو، رنگ چشم، قد،... و هوشمان را از والدین خود به ارث می بریم. اگر پدر و مادر زندگی سالمی داشته باشند، احتمال اینكه توانمندی های ذهنی كودكشان تظاهر پیدا كند خیلی بیشتر خواهد بود.
 پدری كه لقمه حرام وارد زندگی اش نشده، حق و ناحق نمی كند، سیگار نمی كشد و مراقب تغذیه اش است یا مادری كه به این نكات توجه می كند و در محیطی زندگی می كند كه از آرامش روانی و روحی برخوردار است، طبعا نطفه ای كه از آنان بوجود می آید سالمتر خواهد بود؛ چون در معرض تاثیرات زیان آور محیطی قرار نگرفته اند و نطفه از یك فرد دچار تنش و اضطراب بوجود نیامده است.
چنین پدر و مادری كه به خداوند و معاد و به هدف زندگی سالم واقفند نه تنها برای خود بلكه برای فرزندانشان نیز ارزش قائل اند. چنین والدینی طبعا فرزندان خود را نیز به زندگی سالم تشویق می كنند.
چنین كودكانی بموقع می خوابند و سر وقت بیدار می شوند. سرگرمی های مضر ندارند و از ابتدا می آموزند كه به انسان های دیگر احترام بگذارند. اینكار به آنان اجازه می دهد كه نیروهای فكری شان را آزاد سازند. كودكان تیزهوش از جمله نعمتهایی هستند كه در جامعه ما متولد می شوند، رشد می كنند و نقش مهمی در توسعه كشور دارند.
برای آشنایی بیشتر با ویژگی های این كودكان و نحوه تربیت آنان گفت وگویی با دكتر فربد فدایی روانپزشك ترتیب دادیم تا از اطلاعات ایشان در این زمینه بهره ببریم.
با تشكر از فرصتی كه در اختیارمان گذاشتید .
برای شروع خواهش می كنم «هوش» را از نظر علمی تعریف كنید .
اكثر صاحب نظران در تعریف هوش می گویند: توانایی در حل مسایل و انطباق آن با شرایط تغییر یابنده محیطی افراد باهوش كسانی هستند كه می توانند مسایل و مشكلات جاری را براحتی حل و فصل كنند و خود را با محیط بگونه ای انطباق دهند كه كارها را بخوبی به پیش ببرند.
حدود 90 درصد مردم جامعه دارای ضریب هوشی بین 90 تا 110 هستند كه به این هوش طبیعی گفته می شود. به هوش بین 70 تا 90 درجه نیز هوش مرزی می گویند؛ یعنی مرز بین هوش طبیعی و عقب ماندگی ذهنی. پایین تر از آن نیز عقب ماندگی ذهنی است كه درجه های خفیف، متوسط و شدید دارد.
افراد دارای هوش مرزی می توانند دوره ابتدایی را در مدارس عادی منتهی با سختی سپری كنند. اما گذر آنها از دوره ابتدایی به دوره متوسطه كار دشواری است. كودكان دارای عقب ماندگی خفیف ذهنی كه دارای هوش بر بین 07-05 هستند، می توانند در مدارس استثنایی دوران ابتدایی را با زحمت پشت سر بگذارند. اما بیشتر از آن قادر به پیشرفت نمی باشند.
خوب اینها بخش های نه چندان خوب قضیه است، اما قسمتهای خوبی هم وجود دارد؛ یعنی به تعداد افراد دچار هوش مرزی و عقب مانده ذهنی، ما افراد باهوش و هوشمند و نابغه داریم.
 یعنی كسانی كه ضریب هوشی شان بین 021-011 است. افراد باهوش كسانی هستند كه هوششان از حد عادی مقداری بالاتر است. هوش بحر بین 031-021را «سرآمد» و از 130 به بالا را «باهوش» می گویند.
چه رابطه ای بین هوش و نبوغ وجود دارد ؟
- برای داشتن نبوغ درجه حداقلی از هوش بالا ضروری است و آن درجه 130 است. اما نه به این مفهوم كه همه افراد «باهوش»، نابغه اند.
ممكن است فردی با هوش بر 160، نابغه نباشد. بالاترین هوش بری كه در بین افراد نابغه و نام آور جهان حدس زده شده است بالاتر از 180 می باشد و آن متعلق به شاعر و نویسنده و طبیعیدان آلمانی بنام «یوهان ولفگانگ گوته» است. لئوناردو داوینچی نیز هوش بحری در حدود 140 داشته كه البته نابغه نیز بشمار می رفته است.
در بین هنرمندان ایرانی براساس ارزیابی های انجام شده، هوش بر حافظ و سعدی نیز بیش از 140 تخمین زده شده است.
در واقع هوش افراد بطور مستقیم از حدود 4 سالگی به بعد قابل سنجش است. یك متخصص با انجام پرسش ها و كارهای عملی درمی یابد كه كودك متناسب با گروه سنی خودش یادگیری و كارآیی فكری دارد یا نه. اگر سن عقلی و سن تقویمی یكی باشد در این صورت هوش بر طبیعی است. فرمول خاصی برای اینكار وجود دارد:


100*سن تقویمی÷سن عقلی=هوش بهر
به این ترتیب كودك 6 ساله ای كه قادر به انجام كارهای یك كودك 8 ساله است. براساس فرمول بالا دارای سن عقلی 8 سال می باشد و هوش بحرش او را در رده افراد باهوش قرار می دهد:
125=100*25/1=6÷8
بعضی از محققان می گویند: داشتن هوش بالا برای فرد مطلقا به این معنی نیست كه او در جامعه از موفقیت برخوردار باشد. آنان معتقدند كه همراه با ضریب هوشی و «هوش بحر» كه به آن «آی كیو» گفته می شود بهره عاطفی -«ای كیو»- نیز باید در نظر گرفته شود.
 منظور آنان این است كه یك كودك یا یك فرد بزرگسال قادر باشد در برابر دشواریها مقاومت كند و با صبوری بتواند منافع آینده خودش را به منافع كوتاه مدت برتری بدهد. به عقیده محققان، كسانی كه از چنین ویژگی هایی برخوردارند، در جامعه و در زندگی موفق ترند. هر چند كه ممكن است در كارهای علمی پیشرفت زیادی نداشته باشند.




طبقه بندی: کودکان تیز هوش،
[ یکشنبه 27 تیر 1389 ] [ 06:13 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

گزینش کودکان تیزهوش :

در وهله اول بر اساس گزارش مربیان و پرسشنامه تكمیل شده توسط والدین، تعدادی از كودكان كه در سطح آموزشی بهتری هستند انتخاب می شوند.
در وهله دوم با انجام آزمونهای گروهی، تعدادی از افراد مذكور كه به احتمال قوی از هوش بالایی برخوردارند برگزیده می شوند.
در مرحله سوم باانجام تستهای دقیق هوشی و رعایت سایر مواردو مصاحبه با اولیای كودك و مربیان و آگاهی از خصوصیات دیگر دانش آموز نظیر خلاقیت، استعداد در فراگیری درس ،نیروی ابتكار تیزهوشان واقعی برگزیده می شوند.
راه دیگر این است كه از خانواده های دارای فرزندان متعدد دعوت شود فرزندان خود را به مراكز خاص معرفی كنند تا از طریق تنظیم پرسشنامه انجام مصاحبه و تستهای مربوط و زیر نظر گرفتن اینگونه كودكان، تیزهوشان انتخاب شوند.
راه دیگر انتخاب كودك تیزهوش، شناخت آنان در كلاسهای كودكستان است.
پس به طور كلی شناخت و گزینش كودكان تیزهوش در سه طریق انجام می گیرد:

۱- انتخاب از بین شاگردان مدارس در سطوح مختلف.
۲- معرفی كودك از طریق والدین برای انجام آزمون و انتخاب قبل از مدرسه.
۳- گزینش از بین كودكان كودكستانی.


گزینش کودکان تیزهوش :

در وهله اول بر اساس گزارش مربیان و پرسشنامه تكمیل شده توسط والدین، تعدادی از كودكان كه در سطح آموزشی بهتری هستند انتخاب می شوند.
در وهله دوم با انجام آزمونهای گروهی، تعدادی از افراد مذكور كه به احتمال قوی از هوش بالایی برخوردارند برگزیده می شوند.
در مرحله سوم باانجام تستهای دقیق هوشی و رعایت سایر مواردو مصاحبه با اولیای كودك و مربیان و آگاهی از خصوصیات دیگر دانش آموز نظیر خلاقیت، استعداد در فراگیری درس ،نیروی ابتكار تیزهوشان واقعی برگزیده می شوند.
راه دیگر این است كه از خانواده های دارای فرزندان متعدد دعوت شود فرزندان خود را به مراكز خاص معرفی كنند تا از طریق تنظیم پرسشنامه انجام مصاحبه و تستهای مربوط و زیر نظر گرفتن اینگونه كودكان، تیزهوشان انتخاب شوند.
راه دیگر انتخاب كودك تیزهوش، شناخت آنان در كلاسهای كودكستان است.
پس به طور كلی شناخت و گزینش كودكان تیزهوش در سه طریق انجام می گیرد:
۱- انتخاب از بین شاگردان مدارس در سطوح مختلف.
۲- معرفی كودك از طریق والدین برای انجام آزمون و انتخاب قبل از مدرسه.
۳- گزینش از بین كودكان كودكستانی.

خصوصات اخلاقی تیزهوش ها :

اغلب تصور می شود كسانی كه باهوشترین هستند، بهترین نیز می باشند.
به عبارت دیگر فكر می كنیم كه صفات اخلاقی همانند انصاف، شرافت، محبت و عدالت با تیزهوشی همراه هستند.
با وجود این، فسادی كه در برخی از شخصیتهای بزرگ در هر جامعه ای دیده می شود این ایده را در ما به وجود می آورد كه درباره برتری اخلاقی افراد نابغه دچار تردید بشویم.

آدم كشها و جنایاتی كه به وسیله برخی از افراد سرشناس تاریخی كه از استعداد و خلاقیت برخوردار بوده اند این حقیقت را تأیید می كند كه افرادمستعد و نابغه نیز می توانند از نبوغشان در كارهای جنایی استفاده كنند.
اما آیا این نقایص اخلاقی كه در این شخصیتها وجود دارد به منزله آن است كه افراد نابغه به عنوان یك گروه دچار معایب اخلاقی باشند؟
لازم به توضیح است كه در بین افراد نابغه تفاوتهای زیادی وجود دارد و نمی توان همه آنها را یكسان دانست.
اغلب مطالعات نشان می دهند كه افراد تیزهوش از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد معمولی برتر هستند.
اكثر این كودكان در سنین اولیه به مفاهیم انتزاعی خوب و بد، درست و نادرست، عدالت و ظلم، علاقه مند می شوند.
آنان به ویژه به مسائل اجتماعی و روشهایی كه می توان آنها را حل كرد اشتیاق از خود نشان می دهند.
فرد نابغه ای كه اصول اخلاقی را رعایت نمی كند جنبه استثنایی دارد و نمی توان آن را یك امر كلی تلقی كردو تعمیم داد.
آنچه در مورد افراد نابغه درست تر است این است كه آنان از بهترین تواناییها برخوردارند و قادرند از طریق آن به افراد و جوامع كمك كنند تا مسائل اخلاقی خود را برطرف نمایند.
تقریباً در هر تعریفی كه از تیزهوش به عمل آمده است ، این افراد را به صورت غولهای اخلاقی معرفی كرده اند.

سایت شمیم




طبقه بندی: کودکان تیز هوش،
[ یکشنبه 20 تیر 1389 ] [ 10:54 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]
 گزینش كودكان تیز هوش

در وهله اول بر اساس گزارش مربیان و پرسشنامه تكمیل شده توسط والدین، تعدادی از كودكان كه در سطح آموزشی بهتری هستند انتخاب می شوند.
در وهله دوم با انجام آزمونهای گروهی، تعدادی از افراد مذكور كه به احتمال قوی از هوش بالایی برخوردارند برگزیده می شوند.
در مرحله سوم باانجام تستهای دقیق هوشی و رعایت سایر مواردو مصاحبه با اولیای كودك و مربیان و آگاهی از خصوصیات دیگر دانش آموز نظیر خلاقیت، استعداد در فراگیری درس ،نیروی ابتكار تیزهوشان واقعی برگزیده می شوند.
راه دیگر این است كه از خانواده های دارای فرزندان متعدد دعوت شود فرزندان خود را به مراكز خاص معرفی كنند تا از طریق تنظیم پرسشنامه انجام مصاحبه و تستهای مربوط و زیر نظر گرفتن اینگونه كودكان، تیزهوشان انتخاب شوند.
راه دیگر انتخاب كودك تیزهوش، شناخت آنان در كلاسهای كودكستان است.
پس به طور كلی شناخت و گزینش كودكان تیزهوش در سه طریق انجام می گیرد:

۱- انتخاب از بین شاگردان مدارس در سطوح مختلف.
۲- معرفی كودك از طریق والدین برای انجام آزمون و انتخاب قبل از مدرسه.
۳- گزینش از بین كودكان كودكستانی.

خصوصات اخلاقی تیزهوش ها :

اغلب تصور می شود كسانی كه باهوشترین هستند، بهترین نیز می باشند.
به عبارت دیگر فكر می كنیم كه صفات اخلاقی همانند انصاف، شرافت، محبت و عدالت با تیزهوشی همراه هستند.
با وجود این، فسادی كه در برخی از شخصیتهای بزرگ در هر جامعه ای دیده می شود این ایده را در ما به وجود می آورد كه درباره برتری اخلاقی افراد نابغه دچار تردید بشویم.

آدم كشها و جنایاتی كه به وسیله برخی از افراد سرشناس تاریخی كه از استعداد و خلاقیت برخوردار بوده اند این حقیقت را تأیید می كند كه افرادمستعد و نابغه نیز می توانند از نبوغشان در كارهای جنایی استفاده كنند.
اما آیا این نقایص اخلاقی كه در این شخصیتها وجود دارد به منزله آن است كه افراد نابغه به عنوان یك گروه دچار معایب اخلاقی باشند؟
لازم به توضیح است كه در بین افراد نابغه تفاوتهای زیادی وجود دارد و نمی توان همه آنها را یكسان دانست.
اغلب مطالعات نشان می دهند كه افراد تیزهوش از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد معمولی برتر هستند.
اكثر این كودكان در سنین اولیه به مفاهیم انتزاعی خوب و بد، درست و نادرست، عدالت و ظلم، علاقه مند می شوند.
آنان به ویژه به مسائل اجتماعی و روشهایی كه می توان آنها را حل كرد اشتیاق از خود نشان می دهند.
فرد نابغه ای كه اصول اخلاقی را رعایت نمی كند جنبه استثنایی دارد و نمی توان آن را یك امر كلی تلقی كردو تعمیم داد.
آنچه در مورد افراد نابغه درست تر است این است كه آنان از بهترین تواناییها برخوردارند و قادرند از طریق آن به افراد و جوامع كمك كنند تا مسائل اخلاقی خود را برطرف نمایند.
تقریباً در هر تعریفی كه از تیزهوش به عمل آمده است ، این افراد را به صورت غولهای اخلاقی معرفی كرده اند.

سایت شمیم

 




طبقه بندی: کودکان تیز هوش،
[ جمعه 31 اردیبهشت 1389 ] [ 07:44 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]
تیز هوشی

 

اولین شرطی که برای تیز هوشی درنظر گرفته شده است هوشبهر بیش از 130 است . در کنار آن آفرینندگی و توانایی فرد را دراستدلال و نیز ابتکاراودرانجام کارها باید مد نظرداشت.    پیش رسی  استعداد و تمایل به رقابت با کودکان بزرگترازخود  نیز از جمله شاخص هایی است که درکودکان تیزهوش دیده می شود .

کودک تیزهوش کسی است که بتواند با  کمک فکر و استدلال و استفاده  از فرایندهای ذهنی  برتر خود  به  داوری  درست بپردازد ودرکارهای خلاقه از استعداد خاصی برخوردار باشد

درتقسیم بندی وکسلربه کودکانی تیزهوش یا پراستعداد گفته می شود که ازهوشبهر130به بالا بهره مند باشند این کودکان 2/3 درصد افراد مورد آزمایش را در بر می گرفتند .

در برخی  از تقسیم بندی ها  کودکان   دارای  هوشبهر 140تا170 را ممتاز یا سرآمد می نامند و افراد دارای هوشبهر 170 به بالا را نابغه نامگذاری می کنند .

تعریف هالاهان و کافمن

این دوازنظر مقاصد آموزشی برای تیزهوشان  تعریفی پیشنهاد می کنند وتیزهوش به کسی می گویند که دارای تواناییهای زیر باشد .

1- برخورداری از توانایی ها وهوش زیاد

2- برخورداری از خلاقیت زیاد

3- احساس تعهد زیاد نسبت به کار

ازنظروی نیزکودکان تیزهوش وبا استعداد کسانی هستند  که  به  تشخیص  متخصصان  روانشناسی و روان سنجی ،  دارای  توانایی های برجسته اند وقادربه انجام امردرسطحی عالی می باشند .

به عقیده وی کودکان تیزهوش دارای توانایی های فوق العاده دریک یا چند زمینه ازشش زمینه زیر هستند :

1- توانایی هوش کلی

2- استعداد درسی ویژه

3- توانایی فکری آفریننده ،ابتکاری و مولد

4- توانایی رهبری

5- ذوق و استعداد هنری

6- توانایی حرکتی فوق العاده

تغییراتی در تعریف تیز هوشی

تعریف  سنتی  تیزهوشی برهوش  کلی  مبتنی است که توسط یک تست هوشی و به طور انفرادی اندازه گیری می شود .

اما درسالهای اخیرنارضایتی وسیعی دربرابر کاربرد هوشبهربه  عنوان عامل تعیین  کننده در تعریف تیزهوشان به وجود آمده است .

دلایل  این نارضایتی  عبارتست از : شناخت محدودیت هایی که در آزمونهای هوش وجود دارد . مفهوم سازی  مجدد از ماهیت هوش و تحقیقات و تفکرات جدیدی که در باره کیفیت و چگونگی هوش ارائه شده است .

  شناخت وگزینش کودکان تیزهوش

شناخت  و گزینش  کودکان  تیز هوش  درسه طریق انجام می گیرد .

1- انتخاب ازبین شاگردان مدارس در سطوح مختلف

2- معرفی کودک ازطریق والدین برای انجام آزمون وانتخاب قبل از سن مدرسه

3- گزینش از بین کودکان کودکستانی

 

 انواع تیز هوشها

1- تیزهوش های خلاق –  برتری این گونه  تیزهوشها برای  خلق  آثارهنری  و ابداع  از همان  ابتدا مشخص     می باشد.

2- تیزهوشهای  درس خوان – آنان  به  مفاهیم   مجرد  توجه بیشتری دارند وسریعترو بهتراز دیگران و بیشتر از همسن های خود مطالب درسی را یاد می گیرند .

3- تیزهوش های  حرفه ای  یا  مکانیک  – تمایل آنان  در ریاضیات  کارهای دستی ،  ارزیابی ، اندازه گیری و توزین زیاد است وبه مسایل فنی،عینی وواقعی بیشتر ازمسایل ذهنی است.

4- تیزهوش های کم پیشرفت – این تیزهوشان در یادگیری موفقیتی به دست نمی آورند و هوش خود را به کار نمی گیرند .

درجه شیوع تیزهوشی

برآورد درجه شیوع تیزهوشان به تعریفی که برای تیزهوشی انتخاب می شود بستگی دارد .موقعی که هوشبهرتنها معیارتیزهوشی شناخته می شود اغلب کودکان  تیزهوش  از خانواده هایی  می آیند که از وضع اقتصادی،اجتماعی بالایی برخوردارند.

از آنجا که تیزهوشی  با  هرگونه  تعریفی که به کاربرده می شود ، درهمه طبقات اجتماعی  و اقتصادی  دیده  می شود  اما موقعی  که از هوشبهربه عنوان تنها معیارطبقه بندی استفاده می شود  می بینیم  که  کودکان  تیزهوش  به صورتی مساوی در همه طبقات جامعه توزیع نشده اند .

نسب افراد پرهوش در مقایسه با  افراد  دیگر

نموداری که بر اساس آزمون وکسلر به دست آمده  نشان می دهد که فقط در حدود 2درصد از مردم پرهوش هستند.( 50 درصد هوشبهر 109-90، 23درصد هوشبهر109و25درصد هوشبهر کمتر از 89 دارند .)

انتظار  و اعمال   فشار اطرافیان  در خانه ومدرسه وجامعه درمورد کودکان تیزهوش گاه به حدی است که موجب اضطراب آنان می شود و مشکلات رفتاری و اختلال های روان تنی در آنان به بار می آورد .

گروه  دیگری از تیزهوشان  که  با داشتن هوش بالا به پیشرفت کافی دست نمی یابند کودکان   کم آموزی   هستند  که  به  دلیل نامناسب بودن فعالیت های آموزش مدارس و فقدان  معلمان  توانا و کارآمد نمی توانند هوش و استعدادهای عالی  خود  را شکوفا سازند .

زمینه های   شخصیتی  و  ارزیابی   ضعیف  و مفهومی که  از خویش در ذهن دارند و نیز انگیزه  کم این کودکان نیز ازعوامل دیگر کم آموزی آنان است .

تعداد  زیادی  از دختران به خاطرموانعی که از نظر اجتماعی   و یا   فرهنگی  برسد راه  انتخاب ویا پیشرفتشان دربرخی مشاغل وجود دارد ، خیلی کمتر از آنچه  شایسته  آن هستند  موفقیت  حاصل هستند .

 نا شناخته ماندن برخی تیزهوشان

تیز هوشی می تواند تا سال های طولانی حتی  تا  پایان  زندگی فرد ناشناخته باقی بماند  و کسی  به توان ذهنی  بالا ونبوغ کودک پی نبرد علت عدم شناسایی برخی ازاین کودکان نداشتن علامت بارزجسمی و نا آشنایی اطرافیان با رفتارهای کودک تیزهوش است .

برخی کودکان و نوجوانان تیز هوش به علت فقراقتصادی ، تبعیض نژادی ویاتعصب های موجود بین زن ومرد ،دچارمحرومیت هایی می شوند و در  جایی غیرازجای واقعی  خود گمارده می شوند.




طبقه بندی: کودکان تیز هوش،
[ سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 ] [ 04:31 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

رابطه هوش و عوامل دیگر

 وضعیت اجتماعی- اقصادی وهوش

کودک  تیزهوش در هرخانواده ای میتواند  وجود داشته باشد اما مطالعات متعدد نشان می دهدند  که  این گونه کودکان اکثرا“ به خانواده های  سطوح  اجتماعی  بالا  تعلق دارند .

ترمن در مطالعات خود مشاهده کرد که نسبت استعدادهای  ممتاز  در  جوامعی که از لحاظ اقتصادی برترند ،  بیش از جوامعی است که وضع اقتصادی پایینی دارند .

می توان  گفت  فعالیت ، امیال و وضع  مالی خانواده ممکن است تجارب واطلاعات زیادی برای کودک فراهم آورد .

کسانی هستند که وجود هر گونه ارتباطی بین تیزهوشی و ضغ اقتصادی-اجتماعی و سواد والدین را رد می کنند مثلا“ مارلند می نویسد که این فرض که افراد تیز هوش و مستعد درمحیطهای حرفه ای به وجود می آیند ،اشتباه است .

فرهنگ و هوش

ضریب  هوشی  نمی تواند  معیار مطمئنی برای مقایسه هوش  اشخاص  باشد که درفرهنگ های مختلف بزرگ شده اند .

روشن است که تفاوتهای شیوه های زندگی، اندیشه و بیان در این زمینه نقش دارند و نمره 20در یک آزمون50  سوالی  معنای  متقاوتی  در دو  محیط فرهنگی متفاوت خواهد داشت

هوش امری وابسته به فرهنگ است و با  یادگیری های  کودک و ارزشهای  خانوادگی و اجتماعی او ارتباطی جدایی ناپذیردارد. از این دیدگه نمی توان تعاریفی را که  قبلا“ از هوش به عمل می آمد را تمام وکمال پذیرفت .

  وضع جغرافیایی وهوش

کودکانی  که در مناطق دور دست زندگی می کنند ممکن است از دسترسی به منابع آموزشی زیاد که معمولا“ درمناطق پرجمعیت ترفراهم است محروم باشند . مطالعات نشان  می دهند از لحاظ  هوشبهر تفاوت هایی بین کودکان نقاط  گوناگون یک کشور وجود دارد . معمولا“  کودکان  شهری  نسبت  به همسالان روستایی خودهوش بیشتری نشان میدهند.

گروهی از روانشناسان معتقدند که پسران ودختران ازلحاظ سطح هوش برابرند جز اینکه توزیع هوش میان  پسران و مردان وسیعترازتوزیع آن  میان دختران و زنان است یعنی تفاوت هوشی میان پسران بیش از دختران است .

عده ای دیگراعتقاد دارند که سطح هوش افراد با زمان طفولیت آنها نسبت  مستقیم دارد  یعنی هر فرد  که  دیرتر بالغ  شود معمولا“باهوشترخواهد بوددراین صورت پسران که دیرترازدختران به مرحله بلوغ میرسندازلحاظ هوش برتری نشان میدهند.

کاربردآزمون وکسلردرمورد هزاران دختر و پسر نشان داده است  که این دو گروه از نظرآزمون های کلامی تفاوت  معنی داری ندارد . برعکس در مورد آزمون های غیر کلامی ،تفاوتهای چشمگیری نشان می دهند و این تفاوت همیشه به نفع پسراست .

در بین آزمونهای غیرکلامی، دخترها تنها در آزمون رمز نویسی بر  پسرها برتری دارند

دختران در استعداد کلامی پیشرفته تر از  پسرانند  و این امتیاز از حدود 11 سالگی آشکار می شود .

در مجموع دختران ازنظردستورزبان ،دیکته وواژگان بهتراز پسرانند و در پاره ای ازآزمایش های زمینه  تجسم فضایی و ریاضیات بیشتر است . برتری  پسران  در استعداد عددی از 12 تا13 سالگی آشکار می شود .

پسران اندکی پس ازآن،یعنی در سن بلوغ از نظر تجسم  فضایی  نسبت  به دختران پیشرفته ترند .شاید پسران دردرک روابط فضایی  موجب  می شود  که اکثرآنان در رشته هایی   نظیر  مهندسی ،  معماری ، ریاضی و  حتی  نقاشی موفقیت  بیشتری داشته باشند .

عقب ماندگی چشمگیر زنان در زمینه های شغلی  و تحصیلی احتمالا“ ناشی  از  ارزشهای حاکم بر جامعه است . گرچه وجود تفاوت های زیستی را نمی توان نادیده گرفت .

به نظر آزوبل دردوره  دبستان پسران درمهارت های مکانیکی و ورزشی ، درک وفهم شفاهی یا کلامی ، استدلال شفاهی،استدلال ریاضی،ادراک فضایی  و توانایی  جهت یابی  و  حل  مساله بر  دختران برتری دارند .

در واقع می توان گفت  که تیز هوشی  منحصر به پسران نیست بلکه هردو جنس پسر و دختر از این موهبت برخوردارهستند متاسفانه دختران تیزهوش در معرض این خطر جدی قرار می گیرند  که  به آنان به صورت تبعیض  آمیز رفتار می شود و در بسیاری از فرهنگها به ویژه در کشورهای در حال رشد و جهان سوم این تبعیض به صورت گسترده ای اعمال می شود .


ادامه مطلب

طبقه بندی: کودکان تیز هوش،
[ پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389 ] [ 09:00 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

 تیز هوشان

تحقیق ترمن روی تیزهوشان

بسیاری از حقایق  پژوهشهای موجود درباره کودکان تیزهوش نتیجه خدمات قابل ملاحظه لوی ترمن وهمکاران او است که یک تحقیق درازمدت برروی 1528 کودک را بنیانگذاری کرد .

خلاصه ای ازیافته های اودرباره ویژگی های تیزهوشان

1- عضو متوسط گروه ،ازنظرجسمی از یک کودک متوسط وضع بهتری دارد.

2- در زمینه  مربوط به موضوع های درسی آزمون ،  برتری تیزهوشان نسبت به کودکان غیر منتخب در خواندن،کاربرد زبان،استدلال حسابی،علوم،ادبیات وهنربود .

3- علایق کودکان تیزهوش ،چند جانبه و خود انگیخته است

4- آنان کمتر تمایل به مبالغه  یا  گزافه گویی در باره دانش خود دارند . .

5- انحراف  افراد تیزهوش  مورد آزمایش از اکثریت مردم ، تقریبا“ در مورد تمامی صفات در جهت بهتر بودن و پیشرفت است .

برخی  تصور می کنند  که  بچه   تیزهوش دارای  جثه ای  نحیف  و لاغر ،  احتمالا“            عینکی ، کم غذا ، بدخط  و000 است .  با وجودمشاهده انفرادی بعضی ازویژگی های فوق ، وجود آنها را مورد  تایید  قرار نداده است .

به  عنوان  مثال ممکن است کودک تیزهوش دارای  دستخط  خوبی  نباشد که می تواند به دلیل  سرعت  تفکر و سبقت  آن  بر حوصله و توانایی نوشتاری دانش آموز باشد .

میتوان گفت که تقریبا“آنان دراکثرزمینه های شناختی،هوشی،شخصیتی و حتی فیزیکی به میانگین بچه های عادی برتری دارند .

البته  بچه های فوق العاده تیزهوش  که دارای هوشبهر 180  به بالا  هستند دارای مشکلات خاصی هستند .

ویژگیهای تحصیلی تیزهوشان

آنان معمولا“  خواندن را پیش از مدرسه رفتن یاد می گیرند ، بیشتر  دانش آموزان تیزهوش ازنظردرسی دویا سه سال جلوترازهمسن های خود هستند .

سرعت  پیشرفت تحصیلی  درکودکان تیزهوش از لحاظ کمی وکیفی بیشترازکودکان عادی است .

تیزهوشان خواندن راحتی قبل ازمدرسه فرامیگیرند همچنین درخواندن بیش ازریاضیات استعداد دارند. اغلب این کودکان مدرسه را دوست دارند و عاشق یادگیری هستند .

لازم  به  یادآوری  است  که  برتری  تحصیلی به تنهایی نمی تواند نشانه تیزهوشی باشد .  

چه بساافرادی که دردروس مختلف نمره های بالا  به دست می آورند  لیکن این نمره ها به دلیل استفاده  زیاد از حافظه  و یادگیری های سطحی آنان است .

با  این حال  میان هوش  و موفقیت  تحصیلی همبستگی   بالایی   وجود    دارد    میانگین همبستگی های به دست آمده بین 50/0+ الی 60/0+ است .

به طورکلی هوشبهر بالاتر سبب موفقیت بیشتر در تحصیل می شود،مگرآنکه عواملی  مانند انگیزش کم برای یادگیری ، افسردگی، اختلال شخصیت یا ناراحتیهای خانوادگی در کار یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان خلل به وجود آورند .

علایق تیزهوشان

تبزهوشان  به   خواندن   داستان ها و  کتاب های مختلف،نقاشی و موسیقی علاقه دارند.

در این  کودکان  تمایل  زیادی  برای  شرکت  در جلسات بحث وانتقاد،تفریحات سالم وبازیهای دسته جمعی مخصوصا“ با افراد  بزرگتر از خود وجود دارد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: کودکان تیز هوش،
[ دوشنبه 3 اسفند 1388 ] [ 03:49 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

آموزش و سازگاری اجتماعی تیزهوشان

 همانطوری كه اجتماع تمایل به آموزش ویژه برای كودكان عقب مانده رانشان می دهد، برای كودكان تیزهوش كه احتیاج به آموزش ویژه دارند زیاد علاقه ای نشان نداده اند.
بسیار مشكل و یا غیرممكن خواهد بود كه بتوان مطابق احتیاج اینگونه كودكان آموزش خاصی را ترتیب داده و حتی بودجه ای برای آموزش مخصوص این نوع كودكان در نظر گرفت.
اگر چه هنوز برای تعیین و تهیه برنامه های درسی تیزهوشان صحبت و مجادله زیاد است و این بحث و اختلاف بیشتر آن موقعی به چشم میخورد كه تیزهوشان از گروه درس خوان یاهنر دوست باشند. نبودن تحقیقاتی كه از آموزش ویژه این افراد حمایت می كند اختلاف نظر را بیشتر می كند.
اختلافات فرهنگی، محدودیتهای اجتماعی و اقتصادی و زندگی در محیط بسته و دوردست و خالی از انگیزه ها ، سه عامل مهم گروهی از تیزهوشان است كه در پیشرفت آنان اشكال تولید می كند و مسلم است از بین بردن اشكالات فوق باعث پیشرفت سریع آنان خواهد شد.

آموزش این كودكان دارای سه خصیصه زیر است: 
همانطوری كه اجتماع تمایل به آموزش ویژه برای كودكان عقب مانده رانشان می دهد، برای كودكان تیزهوش كه احتیاج به آموزش ویژه دارند زیاد علاقه ای نشان نداده اند.
بسیار مشكل و یا غیرممكن خواهد بود كه بتوان مطابق احتیاج اینگونه كودكان آموزش خاصی را ترتیب داده و حتی بودجه ای برای آموزش مخصوص این نوع كودكان در نظر گرفت.
اگر چه هنوز برای تعیین و تهیه برنامه های درسی تیزهوشان صحبت و مجادله زیاد است و این بحث و اختلاف بیشتر آن موقعی به چشم میخورد كه تیزهوشان از گروه درس خوان یاهنر دوست باشند. نبودن تحقیقاتی كه از آموزش ویژه این افراد حمایت می كند اختلاف نظر را بیشتر می كند.
اختلافات فرهنگی، محدودیتهای اجتماعی و اقتصادی و زندگی در محیط بسته و دوردست و خالی از انگیزه ها ، سه عامل مهم گروهی از تیزهوشان است كه در پیشرفت آنان اشكال تولید می كند و مسلم است از بین بردن اشكالات فوق باعث پیشرفت سریع آنان خواهد شد.

آموزش این كودكان دارای سه خصیصه زیر است: 
۱- طرح برنامه تحصیلی مطابق با پیشرفت و درك عالی كودك.
۲- برنامه آموزشی شامل بر روشهای یادگیری به خصوص شامل برنامه تحصیلی در موارد به خصوص كه لازمه اینگونه شاگردان است.
۳- برقراری و تهیه تسهیلات مناسب برای تعدادی از اینگونه شاگردانجهت آموزشهای لازم.

خصوصیات فوق كه در سال ۱۹۸۵ توسط فوكس و واشنگتون با پافشاری پیشنهاد شده است كه باعث برنامه ریزی برای این نوع كودكان به دو طریق زیر شده است:

۱- روش گسترش برنامه های كلاسیك و گزاردن دروس و مواد اضافی بدون اینكه شاگرد را به كلاسهای بالاتری ببرند.

۲- روش تسریع و جابجا كردن شاگرد به كلاسهای بالاتر .

در روش گسترش برنامه های كلاسیك هفت نوع آموزش پیشنهاد شده است: 

الف) برقراری برنامه های مختلف درسی درهمان كلاس توسط خود آموزگار درحد توانایی و یادگیری كودك.
ب) برنامه تدریس توسط آموزگار و برنامه های مختلف و اضافی در همان كلاس توسط آموزگاران و مشاورین عالی آموزش.
ج) اطاق مطالعه با برنامه كه در این صورت شاگرد تیزهوش در ساعات معین كلاس را ترك و جهت آموزش خاص توسط آموزگار مخصوص به كلاس دیگری می رود.
د) برنامه قابل اعتماد و مجرب آموزش منطقه ای كه شاگرد تیزهوش با عده ای از سایر شاگردان كه توسط منطقه آموزشی انتخاب شده اند اوقات اضافی را در مدت معینی به تحصیل مواردی كه مورد علاقه اوست می پردازد.
گذاردن ترمهای تابستانی بسیار مفید است.
ه‍ ( گذاردن برنامه های تحصیلی و مطالعه آزاد و مستقل و نظارت توسط افراد ذیصلاح و متخصص و كارشناس آموزشی.
و) كلاس مخصوص همراه با شاگردان دیگر برای آموزش بیشتر توسط آموزگاران تعلیم دیده.
ز) مدارس مخصوص - تحصیل در مدارس مخصوص جهت آموزش اضافی طبق برنامه هایی كه قبلاً تهیه و تأیید شده است.
به طرق هفت گانه فوق اخیراً آموزش وارتباط از راه دور را می توان اضافه كرد كه عبارتند از :
آموزش با تلویزیون، كنفرانسهای تلفنی، میكروكمپیوتر كه در مناطق آموزش و پرورش مربوطه تهیه و تنظیم شده است.

روشهای تسریع :

روش تسریـع و فرستادن این شاگردان به كلاس بالاتر روش قابل قبـول همـگان نیست.
بعضی مشكلات جسمانی و عاطفی را كه ممكن است باكودكان بزرگتر رخ دهد ناچیز شمرده و توصیه می كنند با مطالعاتی كه دارند از این روش نتایج مثبت گرفته و با اشكالات چندانی مواجه نشده اند بخصوص اگر كودك دارای هوشبهر خیلی بالا باشد توصیه شده است مطالعات دروس اضافی، كلاسهای بالاتر و حتی گذراندن كلاسهای تقویتی تابستانی ارتباط با شاگردان بزرگتر كم كم باعث عادت كودك به مسائل دشوارتر می شود.
تشویق به استفاده از كتابخانه مخصوص و مفید غیردرسی، گزارش و بازدیدهای علمی، نشان دادن فیلمهای تلویزیونی آموزنده و با محتوا به پرورش فعالیتهای ذهنی این كودكان كمك شایانی می كند.
آموزگاران این قبیل كودكان بایستی مسئله را درك كنند و قبول داشته باشند ، انعطاف پذیری و حمایت خاص از كودك بنمایند.
آموزگار باید هوشبهر و قوای ذهنی عالی و از نظر فرهنگی بالا و علاقه به مجلات و مقالات داشته و با اصول و موازین خاص آموزش صعی كند مشكلات كودك را برطرف و قدرت خلاقیت كودك را تقویت و به او احترام بگذارد و فعالیت ها و كیفیات ذهنی كودك را تحریك كند.
آموزگار باید قدرت خلاقیت و ایجاد برنامه های خاص را داشته و درك كند كه كودك چگونه پیشرفت می كند و چگونه نیاز برای پیشرفت دارد و در صورت تشخیص اقدامات تحصیلی پیش درس برای آنها ترتیب داده و مشوق پیشرفت آنها باشد.
بهتر است اینگونه كودكان را قبل از شروع دوران مدرسه تشخیص داد و با برقرار كردن برنامه های مخصوص یادگیری، تفریحی، علمی و بازیهای مخصوص نیروهای خلاقه آنها را تقویت كرده و كودك را علاقه مند به تحصیل و یادگیری بیشتر كرد.
توجه شود این كودكان از نظر كیفیت یادگیری با دیگران فرقی ندارند ولی از نظر كمیت فرق دارند و یادگیری مانند سایر كودكان است ولی خیلی سریع انجام می شود.
به طور مثال كودك چهارساله قادر می شود ضرب و تقسیم انجام دهد نقشه جغرافی بكشد و نقاشی های خوب و ارزنده ارائه دهد.
این كودكان احتیاج به تقویت اعتماد به نفس، خودشناسی، استقلال فكری، ‌عملی و سازنده دارند.
پیدا كردن دوست، اظهار نظر در كارها و حل مسائل و مشكلات تحصیلی، اجتماعی و محیطی و داشتن آموزگاران با تجربه كه پاسخگوی تمام نیازهای آنها باشند لازم و ضروری است تا بتواند مدارج عالی را یكی پس از دیگری طی كند.

سازگاری کودکان تیزهوش

تیزهوشان اكثراً رابطه ای خوب و مثبت با افراد پیرامون خود برقرار می كنند.
این گونه دانش آموزان بیشتر به عنوان رهبران كلاس و مدرسه انتخاب می شوند و در فعالیتهای خارج از كلاس مانند شركت در رویدادهای فرهنگی، ورزشهای گوناگون، امور فوق برنامه و كارهای ابتكاری بیشتر از همكلاسان خود فعالیت می كنند.
تیزهوشان نسبت به مسائل اخلاقی و اجتماعی حساس هستند و مشكلاتی از قبیل فقر و رنج دیگران، بی عدالتی و رفتار غیرانسانی آنان را به شدت ناراحت و متأثر می كند.
در مورد سازگاری كودكان تیزهوش یا كودكان كه هوشبهر بالایی دارند پرسشهای متعددی مطرح شده است كه آیا دارای محبوبیت هستند؟ و یا علاقه دارند با چه كسانی دوست شوند؟
باید گفت كه كودكان تیزهوش از موقعیت اجتماعی بالایی برخوردارند.
گروه بزرگی از پژوهشگران نتایجی مشابه حاكی از رابطه مثبت بین نمره های هوشبهر و محبوبیت ارائه داده اند. ( گالاگر )
حقایق متفرقه دیگر در مورد موقعیت اجتماعی كودكان دارای هوشبهر بالا را میتوان به طور خلاصه اینگونه ارائه داد:
۱- به نظر می رسد موقعیت اجتماعی كودكان تیزهوش در سطح دبیرستان به طور نسبی كاهش پیدا كند.
۲- كودكان تیزهوش قادرند موقعیت اجتماعی خود و دیگران را بهتر از حد متوسط تشخیص دهند.
۳- هنگامی كه در هر روز برای مدتی آنها را از كلاس بیرون می فرستند تمایل به درست شدن با یكدیگر نشان می دهند.
۴- هنگامی كه كودكان تیزهوش به منظور فعالیت ویژه ای به خارج از كلاس منتقل می شوند مقداری از پذیرش اجتماعی را از دست می دهند.
۵- جهش تحصیلی ( خواندن دو كلاس در یك سال ) در دوره ابتدایی در سازگاری اجتماعی آنها تأثیر جدی ندارد.
۶- به نظر می رسد كودكان تیزهوش از نظر كودك معمولی نقش من آرمانی را ایفا می كنند و یا وجود آن كه كودك معمولی بین خود و كودك تیزهوش تفاوتهایی را می بیند، او را انتخاب می كند.


سایت شمیم

 




طبقه بندی: کودکان تیز هوش،
[ چهارشنبه 23 دی 1388 ] [ 02:17 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]


چگونه می توان كودكان باهوش را شناسایی كرد؟

- پدر و مادر اولین كسانی هستند كه متوجه رشد حركتی، رشد كلامی و كارهای ذهنی فرزند خود می شوند. رشد زودرس حركتی، كلامی و ذهنی از ویژگی های كودكان دارای هوش بالا است.
این كودكان مستقل تر از سایر بچه های هم سنشان هستند و كنجكاوی های بیشتری نسبت به محیط اطرافشان از خود نشان می دهند.
البته سن هوش انسان تا 15 سالگی افزایش پیدا می كند بنابراین آزمون هوشی افراد 15 ساله و بالاتر یكسان است.



چگونه می توان كودكان باهوش را شناسایی كرد؟

- پدر و مادر اولین كسانی هستند كه متوجه رشد حركتی، رشد كلامی و كارهای ذهنی فرزند خود می شوند. رشد زودرس حركتی، كلامی و ذهنی از ویژگی های كودكان دارای هوش بالا است.
این كودكان مستقل تر از سایر بچه های هم سنشان هستند و كنجكاوی های بیشتری نسبت به محیط اطرافشان از خود نشان می دهند.
البته سن هوش انسان تا 15 سالگی افزایش پیدا می كند بنابراین آزمون هوشی افراد 15 ساله و بالاتر یكسان است.
كودكان تیزهوش كنجكاوترند. مرتب راجع به مسائل مختلف سؤال می كنند. یك كودك تیزهوش وقتی در مورد مورچه سؤال می كند از والدین خود توضیح كاملی درباره نحوه زندگی آنان می خواهد. آنان می خواهند به عمق مسائل فرو بروند. كودكان تیزهوش با توجه به این كه قدرت فراگیری بالایی دارند ممكن است با كودكان عادی همسال خود خیلی احساس هماهنگی نكنند.
 بنابراین مایلند كه با افراد بزرگتر نشست و برخاست نمایند. افراد بزرگتر هم آنها را كمتر می پذیرند. بنابراین، این خطر وجود دارد كه كودكان هوشمند تا اندازه ای احساس سرخوردگی و عدم رضایت كرده و منزوی بشوند. اما جای نگرانی نیست؛ زیرا اینها كاملا موقتی است.
به این ترتیب كه این بچه ها با توجه به هوش بالایی كه دارند بزودی می آموزند راه هایی برای برقراری ارتباط بهتر با دیگران پیدا كنند.
اغلب والدین این كودكان نگران این مسئله هستند كه مبادا فرزندشان گوشه گیر شود و مهارت های عادی زندگی را فرا نگیرد. در حالی كه دیده شده این كودكان اجتماعی تر از سایر مردم هستند و بسیار راحت تر می توانند با دیگران ارتباط برقرار كنند.
 در واقع اگر كودكی گوشه گیر و منزوی بود و این مسئله تداوم داشت باید مشكوك شویم كه شاید هوش او كافی نیست یا مبتلا به بیماری روانی و رفتاری از جمله اوتیسم (درخودماندگی) باشد. بنابراین همه چیز كودكان تیزهوش نویدبخش است.
آنها راجع به مسائل زندگی هم دیدگاه های جالبی را عنوان می كنند. دلشان می خواهد از هر چیزی سردر بیاورند. برای نمونه می توانند ساعت ها به حركت مورچه ها یا جنبش برگ های یك درخت و یا طلوع و غروب خورشید نگاه كنند. این كار برای آنان بسیار جالب است.
آنان در مسائلی كه از نظر دیگران ساده و بدیهی و عادی است می توانند ساعت ها بررسی و تفحص كنند و در واقع گفته می شود كه دانشمندان و هنرمندان كودكان باهوشی هستند كه توانمندی های دوران كودكی شان یعنی «كنجكاوی» خود را حفظ كرده اند.
 یك دانشمند همیشه همواره در تلاش برای یافتن پاسخ سؤالات خود است. او می خواهد روابط بین اشیاء را كشف كند. او دنیای خیالی می سازد و شخصیت های خیالی می آفریند.
 این كودكان تمایل زیادی به فعالیت های هنری دارند. والدین باید این خصوصیات را در فرزندشان تشویق كنند، زیرا رشته های هنری راهگشای مسیرهای جدیدتری در زندگی آینده آنان است.

كمال طلبی این بچه ها را چگونه می توان كنترل كرد؟
- كودكان تیزهوش دلشان می خواهد بیشتر بدانند و چون از مسائل آگاهی بیشتری دارند، از این رو توقعات و خواسته هایشان نیز به همان نسبت بیشتر است.
 آنان به علت هوش بالایشان محدودیت ها را بهتر می پذیرند. به طور كلی باید گفت: معمولا والدین دارای فرزند تیزهوش در كنار آمدن با آنان دشواری زیادی ندارند. مشكل در مورد كودكانی است كه از هوش بالایی برخوردار نیستند.
 آنان به طور ناخودآگاه تمایل دارند كه این نقص خودشان را با داشتن امكانات ظاهری بیشتری جبران كنند. برای نمونه از والدین خود تقاضای لباس و كفش های گرانقیمت می كنند. در حالی كه كودك باهوش به این چیزها توجه زیادی ندارد.
برای او كاركرد اشیاء مهم است نه ظاهر آنها. بنابراین یك لباس برای آن اندازه جذاب نیست كه احیانا داشتن یك خودنویس ممكن است برایش جالب باشد. او رفتن به موزه را به رستوران ترجیح می دهد و... بنابراین والدین به راحتی می توانند با بچه های تیزهوش كنار بیایند.

برای تربیت این كودكان چه فاكتورهایی را باید در نظر گرفت؟
- باید توجه كرد كه این كودكان به خاطر هوش بالایشان در یك محیط مصنوعی قرار نگیرند. دیدگاه امروزی در مورد تعلیم و تربیت كودكان، دیدگاه یكپارچه سازی و انسجام است. این دیدگاه می گوید: تمامی كودكان باید در جامعه با یكدیگر منسجم شوند.
بنابراین بهتر است از همان دوران مدرسه كودكان دارای ضرایب هوشی پایین تر در كنار كودكان عادی تحصیل كنند كه البته این شامل كودكان كم بینا و كم شنوا نیز می شود.
و همین طور كودكانی كه هوش بالاتری دارند بهتر است در كنار كودكان عادی درس بخوانند. دیدگاه جداسازی كودكان مدتهاست كه از نظر علمی و اخلاقی و انسانی مردود شناخته شده است.
در واقع حق نداریم با آنان شبیه به ابزار رفتار كنیم و بگوییم كه اینها به علت داشتن هوش بالاتر مستحق تربیت بهتری هستند تا در آینده از تربیت آنان بهره بیشتری ببریم.همه كودكان چه باهوش و چه كم هوش انسان هستند و در درجه اول ما باید شأن و كرامت انسانی را كه خداوند در وجود هر انسانی به ودیعه گذاشته برای همه اقشار رعایت كنیم.
نه كودك كم هوش به خاطر هوش كم خود باید سرزنش شود و نه كودك باهوش به خاطر هوش خدادادی اش باید مورد ستایش قرار بگیرد. آنها باید بفهمند كه تفاوت انسان ها دلیل بر تفاخر و تمایز آنها نیست.
هوش در صورتی ارزش پیدا می كند كه در جهت رفاه موجودات دیگر مورد استفاده قرار بگیرد. یك فرد باهوش نباید خود را از دیگران جدا كند. او بهتر از هركسی می تواند با دیگران همدلی كند و خودش را جای آنان قرار دهد. او هیچ وقت اطرافیانش را به خاطر نارسایی هایی كه در وجودشان هست سرزنش نمی كند. در حالیكه افراد دارای هوش پایین به افراد دیكتاتور و ستمگری تبدیل می شوند كه فكر می كنند همه باید مثل آنان فكر كنند.
افراد باهوش همیشه مهربان هستند و خود را به خاطر برآورده شدن نیازهای دیگران در درجه دوم قرار می دهند.
همانطور كه در ابتدا اشاره كردم رشد عاطفی در صورت ارتباط با دیگران حاصل می شود. تنها از این طریق می توان از نحوه زندگی افراد و خواسته هایشان مطلع شد. جدا كردن این كودكان از دیگران نوعی احساس خودبزرگ بینی در آنان به وجود می آورد. بدترین آفتی كه یك انسان ممكن است به آن مبتلا شود.
والدین برای تربیت فرزند تیزهوششان نیاز به چه ابزاری دارند؟
مغز انسان در اثر محرك های محیطی رشد می كند بنابراین هرچقدر كه پدر و مادر محیط غنی تری از جهت آموزش و پرورش برای فرزندشان به وجود بیاورند كودك احتمال رشد هوشی بیشتری خواهد داشت.
برای نمونه با او حرف بزنند به سؤالات او پاسخ دهند. برایش كتاب بخوانند، او را به گردش ببرند و جانوران مختلف را به او نشان بدهند. از كودك بخواهند كه با آنها صحبت كند. راجع به مسایل عملی صحبت كنند. موسیقی كلاسیك تأثیر زیادی در رشد هوشی افراد دارد تمامی اینها در پرورش استعداد اولیه كودك نقش زیادی دارد.
خوشبختانه كشور ما از جمله كشورهایی است كه در آن به كتاب های كودكان توجه زیادی می شود. در واقع حتی گروه های سنی مختلف هم حتی برای خودشان كتاب دارند این طبقه بندی ها كاملا علمی است.
یعنی توصیه می كنم كه والدین با توجه به طبقه بندی سنی كتاب ها، آن را انتخاب كنند. اما مهم تر از هر كتابی، ارتباط با والدین و با همسالان دیگر است. پدر و مادر نباید فرزندشان را به امان خدا و جلوی تلویزیون رها كنند. بلكه باید با آنها گفت وشنود داشته باشند.
 گفت وشنود، یك ارتباط دو جانبه است كه موجب رشد بیشتر فكری می شود. وقتی ما با كسی از نزدیك صحبت می كنیم هم چشمان ما حركت می كند، هم گوش ما و هم سایر حواس ما در آن جا ارتباط دارند. در حالی كه ارتباط با تلویزیون یك ارتباط دو سویه است. چون فقط گوش و چشم كار می كند. تعاملی نیست كه روی ما تأثیر بگذارد یا برعكس.
علت خودكشی برخی از این كودكان در سن بلوغ چیست ؟
علتش این است كه والدین با گمان اینكه كودك باهوش آنها باید در شرایطی جدا از بچه های دیگر پرورش پیدا كند آنها را از یك زندگی عادی محروم می كنند.
در حالی كه این بچه دلش می خواسته بازی هم بكند بنابراین این كودك دچار بحران عاطفی شده احساس تنهایی كرده و واقعاً این مسئله دیده می شود كه كودكان باهوشی كه مربیان فهمیده ای ندارند ممكن است متأسفانه فشار زیادی بر آنها وارد شود و از جامعه جدا شوند.
احساس كنند كه تك افتاده اند و كسی را ندارند كه با آنان صحبت كند. رشد هوشی و عاطفی خیلی خوبه كه همزمان با یكدیگر انجام بشود


منبع:كیهان

 




طبقه بندی: کودکان تیز هوش،
[ سه شنبه 19 آبان 1388 ] [ 03:48 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

نظرات درست و نادرست درباره تیزهوشی

نظرات نادرست

نظرات درست

افراد تیزهوش ، از نظر جسمانی ضعیف و از نظر اجتماعی نالایق هستند. دامنه علاقه شان محدود است. از نظر عاطفی بی ثبات هستند و زود افت می كنند

با وجود اینكه تفاوتهای زیادی بین تیزهوشان وجوددارد، این افراد به عنوان یك گروه ، كاملاً سالم و سازگار هستند. از نظر اجتماعی جاذب و از نظر اخلاقی دارای احساس مسئولیت می باشند.

افراد تیزهوش از یك نظر مافوق انسانهای معمولی هستند

افراد تیزهوش مافوق انسانهای معمولی نیستند، بلكه انسانهایی هستند كه در برخی رشته ها از استعداد برجسته ای برخوردارند.

افراد تیزهوش از مدرسه خوششان نمی آید و نسبت به كسانی كه مسئول آموزش آنان هستند، حالتی خصمانه دارند.

افراد تیزهوش معمولاً مدرسه را دوست دارند و با همسالان و معلمان خود رابطه خوبی دارند.

افراد تیزهوش از نظر عاطفی بی ثبات هستند

افراد تیزهوش كسانی هستند كه احتمالاً از بهداشت عاطفی و سازگاری خوبی برخوردارند

آنطور كه ما می دانیم 3 تا 5 درصد كل جمعیت تیزهوش هستند

درصد تیزهوشان در هر جمعیت بستگی به تعریفی دارد كه ما به كار می بریم. برخی تعریفها 1 تا 2 درصد جمعیت را تیزهوش می دانند در حالی كه در برخی تعریفهای دیگر این رقم به 20 درصد یا بیشتر می رسد.

تیزهوشی یك صفت با ثبات است و همیشه در طول زندگی فرد ثابت می ماند.

برخی استعدادهای برجسته در زمینه تیزهوشی در اوایل زندگی به وجود می آیند و در طول زندگی ادامه می یابند. در حالی كه برخی دیگر تا بزرگسالی شناخته نمی شوند.

افراد تیزهوش همه كار را خوب انجام می دهند.

برخی افراد تیزهوش در چندین حوزه دارای استعدادهای برتر می باشند در حالی كه برخی دیگر تنها در یك زمینه استعداد دارند.

كسی با هوش است كه نمره اش در یك تست هوشی بالاتر از میزانی معین باشد. دانش آموزان تیزهوش بدون برخورداری از آزمونهای ویژه برتری خود را حفظ می كنند. این دانش آموزان به همان انگیزه ها و آموزشهایی نیاز دارند كه برای همه دانش آموزان مناسبند.

هوشبهر تنها یكی از نشانه های تیزهوشی است. علاوه بر این، خلاقیت و انگیزه های زیاد نیز نشانه های تیزهوشی هستند. برخی از تیزهوشان حتی بدون برخورداری از آموزشهای ویژه به پیشرفتهای بزرگی نایل می شوند. برخی دیگر حتی با وجود موانع بزرگی كه در راه پیشرفتشان وجود دارد موفقیت هایی كسب می كنند . اما برخی دیگر مادام كه مورد آزمایشهای صحیح قرار نگرفته اند وانگیزه های لازم برایشان به وجود نیامده است نخواهد توانست به موفقیتهایی كه متناسب با استعدادهایشان باشد، برسند.

http://www.shamimnet.com




طبقه بندی: کودکان تیز هوش،
[ دوشنبه 4 آبان 1388 ] [ 06:15 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

آموزش و تربیت با هوش ترین كودكان جهان


كودكان امروز، آینده فردای جامعه هستند. دنیای پیشرفته كودكان را جدی می گیرد، به آنها به چشم سرمایه های ارزشمند می نگرد، برای آنها برنامه های علمی، مدون و هدفمند طراحی می كند و در انتظار می ماند تا فصل خوشه چینی فرا برسد. ما تلاش می كنیم در راه توسعه و پیشرفت گام برداریم و می دانیم كه یكی از شاخص های مهم توسعه، تدوین استراتژی تربیت و پرورش كودكان است.
    وجود هفت میلیون كودك زیر هفت سال ایرانی و فقدان طرحی مدون و جامع برای آموزش، تربیت و پرورش آنها این نگرانی را به وجود می آورد كه آیا این جمعیت به حال خود رها شده اند. آیا می شود باور كرد در كشوری كه كودكان استثنایی و معلول با جمعیت اندك دارای سازمان مستقل و ردیف و بودجه و اعتبارات دولتی هستند، هفت میلیون كودك سالم كه به نظر كارشناسان سراسر دنیا جزو باهوش ترین افراد روی كره زمین هستند، بدون برنامه ریزی، بی هیچ ردیف و اعتبار قابل توجه دولتی و بی سرپرست و متولی به حال خود رها شده اند.

آیا می شود باور كرد در كشوری كه كودكان استثنایی و معلول با جمعیت اندك دارای سازمان مستقل و ردیف و بودجه و اعتبارات دولتی هستند، هفت میلیون كودك سالم كه به نظر كارشناسان سراسر دنیا جزو باهوش ترین افراد روی كره زمین هستند، بدون برنامه ریزی، بی هیچ ردیف و اعتبار قابل توجه دولتی و بی سرپرست و متولی به حال خود رها شده اند.
    دفتر امور كودك و نوجوان سازمان بهزیستی كشور شاید تنها محل دولتی است كه به این جمعیت سرنوشت ساز می اندیشد.
    سید محمد حسین جوادی، مدیركل این دفتر می گوید كه اوضاع این قدرها هم بد نیست چون به تازگی برخی طرح های بر زمین مانده احیا شده اند و تلاش های نویی نیز در حال انجام است. هر چند كه وی نیز اعتراف می كند در برنامه ریزی های كلان نظیر چشم انداز بیست ساله نظام، جمعیت كودكان زیر هفت سال كشور، كم رنگ دیده شده اند و تاكنون برنامه ریزی اصولی به خصوص در مقوله آموزش و پرورش انجام نشده است. 

   فقدان استراتژی تربیت
    جوادی می افزاید:« واقعیت این است كه از سال ها قبل یك پروسه مشخص تعریف نشده است كه بگوییم طی 20 یا 30 سال ازاین نقطه شروع و به این هدف نهایی رسیده ایم.»
    این واقعیتی تلخ است كه اگر واكاوی بشود، زشتی هایش را بیشتر به رخ می كشد. اما خدا را شكر به گذشته تعلق دارد. امروز چه؟ این پرسشی است كه مدیركل دفتر امور كودك و نوجوان سازمان بهزیستی كشور این گونه پاسخ می دهد: «امروز تلاش می كنیم با افزایش آگاهی مسئولان، شهروندان و به طور كلی جامعه درباره ضرورت و اهمیت آموزش گروه سنی زیر هفت سال، این جمعیت را از خانه ها بیرون و به محیط های آموزشی ببریم. در همین راستا در تلاش هستیم با افزایش تعداد مهد كودك ها در سراسر كشور وگسترش فعالیت آنها، امكان آموزش كودكان را به صورت یكسان و همگانی دراختیار همه خانواده ها قرار بدهیم.»
    متخصصان معتقد هستند در دنیای پیشرفته امروز كه در تب و تاب ثانیه ها گرفتار تغییر وتحول می شود، مهد كودك ها، مكان هایی قابل اطمینان و موثر در پرورش شخصیت كودكان هستند و استفاده كودكان از این مكان ها، امری ضروری است.
    این موضوع را جوادی تایید می كند ومی گوید:«مهد كودك مكمل خانواده است. استادان روانشناسی دنیا معتقد هستند كه بچه ها از سن سه سالگی به بعد باید به مهد بروند تا تحت تربیت، پرورش و آموزش قرار بگیرند. متخصصان ما نیز با اتكا به آموزه های مدرن و پیشینه درخشان تربیتی كشورمان بر این موضوع همواره تاكید دارند. از سوی دیگر ما در چشم انداز بیست ساله نظام، ایران را كشوری دیده ایم كه در منطقه از نظر رتبه علمی، فرهنگی، هنری و غیره مقام اول را دارد. این انتظار معقولی است اگر كودكان امروز را كه بیست سال دیگر نقش های موثر در عرصه های گوناگون دارند، به حال خود رها نكنیم و از فرصت یادگیری بی نظیر آنها در سنین زیر هفت سال بیشترین استفاده را ببریم.»


    لزوم آموزش در مهد كودك
    یكی از جدیدترین علوم انسانی NLP یا برنامه ریزی عصبی- كلامی است كه در سراسر دنیا مورد توجه قرار دارد. متخصصان این علم كه از سال 1970 پایه گذاری شده است به دنبال پاسخ به دو سؤال اساسی هستند. اول این كه انسان های موفق چه خصوصیاتی دارند و دوم این كه چگونه این خصوصیات را در افراد دیگر پرورش دهیم. به نظر آنها هرچه سن تقویت این ویژگی ها از سنین پایین تر شروع شود، افراد آینده درخشان تری همراه با موفقیت های بیشتر خواهند داشت. به همین دلیل است كه كشورهای پیشرفته هر سال، سن آموزش و پرورش را پایین تر می آورند.
    دكتر مجید ترابی، روانپزشك كه سال ها مدیركل دفتر امور كودك و نوجوان سازمان بهزیستی بوده است، در این باره می گوید: «به كلیت و ماهیت هر فرد كه در تعامل با محیط زنده و غیرزنده است و متناسب با دركی كه از محیط دارد، واكنش نشان می دهد، شخصیت می گوییم. این جنبه از فرد در تعامل با محیط پیرامونی فرد است پس محیط پیرامونی نقش مؤثری در شكل گیری شخصیت هر فرد دارد. مهد كودك هم بخشی از محیط است كه با بازی و آموزش، كودك را در تعامل ها شركت می دهد و در شكل گیری شخصیت وی نقش موثری ایفا می كند.»
    وی تاكید می كند كه در مهد كودك با فراهم كردن محیط مناسب می توانیم كودك امروز را به شخصیت موثر و مثبت فردا تبدیل كنیم و می افزاید: «اگر در مهد كودك ها علمی و اصولی با كودك رفتار كنند و براساس طرح و برنامه های تخصصی اداره شوند، می توانند اثرات شگفت انگیزی بر رشد شخصیت كودك داشته باشند.»
    هفت سال اول زندگی كودكان، سال های اساسی در تربیت كودك است. متخصصان یك صدا و هم نظر در این باره اتفاق نظر دارند و همواره به خانواده ها توصیه می كنند كه این سال های سرنوشت ساز را به راحتی از دست ندهند. دكتر هوشنگ مقتدایی، روانپزشك كودك در این باره می گوید: «ذهن و مغز كودكان در سنین زیر هفت سال بیشترین آمادگی برای فراگیری را دارد. چنانچه در این زمان، مغز بچه ها در محیط فراهم شده می توانند یك یا دو زبان را فرا بگیرد. همان گونه كه كودكان در پایان این دوران به طور كامل زبان مادری را فرا گرفته اند.»
    دكتر ترابی نیز برای تاكید بر اهمیت و لزوم مهد كودك رفتن كودكان این مثال را بیان می كند: «اگر به 300-200 سال قبل بازگردیم، می بینیم كه سوادآموزی سینه به سینه منتقل می شد ولی بعداً به نیاز تبدیل شد و رفته رفته مكتب خانه ها شكل گرفت كه روحانی ده زحمت آموزش و سوادآموزی را در مكانی جدا از خانه ها به عهده گرفت. مدت ها گذشت و بعد دیدند كه یك نفر با مسئولیت های متعدد نمی تواند مكتب دار هم باشد، پس آموزش را تخصصی تر كردند و مدرسه ها شكل گرفتند. این روند ادامه پیدا كرد تا به دانشگاه ها رسید. امروز این تفكر حاكم است كه بچه باید به مدرسه برود و متناسب با نیاز و علاقه اش متخصص بشود. در بحث تربیت هم موضوع به همین شكل است. در دنیای امروز دیگر نباید هفت سال از عمر یك فرد را بی هیچ برنامه ای به امان خدا سپرد و بعد یك دفعه او را به محیط مدرسه ببریم. در حالی كه از پتانسیل هوشی و توان ذهنی او در سال های پیش از مدرسه هیچ استفاده ای نكرده ایم.»


    سال های طلایی زندگی
    برخی با تاسی به این حدث نبوی كه كودك باید هفت سال آغاز زندگی را به بازی بگذراند با مهد رفتن كودكان مخالفت می كنند. «حمیدرضا شیرمحمدی» كه كارشناس ارشد یك رشته فنی - مهندسی و پدر دو كودك 6 و 5/4 ساله می باشد، از این دسته است. وی می گوید: «مهدكودك برای بچه ها محدودیت ایجاد می كند در حالی كه طبق توصیه های تربیتی آیین و مذهب ما، آنها باید تا هفت سال كاملاً آزاد باشند و جز بازی كردن كاری نداشته باشند. تحمیل شرایط آموزشی در مهد كودك ها به كودكان زیر هفت سال برخلاف این توصیه ها است.»
    این پدر فكر می كند كه مهدكودك، فرزندانش را از محیط امن و پرمحبت خانه دور می كند. «شیرمحمدی» اظهار می كند: «فضای غریبه، آدم هایی كه هیچ نسبتی با بچه ها ندارند و تحمیل شرایطی مثل از بركردن شعرها و قصه هایی كه ممكن است بچه ها دوست نداشته باشند، آرامش درونی كودكان را به هم می ریزد و آنها را به افرادی مضطرب و پریشان تبدیل می كند.»
    نظیر چنین اندیشه ای در جامعه و میان اقشار مختلف یافت می شود. چه بسا كه صاحبان این عقیده همواره تلاش می كنند تا با استناد به برخی منابع نظر خود را به دیگران نیز القا كنند. «یاسمین ملك پور»، كارمند ارشد یك سازمان خصوصی و از مدیران موفق است. او می گوید: «با وجودی كه همسرم با شغل من مشكلی ندارد و فرزندم نیز در ساعات كاری من در یك مهدكودك قابل اعتماد به سر می برد، به طور دائم از جانب برادرها و پدرم تحت فشار هستم كه تو به خاطر پول و كسب درآمد بیشتر، بچه را به مهد سپرده ای. آنها چنان به من اعتراض می كنند و از حق و حقوق فرزندم كه به وسیله من و همسرم ضایع می شود حرف می زنند كه گاهی باور می كنم به راستی در حق وی ظلم می كنم.»
    وی می افزاید: «متاسفانه این شرایط در كل خانواده حاكم است و چه بسیار زنان توانمند، تحصیل كرده و دارای موقعیت اجتماعی كه به دلیل فرزنددار شدن و برای پرهیز از به مهد سپردن بچه هایشان، خانه نشین شده اند و جامعه را از خدمات حضور خود محروم كرده اند.»
    اغلب كارشناسان چنین نظراتی را قبول ندارند. آنها با قاطعیت اعلام می كنند كه كودكان هزاره سوم با توجه به شرایط و دنیای پیرامونی خود باید با سرعت بیشتری در راه فراگیری قدم بگذارند. علاوه بر این موضوع تناقض حدیث معروف نبوی درباره دنیای تا هفت سالگی كودكان و تاكید حضرت رسول اكرم(ص) بر نقش بازی های كودكانه این دوران در شكل گیری شخصیت كودكان را با دكتر مجید ترابی، در میان می گذارم. وی می گوید: «ما مفتخر هستیم كه تابع دین، مكتب و مذهبی هستیم كه اولیای خاص آن بیش از چهارده قرن قبل به اصول روانشناسانه عمیقی اشاره و تاكید داشته اند كه دانشمندان امروز پس از سال ها تحقیق، ممارست و آزمون و خطا به آنها دست یافته اند. موضوع این حدیث نبوی نیز از همین اصول است. روانشناسی نوین دقیقا به این مسئله اشاره می كند كه بازی موثرترین راه رشد و تكامل شخصیت كودكان است.»
    دكتر «ترابی» با اشاره به تعریف بازی می افزاید: «بازی یعنی یك سری رفتارها و عادات كه طبق قراردادی معین انجام می شود. مثلا وظایف هر فرد در بازی از پیش تعیین می شود و قانون ها هم از قبل مشخص می شود. درخاله بازی معلوم می شود چه كسی مادر، چه كسی فرزند، چه كسی میزبان و چه كسی مهمان است. قاعده و قرار هم بین بازیگرها گذاشته می شود. بعد بچه ها در عرصه این بازی، تمرینی از روابط اجتماعی و خانوادگی را تجربه می كنند.
    روانشناسان معتقد به علوم مدرن در یافته های جدیدشان دقیقا براین موضوع تاكید دارند كه بچه ها باید تا هفت سال بازی كنند اما وظیفه ما در قبال آنها چیست؟ آیا باید دراین هفت سال آنها را به طور كامل به حال خود رها كنیم. یا شرایطی را فراهم كنیم كه بچه ها طبق قاعده و قانون بازی كنند و اصول زندگی را فرابگیرند.»
    وی معتقد است كه نظریه های جدید منطبق با حدیث نبوی است و بیان می كند: «در مهدهای كودك شرایط بازی به گونه ای برای كودكان فراهم می شود كه ضمن پاسخ به نیازهای این گروه سنی، دنیای كودك نیز در آینده به نحوی روشن ترسیم شود. كارشناسان امروز با افتخار از این نظریه كه بازی، همه دنیای كودك است یاد می كنند و همه دنیا را تشویق می كنند كه اگر طالب آینده ای روشن، سازنده و مفید برای فرزندانتان هستید، بازی آنها را در سنین آغاز زندگی جدی بگیرید و از آن غافل نشوید.
    اسباب تاسف است ما - مسلمانان- كه چهارده قرن قبل این نظریه را آموزش دیده ایم و بنا به بیان خاص ترین بنده خدا، به آن سفارش شده ایم، اینك متعصبانه با موضوع برخورد كنیم.»

منبع :روزنامه کیهان

 




طبقه بندی: کودکان تیز هوش،
[ سه شنبه 14 مهر 1388 ] [ 05:44 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

خواهشمند است مطالب ،مقالات تحقیقات و ... خود را در خصوص روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی را در قالبword2003 به نشانیhsh.1357@yahoo.com ارسال تا با نام خود در وبلاگ قرار گیرد.
با تشكر
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

.



قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگفا

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ