تبلیغات
آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی

آموزش و روان شناسی کودکان استثنایی

" بیماری تای ساکس "

اولین بار توسط  وارن تای وبرنارد ساکس کشف شد.دراین عارضه سلولهای عصبی

دچارتورم شده و پرتوپلاسم مغزی از موادچربی پرمی شود و هسته سلوله  به خارج رانده

گردیده و نهایتاً تحلیل می روند.دراین بیماری اختلال درسوخت وسازتمام موادچربی

وجود دارد ورژیم غذایی دراین جا کارچندانی انجام نمی دهد درنتیجه بیماری غیرقابل

درمان ونهایتاً منجربه مرگ می گردد.

این بیماری دریکی ازسه مرحله زیرشروع می شود:

1)مرحله نوزادی (6ماهگی به بعد).

2)مرحله کودکی(3سالگی به بعد).3)مرحله نوجوانی(از6-12سالگی).

این بیماری منحصربه کودکان قوم یهوداست زیرادراین قوم ازدواجهای فامیلی رواج دارد.

"علائم"

1)بی حالی وبی توجهی نسبت به اطرافیان 2)تشنج 3)ضعف بینایی که نهایتاً به کوری

کامل می انجامد 4)کمی تونوس عضلانی که درنتیجه باعث شل شدن عضلات می گردد

5)عقب ماندگی ذهنی درسطح شدید دیده می شود.

"توضیح"

"تشخیص این بیماری قبل ازتولدازطریق تست آمنیو سنتزانجام می شود ولی دردرمان

بیماری متاسفانه کارچندانی تا به حال صورت نگرفته و منجربه مرگ کودک می شود."

وبلاگ شناخت کودکان استثنایی




طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ شنبه 17 اردیبهشت 1390 ] [ 06:56 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

نشانگان روبرت

 

Robert sc phocomelia از حالتهای نادر ژنتیکی است که ناهنجاریهای شدیدی در استخوانهای دست و پا ایجاد می‌کند.سایر ناهنجاریها مثل عقب ماندگی ذهنی ممکن است دیده شود.


 

* تاریخچه

 

اولین بار در سال ۱۹۱۹ توضیح داده شد. در گذشته تصور می‌شد این سندرم از دو جز جدای Robert syndrome و sc یا pseudo-thalidomide syndrome ایجاد شده ولی تحقیقات انجام شده حاکی از یکسان بودن این دو سندرم است. SC حروف اول نام خانوادگی دو خانواده است که اولین بار این سندرم در آنها تشخیص داده شد. واژهٔ "pseudo-thalidomide" برای افراد با اندامهای کوتاه استفاده می‌شود زیرا تالیدومید دارویی است که مصرف آن در دوران بارداری باعث ناهنجاریهای اندامها در کودکان می‌شود.


* پرونده ژنتیکی

 

این سندرم به صورت autosomal recessive به ارث می‌رسد.موتاسیون در ژن ESCO۲ باعث ایجاد این سندرم می‌شود.این ژن پروتئینی را کد می‌کند که برای جدا شدن درست کروموزوم طی تقسیم سلولی مهم می‌باشد.قبل از تقسیم سلول همهی کروموزومها باید کپی شوند.DNAهای کپی شده دارای کروموزومهای خواهر هستند.این پروتئین نقش مهمی در ایجاد چسبی دارد که باعث نگهداری کروموزومها تا زمانی که آمادهٔ تقسیمند می‌شود.هر گونه موتاسیون در این ژن مانع ایجاد پروتئینESCO۲ با عملکرد مناسب می‌شود که باعث ایجاد چسب بین کروماتیدهای خواهری و از دست رفتنشان دور سانترومر می‌شود.


* بررسی آماری

 

این سندرم زنان و مردان را به طور یکسان تحت تاثیر قرار می‌دهد.هیچ کشور و منطقهٔ خاصی در جهان نیست که این سندرم بیشترشایع باشد.


* علائم بیماری

 

Phocomelia حالتی است که دستها و پاها حاضرند ولی بازوها(arms)و رانها(legs) وجود ندارند.در این حالت دستها و پاها مستقیما به بدن متصلند.معمولا کوتاه شدگی(hypomelia) در دستها بیشتر از پاهاست.بعضی افراد بدون استخوان قسمت فوقانی دستها و پاها به دنیا می‌آیند که به این حالت tetraphocomelia گفته می‌شود.بعضی هم شدت کمتری از کوتاه شدگی اندامها را دارند. علاوه بر این ۸۰٪ افراد با این سندرم سر کوچک دارند(microcephaly) . همینطور بیشتر افراد دارای این سندرم درجاتی از عقب ماندگی ذهنی دارند. بیشتر این افراد نقایص صورتی دارند که روی تکامل لب فوقانی(cleft lip)و کام اثر دارند. کوتاه شدگی یا عدم حضور استخوانهای تحتانی دست (اولنا و رادیوس) در حدود ۹۷٪ افراد مبتلا به این بیماری مشاهده می‌شود. اسخوان ناحیه فوقانی(هومروس)در ۷۷٪موارد درگیر می‌شود.نبودن یا کوتاه شدگی استخوان ران(فمور)در ۶۵٪موارد اتفاق می افتد.استخوانهای ناحیهٔ تحتانی پا(تیبیا و فیبولا)در ۷۷٪ از موارد دخیلند. این افراد قبل و بعد از تولد از سایر بچه‌های هم سن کوچکترند و وزن تولد کمی(۵/۱ تا ۲ کیلو گرم ) دارند.ممکن است دارای موهای نازک و پراکنده که اغلب به رنگ نقره‌ای است باشند. همچنین اکثر این افراد با شکاف لب و شکاف کام به دنیا می‌آیند. از ناهنجاریهای دیگر می‌توان به چانه و مندیبل کوچک و تکامل نیافته(micrognathia)، گردن کوتاه، مشکلات قلبی و کلیوی ، چشمهای برجسته و با فاصله و گوشهای با شکل غیر عادی اشاره کرد. ناهنجاریهای بینایی عبارتند از آب مروارید ، قرنیه کدر(corneal opacity) ، فقدان یا نقص مادرزادی پلکها. ناهنجاریهای تناسلی شامل بزرگ شدگی آلت تناسلی مردان(فالوس) ، بزرگی کلیتوریس و cryptorchism است.


* تشخیص

 

این ناهنجاری در هفتهٔ ۱۲ بارداری با تست اولتراسوند قابل تشخیص است. که در آن مشکلات تکاملی دستها و پاها مشخص می‌گردد.گاهی اوقات دیرتر قابل تشخیص است و یا حتی ممکن است نتوان آن را تشخیص داد.مشاهداتی که با اولتراسوند انجام می‌گیرد شامل شکاف لب ، فاصلهٔ زیاد چشمها ومایع اضافی در برخی ساختارهای مغز(هیدروسفالوس) ،اسپینا بیفیدا ، مقادیر زیاد مایع آمنیوتیک و مشکلات کلیوی است. همچنین در تشخیص آنالیز کروموزومهای بچه ممکن است موثر باشد.


* درمان

 

در حال حاضر هیچ درمانی برای افراد با سندرم Roberts sc phocomelia وجود ندارد. پیش بینی جریان بیماری اکثریت افراد با درجات شدید این سندرم در رحم یا طی بارداری و یا کمی بعد از تولد می‌میرند.آنهایی که زنده مانده اند نقایص رشدی کاملا مشخصی خواهند داشت.بچه‌های با شدت کمتری از این سندرم و بدون شکاف‌های صورتی بهبودی بهتری دارند.




طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ جمعه 8 بهمن 1389 ] [ 06:41 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

* كرتینیسم

 

 

بیماری کرتینیسم (Cretinism) نوعی بیماری است که به علت وجود هیپوتیروئیدی از زمان تولد روی می‌دهد.

 

وجود هیپوتیروئیدی از زمان تولد اغلب ناشی از کمبود ید در دوران جنینی است که موجب عقب افتادگی ذهنی و جسمی نوزاد می‌گردد.

 

* مکانیزم ایجاد بیماری

 

اغلب ناشی از کمبود طولانی مدت ید در دوران جنینی است و به ندرت سایر دلایل کم‌کاری تیرویید مانند آژنزی غده تیروئید . مادر نیز ممکن است دچار کم کاری تیروئیدی باشد.

 

*  علائم بیماری

 

آسیب‌های مغزی، عقب ماندگی ذهنی و جسمی (کوتاهی قد) بزرگی زبان ، هیپوتونی (کم بودن فعالیت و تحرک)و دیر بسته شدن فونتانلها (ملاج سر) ، تحلیل استخوان‌ها و کاهش متابولیسم پایه در کودکی، خستگی و خواب آلودگی، مشکلات یادگیری ، پوست خشک ، خشن و سرد ، برادیکاردی و اضافه وزن .براساس میزان کاهش بهره هوشی می‌توان بیماری را از هیپوتیروئیدی خفیف تا کرتین و کرتینوئید تقسیم کرد .

 

*  شیوع

 

تقریباً ۳۰٪ مردم جهان (حدود ۱/۶ میلیارد نفر) در معرض خطر اختلال کمبود ید (IDD) هستند. ۵۰ میلیون کودک مبتلا شده‌اند . IDD بویژه در مناطق حاره‌ای دیده می‌شود. چینی‌ها ۴۰ درصد از بیماران کرتن را در جهان شامل می‌شوند.ساکنین مناطقی که آب آشامیدنی آنها- به دلیل مقدار کم ید در سنگ بستر- دارای مقادیر بسیار کم ید می‌باشد درخطر این بیماری هستند . (پیش از افزایش منظم ید در نمک خوراکی).دریا منبع بزرگ ید است. بطور کلی هر چه فاصله از دریا دورتر باشد، کمبود ید بیشتر است. (برای مثال مقدار بسیار پایین ید در اغلب مناطق کوهستانی باعث افزایش IDD می‌گردد.)محیط دارای مواد گواتروژن- موادیکه ید را محبوس می‌کنند- دسترسی به ید خیلی پایین است.

 

*] کنترل بیماری

 

انجام غربالگری برای تشخیص زود هنگام این بیماری در کشورهای پیشرفته و ایران از هیپوتیروئیدی نوزادی جلوگیری می‌کند . این بیماری در صورت تشخیص به موقع کاملا قابل درمان می‌باشد در حالی که در صورت عدم تشخیص فرد را به یک موجود عقب مانده غیر قابل برگشت تبدیل می‌کند. درمان با تجویز هورمونهای تیروئید ( لووتیروکسین ) می‌باشد . غربالگری با نمونه گیری خون نوزاد و سنجش سطح TSH سرم انجام می‌گیرد.




طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ چهارشنبه 6 بهمن 1389 ] [ 06:47 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

شانگان آرسکوگ-اسکات (Aarskog-Scott syndrome) بیماری ارثی نادر با مشخصات قامت کوتاه ، اختلالات صورت ، اسکلتی و ناهنجاریهای دستگاه تناسلی می باشد. این سندرم یکی از علل عقب ماندگی ذهنی است . از جمله ناهنجاریهای این سندرم هیپرتلوریسم ، پل بینی عریض ، پره‌های پهن و بر آمده بینی ، شلی مفاصل ، جدابودن لبه داخلی پلکها و دست‌ها و پاهای کوچک است.

 

انتقال ژنتیکی این بیماری وابسته به X مغلوب است لذا اصولا این بیماری نادر در مردها بیشتر دیده می شود.

 

تشخیص احتمالی با معاینه بالینی است. تشخیص افتراقی مهم آن کودکان مادران الکلی می باشد. تشخیص قطعی با تستهای ژنتیکی است.

 

پیش آگهی بسته به فنوتیپ بیمار متفاوت است و می تواند ضعیف تا خوب باشد.

 

مانند سایر بیماریهای ژنتیکی درمان دشوار است ولی برخی از عوارض اسکلتی و عضوی با جراحی قابل اصلاح است.




طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ سه شنبه 21 دی 1389 ] [ 04:34 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

نگاهی به سندرم داون

اگر شما هم پس از تولد نوزادتان متوجه توانایى شناختى كمتر از حد متوسط، دست و پاى كوتاه، ماهیچه هاى ضعیف، چشم هاى بادامى ، نیم رخ مسطح ، گوش هاى كوچك و گردن كوتاه او شدید، به هیچ وجه نگران نشوید چرا كه نوزاد مبتلا به «سندرم داون» شما مى تواند با هوشیارى و مراقبت صحیح به زندگى نیمه مستقل خود دست یابد. عارضه ژنتیكى «سندرم داون» به علت وجود تمام یا بخشى از یك كروموزوم اضافى به وجود مى آید و از هر ۸۰۰ كودك، یك نفر به آن مبتلا مى شود كه با كاهش توانایى شناختى ، رشد جسمانى ضعیف و تغییر چهره فرد همراه است. اگرچه «سندرم داون» قابل پیشگیرى نیست، اما در صورت آگاهى صحیح مى توان آن را در دوران باردارى یا قبل از تولد نوزاد تشخیص داد و در نتیجه كمك بزرگى به فردمبتلا براى رساندن او به استقلال نسبى كرد.

* «سندرم داون» چیست
خصوصیات ژنتیكى هر فرد در هنگام لقاح به وسیله ۴۶ كروموزوم از والدین به وى منتقل مى شود و به صورت مساوى ۲۳ كروموزوم از مادر و پدر به ارث مى رسد، اما گاهى نوزاد یك كروموزوم اضافى دریافت مى كند و در واقع ۴۷ كروموزوم به وى منتقل مى شود. این ماده اضافه ژنتیكى در رشد جسمانى و عقلانى كودك تأخیر ایجاد مى كند. متأسفانه كسى به طور قطع علت این اتفاق را نمى داند و تاكنون هیچ روشى نیز براى پیشگیرى از آن شناخته نشده است.

 


اگر شما هم پس از تولد نوزادتان متوجه توانایى شناختى كمتر از حد متوسط، دست و پاى كوتاه، ماهیچه
 هاى ضعیف، چشم هاى بادامى ، نیم رخ مسطح ، گوش هاى كوچك و گردن كوتاه او شدید، به هیچ وجه نگران نشوید چرا كه نوزاد مبتلا به «سندرم داون» شما مى تواند با هوشیارى و مراقبت صحیح به زندگى نیمه مستقل خود دست یابد. عارضه ژنتیكى «سندرم داون» به علت وجود تمام یا بخشى از یك كروموزوم اضافى به وجود مى آید و از هر ۸۰۰ كودك، یك نفر به آن مبتلا مى شود كه با كاهش توانایى شناختى ، رشد جسمانى ضعیف و تغییر چهره فرد همراه است. اگرچه «سندرم داون» قابل پیشگیرى نیست، اما در صورت آگاهى صحیح مى توان آن را در دوران باردارى یا قبل از تولد نوزاد تشخیص داد و در نتیجه كمك بزرگى به فردمبتلا براى رساندن او به استقلال نسبى كرد.

* «سندرم داون» چیست
خصوصیات ژنتیكى هر فرد در هنگام لقاح به وسیله ۴۶ كروموزوم از والدین به وى منتقل مى شود و به صورت مساوى ۲۳ كروموزوم از مادر و پدر به ارث مى رسد، اما گاهى نوزاد یك كروموزوم اضافى دریافت مى كند و در واقع ۴۷ كروموزوم به وى منتقل مى شود. این ماده اضافه ژنتیكى در رشد جسمانى و عقلانى كودك تأخیر ایجاد مى كند. متأسفانه كسى به طور قطع علت این اتفاق را نمى داند و تاكنون هیچ روشى نیز براى پیشگیرى از آن شناخته نشده است.

* انواع سندرم داون
مبتلایان به سندرم داون برخلاف دیگران
۳ نوع كروموزوم شماره ۲۱ دارند، بنابراین به صورت معمول ۳ نوع سندرم داون وجود دارد.

۱- «تریزومى ۲۱ معمولى » : دراین عارضه همه سلول ها، یك كروموزوم ۲۱ اضافى دارند و حدود ۹۴ درصد مبتلایان به سندرم داون دراین دسته قرار دارند.

۲- «ترانس لوكیشن»: دراین عارضه ، كروموزوم اضافى ۲۱ به یك كروموزوم دیگر مى چسبد و اصولاً والدین این كروموزوم را بدون هیچ نشانه اى به همراه دارند. فقط ۴ درصد از مبتلایان به سندرم داون در این دسته قرار دارند.

۳- «تلفیقى»: تعدادى از سلول هاى مبتلایان به این عارضه داراى كروموزم اضافى ۲۱ است و ۲ درصد از كل مبتلایان سندرم داون به این نوع عارضه ژنتیكى مبتلا هستند.

* تأثیر سن مادر
ذكر این نكته ضرورى است كه سن مادر مى تواند عاملى تأثیرگذار در ابتلاى نوزاد به سندرم داون باشد. در سنین
۲۰ تا ۲۴ سالگى احتمال ابتلا به سندرم داون ۱/۱۴ درصد است و باردارى در سن ۴۰ سالگى احتمال ابتلا به این عارضه را به ۱/۶ مى رساند و این احتمال در سن ۴۹ سالگى ۱/۱۱ درصد است. بنابراین اگر چه احتمال ابتلا به سندرم داون در نوزادان با بالا رفتن سن باردارى افزایش مى یابد، اما شواهد نشان مى دهد ۸۰ درصد كودكان مبتلا به سندرم داون از مادران داراى سن كمتر از ۳۵ سال متولد شده اند. براین اساس هم اكنون براى مادران باردارى كه سن آنها بیش از ۳۰ یا ۳۵ سال باشد، آزمایش هاى ژنتیكى براى تشخیص وجود سندرم داون انجام مى شود. درمجموع احتمال تولد نوزاد داراى عارضه سندرم داون در سن ۲۰سالگى یك در هزار و ۷۰۰تولد، در سن ۲۵ سالگى یك در هزار و ۴۰۰ تولد، درسن ۳۰ سالگى یك در ۹۰۰ تولد، در سن ۳۵ سالگى یك در ۴۰۰ تولد، در سن ۴۰ سالگى یك در ۱۰۰ تولد و در سن ۴۵ سالگى یك در ۳۵ تولد است.

* تأثیر سندرم داون بر كودك
این عارضه به شیوه هاى مختلف بر توانایى هاى شناختى كودكان تأثیر مى گذارد، اما بیشتر این كودكان مبتلا به عقب
 ماندگى ذهنى خفیف تا میانه هستند. آنها برخلاف آنچه تصور مى شود ، قادر به آموختن و پرورش مهارت ها، البته با سرعتى متفاوت از دیگران، هستندو به همین دلیل بسیار مهم است كه آنها را با كودكان دیگر ، حتى با شرایطى مشابه ، مقایسه نكنید؛ چرا كه این كودكان توانایى هاى زیادى دارند.

* پرورش قدرت شناختى
پرورش قدرت شناختى در كودكان مبتلا به سندرم داون تقریباً متفاوت است. هم
 اكنون هنوز امكان شناسایى توانایى هاى این كودكان در هنگام تولد وجود ندارد و تشخیص بهترین راه هاى آموزش هر كودك، پس از تولد مشخص مى شود، در نتیجه میزان موفقیت آنها در مدرسه بسیار متفاوت است و این امر تأكیدى بر لزوم سنجش توانایى هر كودك به صورت جداگانه است. اختلال گفتارى و تأخیر در بیان مطالب و گفته ها از آشكارترین مشكلات كودكان مبتلا به سندرم داون است و در این زمینه اصولاً جلسات گفتار درمانى مؤثر خواهد بود. این كودكان همچنین مشكلات شنوایى دارند كه موجب اختلال در برقرارى ارتباط آنها با دیگران مى شود و به این منظور نیز استفاده از سمعك و وسایل تقویت صدا بسیار مفید است.
ارزیابى قدرت زبانى كودكان مبتلابه عارضه سندرم داون ، آموزش مستمر زبان اشاره به آنها، نقاشى و به كارگیرى اشیا براى انتقال مفهوم نیز مى تواند به زندگى هرچه بهتر این كودكان كمك كند. دراین زمینه برخى كشورهاى اروپایى چون آلمان و دانمارك مبتلایان به سندرم داون را از سایر دانش
 آموزان جدا نمى كنند، بلكه دراین كشورها برنامه استفاده از دو معلم در كلاس درس اجرا مى شود و معلم دوم به صورت اختصاصى گروه دانش آموزان مبتلا به ناتوانى هاى ذهنى و جسمى را كنترل مى كند.

* مشكلات سلامت مبتلایان به سندرم داون
مشكلات سلامت مبتلایان به سندرم داون متفاوت است . بعضى از این كودكان هیچ مشكل خاص سلامتى ندارند، اما عده
 اى از آنها به بیمارى هایى مبتلا مى شوند كه نیازمند توجه و نگهدارى دقیق است. به عنوان مثال نیمى از كودكان مبتلا به سندرم داون از نارسایى قلبى مادرزادى رنج مى برند و مستعد ابتلا به فشار خون ریوى هستند . این مشكلات با كاردیوگرافى اطفال شناسایى و به كمك دارو یا جراحى برطرف مى شوند. همچنین نیمى از كودكان مبتلا به سندرم داون مشكلات شنوایى و بینایى دارند و مشكلات بینایى آنها معمولاً تنبلى چشم، نزدیك یا دوربینى و احتمال ابتلا به آب مروارید است. از دیگر مشكلات طبى معمول در مبتلایان به سندرم داون مى توان به اختلالات غده تیروئید، ناهنجارى روده، مشكلات تنفسى ، چاقى، حساسیت زیاد به عفونت و احتمال زیاد ابتلا به سرطان خون اشاره كرد.

* طول عمر و درمان مبتلایان به سندرم داون
در دهه هاى اخیر ، متوسط عمر افراد به سندرم داون از
۲۵سال، افزایش چشمگیرى یافته و همچنین علت مرگ این افراد تغییر كرده است. مطالعات محققان آمریكایى در سال ۲۰۰۲ نشان مى دهد متوسط عمر این افراد با درنظرگرفتن متغیرهاى مختلف به ۴۹ سال افزایش یافته است.
به علاوه تاكنون هیچ درمانى براى سندرم داون شناسایى نشده است، اما فیزیوتراپى،
 گفتاردرمانى و برنامه هاى ویژه آموزشى نقش مهمى در ارتقاى سطح توانایى مبتلایان دارد. اگر مادرى كودك مبتلا به سندرم داون داشته باشد، احتمال این كه دیگر فرزندانش نیز با این عارضه متولد شوند، زیاد است . هرچند دراین بین مادر مبتلا به عارضه نمى شود و احتمال ابتلا براى دیگر نوزادان با افزایش تعداد باردارى ها كمتر مى شود.
همچنین اگرچه جلوگیرى از ایجاد عارضه ژنتیكى سندرم داون غیرممكن است، اما تشخیص درست نوزادانى كه در معرض خطر این بیمارى قرار دارند، در سال هاى اخیر افزایش یافته است. به عنوان مثال در بسیارى از كلینیك هاى پیش از زایمان، مادران باردار
۱۴ هفته پس از بسته شدن نطفه، آزمایش هاى سه گانه خون مى دهندو نتایج این آزمایش ها به همراه سن احتمالى مادر هنگام تولد نوزاد براى سنجش خطر ابتلا به این عارضه در نوزاد محاسبه مى شود.

* والدین چه كار كنند
ترس، شكست و گناه نخستین احساسى است كه به والدین داراى فرزند مبتلا به سندرم داون غالب مى شود. دراین شرایط مشورت با خانواده هاى دیگرى كه داراى فرزند مبتلا به این عارضه هستند، مى تواند به والدین براى غلبه براین احساس تلخ كمك كند. بنابراین بهتر است به آینده امیدوار شوید و راه هایى براى مقابله بامشكلات پیدا كنید. متخصصان توصیه مى كنند كه باید كودكان مبتلا به سندرم داون را از همان ابتدا با كمك و زیر نظر پزشك متخصص نگهدارى كرد و دراین بین مراكز خصوصى گفتار درمانى و فیزیوتراپى بسیار مؤثر خواهند بود.
امروزه بسیارى از كودكان مبتلا به سندرم داون به سن مدرسه مى رسند و از فعالیت
 هاى بسیارى كه متناسب با سن آنهاست بهره مند هستند و تعدادى از آنها نیز به دانشگاه رفته اند، حتى بسیارى از آنها توانسته اند به یك زندگى نیمه مستقل دست یابند

 




طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ سه شنبه 14 دی 1389 ] [ 12:23 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

پیشگیری از عقب ماندگی ذهنی

 

در مورد عقب ماندگی ذهنی نیز ، پیشگیری  بهتر از درمان  می باشد . برای  اجرای  پیشگیری در مورد عقب ماندگی های ذهنی نیز باید موارد زیر رعایت شود :

بررسی های اپیدمیولوژیک عقب ماندگی ذهنی

بررسی های اتیولوژیک عقب ماندگی ذهنی

آموزش بهداشت عمومی جهت پیشگری از عقب ماندگی ذهنی

آزمایش آمینوستتسیس،جلوگیری ازازدواجهای   فامیلی،جلوگیری از بیماریهای زمان بارداری و حوادث  زایمانی و بعد از زایمان ، آموزش بهداشت همگانی ، بالا بردن  سطح  اجتماعی  و اقتصادی  خانواده ها  ،  ایجاد  انگیزه های محیطی  و رابطه  عاطفی مناسب  با  کودک   و ...

وقتی  اختلال  یا  حالت  مربوط  به عقب ماندگی ذهنی مشخص شد لازم است برای هر  چه   کوتاهتر ساختن   دوره  بیماری اقدامات  لازم  را انجام  داد . این اقدامات ،پیشگیری ثانوی تلقی می شود .

در پیشگیری  ثانوی  سعی می شود با روش بیماریابی  و تشخیص  زود رس  و  اجرای درمان  صحیح  و پیگیری  مداوم درمانی از بروز بیماری یا شدت آن کاست .

آزمایش  ادرار  برای   تشخیص   زود رس پ.کی.یو  و  گالاکتوسمی  نمونه ای  از این پیشگیری می باشد.

این پیشگیری وقتی اجرا می شود که میزان عقب ماندگی و نیز تواناییهای آنان شناسایی گردد و بر حسب این که کودک  عقب مانده در کدام طبقه و جایگاه قرار می گیرد نسبت به درمان و آموزش و پرورش و توانبخشی او اقدام می شود .

 

  تکنیکهای روان درمانی

   بسیاری از کودکان عقب مانده در استفاده از زبان دچار نقص هستند . به همین دلیل ، تکنیکهایی ابداع شده است که ضرورت ارتباط کلامی را به حداقل می رساند . یکی ازتکنیکهای غیرکلامی،یازی درمانی است .

  به سبب این که بازی بخش طبیعی ، یکی از فعالیت های آشنا و ذاتا“جالب است لذا در رابطه با کودکان آشفته ای که توانایی هوشی آنان ازعقب ماندگی معتدل تا پیش افتادگی  فرق  می کند  به  طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد .

در روان درمانی با کودکان و بزرگسالان عقب مانده ،  شماری  از متخصصان  از رسانه های هنری به  عنوان  کمک بهره برده اند. در بین این رسانه ها معمولا“ از شکلهای هنری بصری متنوع ، نقاشی  با قلم مو،موسیقی و رقص استفاده می شود .

 

  تکنیکهای کلامی روان درمانی

  پالایش

همانطور که نمایش هنری و بازی می تواند  به آرامش هیجانی منجر شود همانطور هم کودکان در بروز کلامی  احساسات  خود ،  در توضیح تخیلات و خاطراتی که موجب دردسر آنها شده است و درمیان هرآنچه به آنها تحمیل شده است احساس آرامش کنند .

کاربرد بازی نقش در بیماران عقب مانده بسیار جالب  است  شرکت در بازی نقش موجب  بهبود  نوجوانان  در   پیش بینی ارزیابی از خود  توسط دیگران و آنطور که به نظردیگران می رسند می گردد.

تا سالهای اخیر مشهورترین نوع روان درمانی،درمان گروهی بوده است . در روان  درمانی  گروهی ، معمولا“ یک درمانگر در فواصل  منظم  با 6 تا10   کودک به طورهمزمان ملاقات می کند .

مزیت های درمان گروهی عقب ماندگان ذهنی

1- دارای یک رویکرد اقتصادی است

2- جهان عینی  کوچکی از روابط انسانی بنا     می کند .

3- موقعیت گروه درمانی فرصتی جهت  کار مستقیم بر روی مسایل واقعی فراهم می آورد .

4- درمان گروهی   ثابت  می کند   اشخاص دیگری نیز دچار مشکل هستند .

5 - در گروه درمانی ،کودکی را که از تماس نزدیک هیجانی ترسیده است می توان بتدریج جذب کرد .

6- فرصت  خوبی  برای  آموزش   درمانگر تدارک می بیند .


مسایل و مزایای خاص گروه درمانی

مشکل عمده ای که  در موقعیت  گروهی   به چشم می خورد ، مسله گزینش اعضای گروه است . معمولا“بهتر است گروه از نظر سن و سطح ذهنی ،گروهی همگن باشد ،درحالی که از نظر جنسی همگنی ضرورت ندارد .

رویکرد  فیدبک شنیداری- دیداری پین کارد و دیگران که جهت بهبود ادراک  از خود   کودکان   استفاده    می شود و با  این وسیله مهارتهای افراد عقب مانده بهبود می یابد .

نوع دیگر روان درمانی  گروهی عبارت است از انگیزش  مجدد ، این رویکرد از یک  روش  متوالی دقیقا“  تدوین شده  به قصد   بیدارسازی علاقه به محیط و ایجاد مهارتهای اساسی اجتماعی پیروی می کند

برای  برخی از کودکان ،  استفاده  مکمل  از داروهای روان- فعال در یک  برنامه درمانی و کنترل رفتاربسیارموثر است . داروهایی که به طور گسترده وبسیار طولانی ودر دوزهای بالا مورد استفاده  قرار می گیرند  ، اعتراض ناپذیرند .

در برخی از کودکان و  بزرگسالان  عقب مانده این پتانسیل وجود دارد که در رایطه با  آنها شیمی درمانی و  روان درمانی را بتوان  ترکیب  کرد  و نتایج خوبی بدست آورد .

 




طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ پنجشنبه 6 آبان 1389 ] [ 07:44 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

 تعریف عقب ماندگی ذهنی و طبقه بندی آن

 

ترد گلد نقص روانی را چنین تعریف کرده است

حالتی از رشد و تحول ذهنی از نوع وحدی  که قادر نیست خود را با محیط بهنجار و همنوعان خود  به  گونه ای  سازش  دهد  که  بی نیاز از سرپرستی،کنترل یا حمایت خارجی ، به زندگی خود ادامه دهد .

به  نظر دول  در تعریف  درست عقب ماندگی ذهنی باید به شش ملاک روشن وتلویحی توجه شود .

1- بی  کفایتی  اجتماعی   2–  ناشی  از زیر هنجاری  ذهنی 3- که به لحاظ  تکوینی  تثبیت شده 4 –  که  به  پختگی  رسیده   5 – دارای  خاستگاه  سرشتی  است  6 – ضرورتا“ علاج ناپذیر است .

کانر دو طبقه از اشخاص مبتلا به نقص ذهنی را برحسب موقع و منزلت بزرگسالان تعریف کرد .

نوع  اول  عقب ماندگی  شامل  افرادی است  که در پتانسیل های  هیجانی  و شناختی خود  عمیقا“ ناقص هستند .

نوع  دوم  شامل افرادی می شود که محدودیتهای هوشی   آنها  به  طور قطع  مرتبط  با معیارامر فرهنگی خاصی است که آنها رااحاطه کرده است.

تعریف بر اساس نمره آزمونهای هوشی

غالب  صاحبنظران کوشیده اند  برای تعیین  افراد زیرهنجارمعیارهای کمی ارائه دهند که رایج ترین ملاک عینی نمراتی است  که ازاجرای  آزمونهای هوشی مانند استنفورد بینه و وکسلربدست می آید . دراین ملاک،سادگی، سهولت  ارتباط و گروههای هنجاری مطرح می شوند .

هوشبهر 70 به عنوان  نمره  برش  گروه عقب مانده  مورد قبول واقع شده است .

اگر چه  این  رویکرد در سطح وسیعی مرسوم شده است ولی انتقاداتی برآن وارد کرده اند. نقادان به این واقعیت که هوشبهرفرد اساسا“تحت تاثیرعوامل غیرهوشی مانند معلولیت های  زبان وموانع انگیزشی قراردارد و اینکه گاه  هوشبهر فرد با گذشت زمان تغییرمی کند اشاره کرده اند.

اغلب تعریفهای عقب ماندگی یاناشی ازیک مدل آسیب شناختی است یا ناشی ازیک مدل آماری . مدل اول متاثر از جهت گیری پزشکی است که به عملکرد ناقص فیزیولوژیک و علائم مرضی بیماری  و یا  نقص  توجه  دارد در مدل آماری عقب ماندگی به مثابه حدود انحراف از پیوستار توانایی هوشی تعریف می شود .

این تعریف از مدل آماری پیروی می کند اما دارای  برخی ویژگی های مدل آسیب شناختی هم هست .

در سال 1973 انجمن آمریکایی نقص ذهنی عقب ماندگی را به شرح زیر تعریف کرد.

عقب ماندگی ذهنی  ناظر است  بر  عملکرد عمومی هوش که به  طور معنی دار پایین تر ازحد متوسط  است وبه طورهمزمان ، همراه  با نواقصی دررفتارسازشی است وطی دوران رشد وتحول ظاهرشده است.

”عقب ماندگی ذهنی”ناظراست برسطحی از کنش رفتاری بدون توجه به آسیب شناسی آن .  اصطلاح عقب ماندگی توصیف رفتارکنونی است و بر تشخیص دلالت نمی کند .

عملکرد  هوش  را می توان از طریق  آزمونهای میزان شده تعیین کرد .

” به طورمعنی دار زیر میانگین ” ناظر است بر کارکردی که بیش از دو انحراف  معیار پایین تر از میانگین باشد .

”رفتارسازشی”به مثابه حساسیت یامیزانی تعریف می شود که فرد بدان وسیله با معیارهای استقلال شخصی ، مسئولیت  اجتماعی که  از سن وگروه فرهنگی اوانتظارمی رود مواجه می گردد.

 

”درجریان رشد”مهارتهای حسی – حرکتی ،ارتباط ،کمک به خود و اجتماعی شدن ، متاثر ازفرایند نضج توسعه می آید تاخیردر کسب این مهارتها ، معرف نقص  بالقوه در رفتار سازشی  است و از جمله ملاک های عقب ماندگی ذهنی محسوب می شود .

در قانون انگلستان به بی کفایتی اجتماعی فرد عقب مانده تاکید  شده  است . طبق  این  قانون  چها رگروه عمده به عنوان اشخاص عقب مانده مشخص شد .

1- آنهایی که از بیماری روانی رنج می برند .

2- آنهایی که به زیر هنجاری شدید دچار هستند .

3- کسانی که زیر هنجار محسوب می شوند .

4- افرادی که به اختلالهای روان رنجوری مبتلا هستند .

در تعریف عقب ماندگی ذهنی دو روش تصوری عمده وجود دارد .

1- مدل زیستی – طبی –ازنظرطرفداران این رویکرد وجود  تغییرات  اساسی  در مغز برای  تشخیص عقب ماندگی ذهنی اهمیت بنیادی دارد.

2- مدل اجتماعی وانطباقی– طرفداران این عقیده روی عملکرد اجتماعی  و توانایی  کلی  برای  سازگاری  با موازین مقبول تاکید می کنند .

ویژگیهای عقب ماندگی ذهنی در DSM- III  R

1- عملکرد  هوشی کلی به طور قابل ملاحظه ای پایین ترازحد طبیعی بوده وهمراه است با

2- نقص  یا  اختلال  قابل   ملاحظه   در کارکرد انطباقی و

3- شروع قبل از 18 سالگی

این تعریف مشابه تعریف AAMDاست.

 فهرست اصطلاحها وواژه ها

سازمان بهداشت جهانی اصطلاح زیرهنجاری را توصیه می کند که مشتمل بردوطبقه مشخص است .عقب ماندگی ذهنی و نقیصه عقلی.

اصطلاح  ضعف  عقلانی  به  معنی  انواع  خفیف عقب ماندگی ذهنی استفاده می شود .

اصطلاح اولیگوفرنی در روسیه و کشورهای همجوار و ممالک اسکاندیناوی و اروپای غربی رایج است .

اصطلاح بی عقلی درروانپزشکی جدید کاربردی ندارد مگر در موارد نادری که به  مراحل انتهایی بیماریهای دژنراتیو اطلاق می شود .

دلایل  دشواری  مشکل طبقه بندی کودکان عقب مانده ذهنی

1- تنوع وتعداد عقب ماندگیها با شماره آنها برابر است

2- عقب ماندگی ممکن است به علتهای گوناگون ایجاد شود.

3- شدت و ضعف و متنوع  بودن در عقب ماندگان ذهنی

افراد عقب مانده براساس کلاسهای گوناگونی  تقسیم شده اند. روانشناسان  ،  روانپزشکان  و متخصصان  تعلیم  و تربیت  و درمان هر کدام تقسیم بندی خاصی را مطرح کرده اند .

گروه بندی روانشناسان

این گروه بندی بیشتر بر اساس درجه هوش و تفاوتی که  بین سن عقلی و سن زمانی فرد وجود دارد انجام شده است انجمن روانشناسان آمریکا عقب ماندگی ذهنی را به  سه گروه تقسیم کرده است .

الف – عقب مانده های شدید – هوشبهر کمتر  از 50

ب – عقب مانده های متوسط – هوشبهربین 51تا 70

ج – عقب مانده های سطحی یا مرزی – هوشبهر بین 71 تا 85

 میلانی فر در کتاب روانشناسی  کودکان و  نوجوانان استثنایی عقب ماندگان ذهنی را درسه گروه و کودکان مرزی و عادی ضعیف را در دو گروه   معرفی کرده است .

1- گروه عقب مانده های عمیق (ابله،تهی مغز)

این افراد 3 تا 5 درصد عقب مانده ها را تشکیل می دهند.

هوشبهر این  افراد  از 25  تجاوز  نمی کند و تواناییهای آنان از نظر ذهنی در هر سنی باشند از یک کودک 3 ساله تجاوز نمی کند .

 

ناهنجاریهای حسی وحرکتی وبد شکلی های سر و صورت و کوتاهی اندام در آنان دیده می شود صورت آنان نا متقارن وجمجمه انان بزرگتر یا کوچکتر از حد عادی است و000

وابستگی  شدید  برای  انجام دادن کارهای ساده  و رفع احتیاجات اولیه خود وبه  همین  لحاظ به آنان کودکان وابسته یا پناهگاهی می گویند .

2 -گروه عقب مانده های شدید (سبک مغز ،کم خرد،سفیه)

هوشبهر این افراد بین 26 تا 50 است . توانایی های آنان در سنین  گوناگون  همانند کودکان 3تا7 ساله است. افراد این گروه 10 تا 20 درصد کودکان عقب ماند ه را تشکیل می دهد .

آنان قادر به فراگیری انجام امور ساده می باشند و می توانند  تا  اندازه ای از خود  مراقبت کنند  وازعهده خوردن غذا و پوشیدن  لباس و نظافت خود بر می آیند .

به علت  این که  تربیت پذیر هستند  و وابستگی نسبی نشان می دهند به آنها کودکان نیمه وابسته هم می گویند.

3 - گروه عقب مانده های  متوسط  (کودن – کند ذهن)

هوشبهر کودکان این  گروه  بین 51 تا 70 است و سن عقلی آنان از حد کودکان 10 ساله تجاوز نمی کند . افراد  این گروه  75 تا 85  درصد  کودکان عقب مانده را تشکیل می دهد . در نیروی قضاوت و استدلال نارسایی مشهود است .تاخیردرراه رفتن و لکنت زبان دارند . دایره لغات آنان محدوداست .                                                                                   

4 - گروه مرزی (ساده لوح یا کم استعداد )

دارای هوشبهر بین 71 الی 80 هستند و از لحاظ توانایی حداکثرتا حد کودکان 12 ساله عادی هستند .افراد این گروه دارای  ضعف قوای  فکری  هستند  و توانایی  قضاوت و استدلال مطلوب را ندارند .

5 - گروه عادی ضعیف یا ساده

دارای هوشبهر بین 81 تا 90 هستند . اندکی کند ذهن و کند انتقال هستند و از عهده  فهم و ادراک و بیان مفاهیم عالی و پیچیده  بر نمی آیند . افراد این گروه با تمرین در کارهای عملی و حرفه ای می توانند  موفق  شوند  و به  سازگاری شغلی و اجتماعی  برسند و می توانند  در شرایط مطلوب دوره راهنمایی را به پایان برسانند .

گروه بندی  عقب ماندگان ذهنی  از نظر آموزشی  و تربیتی  و درمانی

از نظر آموزشی به کودکی عقب مانده گفته می شود  که  به علت محدودیت استعداد وتواناییهای ذهنی به روشهای خاص آموزشی نیازمند است .

الف – عقب مانده های ذهنی درمان ناپذیر یا افراد پناهگاهی

ب – عقب مانده های ذهنی درمان پذیر

افراد دسته  دوم  خود  به آموزش پذیر  و تربیت پذیر تقسیم می شوند .

عقب مانده های درمان نا پذیر و ویژگیهای آنان

عقب مانده های عمیق هوشی که  بیشتر به علل ارثی و مادر زادی به ناهنجاریهای متعدد مبتلا شده اند  در این گروه جای می گیرند . هوشبهر آنان زیر 25 است .دارای معلولیتهای چند گانه اند.اکثرا“ ظاهری غیرعادی دارند ودر بالاترین سن  و موقعیت  در  حد  کودک  3 ساله  رفتار می کنند .

عقب مانده های درمان پذیر

این گروه که اکثریت بسیارزیاد عقب مانده ها را دربرمیگیرد درجات متفاوتی از نارساییها وناهنجاریهای هوشی را دارا می باشند .

این افرادبه دودسته آموزش پذیروتربیت پذیر تقسیم می شوند .

افرادی که هوشبهر آنان بین56تا70 یا 50 تا 75 است آموزش پذیر خوانده می شوند . این افراد از لحاظ  قدرت  فراگیری و استفاده از حواس دارای تاخیر هستند  از نظر دانستن لغات ضعیف بوده و مفاهیم را خوب درک نمی کنند و از جنبه عاطفی واکنشهای لازم را بدست نمی آورند . تمرکز دقت در اینان محدود است .

افراد این گروه درصورت  برخورداری از  برنامه های آموزشی در سه زمینه ظرفیت رشد دارند :

1- آموزش پذیری در سطوح دروس ابتدایی

2- آموزش پذیری درتطابق اجتماعی تا کودک بتواند  به استقلال نسبتا“ مناسبی در جامعه دست یابد .

3- به دست آوردن شغلی که با آن بتواند دربزرگسالی به طورکامل یا نسبی مخارج خود را تامین کرده و از خود نگهداری کند .

عده زیادی از افراد آموزش پذیر در مدارس  معمولی   به تحصیل اشتغال دارند که دلایل آن عبارت است از :

هزینه فراوان و بالای موسسات  نگهداری  و آموزش

تعصب خانواده ها مبنی بر اینکه کودکانشان همراه با عقب مانده ها تحصیل نکنند.

اعتقاد بسیاری از مربیان که آموزش کودکان آموزش پذیر و کودکان دیر آموز نباید از هم جدا باشد .

تنها عیب این روش  آموزشی این است   که کودکان آموزش پذیردرمدارس عادی ، خیلی زود متوجه کمبودهای خود می شوند.با   این حال   لازم  است   برنامه های  آموزشی  و روشهای آن وزمان اجرای برنامه هازیر نظر مشاوران مخصوص که دراین رشته تخصص دارند اجرا شود .

افراد  این  گروه  دارای هوشبهر بین 26 تا 50 هستند و تواناییهای تحصیلی آنان از یک کودک 7ساله تجاوزنمی کند.عقب ماندگی آنان درخلال نوزادی و خردسالی مشخص می شود .

این افراد  می توانند اعمال ساده مربوط به خود را با آموزش فرا گیرند ودراثرتربیت می توانند ادرار و مدفوع خود را کنترل کنند .

از زمانهای قدیم عقب ماندگی های ذهنی را  از نظر پزشکی به دو دسته تقسیم می کردند .

1- عقب ماندگی های اصلی یا ارثی که وراثت عامل اصلی عقب ماندگی تلقی می شود

2- عقب ماندگیهای ثانوی یا محیطی که عوامل محیطی در ایجاد عقب ماندگی تاثیر داشت .

1- عقب ماندگی به علت عوامل ارثی

2 – عقب ماندگی به علت اتفاقات دوران بارداری

3- عقب ماندگی به علت حوادث زایمانی و دوران بعد از زایمان

4 – عقب ماندگی به علت عوامل محیطی ، اجتماعی و فرهنگی

1- عقب ماندگی ذهنی خفیف :میزان هوشبهر از 50-55تاحدود 70

2 - عقب ماندگی ذهنی متوسط : میزان هوشبهر از 35- 40تا50-55

3- عقب ماندگی ذهنی شدید: میزان هوشبهر از 20تا 25 تا 35- 40

4 - عقب ماندگی ذهنی عمیق : میزان هوشبهرزیر 20تا25

عقب ماندگی ذهنی با شدت نامشخص

این عقب ماندگی برابر با عنوان آموزش پذیر است . حدود 85  درصد افراد عقب مانده در این  گروه  قرار دارد . کمترین اختلال را در زمینه های   حسی -  حرکتی  از  خود  نشان می دهند درسطح بالاترسنی،از کودکان عادی متمایز می گردند .

این عقب ماندگی معادل عنوان تربیت پذیر است. افراد این گروه 10 درصد کل جمعیت عقب مانده های ذهنی را تشکیل مید هد

عقب ماندگی ذهنی شدید

این  گروه  حدود  3تا 4  درصد عقب مانده های ذهنی را تشکیل می دهند .

حدود 1تا2درصد عقب ماندگان ذهنی را تشکیل می دهند

عقب ماندگی ذهنی با شدت نامشخص

این تشخیص زمانی انجام می شود که یک  احتمال کلی برای عقب ماندگی موجود باشد ولی هوش فرد را نتوان  با آزمونهای هوشی استاندارد اندازه گرفت مانند افرادی که اختلال شدید دارند .

 

 




طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ چهارشنبه 23 تیر 1389 ] [ 08:49 ق.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

کلیاتی درباره کودکان استثنایی         

هرکودکی ویژگیهای منحصربه فرد خود رادارااست.ازاینروهیچ کودکی عینا“شبیه کودک دیگرنیست در یک مفهوم  کلی  می توان  گفت که تمام کودکان، استثنایی هستند.

  به کودکانی استثنایی گفته  میشود که  بر خلاف اکثریت افراد همسن خوددرشرایط عادی قادر به سازگاری با محیط  نباشد و از نظر فکری ، جسمانی،عقلانی،رفتاری وعاطفی باهمسالان خود فرق  کلی داشته باشد وروشهای خاص آموزش و پرورش در باره آنان به کار رود.

در آمریکا  به  تمام  کودکانی  که به  نحوی با کودکان عادی وهمسن خود ازنظر فکری، جسمی ، عاطفی ، عقلانی ، رفتاری و 000 فرق داشته باشد استثنایی می گویند .

در انگلستان  تیزهوشان را استثنایی میدانند وسایر  کودکانی را  به عللی  تحت حمایت  و آموزش  خاص  قرار می گیرند  کودکان ویژه می گویند .

افراد استثنایی را می توان در سه گروه جای داد.

کودکان  و  نوجوانانی  که  به  علت    اختلافات هوشبهراز کودکان عادی متمایزند . ( افراد عقب مانده ذهنی و تیزهوش )

افرادی که  با اختلال ها و ضایعه های مغزی  یا اختلالهای عملی مبتلابه اختلالهای رفتاری هستند (افراد ناسازگار یا دشوار)

کودکان و  نوجوانان  مبتلا  به  اختلالها  و نقیصه های  حسی  و حرکتی  و اختلالهای  عملی  رشد .  ( افراد  نابینا ،  ناشنوا و با اختلال های تکلمی)

مشکلات طبقه بندی کودکان استثنایی

1- تنوع و تعدد اختلالهای رفتاری  کودکان با شماره آنها برابر است .

2- یک  عامل  بیماری زا  ممکن  است  علایم  متعارفی  درکودکان مختلف ایجاد کند .

3 – علایم عقب ماندگی  یا   ناسازگاری  ممکن است در افراد گوناگون به علت های متفاوت پدید آید .

4 – اختلال های  رفتاری  و ناسازگاری  ممکن  است  حاد و زودگذر یا مزمن و طولانی  بوده و در هر حال ممکن است شدید یا خفیف باشد

1- انحرافات هوشی :  دانش آموزان تیز هوش و  کند ذهن

2 – نقایص حسی :  دانش آموزان  کم شنوا ،  ناشنوا و کم   بینا ، نابینا

3- دشواریهای ارتباطی :  دانش آموزان با مشکلات تکلمی و نارسایی های یادگیری

4- نابهنجاریهای رفتاری :   دانش آموزان  با  اختلال های رفتاری

5 – دشواریهای حرکتی : دانش آموزان با معلولیتهای بدنی

6 – سایر موارد استثنایی و بیماریها

درصد شیوع و طبقه بندی مارلند

مارلند دانش آموزان استثنایی رادر 9گروه جای داده  و درصد شیوع هر کدام را معین کرده است .

نگرش مردمان قدیم درباره کودکان عقب مانده ذهنی چندان مطلوب نبوده است .

در قوانین اسپارت کشتن آنان مجاز بوده است .

درقرون وسطی ودراروپا این باور وجود داشت که در جسم فرد عقب مانده شیطان حلول کرده است .

در آموزشهای  مذاهب  آسیایی  نظیر آیین  زرتشت در ایرا ن ومذهب   کنفوسیس  در چین  اعمال  رفتار انسانی  با عقب ماندگان ذهنی توصیه شده است . چنین رفتار انسان دوستانه تااوایل قرن نوزدهم بیشتربر اساس ملاحظات مذهبی بوده تا یافته های علمی.

در قرن هجدهم  به  بیماریهای روانی و عقب  ماندگی ذهنی  توجهی  نمی شد تا اینکه  در اواخر این  قرن پینل  پزشک فرانسوی  در تقسیم بندی  خود  از  این  بیماران روانی ، یک گروه  را به عقب ماندگی ذهنی اختصاص داد .

در  قرن  نوزدهم  رفاه و درمان  عقب ماندگی ذهنی  مورد  توجه  قرار گرفت .در اوایل  این قرن می توان تجارب ایتاربا پسروحشی 12ساله ، ویکتورراکه درجنگلهای آویرون پیدا شده بود را نام برد .

در اواسط  قرن  نوزدهم  بوهل برای اولین بار درسویس فکرتاسیس موسسات  ویژه  نگهداری  کودکان عقب مانده ذهنی را مطرح کرد .

سگن با کسب تجربه آموزش و پرورش ویکتور اولین کتاب خود را درزمینه عقب ماندگی ذهنی با نام اخلاق و آموزش و پرورش کودکان کور ذهن در سال 1846 منتشر کرد .

سگن   در کتاب   دوم  خود  عقب ماندگی های سطحی راناشی ازنقص وضعف سیستم اعصاب  محیطی  دانست  وعقب ماندگی های عمیق  را  ناشی  از نقص  و  ضعف  در  سیستم اعصاب مرکزی تلقی کرد .

در اواخر قرن  19مونته سوری  مدرسه ای  با  نام  مدرسه  درمانی  برای  افراد دارای نقص ذهنی تاسیس  کرد . روش او بر خود آموزی  استوار بود  معلم  تنها به  نظارت بر فعالیت کودکان می پرداخت .

در قرن  بیستم فعالیتهای دکرولی و بینه چشمگیر تراست . دکرولی  بهترین راه درمان  افراد عقب مانده ذهنی را  انجام یک برنامه آموزشی مناسب ودر ارتباط  با نیازهای آنان می دانست .

شهرت بینه درزمینه آزمونهای هوشی و کوشش وی در تهیه آزمونهای هوشی به سبب علاقه ای بود  که  وی  به  تشخیص کودکان دارای نقص ذهنی از خود نشان داد.

در قرن بیستم می توان ازنظریه گارو  در باره  نقص و نارساییهای  ارثی  سوخت وسازوکشف فولینگ در باره بیماری فنیل کتونوریا نام  برد.

توسعه تکنیکهای جدید درژنتیک، توفیق در درمان  سفلیس ، آسان سازی زایمان ، شناخت  عامل ارهاش ،  آمار کودکان عقب مانده ذهنی  را در دنیا کاهش داده است .

 




طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ دوشنبه 23 فروردین 1389 ] [ 08:33 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

کودکان با آسیب دیدگی ذهنی(قسمت دوم)

 

ج – سندرم تریپل  x

   این  بیماران  بر عکس  سندرم  ترنر حالت  تریزومی  یا  3 کروموزوم جنسی  x  دارند و بعبارتی دارای 47 کروموزوم هستند .

   علائم : درجاتی از عقب ماندگی ذهنی – میزان خون قاعدگی کم – فوق زن بودن و داشتن خصایص زنانگی بیشتر

اختلالات ساختمانی کروموزومها

گاهی  ممکن  است   در  اثر  عواملی   مانند  برخی ازویروسها،پرتوتابی یا بعضی ازداروها،کروموزومی شکسته  شده  و اختلال  درساختمان  کروموزومی به وجود آید

در برخی  از موارد ،قطعه شکسته شده کروموزومی ازبین می رود مانند سندرم فریاد  گربه  که  درنتیجه کمبودنسبی قطعه ای از یکی ازکروموزومهای  4یا5  ایجاد می شود .

این افراد دارای اختلال در دستگاه  صوتی وحنجره هستند

علائم :

جمجمه کوچک،عقب ماندگی ذهنی،چشمان مورب  با  فاصله زیاد ازیکدیگر، گوشهای پایین افتاده ،نقایص قلبی مادرزادی ،آرواره کوچک و عقب رانده شده است .

انواع اختلالات متابولیسمی ژنتیکی :

1- بیماری فنیل کتونوریا :

   بدن کودک در اثر بی نظمی ژنی نمی تواند  آنزیم لازم به منظور جذب فنیل آلانین که یک اسید آمینه در  پروتئین  است  را  بسازد و لذا در اثر اجتماع فنیل آلانین  در خون  منجر به  عقب ماندگی ذهنی می شود .

تشخیص این بیماری ازطریق وجوداسیدپیروویک درادراراین بیماران است .

2- بیماری گالاکتوزمیا :

  علت  این  بیماری  که  منشاء   ژنتیکی  دارد نوزاد نمی تواند گالاکتوز یعنی قندی که در شیر است  را  به  علت  کمبود آنزیم لازم  جذب کند و کودک را مبتلا به عقب ماندگی ذهنی می کند.

اگراین بیماری زود تشخیص داده شود و برنامه رژیم  غذایی  تنظیم  شود ، می توان ازضا یعه مغزی جلوگیری کرد .

ب- اختلالات محیط رحم مادر

اختلالات    محیط   رحم   مادر ، موجبات ناهنجاریهای مادرزادی یا نقایص آشکار در ساختمان بدن رافراهم می سازد که معمولا“  با به دنیا آمدن نوزاد قابل مشاهده است .

برخی از این اختلالات بشرح زیر است :

عوامل عفونی و ویروسی

الف – ویروس سرخجه : مادران بارداری که در دوران  سه ماهه اول  بارداری به سرخجه مبتلا گردند ،ممکنست نوزادانی باناهنجاریهای مادرزادی به دنیا آورند

این بیماری موجب ناهنجاریهای چشمی،اشکال در گوش  داخلی ، اختلال  در قلب  ودربرخی موارددرلایه مینای دندان می شود.

در بعضی موارد سبب ناهنجاریهای مغزوعقب ماندگی ذهنی می شود .

85 درصد  زنان نسبت  به این بیماری مصون هستند و نیز این  ویروس ازطریق جفت ،داخل  بدن جنین می شود .

اخیرا“ واکسنهای  موثر ومطمئنی  بر علیه این بیماری تهیه شده که باید سه ماه قبل ازبارداری تزریق شود .

ب- ویروس تب خال ساده :

معمولا“ انتقال  این عفونت در نزدیکی زمان زایمان انجام می گیرد وبا علائمی مانند میکروسفالی،میکروفتالمی،بزرگی کبدوطحال وعقب ماندگی ذهنی مشخص می شود .

ج- ویروس سایتومگال :

این ویروس باعث ناهنجاری و عفونت های جنینی مزمن  که  پس ازتولد باقی می ماند ، می گردد . علائم اصلی این عفونت ،میکروسفالی، آهکی شدن مغز ،نابینایی ،بزرگی کبدوطحال می باشد .

د- توکسوپلاسموز:

عفونتهای دوران بارداری  ناشی  ازاین انگل،ایجاد ناهنجاریهای مادرزادی مانند آهکی شدن  مغز ، هیدروسفالی ،  عقب ماندگی  ذهنی   و   در  برخی    مواقع ،میکروفتالمی و سایر  نواقص   چشمی می کند .

ه- سیفلیس :

این  بیماری  می تواند سبب ناشنوایی مادرزادی  وعقب ماندگی ذهنی درفرزندان می شود ونیزدر بسیاری ازاعضای بدن مانند ریه و کبد ضایعات این  بیماری  به   صورت   فیبروز  منتشر شده مشخص می گردد.

 و- سایر عفونتهای  ویروسی و  ازدیاد  درجه حرارت(هیپرترمی)

2- پرتوتابی

بیماریهایی مانند میکروسفالی ونقایص جمجمه،  اسپینابی فیدا ، نابینایی ، کام شکری  و نقایص سایر اندامها ممکن است  در نتیجه  درمان زن بارداربا مقدارزیادی اشعه ایکس یا  درمعرض اشعه ایکس بودن اوبوجود آید.

ماهیت ناهنجاریها بستگی به مقداراشعه ومرحله تکامل  جنینی که  اشعه  به آن تابیده  شده است دارد.

3- عوامل شیمیایی

نقش  عوامل  شیمیایی ، به  ویژه داروها  در ایجاد ناهنجاریها در انسان رابسیارمشکل می توان اندازه گیری و تعیین کرد .

داروهای ضدجنون وضداضطراب است.این داروها که به عنوان آرام بخشهای اصلی و فرعی دردرمان بیماری های روانی به کار می روند مانند فنوتیازین     ولیتیوم ،کلرودیازپوکسید ودیازپام به عنوان داروهای به وجود آورنده ناهنجاریها ی مادرزادی مورد شک  و تردید هستند .


ادامه مطلب

طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ پنجشنبه 27 اسفند 1388 ] [ 02:07 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]

 کودکان با آسیب دیدگی ذهنی(قسمت اول)

 

دانش آموزان دیرآموز

این دانش آموزان از همسالان خود کندتریاد می گیرند و معمولا“ به سال های آخر دبستان  یا دوره راهنمایی و دبیرستان نمی رسند .

                            

 ویژگیها:

1- در درک مفاهیم ویادگیری مطالب ،کندترازمتوسط کلاسند .

2- درتشخیص روابط پیچیده ،ضغیفند.

3- ازدرک مفاهیم انتزاعی یا مجرد عاجزند.

4- برای یادگیری مطالب درسی ،به تمرینهای بیشتری نیاز دارند.

5- دامنه  معلومات  عمومی  آنان نسبت  به همسالان خود،   محدودتر است .

6- خزانه لغات محدودتری نسبت به همسالان  خود  دارند     و از دستور زبان ساده ای استفاده می کنند .

7- درخواندن وفهمیدن کتابهای درسی دچار اشکال هستند .

8- درانجام تکالیف درسی معمولا“2 تا 3  سال ازهمسالان خود عقب هستند.

با توجه به منحنی  طبیعی  فرضی ، این افراد 6/13 درصد کل جمعیت  را تشکیل  می دهند   و بهره هوشی  معادل 70 تا 85  دارند .

دارای  هیچگونه  علامت جسمی  یا  ظاهری مشخص نیستند  و بجز  در امور تحصیلی که ممکن است با شکست مواجه شونددرسایرامور  زندگی می توانند مستقل عمل کنندوموفق باشند.

تعریف نظری عقب ماندگی ذهنی از سوی انجمن آمریکایی بررسی نقایص ذهنی(AAMD )

 عقب ماندگی ذهنی عبارت است ازکنش عمومی هوش که به طور معنی دار پایین تر از  میانگین بوده  و  همراه  با  اختلالاتی  در رفتار  سازشی     می باشد که در طی دوره رشد ظاهر می گردد.

هوش پایین ترازمتوسط:

هوش  پایین تر از متوسط  معمولا“  توسط  نحوه عملکرد آزمودنی   بر آزمون های  هوشی  تعیین  می شود .

این کودکان از نظر بکارگیری حافظه،تداعی،طبقه بندی اطلاعات قدرت استدلال وقضاوت ، به گونه ای محسوس از همسالان خود در سطح پایین تری قرار دارند .

با  توجه  به  منحنی طبیعی فرضی و با استفاده ازآزمون وکسلر،دانش آموزانی که بهره هوشی آنان  بین  85  (1-  انحراف  استاندارد)  و70  (2- انحراف استاندارد)است،تحت عنوان مرزی خوانده می شوند.

دانش آموزانی که نمراتشان بین 2- و3- انحراف استندارد (بهره هوشی 70تا55)،درصورت دارا بودن  رفتارهای  سازشی  پایین ، عقب ماندگان ذهنی آموزش پذیر خوانده می شوند.

دانش آموزانی   که   پایین تر  از 3 -  انحراف استاندارد قراردارند ، اما قادر به پاسخگویی به برخی از سوالات آزمون هستند،درحوزه تربیت پذیر قرار می گیرند .

کودکانی  که  بهره هوشی آنان  پایین تر از 4- انحراف استاندارد است و قادر به پاسخگویی به سوالات  آزمون  نیستند ،  کودکان  حمایت پذیر می نامند.

رفتار تطابقی یا سازشی:

رفتار  تطابقی  تا  اندازه ای  به  عواملی  خارج از کودک  ، محیطی   که  وی   در  آن  زندگی می کند ، بستگی دارد.

با افزودن واژه تطابقی در تعریف ،عقب ماندگی نه  تنها  شامل عملکرد  ذهنی پایین ترازمتوسط است  ،  بلکه   ناتوانی   فرد در پاسخگویی  به خواستهای اجتماع رانیز همراه دارد.

طبقه بندی عقب ماندگان ذهنی ازدیدگاه آموزشی:

1- عقب ماندگان ذهنی آموزش پذیر:

چنین کودکانی به دلیل زیرهنجاری رشد ذهنی نمی تواند از برنامه های رایج تحصیلی که در مدرسه عادی وجوددارد بهره کافی ببرد.امااگر آموزش وپرورش مناسب باشد ،اوظرفیت رشد در سه زمینه را دارد:

1) آموزش پذیری در سطوح دروس ابتدایی

2) آموزش پذیری درتطابق اجتماعی،به این ترتیب  که کودک سرانجام بتواند به استقلال نسبتا“ مناسبی درجامعه دست یابد .

3) به دست آوردن شغلی که با آن بتواند در بزرگسالی  به  طور کامل  یا نسبی مخارج خود را تامین کرده و ازخود نگهداری کند .

عقب ماندگان ذهنی تربیت پذیر:

این کودکان دارای مشکلاتی درزمینه های زیرهستند:

1- دریادگیری مهارتهای آموزشگاهی حتی در سطح ابتدایی

2- در کسب  استقلال  و سازش  اجتماعی  درسطح بزرگسالی

3- درکسب کفایت های حرفه ای درسطحی که برای مواظبت ازخودبه کمک وهمراهی یا نظارت دیگران احتیاج نداشته باشد.

اما در زمینه های زیردارای استعدادهستند:

1- مهارتهای خودیاری

2- توانایی  حفظ  خود از خطرهای  معمول  در خانه مدرسه وهمسایگی

3- سازگاری در خانواده یا همسایگی

4- همکاری در کارهای  عادی  و  روزمره  در خانه   و همسایگی و مفید بودن به لحاظ اقتصادی

عقب ماندگی ذهنی این افراددرخلال نوزادی و کودکی مشخص می شود .

عقب ماندگان ذهنی حمایت پذیر :

اکثر کودکان  فوق معلولیت های چندگانه  دارند  وممکن است  دارای فلج مغزی،فقدان شنوایی یا بینایی باشند .

هدف برنامه های  تربیتی  برای   این  کودکان محدود  به  آموزش آنان  برای کسب سازگاری اجتماعی در محیط های تحت نظارت است .

برآورددرصد شیوع

ارقامی  که   نشاندهنده   درصد  شیوع کودکان عقب مانده ذهنی است ،معمولا“  از یک  نمونه  جمعیتی  به نمونه  دیگر مطابقت دارد . در حالیکه ارقام مربوط به  تعداد کودکان  عقب  مانده ذهنی  از مکانی به مکان دیگر متفاوت است .

دلایل اختلاف موجود بین متخصصان در ارائه تخمین ها و نمودارها و ارقام

1- به کارگیری حداقل های متفاوت ازهوش بهر ،برای تعیین زیر هنجاری ذهنی

2- برداشتهای گوناگون ازرفتارهای سازشی

3- نسبتهای متفاوت از طبقات  اجتماعی اقتصادی

4- درصد شیوع متفاوت در سنین مختلف

علل عقب ماند گی های ذهنی

رشد ونموکودک ازلحظه ترکیب سلول نروماده با بسته  شدن نطفه  آغاز می گردد . این سلول جدید  با  سرعتی عجیب  و درعین حال نظمی شگفت انگیز،مراحل گوناگون رشدسلولی رادر رحم مادرمی گذراند.

رحم  مادر اولین و مناسبترین محیطی است که موجبات رشد جنین رافراهم می سازد .

در اکثرموارد  این  فعل   و  انفعالات  سلولی ،بطورطبیعی و با  نظم  خاص  خود  صورت     می گیرد.اما ، گاهی  برخی  از عوامل  باعث غیر طبیعی شدن نوزاد می گردد.

انجمن نقایص ذهنی،عوامل عقب ماندگی ذهنی را در 9گروه عمده قرارداده است .

یکی ازانواع گروهبندی های سنتی ازعلل عقب ماندگی های ذهنی بدینگونه می باشد:

الف -اختلالات کروموزوم ها وژنها

   حیات هر انسان با ترکیب سلول نروماده آغاز می شود  این ترکیب را تخم بارور شده یا گامت می گویند .

    تخم بارورشده درهسته خود 46رشته کوچک وبزرگ دارد که به آن کروموزوم می گویند .این کروموزومها را  دوبدو مرتب می کنند و لذا 46  کروموزوم را  به  صورت  23 جفت نمایش می دهند .

در طول هر کروموزوم یک رشته نقاط یا واحدهائی در روی یک خط قرار گرفته اند که ژن می نامند .

هر یک از ژنها  مکان  معینی از کروموزوم را اشغال می کند که به نام مقر ژن یا لوگوس نامیده می شود .

اختلالات کروموزومی و ژنی می تواند کودک استثنایی بوجود آورد.

انحراف از تعداد 46 کروموزوم

الف ناهنجاری های کروموزومهای غیر جنسی (اتوزومی )

ب ناهنجاری های کروموزومهای جنسی

1- سندرم دان یا تریزومی کروموزوم شماره 21

این سندرم توسط پزشک انگلیسی لندن جی دان شناسایی شد . او این افراد را تنها به علت  شباهت ظاهری آنان ازنظر  قیافه  به مغولها ، مانند  چشمهای  مورب ،جمجمه پهن وبینی پهن،مغولی نامید .

گیبسون و فرانک سیزده علامت بدنی را که بیشتر در بین این کودکان معمول است نام برده است .

قضاوت صرفا“ از روی  علائم  ظاهری  بسیار خطرناک و نادرست است و باید ازسنجش هوش وبویژه مطالعه کروموزومها بهره گرفت .

پژوهشها نشان داده اند که سن 35 یا بیشتر مادر دراین امر نقش دارد .گاه مجموع سن پدر ومادر که بیش از 8 سال باشد درایجاد این سندرم موثر است

اشکال سندرم دان :

سندرم دان وابسته به جنس مادر 95%

انتقال یا ترانسلوکاسیون 4%

سندرم موزائیکی دان 1%

 کودکان با سندرم دان از نظر بهره هوشی در گستره 25 تا 70 قرار دارند و میانگین 50 قرار دارند .

 در صد  شیوع  500/1  تا 1000/ 1و 64 % پسر   و 36% دختر می باشد.

2- تریزومی کروموزوم های 17 یا 18

علائم : عقب ماندگی ذهنی    نقایص قلبی مادر زادی گوشهای بزرگ و پایین قرار گرفته خمیدگی انگشتان      و دستها نارسایی کلیوی و000با درصدشیوع 3در10000مورد است .

3- تریزومی کروموزوم های 13 یا 15

علائم :  عقب  ماندگی  ذهنی  -  نقایص  قلبی مادرزادی ناشنوایی لب شکری شکاف کام نقایص چشمی پل بینی پهن فاصله اندک بین چشم و ابرو   گوشهای پایین افتاده       و انگشتان اضافی و000با درصد شیوع حدود 2در10000مورد است

انواع اختلالات کروموزومی جنسی :

الف سندرم کلاین فلتر :

   این بیماری اغلب در مردها دیده می شود .  کروموزوم های جنسی  این  بیماران   جفت xy   بصورت    xxyو بعبارتی  دارای 47 کروموزوم هستند .

   علائم :  آترفی بیضه ها    مسدود  شدن  مجاری  منی ساز    و در نتیجه عقیمی   عدم  رشد  موهای  صورت   صدا و حرکات زنانه ،دستگاه تناسلی رشدی نکرده ومعمولا“سینه ها رشد  بیش  از حدی  دارند تمایلات جنسی به جنس مخالف وجود ندارد و تمایلات همجنس گرایی مشاهده می شود .

   در برخی موارد بیماران دارای 48 کروموزم که 44 عدد آن عادی و 4 عدد آن جنسی است .

  تمایلات  خشونت  آمیزورفتارهای تهاجمی  و جنایی   در این  افراد   بیشتر از مردان طبیعی است  واحتمال زندانی   شدن چنین  مردانی  شش برابر مردان  عادی است .

  انواع  نادرتر  این   بیماری  به  صورت xxyy و xxxyy گزارش شده است .

پ سندرم ترنر :

این بیماری که خاص زنان است با نمودار کروموزمی xo مشخص می شوند .

علائم : نداشتن تخمدان تغییر شکل در استخوان بندی و عقب ماندگی ذهنی


ادامه مطلب

طبقه بندی: کودکان دیر آموز و عقب مانده ذهنی،
[ سه شنبه 25 اسفند 1388 ] [ 07:10 ب.ظ ] [ حمیدرضا شهرستانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

خواهشمند است مطالب ،مقالات تحقیقات و ... خود را در خصوص روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی را در قالبword2003 به نشانیhsh.1357@yahoo.com ارسال تا با نام خود در وبلاگ قرار گیرد.
با تشكر
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

.



قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگفا

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ